هدر اصلی سایت
PrintPageچاپPrintPageچاپ با عکس ToFriendارسال به دوستان Whatsapp google_plus Line twitter
تابش:

مردم مصر نباید به شبه‌دموکراسی سازش‌پذیر راضی شوند

سرویس بین الملل
**قیام مردم مصر با دخالت آمریکا، می‌رود که عقیم بماند. این یکی از هشداردهنده‌ترین تحلیل‌هایی است که طی روزهای اخیر و پس از استعفای حسنی مبارک از ریاست جمهوری مصر، از زبان یکی از مسئولان کشورمان شنیده شده است.
سه‌شنبه 26 بهمن 1389 ساعت 17:17

"محمدرضا تابش"، وکیل مردم اردکان در بهارستان با بیان این جمله، نگاه کمتر خوش‌بینانه‌ای را نسبت به انقلاب مردم مصر مطرح می‌کند که اذهان را متوجه نقشه‌های احتمالی آمریکا و اسرائیل برای انحراف این قیام می‌کند.

این نماینده در گفت و گو با بشارت نیز مانند بسیاری از مقامات کشور، بر شباهت‌های بین انقلاب اسلامی کشورمان و انقلاب 18 روزه مردم مصر تأکید می‌کند. با این وصف، وی تفاوت عمده‌ای را بین این دو نهضت مردمی قائل است و آن، نقش‌آفرینی عاملی به نام «رهبری» در این تحولات است؛ عاملی که فقدان آن در تحولات مصر، نگران‌کننده به نظر می‌رسد.

او همچنین واکنش آمریکا و هم پیمانانش در قبال این انقلاب را مشابه اقدامات آنان برای خنثی کردن انقلاب اسلامی ایران می‌داند که لازمه بی‌اثر کردن آن، هوشیاری مردم مصر و بصیرت آنان نسبت به اوضاع آینده کشور خود است.

 عمده عواملی که باعث شد قیام مردمی در مصر به وجودآید چیست؟

ملت مصر با آن همه سابقه در تاریخ، در زمره کشورهای تمدن‌ساز بوده و کانون تحولات علمی و عملی در جهان اسلام و ایستادگی در خط مقدم مبارزه با رژیم صیهونیستی را در سابقه خود دارد.

 این کشور در سایه استبداد حاکم و حاکمان ناکارآمد و تحت تأثیر جریانات افراطی اسلام گرا و تفریطی وابسته به غرب، به رغم تحولات نسبی در عرصه‌های اقتصادی و علمی احساس می‌کرد دچار تحقیر شده است. برای مقابله با این حس تحقیر است که ملت رشید مصر به مقابله با استبداد برمی‌خیزد و در یک حرکت فراگیر ملی که مسلمانان و حتی اقلیت مسیحی در آن مشارکت دارند، با بازگشت به خویشتن ملی و دینی خود به مقابله با استبداد و ظلم و استعمار برمی‌خیزد.

برای ملت مصر با آن سابقه درخشان در تاریخ جهان و اسلام تحدید آزادی‌ها، برگزاری انتخابات فرمایشی، حاکم کردن فضای خفقان و سرکوب شدید، پشت پا زدن به آرمان‌های اسلامی و ملی و سازش با رژیم غاصب صهیونیستی به جای مقابله با آن که جزو آرمان‌های مردم این کشور است، قابل تحمل نیست و مجموعه این عوامل باعث شده تا مردم مصر دست به حرکتی انقلابی و مردمی بزنند و خود را از شر رژیم دیکتاتوری حاکم بر مصر نجات بخشند.

 چه شباهتهایی بین قیام مردم در مصر علیه مبارک و انقلاب اسلامی در ایران علیه رژیم شاهنشاهی وجود دارد؟

وقتی دوران انقلاب در ایران را مرور می‌کنیم، خیزش مردمی در مصر را مشابه حرکتی که مردم مسلمان ایران انجام دادند، می‌بینیم. مردم ایران در دوران رژیم ستم‌شاهی که از استبداد حاکم، فضای خفقان آور کشور، سرکوب مخالفان و شکنجه و اعدام آنها، بی‌اعتنایی به احکام اسلامی، وجود فقر و تبعیض و بی‌عدالتی و. . . در جامعه به تنگ آمده بودند، دست به قیامی مردمی زدند که رژیم شاهنشاهی را به ستوه آورد و برای مقابله با حرکت انقلابی مردم، این رژیم با بهره‌گیری از مشاوره اربابان آمریکایی‌اش مشابه حرکاتی را انجام داد که در چند روز اخیر در مصر اتفاق افتاد.

