Icana.ir
fa

برنامه پنجم توسعه کمیت ندارد

**شهرنشینان آرزوی هوای پاک روستاها را دارند و روستائیان گریزان از روستا به دنبال کسب درآمد راهی شهرها شده‌اند. ساکنان شهرها هرگز حاضر نیستند زمانی بیش ازیک تعطیلات کوتاه در روستاها باشند و روستائیان هم با ورود به شهر ماندگار می‌شوند و دیگر یادی از روستاهایشان نمی‌کنند. آنها رخت سفر می‌بندند اما درحاشیه شهرهای بزرگ ساکن می‌شوند تا نه در گروه شهروندان جایی برای خود داشته باشند و نه در میان روستانشینان. جمعیت روستاییان مهاجری که به شهرها آمده مشکلات خاص خود را دارند و شیب تند این مهاجرت مشکلاتی را برای تمام12/4/2010 8:24:00 AM12/4/2010 8:24:00 AMIcana00 Icana
PrintPageچاپPrintPageچاپ با عکس ToFriendارسال به دوستان Whatsapp google_plus Line twitter Telegram
نماینده مردم بجنورد:

برنامه پنجم توسعه کمیت ندارد

سرویس اقتصادی
**شهرنشینان آرزوی هوای پاک روستاها را دارند و روستائیان گریزان از روستا به دنبال کسب درآمد راهی شهرها شده‌اند. ساکنان شهرها هرگز حاضر نیستند زمانی بیش ازیک تعطیلات کوتاه در روستاها باشند و روستائیان هم با ورود به شهر ماندگار می‌شوند و دیگر یادی از روستاهایشان نمی‌کنند. آنها رخت سفر می‌بندند اما در حاشیه شهرهای بزرگ ساکن می‌شوند تا نه در گروه شهروندان جایی برای خود داشته باشند و نه در میان روستانشینان. جمعیت روستاییان مهاجری که به شهرها آمده مشکلات خاص خود را دارند و شیب تند این مهاجرت مشکلاتی را برای تمام
شنبه 13 آذر 1389 ساعت 08:24

هفته نامه« ارمغان» خراسان شمالی با "موسی الــرضا ثروتی "گفت‌وگویی در این بــاره داشته که می خوانیم:

* در برنامه پنجم بحث زیادی در روزهای آخر بر سر توسعه روستایی در مجلس ایجاد شد، بالاخره نتیجه این بحث به نفع توسعه روستاها تمام شد و بخش روستایی کشور توانست سهم مناسبی از برنامه را به خود اختصاص دهد؟

توسعه روستایی یک بخشی از توسعه کشور است، تقریباً 40 درصد از جمعیت کشور ما در روستاها ساکن هستند بنابراین ما می‌بایست امکانات و زیرساخت‌های توسعه را در روستاها پایه‌گذاری کنیم در غیراین صورت همان بلایی که سر تهران آمده دیگر شهرهای بزرگ ما را هم فراخواهد گرفت. در حال حاضر تهران به عنوان پایتخت کشور زیر بار مهاجرت از دیگر مناطق ناچار است مشکلات زیادی را تحمل کند و این مسئله مارا ناچار می‌کند تا به روستائیان امکانات کافی برای اقامت در محل زندگیشان بدهیم و از مهاجرتشان به شهرهای دیگر ممانعت به عمل آوریم. با این شرایطی که ما در روستاها داریم ساکنان این مناطق راهی ندارند به جز این‌که برای ادامه زندگی‌شان به شهرها هجوم بیاورند. نوسازی روستاها؛ هم به نفع شهر است و هم به نفع روستاست، خب چه بهتر است که ما همین امکانات را به روستاها ببریم که به پایداری در روستاها کمک می‌کند به همین منظور در برنامه‌پنجم توسعه بحث‌هایی هم راجع به روستاها دیده‌ایم، که ان‌شا‌ءالله همین میزان پیش‌بینی شده اگر انجام بشود بخشی از مشکلات روستائیان برطرف خواهد شد.

