شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)
PrintPageچاپPrintPageچاپ با عکس ToFriendارسال به دوستان Whatsapp google_plus Line twitter Telegram
یادداشتی از هدایت‌خواه؛

امام خمینی زبان فطرت را می‌دانست

سرویس سیاسی
**ستار هدایتخواه نماینده مردم بویر احمد و دنا طی یادداشتی که در روزنامه امید مردم منتشر شده ،به ابعاد مختلف شخصیت معمار انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی(ره) پرداخته است. روزنامه امید مردم
یکشنبه 28 شهریور 1389 ساعت 10:11

وقتی که انسان به شخصیت بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(قدس سره) نگاه می‌کند، متحیر و مبهوت می‌شود و نمی‌داند که کدام یک از ابعاد شخصیتی وی را توصیف کند. اگر بخواهیم به زبان ساده امام را توصیف کنیم، می‌توانیم بگوییم که امام یک انسان کامل و عبد صالح خدا و تجلی عینی و عملی اسلام بر روی زمین بود.

امام ابعاد وجودی اسلام اعم از سیاست اسلامی، فرهنگ اسلامی، عرفان و فقه اسلامی و. . . را هم در اندیشه و بیان و هم در رفتار و عمل خودش داشت. راز گیرایی شخصیت امام هم در همین است. همان گونه که اسلام منطبق بر فطرت انسان‌هاست و زیباترین جلوه‌های وجودی حضرت حق در قالب اندیشه‌های اسلامی به بشریت عرضه شده است، حضرت امام خمینی(قدس سره) هم به دلیل این که تجلی عینی اسلام بود، برای همه فطرت‌های سالم و دست نخورده جذاب و گیرا بود و از زیبایی، جذابیت و تشعشع خاصی برخوردار بود.

به همین خاطر شما می‌بینید که شیفتگان ودلدادگان امام و راه او، فقط در میان مسلمانان و شیعیان نیستند، بلکه بسیاری از انسان‌های منصف در سراسر عالم دلباخته و متأثر از افکار و اندیشه‌های امام خمینی می‌شوند. البته ما هرچه جلوتر برویم، درخشندگی اندیشه‌های آن وجود پاک و مقدس و نورانی بیشتر نمایان خواهد شد. چنانچه بعضی از اندیشمندان غربی گفته‌اند که قرن 21 قرن امام خمینی خواهد بود. با این که حرکت، نهضت و زندگی امام در قرن بیستم به پایان رسید، اما این اندیشه و تفکرات در قرن 21 بیشتر ظهور پیدا خواهد کرد.

امام اسلام را به طور کامل و همه جانبه دید. ما علما و متفکرین زیادی داشته‌ایم که در مباحث اسلامی وارد شده‌اند اما بیشتر آن افراد، به دلیل محدودیت‌هایی که برایشان وجود داشت، فقط به یک بُعد و جنبه از تعالیم اسلامی پرداخته‌اند. بعضی‌ از این علما، فیلسوفان برجسته‌ای بوده‌اند، عده‌ای مشغول فقه بوده و فقیه بوده اند، بعضی دیگر در حوزه عرفان وارد شده‌اند، اما شخصی که بیشتر ابعاد را در خود جمع کرده بود یعنی فقیه، فیلسوف ژرف‌اندیش، عارف، سالک و یک سیاست ‌مدار باتجربه بود، کسی نبود جز حضرت امام خمینی(رض).

رمز موفقیت امام خمینی در این بود که اسلام را با تمام ابعاد وجودی آن دید و ابعاد مختلف اسلامی را در شخصیت وجودی‌اش به صورت عملی تجلی بخشید.

به دلیل برخورداری امام از ویژگی اخلاص، وی از یک اثربخشی عمیق و بزرگی برخوردار بود و همین اخلاص ایشان بود که باعث شد بر روی جهان تأثیر بگذارد. میزان رشد و کمال یک انسان، به میزان تأثیری که می‌تواند در جامعه و جهان داشته باشد بستگی دارد. به عنوان مثال اگر بخواهیم میزان کمال پیامبر اکرم (ص) را بررسی کنیم، باید نگاه کنیم و ببینیم که تا چه اندازه روی جهان تأثیر داشته است. به همین ترتیب که به افراد دیگر می‌رسیم، باید میزان تأثیرگذاری هر شخص را بر روی جامعه و جهان بررسی کنیم. در میان انسان‌هایی که در قرون اخیر زیسته‌اند، هیچ انسانی را نمی‌توان یافت که به اندازه امام بر جهان تأثیرگذار بوده باشد. امام در واقع با انقلاب خود مسیر تاریخ را عوض کرد. امام یک جهش در تاریخ بشریت ایجاد کرد.

