نصرت الله کمالیان در گفتگو با روزنامه خراسان رضوی به بیان دیدگاه های خود در خصوص حوزه انتخابیه و مسائل اقتصادی پرداخته که مشروح آن به شرح زیر است:
*فکر میکنید از مهمترین پتانسیلهایی که قوچان دارد و هنوز به آن توجه نشده، چیست؟ پتانسیلی که متفاوت باشد و مشابه بقیه طرحهای دولتی نباشد. منظورم به طور مشخص حوزه گردشگری است زیرا در این حوزه میتوان به توسعه پایدار فکر کرد.
واقعیت این است که قوچان در مسیر ورودی غربی مشهد است و این یعنی فرصتی برای توسعه شهر بر مبنای گردشگری مذهبی. اما ماجرا از این قرار است که موقعیت جغرافیایی قوچان فرصت ویژهای را در اختیار این خطه قرار داده است. این شهر در نقطهای مرتفع از استان واقع شده است تا آنجا که به بام خراسان معروف است. کوههای جنوبی قوچان جای مناسبی برای اسکی است. در حال حاضر اگر برف خوبی ببارد، مردم منطقه برای تفریح و ورزش به این منطقه میروند. معمولاً آنها با لاستیک سرسرهبازی میکنند ولی هنوز این کار نهادینه نشده است.
* یعنی مطالعهای یا تحقیقی در این خصوص در استان انجام نشده تا بتوان این نقطه را به عنوان یک پیست اسکی مدنظر قرار داد و آن را آمادهسازی کرد؟
متأسفانه در این ارتباط کار مطالعاتی انجام نشده است و جا دارد مسئولان در ابتدا این نقطه را خوب ببینند و از این تفریح سنتی مردم به نفع توسعه محل بهره ببرند. کوه شاهجهان و ارتفاعات نسبتاً پایینتر بینالود این فرصت را فراهم کرده است.
* پس با این وصف علاوه بر پتانسیلهای معمول و سنتی نظیر کشاورزی و دامپروری قوچان این پتانسیل را دارد که بتواند به مقصد گردشگری تبدیل شود؟ به ویژه آن که اگر چنین باشد، قوچان میتواند زائران که همان توریستهای مذهبی هستند را به سمت خود جذب کند.
بله، کاملاً درست است. قوچان به درستی معرفی نشده است. این شهر کاملاً تاریخی است. افراد مشهوری را نیز پرورش داده است. برای نمونه آیتالله آقانجفی قوچانی که اینک مقبره ایشان هم در قوچان است یا شهید کلاهدوز. در حال حاضر نیز آیتالله عطاردی که صاحب 100 مجلد کتاب است با وجود داشتن بیش از 80 سال سن در حال تهیه پژوهشی تحت عنوان «خراساننامه» است اما به جز این نوع جذابیتها فرصتهای طبیعی نظیر درههای شمخال در مسیر باجگیران یا مسیر «شازک» و «یدک» و همینطور مسیر «عمارت» میتوانند فرصتهای مغتنمی برای گردشگران و به ویژه طبیعتگردان باشند. همچنین کشتی سنتی «چوخه» با لباس خاص از دیگر جذابیتهای شهر و حوزه انتخابیه من است.
* با این وجود شما در کمیسیون عمران عضو شدید. انگیزه شما از عضویت در این کمیسیون چه بود؟ آیا ارتباطی بین رشته و تخصص شما وجود داشت؟ آیا بین قوچان و رشته شما ارتباطی وجود داشته؟
دقیقاً همینطور است. قوچان در مجموع شهر بلاخیزی است. دو زلزله بزرگ که تخمین زده میشود 7/7 و 3/7 ریشتر بزرگی داشته، موجب ویرانی شهرکهنه قوچان شده است. علاوه بر این در سالهای 54 و 55 قوچان قربانی سیل ویرانگری شد.
* و این باعث شد شما به سراغ رشته فیزیک و ژئوفیزیک بروید؟
پدرم در این ارتباط نقش خاصی داشت. او مرا به شهرکهنه میبرد. فکر کنم 7، 8 ساله بودم که به آنجا میرفتیم. پدرم خرابههای شهر کهنه را نشان میداد و گاه حتی به شکل دقیق نشانی میداد که کجا خانه عمه مرحومم بوده که در زلزله به رحمت خدا رفته است. همینها سبب شد تا علامت سؤال بزرگی در ذهن من درباره زلزله شکل بگیرد. در جستجوی پاسخش تا پایان دوره دبیرستان به جواب مطلوبی نرسیدم و سرانجام این علامت سؤال مرا تا پایان دوره دکترا در رشته زلزلهشناسی همراهی کرد.