ما در ماده 174 گفتیم برای بهبود سطح زندگی در روستاها در زمینه سیاست‌گذاری، برنامه ریزی، تعامل بین بخش‌های اجرای ارتقای سطح درآمد و زندگی برای روستائیان و کاهش نابرابری موجود بین جامعه روستایی و شهرنشین کشور ایجاد شود، حمایت‌هایی که از روستائیان و عشایر کشور باید به عمل بیاید در زمینه‌های ارتقای شاخص‌های توسعه روستایی، حمایت از خدمات کشاورزی، ارائه خدمات ارتباطی به روستاها و توسعه صنایع روستایی، اولویت توسعه صنایع کشاورزی کوچک، صنایع دستی، بازارهای محلی و تعیین الگوی مدیریت در روستاها و نوسازی و بازسازی و ایمن‌سازی مسکن روستایی، آموزش فنی و حرفه‌ای، کارآفرینی و اشتغالزایی کوچک، مدیریت یکپارچه اراضی و بیمه اجتماعی و درمان روستائیان این‌ها هم بحث‌هایی بوده که در توسعه روستایی دیده شده است که تمامی این عوامل باعث می‌شود که در بهبود شاخص‌های توسعه روستایی اتفاق بیفتد و ما شاهد اثرات مثبت این اقدامات در روستاهای کشورمان باشیم و در پایداری مردم در روستاها اثر می‌گذارد.

* سازمان ملل اعلام کرده که تا سال 2015 جمعیت روستایی ایران به 25 درصد خواهد رسید، شما تصور می‌کنید که این نوع برنامه‌ریزی انجام شده در مجلس خواهدتوانست بروز این مشکل را به تعویق بیندازد؟

بله مسلماً همین طور است ما زمانی پیش از این 60 درصد از جمعیت کشورمان را در روستاها داشتیم و 40 درصد شهری بودند، اگر کمی عقب‌تر برویم این نسبت به70 درصد روستانشین و تنها 30درصد شهرنشین می‌رسید، به مرور زمان این اعداد تغییر کرد و الان برخی جاها مثل استان خراسان شمالی، 52درصد روستایی و 48 درصد شهرنشین هستند در حالیکه در برخی استانهای دیگر 60 درصد از ساکنان شهرنشین هستند و حتی در برخی جاها ما می‌بینیم که تنها 30 درصد از مردم منطقه در روستاها هستند و 70 درصد مابقی در شهرها اسکان دارند، این آمار استان به استان متفاوت است، اما اگر ما کمتر توجه کنیم به روستائیان قاعدتاً آنها برای حل مشکلات اقتصادی‌شان فقط یک راه حل دارند و آنهم هجوم به شهرها برای در دست گرفتن کارهای کارگری ساده است هر چند که در حال حاضر هم این اتفاق در روستاهای کشور رخ می‌دهد مثلاً من به یکی از روستاهای حوزه انتخابیه‌ام رفتم و از مردم ده خواستم که در مسجد جمع شوند بعد از مدت کوتاهی دیدم که یک گروه زن در مسجد حاضر شدند پرسیدم مگر در این روستا مرد ندارید؟ همه گفتند که مردها برای کار به شهر رفته‌اند و فقط زنها، سالمندان و بچه‌های کوچک در ده زندگی می‌کنند، اگر کمی به این پدیده دقت کنیم می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که همین خانواده‌ها نیز در سال‌های بعد روستا‌ها را ترک کرده و راهی حاشیه شهرها می‌شوند، حال آنکه چنانچه ما بتوانیم اقتصاد روستاها را رونق بخشیم دیگر مردان روستا ناچار نیستند برای دستیابی به درآمدهای حداقلی راهی شهر شوند و از خانواده‌شان جدا باشند. روستائیان یکی دوماه در شهر کارگری می‌کنند و بعد یک هفته به دیدار خانواده می‌آیند حالا شما تصور کنید در این نوع زندگی از تربیت فرزند بدون حضور پدر گرفته تا سایر مشکلاتی که ممکن است این نوع زندگی درپی داشته باشد تبدیل به معضلاتی خواهد شد که گریبان شهرهای کشور را هم خواهد گرفت.

* چه راه حلی در این زمینه دارید؟

در بیشتر موارد محصولاتی که در روستاها تولید می‌شود به صورت خام از روستا خارج می‌شودیعنی این محصولات با کمترین قیمت از تولید کننده اصلی خریداری شده و برای بسته‌بندی و فرآوری راهی شهرها خواهند شد حال اگر ما صنایع کوچک بسته‌بندی و فرآوری را در روستاها مستقر کنیم علاوه بر این که ممکن است خود روستائیان چرخه فرآوری را به دست بگیرند خواهند توانست محصولاتشان را نیز با قیمت بهتری به فروش برسانند و در واقع اطمینان خاطری برای روستائیان کشور بوجود خواهیم آورد تا آنها نسبت به اسکان در روستا امیدوارتر شده و تلاش خود را برای بهبود شرایط کشاورزی و دامپروری به کار بندند. در کنار این صنایع می‌توان به توسعه صنایع دستی و ایجاد پایگاه‌های گردشگری در روستاها اقدام کرد تا از این طریق بخشی از درآمد را به روستاها منتقل کنیم، در حال حاضر به دلیل کسادی بازار کار در روستاها هیچ یک از جوانان در روستا‌ها نمی‌مانند و برای انجام کارگری روانه شهرهای بزرگ می‌شوند و بعد از چند صباحی دیگر تمایلی برای بازگشت به روستا‌هاندارند از این رو ما با یک جمعیتی در شهرها روبه‌رو خواهیم شد که نه شهرنشین هستند و نه روستایی و باید برای سروسامان دادن به مشکلات آنها برنامه‌ریزی دقیقی انجام بدهیم.

