Icana.ir
fa

مولد بودن روستاها باید مورد توجه قرار گیرد

**«نظام‌برنامه‌ریزی ما روستا و روستانشینی را به خوبی نمی‌شناسد. برنامه‌ریزان ما همه شهرنشین و پایتخت‌نشین هستند و دغدغه‌ها این زندگی را دارند و به همین دلیل هم نمی‌توان شاهد بروز اتفاق مثبتی برای روستاها در برنامه‌ها بود.»12/4/2010 8:07:00 AM12/4/2010 8:07:00 AMIcana00 Icana
PrintPageچاپPrintPageچاپ با عکس ToFriendارسال به دوستان Whatsapp google_plus Line twitter Telegram
نصرالله کمالیان

مولد بودن روستاها باید مورد توجه قرار گیرد

سرویس اقتصادی
**«نظام‌برنامه‌ریزی ما روستا و روستانشینی را به خوبی نمی‌شناسد. برنامه‌ریزان ما همه شهرنشین و پایتخت‌نشین هستند و دغدغه‌ها این زندگی را دارند و به همین دلیل هم نمی‌توان شاهد بروز اتفاق مثبتی برای روستاها در برنامه‌ها بود.»
شنبه 13 آذر 1389 ساعت 08:07

این سخنان" نصرالله کمالیان "نماینده قوچان و فاروج در مجلس شورای اسلامی است. نصرالله کمالیان که به تازگی 60 ساله شده، گرچه ریزاندام است اما با پشتوانه‌علمی و اجرایی که داشته تکاپو و فعالیت متفاوتی دارد. همین سابقه اجرایی و دانشگاهی‌‌اش سبب شده نظرات متفاوتی درباره برنامه‌ها داشته باشد.

وی درباره آثار عدم توجه به روستاها و استقرار شهرک‌های صنعتی در شهرهای بزرگ بدون توجه به ماهیت و فعالیت  برای آن شهر می‌گوید: پارادوکسی که ‌چه در آن به حاشیه‌نشین‌های مشهد خدمات شهری ارائه بشود و چه نشود در هر دو صورت آثار و عواقب نامناسبی برای شهر مشهد دارد. بله سؤال این است که آیا می‌توان با دستور و زور آنها را برگردانیم به محل سکونت خود؟ مسلم است که نمی‌شود. بسیاری از این حاشیه‌نشینان آمال و آرزو‌های خود را در همین شهرنشینی، نزدیک‌تر از زندگی در روستا‌ها دیده‌اند و حاضر نیستند به عقب بازگردند.

گفت‌وگوی هفته نامه« ارمغان» خراسان شمالی، با او به بهانه پایان یافتن رسیدگی کلی به برنامه پنجم و اهمیت توجه به روستاها که در برنامه بسیار اندک به آن پرداخته شده، انجام شده که می‌خوانید:

 

* آقای کمالیان، روستاها  مراکز مولد هر کشوری بوده و هستند به همین دلیل به نظر می‌رسد در نظام قانون‌گذاری و برنامه‌نویسی، کمرنگ شده‌اند که اینک شاهد بی‌رونقی روستاهایمان هستیم و حتی ممکن است کمترین جمعیت روستایی در جهان را هم پیدا کنیم؟

من درباره روستاها و نحوه قانون‌گذاری برای آنها دیدگاه متفاوتی دارم. این دیدگاه بعضاً حتی با سایر نظرات همکارانم هم تمایز پیدا می‌کند. معتقدم برنامه‌نویسی ما و تصمیم‌گیری کلان بر اساس آن متناسب با روستاها نیست زیرا برنامه‌نویسان ما و تصمیم‌گیران ما مرکز‌نشین هستند و دغدغه‌های شهرنشینی دارند.

این در حالی است که روستاها مولد مسائل تأمین غذا و حتی صنعت ما هستند. اگر به هر صورتی این مولد بودن روستا‌ها را حفظ کنیم به اعتقاد من روستاهای آبادی خواهیم داشت.

بر عکس اگر روستاها خاصیت مولد بودن را از دست بدهند ولی خانه‌های زیبا داشته باشند یا جاده‌های مناسب و نظایر آن، روستاها خالی از سکنه و نیروی فعال خواهد شد و از رونق می‌افتند. نتیجه اینکه شاهد مهاجرت روستاییان به شهرها خواهیم بود.