* پس قطعاً شما با توجه به زلزلهخیزبودن بسیاری از شهرهای کشورمان علاوه بر قوچان، میتوانید در این حوزه نقش مؤثری داشته باشید. آیا از نظر قوانین ما کمبود و خلأهایی در زمینه کاهش آسیبهای زلزله داریم یا نه؟
البته ما بیشتر تجربیاتی در زمینه زلزله و مدیریت بحران داریم، همانطور که تجربه تلخ زلزلههای رودبار، گلباف، بم و سایر نقاط زلزلهزده را پشتسر گذاشتیم. به هر حال نمیتوانیم از خرابیهای زلزله جلوگیری کنیم زیرا تقریباً 90 درصد خانههای روستایی که قریب به 60درصد جمعیت کشور در آنها ساکنند، در برابر زلزله مقاوم نیستند. واقعیت این است که آرام آرام شهرداریها و مؤسسه تحقیقات مسکن به سراغ این موضوع آمدند. ابتدا هیچ قانونی نبود. آنموقع من رئیس مرکز ژئوفیزیک دانشگاه تهران بودم و بعد آییننامه 2800 نوشته شد. سپس مقرر شد در شهرداریها مهندسان ناظر در کلانشهرها بر ساخت و ساز نظارت کنند. با این حال هنوز همه مواد آییننامه 2800 اجرایی نشده است. بدتر از این نکته، این است که ما برای ساختمانهای ساخته شده برنامهای نداریم و صرفاً برای سازههای در حال ساخت برنامه داریم.
* به هر حال یکی از وظایف قوه مقننه و نمایندگان مردم بحث نظارت است. در این زمینه نمیتوانید کاری کنید؟
درست است،من چندین بار خدمت آقای لاریجانی رئیس مجلس هم این موضوع را گفتهام. مجلس برای نظارت صحیح، درست و دقیق ابزار مناسب ندارد. با این حال در موضع زلزله رفتهرفته باید بر همین موارد آییننامه 2800 تأکید کنیم تا این مسئله جا بیفتد.
* اما مسئله مهمی که این روزها همه ذهنها را به خود مشغول کرده، ماجرای هدفمند کردن یارانههاست. این قانون از سال آینده اجرایی میشود. پیشبینی شما از اجرایی شدن این قانون در حوزه انتخابیه خودتان با وصفی که دربارهاش دارید، چیست؟
هدفمند کردن یارانهها چیزی نیست که عقلا آن را خلاف بدانند و مسلماً دورنمای دارای برکاتی است. اما رسیدن به این برکات، براساس قانونی که به تصویب رسیده، مشکلات عدیدهای دارد. مسلم است که چند چیز مردم را اذیت میکند، از جمله دونرخه بودن اقلام مختلف مصرفی موجب فساد میشود. کوپن نیز همین تأثیر را دارد و دونرخه بودن سبب رانتخواری و مسائل اینچنینی میشود. ما امیدواریم با حذف یارانهها و استمرار آن در عین مراعات حال مردم بتوانیم طرحهای عمرانی را توسعه دهیم و مساوات در استفاده از یارانهها فراهم شود. با این وصف سؤال اساسی این است که چگونه و طی چه فرآیندی این مهم محقق خواهد شد. عدم شفاف بودن و مشخص نبودن چگونگی اجرای آن سبب شد تا موجی از نگرانی و شایعات منجر به بدبینی به این لایحه شود. سخن گفتن از دهک و بعد از خوشهبندی و در نهایت منتفی شدن این موارد به این بدبینیها دامن زد.
