سال ۹۷ سال حمایت از کالای ایرانی
PrintPageچاپPrintPageچاپ با عکس ToFriendارسال به دوستان Whatsapp google_plus Line twitter
سبحانی نیا:

به دلیل روابط دوستانه با عراق، غرامت جنگ تحمیلی پیگیری نشد

سرویس دیگر رسانه‌ها
عضو هیات رئیسه مجلس نهم به عنوان یکی از اعضای مجلس سوم ،از سیر تاریخی آن دوران اعم از چگونگی پذیرش قطعنامه 598، شرایط پس از رحلت امام(ره) سخن بگوید.
جمعه 16 تیر 1391 ساعت 16:18
به دلیل روابط دوستانه با عراق، غرامت جنگ تحمیلی پیگیری نشد عضو هیات رئیسه مجلس نهم به عنوان یکی از اعضای مجلس سوم ،از سیر تاریخی آن دوران اعم از چگونگی پذیرش قطعنامه 598، شرایط پس از رحلت امام(ره) سخن بگوید. http://cdn.icana.ir/d/019/7767.jpg به,دلیل,روابط,دوستانه,با,عراق،,غرامت,جنگ,تحمیلی,پیگیری,نشد Icana

به گزارش گروه دریافت خبرخبرگزاری خانه ملت؛حسین سبحانی​نیا نماینده مجلس سوم تصریح می​کند که کاریزمای امام(ره) موجب شد مردم بتوانند به راحتی پذیرش قطعنامه را هضم کنند. زیرا امام(ره) به دلایل پذیرش اشاره کرده و این اقدام را مصداق نوشیدن جام زهر تلقی کردند. نماینده مردم نیشابور بر این مساله تاکید دارد که بعد از پذیرش قطعنامه، گرفتن غرامت ایران از عراق در دستور کار قرار گرفت؛هرچند وقتی صدام سقوط کرد و دولت مالکی بر سرکار آمد ایران از طرح دوباره گرفتن غرامت چشم پوشی کرد.نماینده ادوار مجلس در عین حال مدیریت هاشمی رفسنجانی را بسیار پخته و کارآمد دانست که به هیچ وجه قابل مقایسه با مدیریت کروبی نیست.

مشروح گفت​وگوی خبرآنلاین با این نماینده ادوار مختلف مجلس را در ادامه بخوانید:
 
هفت خرداد 1367 مجلس سوم شروع به کار کرد و کمتراز دو ماه بعد یعنی در 27 تیرماه قطعنامه 598 توسط امام پذیرفته شد و بدین ترتیب جنگ پایان یافت. مجلس تا چه اندازه در جریان پذیرش قطعنامه بود؟
پیش از پذیرش قطعنامه ما با دکتر ولایتی برای پیگیری بحث هواپیمای ایرانی که توسط ناو وینسنس آمریکا در 12 تیر ماه 1367 سقوط کرده بود و منجر به شهادت 290 سرنشین آن شده بود به نیویورک رفتیم. قرار بود این مساله در شورای امنیت مورد بحث و بررسی قرار بگیرد. در شورای امنیت بوش پسر مسئولیتی داشت و همان زمان بوش پدر هم رئیس جمهور بود. همزمان با این نشست، بحث پذیرش قطعنامه توسط ایران مطرح شد. حضرت امام(ره) مصلحت را در این دیدند که قطعنامه 598 توسط ایران مورد پذیرش قرار بگیرد. البته تلاشی برای پایان دادن به جنگ هشت ساله وجود داشت و این مباحث مطرح شده بود .
 
برای اولین بار در نیویورک متوجه شدید؟
بله من در نیویورک متوجه این مساله شدم. تا پیش از آن مساله​ای مطرح نشده بود و کسی تصور نمی​کرد قطعنامه پذیرفته شود .
 
اما فرماندهان جنگ با امام(ره) دیدارهایی داشتند و پیشنهاد پایان جنگ را ارائه کرده بودند. آیا شما در جریان بودید یا اینکه در نیویورک متوجه شدید؟
چیزی مطرح نبود و ما در نیویورک متوجه شدیم. در آن مقطع زمانی حتی حرف​هایی زده نمی​شد که این احتمال قوت بگیرد که به زودی قطعنامه از سوی امام پذیرفته می​شود.
 