 مقصود شما چه حرکاتی است؟

تغییر نخست‌وزیر و برخی صاحب‌منصبان رده بالا، سپردن دولت به نظامیان و در مرحله بعد، افرادی که وجهه ملی داشتند و اعلام شاه مبنی بر اینکه «من صدای انقلاب مردم را شنیدم» و اعتراف به خطاهای خود و وعده برقراری امنیت توسط ارتش و متعاقب آن، برگزاری انتخابات آزاد و برخورد با مسئولان فاسد و. . . اما این وعده‌ها دیرهنگام بود و موج خیزش مردمی در ایران که آزادی و استقلال و برقراری عدالت و رفع تبعیض را شعار می‌دادند، موجب شد انقلاب در بهمن 57 به پیروزی برسد.

شبیه همین تحولات در مصر اتقاق افتاد، اما تفاوت جنبش مردمی مصر با انقلاب ایران در این بود که ایران، رهبری خداجو و مردمی همانند امام(ره) داشت که هیچگاه از خواست‌های مردم تنازل نکرد و قاطعانه فریاد زد «شاه باید برود» و انقلاب اسلامی تحت رهبری‌های داهیانه وی به پیروزی رسید و انقلابیون متکی به مردم مصادر امور را در دست گرفتند.

 و به نظر شما، قیام مردم مصر فاقد چنین رهبریای است؟

در مصر، با وجود آن که مردم بر خواسته‌هایشان پافشاری کرده‌اند و موفق شده‌اند مبارک را از کشور فراری دهند، اما چون رژیم مصر با حاکم کردن خفقان و سرکوب شدید، اجازه حرکت و رشد به هیچ حزب و شخصیتی اسلامی و ملی نداده و حتی اخوان‌المسلمین را که جنبشی اصلاحی و اعتدال‌گرا بود سرکوب کرده، شخصیت و گروه برجسته‌ای وجود ندارد که هدایت امر را عهده دار شود و کار را به سرانجام برساند. این خطری است که جنبش مردمی مصر را تهدید می‌کند و این نگرانی را به وجود می‌آورد که آینده مصر چه خواهد شد؟ مبادا تحت عناوین مقبول و موجه همانند آزادی، دموکراسی و ناسیونالیسم مجددا دیکتاتوری بر کشور مصر حاکم شود یا با سوءاستفاده از اسلام، عده‌ای مقدرات امر را در این کشور به دست بگیرند که به ترویج افراط‌گرایی و خشونت‌گرایی بینجامد. اما توجه به این واقعیات که اغلب مردم و متفکران مصر، اسلام را قبول دارند و به کلام الهی و سنت‌های اسلامی پایبندند و درک صحیح از تحولات دوران جدید دارند و به نیازهای امروز جامعه بشری واقفند، انسان را امیدوار می‌سازد تا ملت رشید مصر با این عقاید و داشته‌ها، حکومتی را بر سرکار آورد که به مردم‌سالاری پایبند باشد و اسلام سازگار با آزادی و حقوق انسان‌ها را در این کشور مستقر سازد.

 نگرانی آمریکا، اسرائیل، غرب و حتی برخی از کشورهای عربی از اوضاع حاکم بر مصر به واسطه چیست؟

خیزش مردمی در مصر و موج جدید مردم‌سالاری در منطقه، تهدیدی جدی برای حکام مستبد منطقه و استعمارگران است. حکامی که به منافع و مصالح ملت‌های خود پشت کرده و غلام حلقه به گوش اربابان استعمارگر خویش هستند. تحولات مصر و تونس اگر به سرانجام برسد، بی‌شک نقطه آغازی بر تحولات و تغییرات دموکراتیک در منطقه خاورمیانه و جهان اسلام خواهد بود؛ حرکتی که حکام مستبد را به چالش خواهد کشید و منافع اربابان استعمارگر آنها را به خطر خواهد انداخت.