روستاها نقشی اساسی در مولد بودن کشور به ویژه در حوزه کشاورزی و دامپروری دارند. اگر همین مولد بودن محور توسعه روستا قرار نگیرد نمی‌توانیم شاهد بهبود شرایط در آنها باشیم. مولد بودن باید محور توسعه روستاهایمان باشد تا شاهد تحول در آنها باشیم. حال آنکه چنانچه روستایی در روستای خود بنشیند ولی از مواهب زندگی شهری برخوردار نباشد قطعاً طرح‌های ما برای جلوگیری از مهاجرت روستاییان به شهر شکست خواهد خورد زیرا وقتی روستایی می‌خواهد فرزندش ادامه تحصیل بدهد و به دانشگاه خوب برود یا از امکانات و خدمات مناسبی چون بهداشت خوب بهره‌مند شود باید فضا برای او فراهم باشد، در غیر این صورت او بی‌تردید روانه شهر می‌شود. شما در سال‌های قبل دیدید که نفر اول کنکور سراسری یک روستایی شد بنابراین روستاییان با وجود نداشتن امکانات آموزشی و نظایر آن با بهره هوشی خوبی توان رشد و ارتقا دارند و اگر ما او را از امکانات دور نگاه داریم نمی‌توانیم به رشد و توسعه شهر و روستا کمک کنیم.

* به هر حال باید بین روستایی و شهرنشین تفاوت‌ها و مزایایی باشد؟

بله تأکید من این است که باید روستایی را مثل یک شهروند مورد توجه قرار دهیم و همان امکاناتی را که برای یک شهروند تدارک می‌بینیم برای او نیز فراهم کنیم. این موضوع به معنای آن نیست که اگر ما بیمارستانی مجهز را در شهر ایجاد می‌کنیم در روستا نیز چنین باشد. باید دسترسی و دستیابی روستایی به امکاناتی از قبیل مسائل بهداشتی، آموزشی و بنیادهای شهرنشینی را برایش تسهیل و تسریع کنیم. باید ببینیم در زندگی شهرنشینی چه امکانات و خدماتی هست که برای روستایی جذاب است. فرض کنید علاوه بر زیرساخت‌های اولیه و امکاناتی از نظر بهداشت و درمان فرصت‌های خوب برای آموزش و تفریح مناسب هست، ‌دسترسی به اینترنت هست. اگر همین موارد را برای روستایی هم قابل دسترسی کنیم و به تناسب زندگی او این فرصت‌ها را در اختیارش قرار دهیم می‌توانیم شاهد تحول در روستاها باشیم وگرنه بهترین ساختمان‌ها را هم برای روستاییان بسازیم باز هم آنها در روستا‌ها بند نخواهند شد و به دنبال جذابیت‌های شهر خواهندآمد.

*  اگر به طور دقیق بخواهید راهکار توسعه روستاها را نشان دهید به چه گزینه‌ای اشاره می‌کنید؟ یعنی ما باید دقیقاً چه بکنیم که مهاجرت از روستاها به شهر اتفاق نیفتد و حتی برعکس شود؟

باید کاری کنیم که روستایی از مولد بودن خود در روستا صرفه اقتصادی ببرد. اگر او از زندگی روستایی خود و تولیدی که در آن شکل می‌دهد صرفه اقتصادی نبرد در روستا ماندگار نخواهد شد. حال اگر سیاست‌های ما به گونه عکس باشد و ما امکانات را هم برای روستایی فراهم کنیم، دسترسی را برای او ایجاد کنیم، جاده، بیمارستان، دبیرستان، ‌مؤسسه‌های آموزشی، پوشش کافی تلویزیونی و اینترنتی و نیازهای اولیه روز را برایش تسهیل کنیم ولی در عوض بیاییم  مولد بودن را درشهرها توسعه دهیم مثلاً در حاشیه شهرها کارخانه ایجاد کنیم یا امثال این روش‌ها آن وقت روستایی وقتی ببیند که درآمدش در شهر بیشتر خواهد بود بی‌تردید باز هم روانه شهر و زندگی شهری خواهد شد. جالب اینجاست که ما حتی منابع آب روستاها را برای مصارف صنعتی و شهری خود استفاده می‌کنیم در حالی که اولویت مصرف آب باید در مصارف روستایی و کشاورزی و تولید روستایی باشد.

* اگر بخواهید نمونه‌ای از مصرف آب و منابع روستا‌ها به نفع شهر و آثار آنها را تشریح کنید به چه موضوعی اشاره می‌کنید و آثارش چه بوده؟