در سوالات بسیاری از کاربران آمده است که با شنیدن پیام امام(ره) متوجه پذیرش قطعنامه شده و شوکه شدند؟ مدت زمانی که شما در نیویورک متوجه این مساله شدید تا زمانی که پیام امام(ره) از رسانه​ها منتشر شد، چقدر بود؟
فاصله زیادی نبود. حضرت امام(ره) وقتی به این جمع بندی رسیدند زود اعلام عمومی کردند. اگر در جمع خاصی این مساله مطرح شده بود، من از این مساله بی اطلاع هستم. اما واقعیت این است که بین اطلاع من از پذیرش قطعنامه و اعلام عمومی از طریق رسانه​ها فاصله خیلی کوتاهی طی شد .
 
پس خود شما هم به نوعی شوکه شدید؟
همینطور است. این پیش بینی وجود نداشت که به این سرعت در مورد پایان جنگ تصمیم گرفته شود .
 
یعنی قبلا صحبت​ها و رایزنی​ها در مورد پذیرش قطعنامه انجام شده بود که در نشست نیویورک زمزمه​های آن قوت گرفت؟
من از جمع​بندی و تحلیل​های صورت گرفته بین حضرت امام(ره) و فرماندهان جنگ خبری ندارم اما واقعیت این است که این تصمیم فقط باید توسط رهبری گرفته می​شد. بنابراین این تصمیم گیری در زمره وظایف مجلس محسوب نمی​شد که مجلس بخواهد در مورد آن تصمیم گیری کند. این تصمیم با توجه به نقش و جایگاه حضرت امام(ره) از سوی مردم پذیرفته شد، در حالیکه اگر این تصمیم توسط فرد دیگری اعلام می​شد شاید مشکلاتی را به وجود می​آورد. اما واقعیت این است که جایگاه امام(ره) سبب شد که این مساله از سوی مردم پذیرفته شود. این موضوع برای افراد، با توجه به ولایت پذیری​ای که داشتند به راحتی حل شد. فرمایشات امام(ره) در مورد دلایل پذیرش قطعنامه، بسیار تاثیر گذار بود. زیرا حضرت امام(ره) به شرایط سختی اشاره کردند که منجر به پذیرش قطعنامه شده بود و از آن با عنوان نوشیدن جام زهر یاد کردند .
 
آیا در مجلس کسانی بودند که بخواهند در مقام مخالفت با این مساله اظهارنظر کنند؟ موضع مجلس در این مورد چه بود؟ آیا صحبتی در مورد پذیرش قطعنامه قبل و یا بعد از این مساله انجام شد؟
قبل از پذیرش قطعنامه، یک​سری صحبت​های کلی در مورد پایان جنگ مطرح شده و راهکارهایی ارائه می​شد. همچنانکه حرف​هایی زده می شد که جنگ باید پس از فتح خرمشهر پایان می​یافت و نباید ادامه پیدا می​کرد. این سخنان همانطور که در ذهن بسیاری از مردم جامعه وجود داشت، به داخل مجلس و کمیسیون​ها نیز راه یافته بود. نمایندگان مجلس در این رابطه تحلیل​هایی را توام با استدلال ارائه می​کردند .
 
