هدر اصلی سایت
PrintPageچاپPrintPageچاپ با عکس ToFriendارسال به دوستان Whatsapp google_plus Line twitter
پیمان فروزش در نقد اجرایی نشدن برنامه‌های پنج‌ساله تأکید کرد:

مدیریت در کشور ما فردگراست

سرویس اقتصادی
**«مشکل مدیریت اجرایی در کشور فردگرایی در برنامه‌ریزی، اجرا و نظارت است و در واقع ما در کشورمان سیستم‌گرا نیستیم و همین‌سبب شده تا شاهد بروز سلیقه‌ها در اجرا و مدیریت باشیم».
سه‌شنبه 11 آبان 1389 ساعت 10:06

این تحلیل "پیمان فروزش" نماینده مردم زاهدان و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی  در هفته نامه مندیل سیستان است .

او که یکی از جوان‌ترین نمایندگان مردم در خانه ملت است درباره نگرانی از اجرایی نشدن برنامه پنجم نظیر برنامه چهارم توسعه کشور می‌گوید: «وقتی مدیری سیستم‌گرا نباشد این نگرانی وجود دارد کما اینکه دولت نهم اعلام کرد برنامه چهارم توسعه را قبول ندارد و آن را به اجرا درنیاورد. اگر دولت بعدی هم سیستم‌گرا نباشد این خطر وجود دارد که بخواهد سلیقه خود را اعمال کند.»

این دانشجوی دکترای تخصصی ژنتیک بیومتری و عضو هیأت علمی دانشگاه به برنامه انسداد مرزها و هزینه‌های گزافی در مرز اشاره و تصریح می‌کند: «در همه دنیا با امکانات نرم‌افزاری مرزها را کنترل می‌کنند ولی در ایران برعکس است و با شدت و تاکید بر امکانات سخت‌افزاری این کار صورت می‌گیرد، جالب اینجاست که در جلسات مختلف چه در مجلس چه در دولت یا در وزارت کشور در جلسه همه بر تمرکز بر سیستم‌های نرم‌افزاری و عمران و توسعه مرز به عنوان برنامه کنترل مرزها تاکید می‌کنند اما همین که از جلسه خارج می‌شویم آنچه به اجرا درمی‌آید انسداد مرزها و برنامه‌های سخت‌افزاری است».

گفت‌وگوی ما با این نماینده 37 ساله مجلس شورای اسلامی را در ادامه می‌خوانید:

***

 سیستان و بلوچستان در زمینه راه مشکلات عدیدهای دارد. آن وقت میشنویم که نایبرئیس کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی خبر از آن میدهد که تنها 13درصد از برنامه چهارم توسعه کشور در زمینه راه و حمل و نقل به اجرا درآمده است. با این وصف فکر نمیکنید بدون اجرای برنامه چهارم وارد برنامه پنجم شویم چه امیدی برای توسعه راهها در منطقهای نظیر سیستان و بلوچستان وجود دارد؟

ما در برنامه چهارم توسعه یکسری اهداف کمی داشتیم و یکسری شاخص‌ها که با تغییر دولت عملاً اجرایی نشد. در واقع بعد از تغییر مدیریت اجرایی کشور این حس مدیران بود که امور را پیش می‌برد و نظر مدیران شرط اجرایی شدن برنامه‌ها بود، در حالی که در مدیریت سیستم‌گرا حتی اگر برنامه‌ای نقاط ضعف داشته‌باشد با کمک همان سیستم آن برنامه اصلاح می‌شود نه اینکه به سلیقه و نظر شخصی مدیر اجرا بشود یا نشود. دولت دهم با صراحت اعلام کرد برنامه چهارم را قبول ندارد و آن را اجرا نمی‌کند. این نوع رفتار قابل قبول نیست. به همین دلیل ما در این سال‌ها با نگاهی به نرخ رشداقتصادی، نرخ اشتغال، ضریب جینی و بسیاری شاخص‌های دیگر به آنچه باید می‌رسیدیم نرسیدیم. البته دولت می‌گفت برنامه چهارم آرمانگرایانه تدوین شده است اما جالب اینجاست که برنامه پنجم هم بدون عدد و رقم به مجلس آمد و در کمیسیون تلفیق و کمیسیون‌های تخصصی مجلس اصلاح شد. به هر حال اگر مشکل مدیریت فردگرا در کشور ما حل نشود دولت بعدی هم ممکن است برنامه پنجم را قبول نداشته باشد و آن را اجرا نکند و این درست نیست.

