هدر اصلی سایت
PrintPageچاپPrintPageچاپ با عکس ToFriendارسال به دوستان Whatsapp google_plus Line twitter
قوامی:

نرخ بیکاری در میان فارغ التحصیلان بالای 18درصد است

سرویس اجتماعی
عضو کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات نرخ نرخ بیکاری در میان فارغ التحصیلان بالای 18درصد اعلام کرد.
شنبه 11 تیر 1390 ساعت 17:45
نرخ بیکاری در میان فارغ التحصیلان بالای 18درصد است عضو کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات نرخ نرخ بیکاری در میان فارغ التحصیلان بالای 18درصد اعلام کرد. http://cdn.icana.ir/d/019/489.jpg نرخ,بیکاری,در,میان,فارغ,التحصیلان,بالای,18درصد,است Icana

بررسی وضعیت اشتغال کشور در دستور کار نشست صحن علنی مجلس در 2 هفته پیش بود. رئیس مرکز آمار ایران، وزیر کار و امور اجتماعی و وزیر تعاون مهمانان این نشست بودند که با نمایندگان مردم در مجلس آخرین وضعیت اشتغال در کشور را بررسی کردند.

رئیس مرکز پژوهش‌ها با بیان این‌که در سال ۸۹ دولت نرخ رشد ارائه نداد، افزود: صندوق بین‌المللی پول نرخ آن سال را یک درصد اعلام کرد و نرخ رشد سال ۸۸ را ۷/۰ درصد پیش‌بینی کرده بود و ما فرض را بر یک درصد می‌گذاریم، اما دولت اعلام می‌کند در این شرایط یک میلیون و ۶۰۰ هزار شغل ایجاد کرده که نشدنی است و اقتصاددانان حتی در سطح لیسانس همچنین چیزی را قابل‌قبول نمی‌دانند و چنین معجزه‌ای در هیچ‌جا رخ نداده است.

هادی قوامی عضو کمیسیون بودجه نیز آمار اعلام شده توسط دولت را منطبق بر واقعیت نمی‌داند.

وی در گفت‌وگو با نشریه ارمغان با بیان این‌که نرخ بیکاری در میان فارغ‌التحصیلان ما بالای 18 درصد است می‌گوید: متأسفانه بین بیکاری و سطح تحصیلات رابطه مثبت به وجود آمده است و این نشان‌دهنده یک مشکل است. در ذهنیت بین اینها رابطه باید عکس باشد در حالی که آنچه ما می‌بینیم رابطه‌ای مثبت است. وقتی بین ذهنیت و عینیت چنین تفاوت آشکاری به‌وجود می‌آید نشان‌دهنده یک مشکل اساسی است. گفت‌وگوی ارمغان را با این نماینده مجلس بخوانید.

آیا جلسه‌ای که با حضور وزرای کار، تعاون و رئیس مرکز آمار ایران در مجلس شورای اسلامی برگزار شد قابل‌قبول نمایندگان بود و می‌توانیم به نتایج عملی آن امیدوار و منتظر اتفاقات خوبی در بخش اشتغال باشیم؟

ارائه گزارش اشتغال توسط رئیس مرکز آمار ایران که در واقع از منابع اصلی تایید آمارهای کشور است، می‌تواند تا اندازه‌ای به ما کمک کند. به هر حال آنجا تنها مرجع رسمی کشور است و می‌تواند تا اندازه‌ای قابل‌قبول باشد. اما به نظر من ترکیب جمعیت بیکاران، تا اندازه‌ای مهم است. درست است که آمار بیکاری 2 رقمی است وباید تا پایان برنامه پنجم توسعه، نرخ بیکاری به 2/8 در صد برسد. اما آنچه در این میان به آن اهمیت چندانی داد نشد یا شاید نادیده گرفته شد این است که در بین بیکاران گروه‌هایی از آمار جمعیت فعال جدا می‌شوند گروه‌های مثل دانشجویان، ‌دانش‌آموزان، ‌سربازان، که البته تعدادشان هم کم نیست. ما می‌دانیم امروز جمعیت زیادی از جوانان کشور و فعالان مشغول به تحصیل هستند.

 اصولا مبنای محاسبه اشتغال در کشور ما چیست؟ به هر حال رویه مشخصی دارد که برای شما قابل‌قبول است؟

در همه دنیا روش استانداردی وجود دارد. آنها در محاسبات، پایه‌ها را یکی حساب می‌کنند تا بتوانند کشورها را با هم مقایسه کنند. الان جمعیت بسیاری از جوانان فعال کشورمان تحصیل می‌کنند. نرخ بیکاری در بین فارغ‌التحصیلان دانشگاه نزدیک به 18 درصد است و این خیلی زیاد است. بیکاری در بین افراد بی‌سواد بین7 تا 8 درصد است. در حالی که ما اعتقاد داریم وقتی تحصیلات افزایش پیدا به به‌عنوان یک شاخص توسعه افزایش می‌یابد، بیکاری باید کاهش پیدا کند. متأسفانه بین بیکاری و سطح تحصیلات رابطه مثبت به وجود آمده است. و این نشان‌دهنده یک مشکل است. در ذهنیت بین اینها رابطه باید عکس باشد در حالی که آنچه ما می‌بینیم رابطه‌ای مثبت است. وقتی بین ذهنیت و عینیت چنین تفاوت آشکاری به‌وجود می‌آید نشان‌دهنده یک مشکل اساسی است. این مشکل از اینجاست که فارغ‌التحصیلانمان جذب بازار کار نمی‌شوند برای این‌که تحصیلاتشان متناسبی با بازار کار نیست.