یکی دیگر از دلایل گیرندگی و جاذبه‌ای که امام در دنیا داشت همین اثر وجودی وی در دنیا بود چرا که اثر وی همه دنیا را تحت‌تأثیر خود قرار داده بود.

یکی از خصوصیت‌های مهمی که در حضرت امام خمینی(قدس سره) می‌توان به وضوح وآشکار دید، ویژگی جوانگرایی ایشان بود. درباره راز جوانگرایی امام سخن بسیار گفته شده است، اما من راز جوان‌گرایی امام و علاقه‌مندی جوانان به امام را در ماهیت اسلام می‌دانم، چرا که اسلام دین فطرت است و همه فطرت‌های پاک به سوی آن علاقه‌مندی خاصی دارند. فطرت جوان‌ها هم پاک است و نسبت به افراد سال‌خورده فطرت آنها کمتر گرد و غبار گرفته است. زمینه شکوفایی فطرت جوانان بیشتر از سایر اقشار جامعه است. امام، زبان فطرت را خوب می‌دانست و با زبان فطرت با جوانان صحبت می‌کرد. امام توانست به این طریق در دل جوانان نفوذ کند و آنها را شکوفا کند.

البته همه انبیا الهی نیز با جوانان رابطه خوبی داشته‌اند. پیامبر هم می‌گوید هنگامی که من دعوتم را آغاز کردم، پیران به مخالفت با آن پرداختند، اما جوانان با من هم‌پیمان شدند. امام خمینی هم چون بر جای پای انبیا پا می‌گذارد، فطرت جوانان را مخاطب خود قرار می‌دهد و این مخاطب قرار دادن جوانان به خاطر خود آنها بود، چرا که بعضی از افراد به سراغ جوانان می‌روند برای سوءاستفاده و اهداف شوم خودشان، ولی امام می‌خواست جوانان را به کمال برساند و زمینه رشد و ترقی آنها را فراهم کند. امام خالصانه به سراغ جوانان رفت. زبان امام برای جوانان آشنا بود و به خاطر برجستگی‌هایی که داشت، جوانان جذب وی شدند. رابطه عاشقانه‌ای بین جوانان و امام امت وجود داشت که قابل انکار و پنهان کردن نبود. چنین ارتباط معنوی‌ای در تاریخ کم‌نظیر است.

 اولین کسانی که فریاد عدالت‌خواهانه امام را پاسخ می‌گویند، جوانان بودند. جوان عدالت ‌خواه است و هرجا تبعیض و ظلمی ببیند، خیلی سریع عکس‌العمل نشان می‌دهد. وقتی که امام قیام خود را شروع کرد، از وی پرسیدند که به اتکای چه کسانی می‌خواهید با رژیم طاغوت مبارزه کنید. وی جواب داد که یاران من الان در گهواره هستند. پانزده سال بعد همان کودکان درون گهواره جوانان هجده، نوزده‌ ساله‌ای بودند که فریاد امام را لبیک گفتند و به حمایت از امام پرداختند. همان جوانانی که در رژیم شاه همیشه به فکر کاباره رفتن بودند وقتی که در معرض تابش نور امام قرار گرفتند، دل‌های پاک آنها تحت ‌تأثیر قرار گرفت و به سمت ایثار و فداکاری آمدند، به صورتی که در جنگ برای خنثی کردن مین از هم سبقت می‌گرفتند. خاطراتی که از دوران هشت سال دفاع مقدس نقل می‌شود، نشان‌دهنده عشق عمیق جوانان به امام است. در فرهنگ شیعه رابطه امام با مردم یک رابطه حاکم و محکوم یا رئیس و مرئوس نبوده و نیست؛ بلکه یک رابطه عاشق و معشوق و محب و محبوب است و این رابطه بین امام و جوانان برقرار شد. مقام معظم رهبری هم در جایی گفته‌اند که «فتح‌الفتوح امام همان جوان‌هایی است که تربیت کرده است.»

بعضی‌ها معتقدند که نسل سوم انقلاب تا حدودی از ارزش‌های اسلامی فاصله گرفته و آن رابطه نزدیکی که بین آنان و ارزش‌های اصیل اسلامی در دوران اوایل انقلاب وجود داشت، در حال حاضر کمتر به چشم می‌خورد. در پاسخ به این گروه، باید بگویم که من از سال 1360 به بعد با نسل جوان سر و کار داشته‌ام و در حال حاضر هم ارتباطم با جوانان حفظ شده است. به اعتقاد من درصد جوان‌هایی که در دهه 1360 به امام و ارزشهای اسلامی اعتقاد داشتند، کم نشده است، اما یک واقعیت وجود دارد و آن این است که ما آن‌طور که باید اسلام و امام را به جوانان خود معرفی نکرده‌ایم. ما با زبان جوانان امروزی امام و اسلام را معرفی نکرده‌ایم. به اعتقاد من، ما هرجا که توانسته‌ایم شخصیت امام را به درستی به جوانان معرفی کنیم و آموزه‌های دینی را به درستی در اختیار جوانان قرار داده‌ایم، جوانان به آن سمت تمایل پیدا کرده‌اند. جوان فطرتاً دین‌گرا و عاشق ارزش‌های دینی است. ما نحوه معرفی اسلام را باید از امام یاد بگیریم.

