Icana.ir
fa

اتحاد؛ آسیب‌ها و بایسته‌های آن

**علی بنایی نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی طی یادداشتی که در روزنامه 19 دیمنتشر شده، به بررسی موضوع وحدت، آسیب ها و بایسته های آن پرداخته است.9/19/2010 8:43:00 AM9/19/2010 8:43:00 AMIcana00 Icana
PrintPageچاپPrintPageچاپ با عکس ToFriendارسال به دوستان Whatsapp google_plus Line twitter Telegram
یادداشتی از علی بنائی

اتحاد؛ آسیب‌ها و بایسته‌های آن

سرویس سیاسی
**علی بنایی نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی طی یادداشتی که در روزنامه 19 دی منتشر شده، به بررسی موضوع وحدت، آسیب ها و بایسته های آن پرداخته است.
یکشنبه 28 شهریور 1389 ساعت 08:43

بر آشنایان انقلاب و نظام ، خط مشى حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامى پنهان نیست که معظم‌له در همه برهه‌هاى تاریخى جامعه، همچون حضرت امام خمینى(ره) به وحدت ملى و دینى مردم و مسلمانان به عنوان یک محور بنیادى نگریسته‌اند. نگرش‌هاى الهى ـ اجتماعى ایشان، همواره ویژگى هاى فراجناحى و فراملى را به همراه داشته است.

بى‌گمان در سایه خطوطى که وارث صلابت و معنویتِ بنیان‌گذار جمهورى اسلامى ترسیم کرده‌اند، روشن‌تر مى‌توان گام زد و ژرف‌تر مى‌توان راهکارهاى دستیابى به آرمان‌هاى اتحاد ملى و انسجام اسلامى را سراغ گرفت.

ناگفته نماند چه بسا برداشت هاى انحرافى از وحدت در ابعاد داخلى وخارجى، ممکن است چهره آن را در ذهن مخاطبان مخدوش سازد و نوعى ناهمگرایى را به همراه داشته باشد. از این رو بهتر است اصالت‌ها را در مکتب کسى جست‌وجو کرد که آشکارا چنین اظهار داشت:

 «ما همان سیاست‌هایى را که امام بزرگوار با الهام از متن اسلام و قرآن، به انقلاب اسلامى و به ملت ایران تعلیم داد، و آن خطى را که او ترسیم کرد، دنبال مى‌کنیم و علاج گرفتارى‌ها و مشکلات خودمان را در دنبال کردن این راه مى‌دانیم. درست نقطه مقابل آنچه که دشمنان اسلام قصد دارند آن را در ذهن‌ها جا بیندازند و در فضاى ذهنى اعلام کنند.»

در بندهاى پیش رو، پس از ذکر کلامى روشنگرانه از رهبر معظم انقلاب، تحلیلى کوتاه پیرامون شناخت آسیب‌ها و بایسته‌‌هاى وحدت ملى ارائه خواهیم داد.

 «اگر وحدت ملى و امنیت ملى تأمین شد، دولت هم مجال پیدا مى‌کند که کارهاى خود، مسئولیت‌هاى خود، وظایف خود و برنامه‌هاى سازنده خود را اجرا کند. مى‌تواند به اقتصاد مردم برسد، به اشتغال مردم برسد، به مسائل زندگى مردم رسیدگى کند، به فرهنگ مردم رسیدگى کند، اگر امنیت و یا وحدت نباشد، اختلافات و جنجال باشد، دائماً تشنج سیاسى باشد، اوّل کسى که ضربه مى خورد، دولت است... بنابراین این دو شعار مهم است»

پیوند وحدت ملى و امنیت ملى در کلام رهبرى، به دست مى‌دهد که نگرش‌ها و کوشش‌هاى اتحادگرایانه مردم و روحانیت و احزاب هم سو باسیاست‌هاى راهبردى نظام جمهورى اسلامى، هر کدام به گونه‌اى در روند امنیت ملى و مقابله با توطئه‌هاى استکبارى تأثیرگذارند.

تنگاتنگ بودن این ارتباط ـ که بر اساس ایمان و اسلام و مصالح ملى استوار گشته است ـ مجال نمى‌دهد که کسى یا دسته‌اى ساز مخالف باوحدت داشته باشد؛ زیرا فقدان وحدت ملى، یعنى فقدان امنیت ملى.

در فضاى نا امن اجتماعى و سیاسى نمى‌توان نظاره‌گر پیشرفت و تکامل در عرصه‌هاى فرهنگ و اقتصادى جامعه بود، و اساساً انتظارهاى مردم از حاکمیت در چنین آشفتگى و بى‌اعتمادى، معقول و ممکن نخواهد بود. ازاین روست که مقام معظم رهبرى، اتحاد ملى را بسترساز فعالیت‌هاى دولت خدمت‌گذار و مردمى مى‌شمارد، و نیز آسیب‌پذیرترین نهاد و کانون در جمهورى اسلامى را دولت مى‌شناسد، چراکه دولتمردان ما در هواى غبارآلودِ تفرقه داخلى نمى‌توانند اجراکننده خواسته‌هاى ملت باشند.