 در واقع ما نه تنها مشکل نخست را که توسعه و پایداری روستاهاست حل نکرده‌ایم بلکه مشکل دیگری که ناشی از حضور این جمعیت در شهرهای بزرگ هست  را نیز به چرخه مشکلات کشور افزوده‌ایم، اما در صورت ایجاد پایداری در روستاها از به‌وجود آمدن پی در پی مشکل‌های موازی در کشور جلوگیری خواهیم کرد.

* شما فکر می‌کنید همین بازار سبب اسکان روستائیان در شهرها شده‌است؟

روستایی وقتی به شهر مهاجرت می‌کند دیگر حاضر نیست که به روستاها برگردد، در واقع این دسته مهاجران وقتی امکانات شهرها را با محل زندگی شان در روستا مقایسه می‌کنند به این نتیجه می‌رسند که شهرها مرکز رفاه و آسایش هستند و همین نتیجه‌گیری باعث خواهد شد تا گروه‌های دیگر روستائیان به امید دستیابی به شرایط بهتر زندگی راهی شهرها شده و برای اسکان در حاشیه‌ شهرها برنامه‌ریزی کنند، در این شرایط وقتی امکانات توسعه و درمان و بهداشت روستاها مورد توجه قرار نگیرد ما نمی‌توانیم از روستاییان انتظارداشته باشیم که همچنان در روستا بمانند و از مهاجرت به شهر ها خودداری کنند.

 این برنامه‌ای که از سوی مجلس و دولت تصویب شده است با توجه به شرایط خاص هر منطقه نسخه‌ای برای حل مشکلات روستاها در سراسر کشور داشته است یا به مصداق برنامه‌های پیشین یک الگو را برای توسعه در سراسر کشور ارائه کرده است؟

یکی از ایرادهای برنامه پنجم این است که کمیت ندارد‌و براساس آمال و آرزو نوشته شده است عبارت‌هایی مانند«اینگونه بشود»، «آن اتفاق بیفتد»، «توسعه پیدا کند»، و«نابرابری‌ها کم شود» و از این دست عبارتها، ما در برنامه پنجم بسیار داریم.

 همه این جمله‌ها، توصیفی است و در واقع می‌توان گفت تمام چیزهایی که در برنامه داریم از همین دست اظهار امیدواری‌هاست که بزرگترین نقطع ضعف برای یک برنامه به حساب می‌آید که معلوم هم نیست تا چه اندازه‌ای قرار است این نوشته به عمل نزدیک شود. در این شرایط ما یک سری آمال و آرزهایمان را در این برنامه جای داده‌ایم و امیدواریم که به آنها دست پیدا کنیم در حالی که اگر بنا باشد برنامه‌ای به عمل نزدیک شود نیازمند تعیین کمیت‌ها و ارائه راهکارهای برای دستیابی به آنهاست اما در برنامه پنجم توسعه جای این تعاریف خالی است. در این برنامه اصلاً کمیتی وجود ندارد لذا دولت هم می‌تواند بگوید انجام داده‌ام و یا انجام نداده‌ام چون ما تعیین نکرده‌ایم که قرار است به چه اهدافی دست یابیم، مثلاً آسفالت روستایی به چقدربرسد؟ آبرسانی به چه جایی برسد؟ هیچ تعریفی برای این‌ها نداریم پس نمی‌توان به دستیابی به اهداف امیدوار بود. اصلاً در بخش توسعه روستایی کمیت نداریم  وهمه‌اش اظهار امیدواری کرده‌ایم و به هر حال کسی نخواهد توانست تعیین کند که ما به اهداف رسیده‌ایم یا نه؟

ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000

استفاده از این مطالب فقط با ذکر منبع "خانه ملت" مجاز است

Powerd By : Tasvirnet
PC