این زمزمه​ها در مجلس سوم مطرح شد یا اینکه در مجالس دیگر هم مطرح شده بود؟
این استدلال​ها بیشتر در مجلس دوم بود. در مجلس سوم همان مباحث ادامه یافت. زیرا برخی از نمایندگان مجلس دوم به مجلس سوم راه یافتند. نمایندگان معتقد بودند که بعد از هشت سال، باید جنگ پایان پیدا کند. بنابراین این انتظار وجود داشت که مسئولان کشور راهکارهای پایان جنگ که توام با عزت باشد را مورد بررسی قرار دهند. زیرا مردم در برابر یک تجاوز، دفاع مقدسی را انجام دادند و شهیدان، جانبازان و اسرای زیادی را تقدیم کرده و خسارات​ گسترده مادی و معنوی را متحمل شدند. بنابراین می​بایست جنگ به گونه​ای پایان یابد تا ایران بازنده این جنگ شناخته نشود. لذا مسئولان با حفظ عزت کشور به دنبال پایان جنگ بودند. این نگرش در اواخر مجلس دوم وجود داشت و به مجلس سوم هم تسری پیدا کرد. زیرا جنگ در این مقطع زمانی حالت فرسایشی پیدا کرده بود. در نهایت غرب هم به این نتیجه رسیده بود که باید زودتر جنگ پایان یابد. از آغاز هم ایران جنگ را شروع نکرد. بنابراین تلاش زیادی صورت گرفت تا راهکاری ارائه شود که دشمن احساس پیروزی نکند. بنابراین حضرت امام(ره) وقتی قطعنامه را پذیرفتند که نیروهای دو طرف، به مرزهای قانونی خود برگشته و مرزهای کشور از حضور دشمن خالی شده بود. در این مرحله موقعیت ایران به گونه​ای بود که دشمنی در داخل سرزمین ایران وجود نداشت. بنابراین با توجه به شرایط ایران و فرسایشی شدن جنگ و مایوس شدن غرب در مورد پیروزی بر ایران سبب شد که در این راستا تلاش​های بین​المللی انجام شود با توجه به تمام این عوامل، فضای بین​الملل و شرایط حاکم بین دو کشور قطعنامه پذیرفته شد.
البته اظهارات آقای دکویار دبیر کل وقت سازمان ملل متحد در مورد اینکه آغازگر جنگ عراق بوده است، درپذیرش قطعنامه بسیار موثر بود. بخصوص اینکه در قطعنامه به ضرورت پرداخت خسارت به ایران تاکید شده بود. امکان داشت که مردم در مورد پذیرش قطعنامه حرف​هایی داشته باشند اما چون به امام(ره) اعتماد داشتند، اگر هم احیانا انتقادی نسبت به این مساله داشتند؛ سعی کردند این مسائل را جایی مطرح نکنند. مجلس شورای اسلامی هم جدا از جامعه نبود و تلاش داشت تا سیاستی که نظام به عنوان ضرورت پذیرش قطعنامه به عنوان یک موضوع مهم در دستور کار خود قرار بدهد.
 
زمانی که امام خمینی(ره) این پیام را دادند این احساس در برخی افراد ایجاد شد که نباید این تصمیم گرفته می​شد. آیا در مجلس هم نه از باب مخالفت با حضرت امام(ره) بلکه از این منظر که باید اقدامی انجام شود تا احساس پیروزی در مردم به وجود بیاید؛ آیا در این زمینه سخنانی مطرح شد؟
نه این بحث​ها در مجلس مطرح نشد؛ اما در کمیسیون امنیت​ملی بحث​هایی مطرح می​شد که حالا که قطعنامه پذیرفته شده است و در این مورد خدشه​ای هم وارد نیست، باید تدابیری را به کار گرفت تا ایران هرچه زودتر خسارات و غرامت​های جنگ هشت ساله را از عراق بگیرد. از دبیر کل سازمان ملل متحد با توجه به اینکه روزهای پایانی مسئولیت خود را طی می​کرد این انتظار وجود نداشت که بخواهد تصمیمی به نفع ایران بگیرد. با این حال ایشان تصمیم خوبی گرفت و عراق را به عنوان آغازگر جنگ معرفی کرد و این مساله به عنوان دستاورد ایران ثبت شد. بحث​هایی که در کمیسیون امنیت ملی مطرح می​شد در تعارض با تصمیم گرفته شده توسط حضرت امام(ره) نبود. زیرا اصل پایان جنگ و پذیرش قطعنامه جای بحث نداشت، اما موضوع غرامت​های جنگی و خسارات وارده مطرح شد تا راهکاریی دنبال شود و خسارت جنگی به ایران استرداد شود.
 
