سال ۹۷ سال حمایت از کالای ایرانی
PrintPageچاپPrintPageچاپ با عکس ToFriendارسال به دوستان Whatsapp google_plus Line twitter

خاطرات تابش از دوران دفاع مقدس

سرویس سیاسی
**محمدرضا تابش نماینده مردم اردکان در مجلس شورای اسلامی به مناسبت هفته دفاع مقدس خاطراتی را از آن دوران بازگو کرده که در نشریه بشارت نو منتشر شده است.
چهارشنبه 31 شهریور 1389 ساعت 10:05

دوران هشت سال دفاع مقدس برای من پر از خاطرات بود اما دو خاطره‌ای که هیچ‌وقت آنها را فراموش نمی‌کنم یکی مربوط می‌شود به دوران آغاز کار ما در جبهه‌های حق علیه باطل و دومی مربوط می‌شود به شهادت یکی از همرزمانم که بسیار مرا متأثر کرد.

زمانی که دانشگاه‌ها تعطیل شد با اکیپی از دوستان اردکانی کار جبهه را از منطقه پاوه و اورامانات که جزو استان کرمانشاه بود شروع کردیم. از بین کسانی که در ابتدای جنگ شهید شدند دوستان اردکانی من بودند مانند شهید انصاری که در شرف اخذ مدرک لیسانس بود و به تازگی به شغل مقدس دبیری مشغول شده بود و عده‌ای هم جانباز شدند و در‌حال ‌حاضر مشغول خدمت به نظام هستند. اما خاطره من برمی‌گردد به همرزم بودن با شهید همت و شهید ناصر کاظمی که آنها هم کار خود را از پاوه شروع کردند. با حضور این دو، حالت معنویت خاصی بر بچه‌ها حاکم بود و این بچه‌ها علاوه بر حضور در خط مقدم به محرومان استان کردستان نیز کمک می‌کردند و من از این دوران خاطرات بسیار شیرینی دارم.

خاطره دوم من مربوط می‌شود به شهید خالقی که یکی از همرزمان من بود و ما با هم برای اولین‌بار به جنوب اعزام شدیم. شهید خالقی مسئول پشتیبانی جنگ بود و در قالب امدادرسانی به جبهه‌ها و رساندن کمک مردم به رزمنده‌ها پایمان به جبهه جنوب باز شد. بعد از آنکه ما رفتیم بسیج شکل گرفت و به آنجا اعزام شد و بعد از آن گردان‌های پشتیبانی وارد جبهه جنوب شدند. وضعیت جبهه جنوب طوری بود که دژ بین ایران و عراق را باید به صورت سینه‌خیز به مسافت صد متر طی می‌کردیم. شهید خالقی سه فرزند داشت که خردسال بودند. قبل از اینکه اعزام بشویم او به فرزندانش گفت که آنها را با موتورش برای گردش به بیرون می‌برد و این کار را کرد. او بچه‌ها را سوار موتور کرد و بعد برگشت و از آنها خداحافظی کرد و این برایم صحنه تأثرانگیزی بود. بدتر از همه آنکه شلمچه که بودیم شبی خواب دید حادثه‌ای برایش رخ می‌دهد که خیر است.

شب عملیات که شد دشمن حمله کرد و خمپاره شلیک کرد. یک خمپاره 60 به سنگر نگهبانی اصابت کرد و او شهید شد و برایم بسیار سخت بود که ما که سال‌ها با هم کار کردیم و او با شور و حال با فرزندانش خداحافظی کرد حالا باید با جسد او به اردکان بازمی‌گشتم.

در هر صورت ما توفیق شهادت را نداشتیم ولی شاید این توفیق را داشته باشیم که حاصل آرمان‌ها و عقاید این عزیزان را پاسداری کنیم و خدای ناکرده لغزشی پیدا نکنیم و از آرمان‌های نظام و شهدا حفاظت کنیم و در جهت جلب رضایت خدا خدمتگزار مردم که ولی نعمت ما هستند باشیم.

محمدرضا تابش

نماینده مردم اردکان در مجلس شورای اسلامی

 

 

پیشنهاد سردبیر
اخبار برگزیده
ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000