از آنچه گذشت برمى‌آید که در شرایط کنونى جامعه ـ که هجوم بى‌امان ِجنگ روانى آمریکا، محسوس و نگران‌کننده است ـ شعار حیاتىِ اتحاد ملى از سوى رهبر معظم انقلاب، در صورت تعهد نیروهاى سیاسى و ملى مى‌تواند توانمندى دولت را در برآوردن نیازهاى مردم؛ مانند اشتغالزایى و فرهنگ بالا ببرد و دیپلماسى آن را فعال و نیرومند سازد.

از طرفى هم اتحاد ملى را باید تأمین‌کننده امنیت ملى و آسایش ملت و قدرت‌نمایى آن در عرصه‌هاى خودباورى و الگو شدن به حساب آورد. بنابراین برکات اتحاد ملى را مىتوان در فقدان تشنج سیاسى ـ دائمى، در جامعه‌اى شاهد بود که عزم ملى خود را به سمت افق روشن برنامه بیست ساله جمهورى اسلامى هدایت کرده است.

 «یک نکته، انسجام و هماهنگى دولت است و پرهیز از این که بخشى از دولت، بخش دیگر را تضعیف کند. این مجموعه شما باید واحد باشد. شما- دولتمردان- باید به معناى واقعى کلمه با هم همکارى کنید»

چنان که در کلام رهبرى انقلاب آمده است، عدم انسجام درونى دولت در جمهورى اسلامى، در حقیقت خنثى‌کننده اتحاد ملى ملت است. همان‌گونه که ملت وظیفه دارد که وحدت ملى خود را حفظ کند و به دولتمردان خود مجال خدمت بدهد دولت نیز موظف است که یکپارچگى در تصمیم‌سازى‌ها را تداوم بخشد.

بنابراین از یک دولت غیر‌منسجم و گرفتار آراى متضاد و عملکردهاى ناهماهنگ، نباید به عنوان یک پشتوانه و عامل حرکت در روند اتحاد ملى یاد کرد. افزون بر این باید دانست که چنین دولت‌هاى ضعیف و ناکارآمدى، تأثیرهاى منفى بر سرنوشت و حرکت ملت خواهند نهاد و روند ناهمگرایى قومیت‌ها و اقلیت‌ها را سرعت خواهند بخشید.

ذکر این نکته ضرورى است که تشکیل دولتى نیرومند و منسجم و هدایتگرِ جریان اتحاد ملى در جامعه، مشروط به حذف جناح مقابل نخواهد بود. دو جناح نظام موجود مى‌توانند با نظر به مصلحت انقلاب و ملت، ترکیبى سالم و فعال و هماهنگ پدید آورند.

آنچه اتحاد ملى مى‌طلبد، عدم تشنج‌هاى سیاسى و نیز گریز از صحنه تسویه‌حساب‌هاى شخصى و جناحى و انتخاباتى است که همواره به صورت یک آفت بزرگ و مرموز، وحدت ملى را تهدید مى‌کند.

 «تأکیداً عرض مى‌کنیم، همکارى با قواى دیگر؛ قوه قضاییه و قوّه مقنّنه، هم مسئله بسیار اساسى و مهم است که بحمدالله در برهه اخیر، همکارى و روش مهربانانه‌اى بوده است. قوه قضاییه فعال است... قوه مقننه با احساس مسئولیت و دلسوزى در مسائل، حرکت و مشى مى‌کند. شما هم که بحمدالله دولت برگزیده مردم و نمایندگان مردم هستید و امیدواریم که ان‌شاءالله این همکارى به بهترین شکل انجام گیرد و ادامه پیدا کند.»

تأکید مداوم رهبرى انقلاب بر ضرورت همکارى قواى سه گانه در جمهورى اسلامى، در حقیقت بیان عوامل زمینه‌ساز اتحاد ملى در جامعه است. دراین مسئله هیچ تردیدى نیست که اتحاد ملى باید از سطوح بالاى نظام شروع شود و آرام آرام لایه‌هاى پایین و همگانى جامعه را فراگیرد.

اگر شکاف‌هاى فکرى و خطى در صدر جامعه، جلوه‌هاى یأس‌آور ایجادکند، شعار اتحاد ملى از طریق خطابه‌هاى عناصر دولت یا قواى دیگر، و همچنین نماز جمعه‌هاى کشور چه تأثیرى خواهد داشت؟ این که پیامبر بزرگوار اسلام، فساد و اصلاح امّت‌ها را در ارتباط با فساد و اصلاح حاکمان و عالمان مى‌شمارد، بر همین واقعیت دلالت دارد.

افزون بر لزوم همدلى سران سه قوه، نباید از یاد برد که تحقق اتحادملى در جامعه، بدون سیاست‌هاى عملى و هدایتگرانه هر قوه در ارتباط باآن، ممکن نخواهد بود. به سخنى دیگر، قواى سه گانه در عین حال که طریق وفاق را مى‌پویند، ناگزیر از التزام عملى به خطوط فراجناحىِ اتحادملى مى‌باشند.