مباحث کمیسیون​ امنیت ملی همان زمان هم مسکوت گذاشته شد و دیگر تلاشی صورت نگرفت تاحق ایران از عراق بازپس گرفته شود. به نظر می​رسد که در این زمینه کوتاهی صورت گرفته است. اینطور نیست؟
اگر رژیم، رژیم صدام بود این مساله به صورت جدی پیگیری می​شد. ولی عدو سبب خیر شد و صدامی که مورد حمایت آمریکا بود، در نهایت توسط خود آمریکا ساقط شد. بعد از حذف صدام، شرایط جدیدی در عراق حاکم شد و زمینه برگزاری انتخابات و ... را فراهم کرد. تبلور اراده مردم در در ایجاد دموکراسی و تشکیل دولت متبلور شد. البته آمریکا تلاش کرد تا دولتی بر سر کار بیاید که تا حد ممکن طرفدار آمریکا باشد. بنابراین ازعلاوی خیلی حمایت کردند و تلاش کردند تا وی به قدرت برسد. به همین دلیل تشکیل مجلس در عراق به تاخیر افتاد. آمریکا تلاش کرد تا برای آقای علاوی رای سازی کند و مانع به قدرت رسیدن آقای مالکی شود. آنها با توجه به جمعیت 65 درصدی شیعیان در عراق علاوی را مطرح کردند. علاوی فردی شیعه اما لیبرال و سکولار بود. آمریکا گروه​های مخالف را دور علاوی گرد آورد. اما در نهایت آقای مالکی به قدرت رسید که مورد حمایت ایران بود. این دولت مردمی بوده و از پشتوانه اکثریت مردم برخوردار است. اما به دلیل روابط دوستانه با عراق بحث غرامت پیگیری نشد .
 
به عبارت دیگر بحث غرامت پیگیری نشد چون برادر که از برادر غرامت نمی​گیرد!
غرامت از مسائلی بود که در این مقطع زمانی مسکوت ماند. شاید اگر رژیمی دیگری به جز دولت مالکی بر سر کارمی​آمد این مساله پیگیری می​شد. به هرحال دولت مالکی، دولت نوپایی بود و پایش روی پوست خربزه قرار داشت. امریکا تلاش داشت تا یک لانه زنبور برای ایران ایجاد کند و در این رابطه برنامه​ریزی کرد، همچنانکه منافقین را مستقرنمود. به همین دلیل ایران، مساله غرامت را پیگیری نکرد تا فشار بیشتری به دولت مالکی وارد نشود. این ملاحظات موجب شد تا غرامت جنگی مسکوت گذاشته شود. هرچند دریافت غرامت حق دولت ایران است و این مطالبه هر زمانی قابل پیگیری است
.
البته به شرطی قابل پیگیری است که مشمول مرور زمان نشود.
اسناد و مدارک موجود است و این امکان وجود دارد که مساله غرامت ایران از عراق پیگیری شود .
 
شما به عنوان نماینده مردم نیشابور چطور مردم را در خصوص پایان جنگ مجاب کردید؟
در نیشابور خانواده​هایی با دو تا سه شهید یا جانباز زیاد داریم. برای بسیاری از خانواده​ها این مساله هضم نشده بود. اما به دلیل علاقه به حضرت امام(ره) و باور به مصلحت​اندیشی ایشان این مساله را قبول کرده بودند. شاید از من به عنوان نماینده از علل و عوامل این تصمیم سوال می​کردند و می​خواستند که بیشتر بدانند .
 
کسی دیگری هم به جز امام(ره) نمی​توانست در این مورد تصمیم بگیرد زیرا طبق اصل 110 قانون اساسی اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروهای مردمی از اختیارات رهبری به شمار می​رود .
البته در آن زمان، حضرت امام(ره) فرماندهی کل قوا را تفویض کرده بودند.
 
بعد از پذیرش قطعنامه، طلا افت بسیار شدیدی کرد و بازار دچار نوسان شدیدی شد که در نهایت موجب شد تا بسیاری از فعالان اقتصادی ورشکست شوند. در آن زمان مجلس چه تدابیری را برای برون رفت از این مشکل در نظر گرفت؟
وضعیت بازار، رفع نیازهای عمومی کشور و تنگناهای زیادی که به دنبال تحریم ها ایجاد شده بود کشور را دچار مشکل کرد. تحریم ها همواره در کشور ما وجود داشته است اما بعد از پایان جنگ بنیه اقتصادی ما چندان قوی نبود و بسیاری از پیشرفت​هایی که در حال حاضر وجود دارد آن زمان به دست نیامده بود. زیرا بعد از انقلاب، کشور وارد جنگ طولانی مدتی شد که هشت سال به طول انجامید. در دوران دفاع مقدس تمام توان ما متمرکز دفاع شده بود و در داخل کمبودها و کاستی​هایی وجود داشت که بیشتر آن از ناحیه واردات بود. آن زمان فشارهای زیادی وجود داشت و به نظر می​رسد که مجموعه مشکلات داخلی و نظامی موجب شد که حضرت امام (ره) این تصمیم را اتخاذ کند. اگر شرایط داخلی بهتر می​بود ودر بخش نظامی از دستاوردهایی که در حال حاضر وجود دارد، برخوردار بودیم؛ شاید این تصمیم گرفته نمی​شد. اما در آن زمان هنوز تلاش کارشناسان داخلی ثمر نداده بود و تنها می توانست نیازهای اولیه را مرتفع کند. در مجلس تلاش بر این بود که برای برون رفت از وضعیت حاکم راه حل​هایی را در دراز مدت و کوتاه مدت و میان مدت در نظر بگیریم تا شریط موجود بهتر شود. در کمیسیون​های تخصصی مجلس تلاش​هایی دراین راستا انجام می شد .
 