* بسیار خوب، با این چشمانداز، شما چه دورنمایی برای حوزه انتخابیه خود ترسیم میکنید؟ منظورم این است که تأثیر اجرایی شدن این قانون بر شهر قوچان چه میتواند باشد؟
هرجا که پول و گردش مالی باشد، میتواند توسعه را به همراه داشته باشد. به نظر من تاکنون هرجا بیشتر یارانه پرداخت شده، بیشتر هم چرخش مالی وجود داشته است. بنابراین در جایی مثل قوچان که گردش مالی کم بوده، یارانه کمتری هم پرداخت شده است. این قانون میتواند به مساوات یارانه را بین مناطق تقسیم کند. بنابراین میتوان امیدوار بود که هدفمند کردن یارانهها میتواند گردش پول در مناطق ضعیف را افزایش دهد. مشکل اینجاست که باید مراقب بود تا تأثیری که سرمایهداران و کسانی که قبلاً حسابی از این یارانهها بهره بردهاند و ممکن است موجب افزایش تورم شود، کنترل شود. اگر این رویه ادامه یابد، میتوان در طولانی مدت بین 7 تا 10 سال شاهد باشیم که آرامآرام به نرخ واقعی و کاهش فساد و همینطور کاهش تورم نزدیک شویم.
* نکتهای هست؛ دولت در سال 86 طرح سهمیهبندی بنزین را با هدف صرفهجویی و هزینه کردن رقم صرفهجویی در مسائلی چون رفاه و تأمین اجتماعی و همینطور حمل و نقل عمومی به اجرا درآورد. اما اینک با گذشت دو سال و سهمیهبندی بنزین نه اثری از صرفهجویی دیده میشود و نه اثری از توسعه حمل و نقل عمومی و موضوع رفاه. آیا ممکن است این قانون به سرنوشت سهمیهبندی بنزین دچار شود؟
البته سهمیهبندی بنزین نکات مثبتی به همراه داشته است اما مشکل اساسی در اجرای آن طرح ناشی از آن است که برای آن صندوق و مرجع مشخصی که رقم صرفهجویی در آن واریز شود، مشخص نشد. به همین دلیل منابع صرفهجویی متمرکز نشد و در جایی یا صندوقی تجمیع نشد. مثلاً اینک در بودجه سال 89 صندوقی به نام «صندوق توسعه» داریم، قرار بر این است که هر ساله 20درصد از محل فروش نفت به این صندوق ریخته شود و این رقم برای توسعه صنایع به بخش خصوصی به صورت تسهیلات اعطا شود.
بر این اساس پس از 5 سال چون نحوه خرجکرد آن نیز ارائه تسهیلات است به اندازه یکسال فروش نفتی سرمایه خواهیم داشت. بنابراین هم پول صندوق مشخص است، هم نحوه ارائه تسهیلات و هم قابل بازگشت است. در مورد بنزین چنین کاری انجام نشد. البته حداقل مصرف سوخت قابل کنترل شد. ولی در مجموع این طرح قابلیت نظارت و کنترل نداشت. مثلاً شهید رجایی طرحی داشت که بنزین از لیتری 29 ریال به 30 ریال افزایش یابد. تکلیف آن یک ریال و نحوه هزینهکرد آن هم روشن شده بود، برایش مسئول و محل تعیین شده بود. به هر حال باید بپذیریم که این کار برای موضوع بنزین و سهمیهبندیاش انجام نشد.
*هدفمند کردن یارانهها تا چه اندازه بر توسعه کشور به ویژه مناطقی چون شهر قوچان میتواند تأثیر بگذارد؟
حداکثر نقش دولت در توسعه یعنی 100درصد توان دولت در توسعه 28درصد خواهد شد، اما 72درصد باقیمانده از هر برنامه توسعهای نقش تسهیلاتی است که به بخشخصوصی از طریق اعطای اعتبارات بانک به فعالان بخشخصوصی ایفا میکنند. تسهیلات از هر نوعش چه خرد و اندک و چه کلان خوب است، زیرا حتی تسهیلاتی به اندازه یکی، دو میلیون تومان توان «کار راهاندازی» دارد. واقعیت این است که ما در قوچان نتوانستهایم توسعه ایجاد کنیم. پس از انقلاب اسلامی هم موفق به این کار نشدهایم زیرا نتوانستهایم از تسهیلات به خوبی استفاده کنیم.
در موضوع هدفمند شدن یارانهها اگر به این سمت برویم که هر محصولی و هر خدماتی ارزش واقعی خودش را پیدا کند آن وقت تولید هم ارزش واقعی خودش را پیدا میکند، بنابراین براساس ریال واقعی کار انجام میشود و این باعث چرخش صحیح و درست مالی میشود و چرخش صحیح و درست مالی سبب ایجاد رونق اقتصادی و سرانجام توسعه میشود.