ما نباید اسلام را صرفاً با زبان به جوانان معرفی کنیم؛ بلکه باید در عمل و رفتارمان اسلام را معرفی کنیم. جوانان باید تجلی رفتارهای اسلامی را مشاهده کنند. مهمترین رمز موفقیت امام، در این بود که قبل از آن که مردم را با زبان به اسلام دعوت کند، خودش به آن عمل می‌کرد. در تعالیم اسلامی هم آمده است که مردم را به غیر از زبان خود به اسلام دعوت کنید. قبل از آن که ما بخواهیم جوان را امر و نهی کنیم، افرادی که الگوی جامعه هستند و کسانی که نگاه جوانان به آن‌ها متمرکز است، باید رفتار خودشان را با اسلام تنظیم کنند. هنگامی که می‌خواهیم اسلام را تبیین و تبلیغ کنیم، باید با روش‌های صحیح تبلیغ و تبیین آشنا باشیم. باید با حکمت، برهان استدلال و منطقی که برای جوانان امروزی قابل فهم باشد به این کار بپردازیم. جوان امروزی می‌خواهد بفهمد که دین برای زندگی دنیوی وی چه کار می‌کند. ما باید کارکردهای دنیوی دین را برای جوانان امروزی تبیین کنیم.

امام خمینی این کار را خوب انجام داد. یکی از تفاوت‌های امام با علمای پیشین در این بود که امام دین را تنها به حوزه آخرت محدود و منحصر نکرد. البته این راه دارای ظرافت‌هایی است که باید مراقب باشیم تا در دام سکولاریسم نیفتیم و نباید از جنبه‌های معنوی و اخروی دین غافل شویم. دین نیامده است که فقط ما را به امید آخرت و بهشت نگه دارد؛ بلکه آمده است که در همین دنیا برای ما بهشتی بسازد. تمام آموزه‌های دینی از جمله نماز، روزه، حج، زکات، خمس و. . . را که به دقت نگاه کنید، متوجه می‌شوید که اثرات دنیوی زیادی دارد. مثلاً پیوند بین نماز و پیشرفت علمی، سلامت روحی و روانی، سلامت اخلاقی و حتی پیشرفت در زندگی دنیوی که باید برای جوانان بیان شود. خلاصه این که افرادی که نقش الگو را در جامعه دارند، باید رفتارشان تجلی عینی اسلام و آموزه‌های دینی باشد. دوم این که متناسب با درک و فهم جوان‌ها و شرایط امروزی، دین را به جوان امروزی تفهیم کنیم که قطعاً و یقیناً جوانان ما مانند گذشته به سمت دین خواهند آمد.

از حضرت معمار و بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی نقل است که در جایی فرمودند؛ «برای اصلاح یک کشور ابتدا باید فرهنگ آن کشور اصلاح شود»، من به این کلام امام اعتقاد کامل دارم. اگر قرار است در جامعه‌ای کاری انجام شود و تحولی صورت گیرد، حتماً باید از فرهنگ آن جامعه شروع شود. چون فرهنگ روح یک جامعه محسوب می‌شود و تمام جهت‌گیری‌هایی که در یک جامعه شکل می‌گیرد، ریشه در فرهنگ آن جامعه دارد. اگر فرهنگ جامعه‌ای اصلاح شود، قطعاً سایر ابعاد وجودی آن جامعه هم اصلاح خواهد شد. سایر ابعاد جامعه حکم پیکر و فرهنگ، حکم روح را برای جامعه دارد. فرهنگ مانند خونی است که در شریان یک جامعه جریان دارد. طبیعی است که اگر این خون سالم باشد پیکر هم سالم خواهد بود و به حیات خودش ادامه خواهد داد. اگر این خون ناسالم و مسموم باشد، این پیکر هم علیل و ذلیل و ضعیف خواهد شد و سرانجام مرگ آن فراخواهد رسید. حیات یک جامعه به فرهنگ آن جامعه وابسته است، همچنان که مرگ یک جامعه در گرو مرگ فرهنگی آن جامعه است.

ستار هدایتخواه، نماینده مردم بویر احمد و دنا

 

پیشنهاد سردبیر
اخبار برگزیده
ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000

آخرین اخبار