یک سال بعد از شروع به کار مجلس سوم ،امام خمینی(ره) رحلت کردند هرچند به فاصله بسیار کوتاهی مجلس خبرگان، ریاست جمهوری وقت را به عنوان گزینه رهبری انتخاب کردند اما در این مدت زمان مجلس سوم چگونه عمل کرد؟
غربی​ها به دلیل جایگاه و کاریزمای حضرت امام(ره) این پیش بینی را داشتند که با رفتن امام شرایط جدیدی بر ایران حاکم شده و ایران دچار هرج و مرج شود. روحانیت ممکن است دچار تشتت شده و بین روحانیون بزرگ در زمینه رهبری اختلاف به وجود بیاید. این پیش بینی​ها وجود داشت و امیدوار بودند که رفتن امام(ره) بتواند خواسته​های آن​ها را محقق کرده و زمینه حضورشان را در ایران فراهم کند تا بتوانند انتقام گذشته را از ایران بگیرند. بعد از رحلت حضرت امام(ره) فضای تاثر آمیزی بر مجموعه کشور و مجلس حاکم شد و همه مردم این احساس را داشتند که یک پدر دلسوز را از دست داده​اند. همان زمان اندوه فراوانی بر فضای مجلس حاکم بود و کسی در مجلس وجود نداشت که زانوی غم را در بغل نگرفته باشد و بسیاری از نمایندگان گریه می​کردند.
بعد از رحلت حضرت امام (ره) با حضور اعضای محترم مجلس خبرگان و مسئولان عالی​رتبه و نمایندگان مجلس در جلسه​ای که فراخوان شده و در مجلس پاستور بود دور هم جمع شدند. البته بعد از رحلت امام(ره) اولین نشستی که باید تشکیل می شد این نشست بود تا در مورد آینده رهبری تصمیم گیری شود. در این مراسم وصیت​نامه حضرت امام توسط مقام معظم رهبری قرائت شد. بعد از قرائت وصیت​نامه، وقت تصمیم گیری برای مجلس خبرگان رهبری فرا رسید و بعد از بحث و بررسی با سرعت، نیت حضرت امام(ره) را محقق کرده و به تصمیم واحدی رسیدند. تصمیمی که تا به امروز توانسته با صلابت راه و اندیشه​های امام(ره) را ادامه دهد. اندیشه​های امام در پرتو تصمیم به موقع و به جای خبرگان رهبری حفظ شد.
دشمنان ایران حتی در زمان تصمیم گیری مایوس نشده بودند و فکر می کردند که انتخاب خبرگان نتواند در درون جامعه جا بیفتد. آنها در این اندیشه بودند که انتخاب رهبر جدید زمینه انتقاد و مخالفت را در درون کشور فراهم کند. آنها به اختلاف بین مراجع امید دوخته بودند زیرا در این اندیشه بودند که مراجع با هم درگیر خواهند شد و به دلیل نفوذ مراجع در میان مردم، این اختلاف گسترش پیدا خواهد کرد. اما خوشبختانه تصمیم خبرگان در گذر زمان در بین اقشار مختلف جامعه توانست در بین حوزه​های علمیه، فعالان سیاسی، دانشگاهیان و نیروهای مسلح جای خود را باز کند و بدین ترتیب از نقطه امید دشمنان و موقعیتی که می​توانست تهدیدی برای نظام باشد عبور کرده و از این موقعیت برای حرکت رو به جلو استفاده کردیم و به موقعیت فعلی خود دست یافتیم .
 