 آیا این نگرانیها با واکنشهای آمریکا و متحدانش در قبال انقلاب ایران یکی است؟

مصر همواره یک متحد استراتژیک برای آمریکا در منطقه بوده و مانند ایران در زمان شاه، نقش ژاندارمی منطقه را بازی می‌کرده است. بعد از فروپاشی رژیم شاهنشاهی در ایران آمریکا از طریق مصر اطلاعاتی از کشورهای منطقه را به دست می‌آورده و برای اعمال سیاست‌های منطقه‌ای خود مورد استفاده قرار می‌داده است. مصر با بستن گذرگاه‌های بین غزه و این کشور، بیشترین نقش را در محاصره حماس و جنبش آزادیخواهی فلسطین داشته است و آمریکا همیشه تقویت مصر را به نوعی تضعیف ایران و فلسطینی‌ها قلمداد کرده است. در تحولات اخیر نیز بیشترین برآشفتگی از طرف حکام آمریکا و اسرائیل به همین سبب بوده است.

 مواضع رهبران آمریکا و سایر کشورهای غربی در قبال قیام مصر را چگونه تحلیل میکنید؟

اگر قیام مردمی در مصر آنچنان که مردم می‌خواستند به پیروزی می‌رسید، شکست عظیمی نصیب آمریکا و متحدان منطقه‌ای وی و در رأس آنها اسرائیل می‌شد. اینکه رئیس‌جمهور آمریکا در فاصله چند روز در ارتباط با اتفاقات مصر، چند بیانیه بدهد و مصاحبه کند و حرف‌های متناقضی بر زبان آورد، اوج آشفتگی این ابرقدرت را در مواجهه با این حرکت مردمی در مصر نشان می‌دهد. آمریکا با اتخاذ سیاست بی‌طرف نشان دادن ارتش مصر در جریان‌های اخیر و حتی در جایی که عوامل رژیم مصر به مردم حمله بردند و با اعلام موضع ارتش مبنی بر طرفداری از مردم، باعث شد تا ارتشی که بخش عمده‌ای از بودجه آن از طرف آمریکا تأمین می‌شود و متحد حسنی مبارک است، در اتفاقات اخیر مصر به عنوان نیرویی بی‌طرف یا حتی طرفدار مردم قلمداد شود که انقلابیون و مردم مصر می‌توانند به آن اتکا کنند و هر تحولی در عرصه سیاسی مصر اتفاق افتد، در دورانی که هیچ حزب و شخصیت موجه و معتبری وجود ندارد، باید با اتکا به این ارتش انجام پذیرد؛ ارتشی که نهایتاً حافظ منافع آمریکا در منطقه خواهد بود. این سیاست نرمی بود که از طرف آمریکا اتخاذ شد و به نوعی حرکت تحول‌خواهانه و اسلام‌گرایانه جوانان مصر را فعلاً مصادره به مطلوب کرده است.

 با توجه به این فعل و انفعالات، آینده خیزش مردمی در مصر را چگونه پیشبینی میکنید؟

اگر مردم مصر به این حد از شبه‌دموکراسی سازش‌پذیر با غرب که تضمین منافع اسرائیل را نیز در دل خود دارد قانع شوند، می‌توان گفت از آرمان‌های اصلی خود فاصله گرفته‌اند و حرکت و خیزش مردمی آنها که هم صبغه اسلامی داشت و هم ضداستبدادی و ضداستعماری بود و هم آزادی‌خواهانه، عقیم مانده است. اما بر این باورم هرچه در آینده سیاسی مصر اتفاق افتد، این واقعیت را در پی خواهد داشت که رژیم جدید نمی‌تواند خلاف افکار عمومی جامعه مسلمان مصر و مسلمانان جهان - که مقابله با رژیم صهیونیستی و تشدید فشارها بر این غده سرطانی در منطقه است، حرکت کند و باید به اعتقادات اسلامی مردم و افکار آزادی‌خواهانه آنان احترام بگذارد.

امیدوارم ملت غیور و پرافتخار مصر، نقش مؤثر خود را در منطقه و جهان اسلام بازیابد و این تحولات که نهایتاً آینده جهان اسلام و منطقه خاورمیانه را دچار تغییر و تحول عمیق خواهد کرد، به نفع مسلمانان و آزادی خواهان و در تقابل با مستبدان و مستکبران رقم زده شود.

پیشنهاد سردبیر
اخبار برگزیده
ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000