 نمونه بارز آثار این رفتار را می‌توانیم در خراسان رضوی و در مشهد ببینیم. هنوز خوشبختانه در خراسان شمالی چنین رویدادی شکل نگرفته است. اگر به این مسائل توجه نکنیم حتماً در آینده در خراسان شمالی هم شاهد چنین تجربه‌ای نظیر خراسان رضوی خواهیم بود. ببینید الان در مشهد جمعیتی بالغ بر 930 هزار نفر در حاشیه شهر زندگی می‌کنند و ساکن شده‌اند. اگر صددرصد نه ولی 95 درصد این جمعیت از روستاها آمده‌اند. به درستی نگاه کنیم  و بپرسیم این تعداد از چند روستا به شهر مشهد و حاشیه آن آمده‌اندو چند روستا خالی از سکنه شده تا چنین جمعیت حاشیه‌نشینی در مشهد به وجود آید؟ برای ملموس شدن این بحث با محاسبه جمعیت روستایی 450 تا 500 نفر برای هر روستا تقریباً به اندازه روستاهای 5 شهرستان که هر یک 200 روستا داشته‌باشند روستا خالی شده تا چنین جمعیتی در حاشیه مشهد به وجود آید. اگر بپرسیم آنها زندگی خود را دوست نداشته‌اند معتقدم الان هم از آنها بپرسیم به روستایی بودن خود افتخار می‌کنند ولی چه اتفاقی افتاده که حاضر شده‌اند آنجا و علایق خود را رها کنند و بیایند در حاشیه شهر مشهد مسافرکشی و مشاغل کاذب و پست خدماتی را انجام دهند، سؤال اساسی است. مسلم است که این عده صرفه اقتصادی در زندگی روستایی خود ندیده‌اند. منافع کشاورزی و دامپروری ما متأسفانه به دیگرانی از قبیل دلال و واسطه‌های مختلف می‌رسد. محصول روستایی را به چندبرابر قیمت در شهرها می‌خرند. خب مسلم است که روستایی به شهر می‌آید و برای منتفع شدن از صرفه‌های اقتصادی شهر و به کارهای خدماتی و کارگری می‌پردازد. نکته اساسی دیگر این است که ما با این شهرک‌های صنعتی در حاشیه شهرها به این موضوع یعنی حاشیه‌نشینی دامن زده‌ایم. مثلاً  مشهد شهری زیارتی - گردشگری است. اساساً  ایجاد شهرک‌های صنعتی  اطراف آن ضرورت ندارد و ما بدون توجه به ماهیت شهرها، صنعت را به همه جا می‌بریم.

* به هر حال باید قضیه حاشیه‌نشینی شهرهایی چون مشهد را حل کرده به زور که نمی‌توان حاشیه‌نشین را از شهر کوچاند به روستا؟

اگر در چنین شرایطی ما بیاییم و خدمات و امکانات شهری لازم را به حاشیه‌نشین‌ها بدهیم عملاً تبدیل به تبلیغ مضاعفی در توسعه چنین فضاهایی خواهد شد. اگر بهداشت و درمان و رفاه شهروندی را برایشان تأمین نکنیم که آسیب‌های اجتماعی متنوع از اعتیاد گرفته تا انواع بزهکاری متوجه شهرهایمان خواهد شد. این همه به وجود آمده زیرا صرفه اقتصادی در روستاها به وجود نیامده زیرا اساساً مسئولان ما صرفه اقتصادی در روستا برایشان جانیفتاده است. باید کاری کرد که این موضوع صرفه اقتصادی در روستاها درست شود.

باز هم باید تأکید کنم که وقتی روستایی می‌بیند زمین دارد، آب دارد و تولید هم می‌کند ولی این دلال و سلف‌خر و امثال آنها هستند که سود می‌برند، مسلماً در این‌باره و درچنین مواردی روستایی ترغیب می‌شود که سرمایه‌اش را بردارد و به شهر بیاید. این ناشی از آن است که مسئولان ما مسائل و مشکلات روستاییان را یکجا نمی‌بینند. حل مشکل مسکن روستاییان خوب است، طرح‌های هادی روستایی خوب است اما روستا باید مولد باقی بماند و صرفه اقتصادی داشته باشد. نکته دیگر این است که مسئولان در برخورد با روستایی و شهرنشین برخورد دوگانه دارند. برای مثال اگربرای احداث خیابانی در شهرستان یا شهرهای کوچک خانه‌ای از مردم خراب می‌شود حتماً مابه‌ازای آن پرداخت می‌شود ولی در روستاها انتظار مسئولان این است که روستاییان به رایگان خانه و زمین و اموال خود را برای طرح‌های هادی در اختیار دولت بگذارند.

خب، ببینید در مجلس و در دولت فرقی نمی‌کند. ما همه برنامه هایمان را بر اساس مسائل شهری و دغدغه‌های شهری تنظیم می‌کنیم. کسی به روستا و دغدغه‌هایش نگاه نمی‌کند. در مجلس نیز وقتی طرحی، لایحه‌ای مطرح است همه حرف‌ها گفته نمی‌شود. یک نفر مخالف و یک نفر موافق صحبت می‌کنند وبعد رأی‌گیری می‌کنند. اگر نمایندگان خود در این باره مطالعه و اشرافی داشته باشند که رأی می‌دهند اگر نه که نباید انتظار موفقیت در رأی‌گیری را داشت. در مجلس من به‌شخصه از ترکیب کمیسیون تلفیق ناراضی‌هستم زیرا همه نمایندگانی که در کمیسیون تلفیق عضو هستند و یا عضو می‌شوند اصلاً با روستا و دغدغه‌های مربوط به زندگی روستایی ناآشنا هستند و خود بیشتر دغدغه شهر و منطقه و حوزه انتخابیه خود را دارند.

ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000

استفاده از این مطالب فقط با ذکر منبع "خانه ملت" مجاز است

Powerd By : Tasvirnet
PC