بلافاصله مجلس خبرگان تشکیل شد اما آیا در مجلس در این مورد صحبتی مطرح نشد؟
این موضوع در حیطه اختیارات مجلس نیست و باید مجلس خبرگان در این مورد تصمیم گیری می​کرد. البته زمانی که بحث کسالت امام(ره) و حادشدن حال ایشان مطرح بود، این مساله در جامعه مطرح می​شد که امکان دارد حضرت امام امروز یا فردا رحلت کنند. در آن زمان، این دغدغه مطرح شد که بعد از رحلت ایشان قرار است چه کسی این مسئولیت را عهده دار شود. این دغدغه در بین مجلسی​ها نیز مطرح می​شد. از جمله افرادی که در ذهن بسیاری از افراد وجود داشت مقام معظم رهبری بود. این موضوع توسط خبرگان رهبری به خوبی مورد توجه قرار گرفت. در وصیت​نامه نکاتی را که امام(ره) مورد اشاره قرار داده بودند، توسط خبرگان مورد توجه قرار گرفت و بعد از قرائت وصیت​نامه، جلسه​ای برای بحث و بررسی در مورد مصادیق تشکیل شد. خوشبختانه پیش از این تصمیم​گیری مساله بازنگری قانون اساسی در سال پایانی عمر حضرت امام (ره)انجام شده بود و همین موجب شد که مجلس خبرگان بهتر بتواند تصمیم گیری کند. همین مساله راه را هموارتر کرد تا تصمیم واحدی اتخاذ شود .
در همان مجلس ما شاهد بودیم که آقای هاشمی به عنوان رییس​جمهور انتخاب شدند و آقای کروبی به عنوان رئیس مجلس. مدیریت اقای هاشمی را در طول هشت سال که رئیس قوه مجریه بودند چطور ارزیابی می​کنید؟
آقای هاشمی ریاست مجلس اول و دوم و ریاست یک ساله مجلس سوم را برعهده داشتند. من شاهد مدیریت ایشان در مجلس دوم و یک سال اول مجلس سوم بودم. مجلس اول با ویژگی​هایی که داشت از وزانت خاصی برخوردار بود. زیرا در این مجلس تمام پیشگامان انقلاب حضور داشتند. در مجلس دوم نیز تقریبا این شاکله حفظ شده بود، هرچند تغییراتی را تجربه کرده بود. در مجلس دوم تعدادی از مجلسی​ها وارد بدنه اجرایی کشور شده بودند. مقام معظم رهبری از جمله مجلسی​هایی بودند که به عنوان رئیس جمهور انتخاب شده بودند. آقای هاشمی در مجلس دوم به دلیل نقش مهم در اداره مجلس ومدیریت جنگ از جایگاه بسیار مهمی برخوردار بودند و این مساله بر کسی پوشیده نیست. بعد از رحلت امام(ره) چون ریاست جمهوری، گزینه منتخب مجلس خبرگان برای رهبری بودند، باید تمهیدی برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری فراهم می​شد به همین دلیل آقای هاشمی به عنوان گزینه​ای که می​توانست کشور را در این شرایط سخت مدیریت کند، از سوی مردم انتخاب شدند.
آقای هاشمی همین نفوذ و اقتداری که در مجلس از آن برخوردار بودند در مدیریت کشور بر عهده گرفتند. بخشی از این نفوذ کلام به موقعیت​های اجرایی بر می​گشت که ایشان در آن قرار می گرفت و بخشی از شخصیت ایشان نشات می​یافت. به هر حال ایشان مبارزات گسترده​ای قبل از انقلاب داشتند و در پیروزی و تثبیت انقلاب نقش بسیار مهمی را ایفا کردند و همواره در کنار حضرت امام(ره) قرار داشتند. این عوامل باعث شد که ایشان بسیار خوب بتواند از دوران جنگ عبور کرده و سازندگی کشور را در اولویت کاری خود قرار دهد. در دوره هشت ساله نقط ضعف و قوتی در کارنامه ایشان وجود دارد. ایشان در دوره مدیریت خود نگاه بازی نسبت به اقتصاد و سیاست بین المللی داشت و می خواست سیاست تنش زدایی را اجرایی کند. تلاش داشت تا دیپلماسی ایران، دیپلماسی بسته ای نباشد. ایشان معتقد بود که اقتصاد آزاد و فعالیت بخش خصوصی باید توامان با اقتصاد دولتی باید دنبال شود.