  یکی از برنامهریزیهایی که میتوان گفت غلط بوده همین برنامه انسداد مرزهاست. بودجه کلانی برای آن صرف شده و میشود. مثلاً امثال قرار است 106میلیاردتومان به این کار اختصاص داده شود اما آیا بهتر نیست همین بودجه را در توسعه راههای سیستان و بلوچستان و جادههای مرزی هزینه کنیم؟

خب مرز پهناور ایران در شرق کشور قریب به هزار و400 کیلومتر است. نگاه به مرز باید نگاه به آینده باشد و نگاه به فرصت‌ها. مدیریت و کنترل مرز نیز باید از طریق برنامه‌های نرم‌افزاری باشد.

در اکثر کشورهای دنیا نسبت برنامه‌های نرم‌افزاری به سخت‌افزاری 70 به 30 درصد است اما در ایران کاملا برعکس است و حتی شاهد تمرکز 90درصدی بر برنامه‌های سخت‌افزاری هستیم. این برنامه‌ها بی‌بهره و پرهزینه‌اند. ما نه تنها این 106میلیاردتومان که بیش از این را صرف حفر کانال، کشیدن سیم‌خاردار و دیوار بتونی کرده است. این در هیچ جای دنیا سابقه ندارد. حتی در ناامن‌ترین کشورها نیز چنین کاری انجام نشده است.

  نکته اینجاست که به سبب شرایط آب و هوایی در سیستان و بلوچستان و اتفاقی نظیر بادهای 120روزه این کانالها پر شده و این خود دلیلی بر غیرکارشناسی بودن این برنامه است. حال این پرسش مطرح است که آیا بهتر نیست این طرح متوقف شود؟

بله همین‌طور است. اما در همه جلسه‌ها چه در مجلس و جه در دولت یا در وزارت کشور همه کارشناسان امنیتی و اطلاعاتی و کارشناسانی که روی مرز کار کرده‌اند بر همین موضوع تاکید می‌کنند ولی به محض آنکه از جلسه خارج می‌شویم آنچه در صدر برنامه‌‌های اجرایی قرار می‌گیرد همین انسداد فیزیکی مرزهاست.

  وقتی سخن از اعداد و ارقام میشود به درستی مشخص نیست که با آن چه کارهایی میشود انجام داد. مثلاً همین 106میلیارد تومانی که قرار است به انسداد مرزها اختصاص یابد. مردم نمیدانند این اعداد و ارقام چقدر است و چه توانی دارد؟ به نظر شما با این بودجه چه کار دیگری میتوان کرد؟

اتفاقا آنچه در قالب همین انسداد مرزها انجام شده راه را بر قاچاقچیان نبسته است. آنها به راحتی با وسایلی که دارند از این موانع عبور می‌کنند. در هیچ کجای دنیا چنین برنامه‌ای سراغ ندارم. در هیچ کشوری که بگویند ناامن است از این شیوه بهره برده نشده است مثلاً در عراق، در سومالی، در افغانستان و... هیچ‌کدام از دیوارهای نیوجرسی بتونی استفاده نکرده‌اند و مرز را نبسته‌اند. تازه تنها این 106 میلیاردتومان نبوده است. ما تاکنون صدمیلیاردتومان برای انسداد مرزها هزینه کرده‌ایم که منفعتی هم برای ما نداشته است. در بسیاری از کشورها کنترل مرز از طریق روش‌های نرم‌افزاری انجام می‌شود.

پیشنهاد سردبیر
اخبار برگزیده
ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000