 این مسئله به پذیرش و ظرفیت دانشگاه‌ها هم مربوط می‌شود؟

الان همه جا واحد‌های دانشگاهی در همه شهرها است. و با امکاناتی که در اختیار دارند و متناسب با آنها رشته‌هایی را تاسیس می‌کنند بخشی از پسر‌های ما برای فرا راز سربازی درس در یکی از این رشته‌ها مشغول به تحصیل می‌شوند. ولی وقتی فارغ‌التحصیل می‌شوند جذب بازار کار نمی‌شوند. برخی دختران هم بین بیکاری در خانه و در س خوانند درس را انتخاب می‌کنند و تا مدرکی هم گرفته باشند. بیکاری آنها خودش می‌شود یک مشکل.

آیا دلایل ریشه‌ای بیکاری هم مورد بحث قرار گرفت؟ اصلا اشاره‌ای به این موضوع شد؟

ای کاش در جلسه مذکور این مسائل ریشه‌ای هم مورد بحث و بررسی قرار می‌گرفت. مسئله دیگر این است که بخش زیادی از جمعیت ما بین 15 تا 40 سال است. و بخش زیادی از این جمعیت به‌زودی می‌خواهند از مدرسه و دانشگاه وارد بازار کار شوند، که در واقعیت به جمعیت بیکاران می‌پیوندند. در هر صورت بیکاری معلول شرایط نامناسب اقتصادی است. اگر فضای تولید مناسب باشد و تولید رونق داشته باشد به تبعش اشتغال هم افزایش پیدا خواهد کرد و باعث می‌شود بیکاری کاهش پیدا کند.

نمایندگان دولت در این جلسه اعلام کردند که دولت امسال یک میلیون و 600 هزار شغل‌هایی ایجاد کرده است. منظور دولت از ایجاد شغل در این مار چیست؟ شغل ایجاد کرده است یا فرصت شغلی؟ این 2 چه تفاوت‌هایی با هم دارند؟

فرصت شغلی با ایجاد اشتغال تفاوت‌هایی اساسی دارند. بحث اشتغال پایدار اشتغالی است که وقتی شما ایجاد می‌کنید، شاید یک فرد در یک اشتغال پایدار تا دوره بازنشستگی به کار گرفته می‌شود. فرصت‌های شغلی که ایجاد می‌شود به سرمایه‌گذاری‌ها ارتباط دارد. شما سرمایه‌گذاری در بخش مسکن می‌کنید مثل مهر، که سرمایه‌گذاری انجام شده است. آنجا به تبع آن سرمایه‌گذاری یک سری فرصت‌های شغلی ایجاد می‌شود این فرصت‌های شغلی که اینگونه در بخش مسکن ایجاد می‌شود پایدار نیست. ایجاد این فرصت‌های شغلی موجب تثبیت اشتغال نمی‌شود، برای یک سال است و بلاخره بعد از آن مسکن ساخته شد به تبع آن فرصت شغلی هم که ایجاد شده بود، تمام می‌شود. بعد شما باید سرمایه‌گذاری دیگری انجام دهید که بتوانید آن اشتغال را انتقال دهید به سال‌های بعد.

در علم اقتصاد مفهوم ایجاد شغل چیست؟ در سیاست چه طور، این 2 هم‌پوشانی هم پیدا می‌کند؟

تولید تابعی است از نیروی کار، سرمایه و مثلا زمین و دانش فنی. یا همین دانش فنی خودش تابعی از سرمایه‌گذاری است. یعنی شما وقتی سرمایه‌گذاری می‌کنید، وجوه سرمایه‌گذاری شما ایجاد اشتغال می‌کند. وقتی مسکن می‌سازید، مثلا سعی می‌کنید یک مسکن را متری 300 هزار تومان بسازید، از این مقدار، 100 هزار تومان تقاضای دستمزد است. یعنی شما بالاخره باید نیروی کار به کار بگریید و در واقع یک سوم وجوهی می‌شود که شما باید ایجاد اشتغال هزینه می‌کنید. و به‌دنبال این، کارفرما تقاضای نیروی کار می‌کند و نیروی کار هم کارش را عرضه می‌کند. و اینجاست که اشتغال به‌وجود می‌آید. حالا هر چه قدر که آن سرمایه‌گذاری تداوم داشته باشد آن شغل پایدار خواهد بود. سرمایه‌گذاری کوتاه مدت شغل‌هایی را به‌وجود می‌آورد که پایدار نخواهد بود. لذا وقتی مامی گوییم فضای تولید باید مناسب باشد. این خودش باعث می‌شود سرمایه‌گذاری‌ها تداوم پیدا کند برای این‌که تولید تداوم داشته باشد.. به تبعش اشتغال به‌وجود می‌آید و پایدار هم خواهد بود.