گرایش‌هاى ناپسند و خطى هر قوه، در گزینش‌ها یا برخوردها، راه اتحادملى را سد خواهد کرد.

آیا در این صورت که اعتماد ملى سخت آسیب دیده است، اتحاد ملى فراتر از سطح یک شعار خواهد بود؟

بنابراین اتحاد ملى در ارتباط با قواى جمهورى اسلامى را باید در منظرى دوسویه نگریست، منظرى که درونىِ کارگزاران نظام است و منظر بیرونى که نمودار اجراى ضوابط و قوانین برآمده از متن اصول قانون اساسى جمهورى اسلامى است.

یعنى همان گونه که دست‌اندرکاران قواى سه‌گانه، تکلیف همراهى با یکدیگر را دارند، مسئولیت تحقق خواسته‌هاى نظام و ملت در فضایى پیراسته از حبّ و بغض‌هاى صنفى و جناحى و سیاسى بر دوش آنان سنگینى مى‌کند.

در این باره، سخن حضرت آیت‌الله خامنه‌اى شنیدنى و آموختنى است:

 «فقط در سایه انسجام و وحدت در سطح عالى نظام و در مسائل عمومى، وجود یک اراده جمعى است که دنبال شود. و همین است که به وحدت عمومى ـ به معناى مستمر کلمه ـ منتهى خواهد شد.

این که یک عدّه از این طرف و یک عدّه از آن طرف -درگیر باشند-، بعضى‌ها به فکر حرف و کار خودشان، یک عدّه هم باز به فکر حرف و کار خودشان باشند، این نمى‌شود. تقسیم کردن و تجزیه کردن در سطوح عالى نظام به ضرر نظام تمام خواهدشد. به سود هیچ‌کس تمام نمى‌شود. البته به سود دشمن تمام مى‌شود. اگر دشمن زرنگ و عاقل داشته باشیم، او فوراً سوء استفاده خواهد کرد.»

وجود اراده جمعى که معظم‌له بدان اشارت دارند، بى‌گمان باید از جانب مسئولان بلندپایه نظام دنبال شود؛ اراده‌اى که تجلى اتحاد ملى در سطوح عالى نظام بوده و از آن پس به سطوح میانى و پایین جامعه سرایت خواهدکرد.

همان گونه که رهبر معظم مطرح کرده‌اند، کشش‌هاى نفسانى که درکشاکش‌هاى سیاسى و خطى بروز مى‌کند، اتحاد ملى را ناممکن مى‌سازد؛ زیرا تقسیم و تجزیه نیروها و اندیشه‌ها و برنامه‌ها و اقدام‌هاى خرد و کلان نظام، بیراهه تفرقه و دشمنى داخلى را مى‌گشاید و فقط دشمنان راکامیاب مى‌کند.

گفتنى است مقام معظم رهبرى با حضرت امام خمینى، نسبت به مردم دیدگاهى مشترک و شفاف دارند. همان سان که رهبر فقید انقلاب، برآراى ملت و میزان بودنِ آن تأکید داشت و آنان را تکیه‌گاه نظام تلقى مى‌کرد، حضرت آیت‌الله خامنه‌اى ـ مدّ ظلّه‌العالى ـ نیز چنین نگرشى دارد.

معظم‌له در ارتباط با اتحاد ملى، هیچ‌گونه نگرانى نسبت به ملت ندارند و اقشار گوناگون مردم را به رغم تنوع‌هایى که به لحاظ مذهبى و اقلیمى و قومى و فکرى در آنان به چشم مى‌خورد، یکپارچه و متحد مى‌خوانند. دغدغه رهبرى آن گاه رخ مى‌نماید که کارگزاران و مسئولان نظام، از هرصنف و گروه و خط سیاسى، در تضمین و ریشه‌دار شدن اتحاد ملت، حس مسئولیت و تعهد دینى نداشته باشند. بنابراین مى‌توان جایگاه سران قواى سه گانه در روند اتحاد ملى را جایگاهى تعیین‌کننده به شمار آورد؛ زیرا در حقیقت، اتحاد ملى در گرو منش و روش آنان و دیگر کارگزاران نظام است. استکبار جهانى هم نظر به همین روزنه نفوذ و تضعیف وحدت و انسجام همگانى دارد.

 «امروز خوشبختانه مردم ما متحدند، الحمدلله توده مردم، همان طور که بارها ملاحظه کردید و تجربه نشان داده است متحدند. این اتحاد وقتى تضمین و راسخ و ریشه‌دار خواهد شد که در سطوح بالا احساس تفکیک و جدایى و... نشود. اگر مى‌خواهید در کارهاى خودتان موفق باشید، باید این را رعایت کنید.»

 

ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000

استفاده از این مطالب فقط با ذکر منبع "خانه ملت" مجاز است

Powerd By : Tasvirnet
PC