من معتقدم که نقاط مثبت و منفی در دوره هشت ساله مدیریتی آقای هاشمی که تلاش داشت تا اقتصاد جدیدی را پایه ریزی کند که لازمه توسعه کشور بود، وجود دارد. ایشان تلاش داشت تا کشور را به خودکفایی و رهایی از وابستگی نزدیک کند که این نکات بسیار مثبت بود اما ورود زود هنگام دوران ریاضت و دفاع مقدس که توقعات و رفاه طلبی چندان بالا نبود به تجمل گرایی که ضد ارزش محسوب می​شد؛ از نقاط منفی آن دوران است.
کاربران از شما در مورد تفاوت مدیریت اقای هاشمی و کروبی سوال کرده​ند. یکی از کاربران پرسیده است چه تفاوتی میان مدیریت آقای هاشمی به عنوان نماینده جامعه روحانیت مبارز با آقای کروبی به عنوان نماینده مجمع روحانیون وجود دارد؟ درست است که اعضای مجمع روحانیون از یک سادگی در رفتار سیاسی برخوردارند؟
به نظر من در ریاست آقای هاشمی و کروبی خیلی تفاوت وجود دارد. آقای هاشمی به دلیل جایگاهی که داشتند از نفوذ بسیار گسترده ای برخوردار بودند. در واقع این مجلس نبود که به آقای هاشمی این جایگاه را می​داد آقای هاشمی خود از جایگاه والایی برخوردار بودند. ایشان از نقش کلیدی برخوردار بودند. "برش کاری" آقای هاشمی به هیچ وجه با آقای کروبی قابل مقایسه نیست. ایشان هم در خود مجلس و هم در دولت بسیار خوب می توانست اهداف مجلس را پیش ببرد. ایشان در مجلس اول با مجموعه شخصیت های بزرگی که وجود داشت کار کرده بودند. اقای کروبی بعد از رفتن آقای هاشمی به دولت، به ریاست مجلس رسید اما در مجموعه نمایندگان مجلس ایشان از برجستگی ویژه​ای برخوردار نبودند. تنها موقعیت ایشان نمایندگی حضرت امام(ره) در بنیاد شهید بود و ارتباطات گسترده​ای را با این بنیاد داشتند. آقای کروبی از امکانات بنیاد در مجلس سوم استفاده می کرد. به همین دلیل فضای مجلس از این موضوع تاثیر پذیرفته بود. در این مجلس، اکثریتی از نمایندگان با گرایش چپ وجود داشتند. در آن زمان بحث اصلاح طلب و اصولگرا مطرح نبود بلکه گروه های سیاسی به چپ و راست تقسیم شده بودند. اکثریت مجلس با طیف چپ بود که در این طیف، آقای کروبی می توانست یک گزینه مطرح برای ریاست مجلس محسوب شود. آنها به دنبال کسی بودند که بتواند از مقبولیت برخوردار باشد به همین دلیل آقای کروبی انتخاب شدند. بین آقای هاشمی و آقای کروبی تفاوت زیادی از منظر مدیریتی وجود داشت اصلا نمی توان این دو نفر را از نظر مدیریتی با هم مقایسه کرد. آقای کروبی در مدیریت سه ساله خود از مدیریت قویی برخوردار نبودند .
دقیقا منظورتان چیست؟
آقای کروبی از پختگی در موضع گیری​های داخلی و بین المللی برخوردار نبود و نمی​توانست برش زیادی داشته باشد. ایشان مانند آقای هاشمی نمی​توانست در ساماندهی امور مجلس رفتار کند. آقای هاشمی در ملاقات​ها و دیدارها و نطق​های جهت ساز و راهبردی از پختگی برخوردار بودند که آقای کروبی فاقد آن بود./
پیشنهاد سردبیر
اخبار برگزیده
ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000

آخرین اخبار