 این یک چرخه به هم پیوسته می‌شود که می‌تواند تداوم هم داشته باشد...

بالاخره وقتی شما سرمایه‌گذاری می‌کنید و کارخانه تاسیس می‌کنید، این کارخانه می‌خواهد 100 سال، 200 سال عمر کند و بالاخره همیشه به‌روز می‌شود و شاید عمری طولانی داشته باشد. طبیعتا تا زمانی که این کارخانه حیات دارد بخشی از فعالیت‌های تولید این کارخانه به فعالیت‌های نیروی کار بستگی دارد. پس نیروی کار کارش را عرضه می‌کند و کارفرما تقاضا می‌کند و اینجاست که بازار کار شکل پیدا می‌کند و نیروی کار به کار گرفته می‌شود.

و البته این تداوم ادامه دارد و البته در برخورد با مشکلات غیرقابل پیش‌بینی نیاز به حمایت‌هایی دارد ولی می‌تواند تداوم داشته باشد.

 شما به‌عنوان یکی از نمایندگان استان خراسان شمالی چه قدر با این مسئله درگیر هستید؟

 در هر هفته به‌طور متوسط100 نامه از نامه‌های مردم حوزه انتخابیه توسط اینجانب پاسخ داده می‌شود. از این 100 نامه در حدود 50 درصد آنها مربوط به اشتغال است که دختر و پسرانی هستند که فوق دیپلم و لیسانس و یا فوق لیسانس هستند. متقاضیان اکثرا تحصیل کرده هستند، افراد بی‌سواد برای تقاضای اشتغال در میان این نامه‌ها خیلی کم است شاید 5 درصدد باشند. البته نباید شغل را از نماینده بخواهند، از جایی دیگر باید بخواهند. نماینده البته باید کمک کند تولید را ایجاد کند اگر نه که بنگاه ایجاد کار که نیست. در بخش دیگر نامه‌ها مربوط به وام و دیگر مسائل است که در واقع برخی وام‌ها هم برای ایجاد اشتغال است. با این حساب بالای 70 در صد از نامه‌های مردم مربوط به ایجاد اشتغال است. تقاضای عمده مردم از ما و از دیگر همکاران هم که سراغ دارم، مربوط به اشتغال است. و بالاخره این مشکل اساسی است که نشان از آمار بالای بیکاری دارد و آماری نیست که دولت اعلام کرده است.. بعضی هم ممکن است که شاغل باشند. اما ممکن از بیکاری و پیدا نکردن کار مناسب دست به کاری موقتی می‌زند. به این امید که بتواند کار بهتری پیدا کند.

این در برخی سازمان‌ها یا اداره‌ها برای کار به اندازه کارمندان نیست و گاه وقتشان را به بیکاری می‌گذرانند چه طور؟ چه اتفاقی باعث ازدیاد نیروی کار در یک جا و بیکاری در جایی دیگر می‌شود؟

ما انواع بیکاری داریم یک بیکاری، بیکاری اصطکاکی است یعنی طرف شاغل بوده است و از کارش رضایت خاطر ندارد، استعفا می‌دهد و می‌رود دنبال کار دیگر می‌گردد. در این فاصله تا کار مورد علاقه‌‌اش را پیدا کند کار‌های موقتی انجام می‌دهد. بیکاری دیگری که در جامعه ما خیلی شدید است. و شاید 70 درصد از نیروی کار شاغل دچار این مشکل هستند بیکاری پنهان است. یعنی فرد کار می‌کند و کارش بازدهی ندارد و مفید نیست. به چند دلیل اتفاق می‌افتد. ممکن است بیشتر از نیازشان نیرو گرفته باشند. ما این موارد را داریم مثلا در کارخانه‌ای 300 نفر نیروی کار و متخصص فنی نیاز دارند 700 نفر نیرو گرفته‌اند معلوم است که 400 نفر دیگر دچار بیکاری پنهان می‌شوند.

به نظر می‌رسد بحث‌ها درباره اشتغال تمام نشده است آیا باز هم این وزرا را برای بحث‌هایی ریشه ای‌تر درباره اشتغال به مجلس فرا می‌خوانید؟

بله. به‌زودی هم وزیر اقتصاد را در مجلس خواهیم خواست تا برای تحولات بازار ارز و طلا توضیح بدهند چون بازار نوسانات بسیار ی مواجه است.

پیشنهاد سردبیر
اخبار برگزیده
ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000