Icana.ir
fa

خبرنگار نباید با یک مویز گرمی و با یک غوره سردی کند/ در زندان ساواک شعر می سرودم

در آستانه روز خبرنگار تصمیم گرفتیم با یکی از خبرنگاران پیشکسوت و شاید مسن ترین خبرنگار کشور که به بازنشستگی در حوزه خبر اعتقادی ندارد، گفت و گو کنیم. خبرنگاری که معتقد است آن دسته از خبرنگارانی که دستگاه ضبط صدا همراه خود دارند، در کار خود حرفه ای نیستند.8/6/2014 5:32:00 PM8/6/2014 5:32:00 PMIcana00http://media.icana.ir//image/2014/08/75739_orig.jpg Icana
PrintPageچاپPrintPageچاپ با عکس ToFriendارسال به دوستان Whatsapp google_plus Line twitter Telegram
مردوخی در آستانه مناسبت روز خبرنگار:

خبرنگار نباید با یک مویز گرمی و با یک غوره سردی کند/ در زندان ساواک شعر می سرودم

سرویس فرهنگی
در آستانه روز خبرنگار تصمیم گرفتیم با یکی از خبرنگاران پیشکسوت و شاید مسن ترین خبرنگار کشور که به بازنشستگی در حوزه خبر اعتقادی ندارد، گفت و گو کنیم. خبرنگاری که معتقد است آن دسته از خبرنگارانی که دستگاه ضبط صدا همراه خود دارند، در کار خود حرفه ای نیستند.
جمعه 17 مرداد 1393 ساعت 12:51
خبرنگار نباید با یک مویز گرمی و با یک غوره سردی کند/ در زندان ساواک شعر می سرودم
خبرنگار نباید با یک مویز گرمی و با یک غوره سردی کند/ در زندان ساواک شعر می سرودم در آستانه روز خبرنگار تصمیم گرفتیم با یکی از خبرنگاران پیشکسوت و شاید مسن ترین خبرنگار کشور که به بازنشستگی در حوزه خبر اعتقادی ندارد، گفت و گو کنیم. خبرنگاری که معتقد است آن دسته از خبرنگارانی که دستگاه ضبط صدا همراه خود دارند، در کار خود حرفه ای نیستند. http://media.icana.ir//image/2014/08/75739_orig.jpg خبرنگار,نباید,با,یک,مویز,گرمی,و,با,یک,غوره,سردی,کند/,در,زندان,ساواک,شعر,می,سرودم Icana

گروه فرهنگی خبرگزاری خانه ملت; فائزه ظهیری: در آستانه روز خبرنگار تصمیم گرفتیم با یکی از خبرنگاران پیشکسوت و شاید مسن ترین خبرنگار کشور که به بازنشستگی در حوزه خبر اعتقادی ندارد، گفت و گو کنیم. خبرنگاری که معتقد است آن دسته از خبرنگارانی که دستگاه ضبط صدا همراه خود دارند، در کار خود حرفه ای نیستند. خودش هم برای تنظیم خبرهایش اغلب مطالب را حفظ می کند و دستی هم در شعر و شاعری دارد که در پایان این ملاقات ما را با خواندن برخی از شعرهایش مستفیض کرد.

ناصر یمین مردوخی که در سال 1311 در سنندج کردستان در خانواده ای روحانی متولد شده است، کار خبر را در سن 20 سالگی و با روزنامه باختر امروز که متعلق به دکتر حسین فاطمی، وزیر امور خارجه وقت بود آغاز کرد. وی هم اکنون عضو شورای سردبیری روزنامه افکار و روزنامه اقتصادی آسیا بوده و مدیریت سایت خبری طوفان نیوز را نیز بر عهده دارد و هنوز به عنوان خبرنگار پارلمانی فعالیت می کند.

در ادامه گفت و گوی خبرنگار خانه ملت را با وی می خوانید:

ضمن تشکر از قبول زحمتی که کردید لطفا از چگونگی ورودتان به عرصه خبر و خبرنگاری پارلمانی بگویید.

با تشکر از شما خبرنگاران خبرگزاری خانه ملت. بنده متولد سال 1311 در یک خانواده روحانی در کردستان هستم. در سال 1330 برای ادامه تحصیل دانشگاهی از کردستان به تهران آمدم که مصادف با دوران نخست وزیری دکتر مصدق هم بود. در کنار تحصیلات دانشگاهی مشغول کار خبر شدم و در اولین روزنامه ای که استخدام شدم، روزنامه باختر امروز متعلق به دکتر فاطمی وزیر امور خارجه کابینه مصدق و سخنگوی دولت بود. به علاوه بیشتر ارتباط خبری ام در خانه دکتر مصدق بود که ایشان هم من را مثل اولاد خود دوست داشت. پس از آن در سن 20 سالگی بعد از مدتی خبرنگار پارلمانی شدم.

از ابتدای کار خبرنگاری خود چه خاطره ای دارید؟

خاطرم هست در مهرماه سال 1331 دکتر مصدق با حضور در شورای امنیت، تظلم ملت ایران را مطرح کرد که در نهایت این شورا ناچار شد به نفع ملت ایران رأی صادر کند. پس از آن وی به پارلمان مشروطه آمد تا گزارشی به مجلس دوره هفدهم بدهد که دار و دسته جمال امامی با آبستراکسیون مجلس را از اکثریت انداختند و اجازه حضور به وی ندادند. مصدق نیز بیرون مجلس چهارپایه ای گذاشت و در بین جمعیت کثیر مردم بهارستان با چشمانی پر از اشک فریاد زد "آنجا که ملت است پارلمان است" و سخنرانی کرد. من هم که تنها 20 سال سن داشتم به عنوان خبرنگار مجلس کنار وی ایستاده بودم.

پس فردای آن روز مصدق به دیوان داوری لاهه رفت تا نتیجه را بگیرد که با سخنرانی مجدد او، اعضای دیوان چنان تحت تأثیر مطالب مستدل وی قرار گرفتند که در نهایت رأی به نفع ایران دادند. البته معتقدم دکتر مصدق زمانی اشتباه کرد و آن هم انحلال مجلس هفدهم بود که اگر این کار صورت نمی گرفت شاه نمی توانست فرمان عزل او و نخست وزیری سپهبد زاهدی را بدهد لذا از آنجایی که مجلس باید دولت را برکنار می کرد و مجلسی هم وجود نداشت، شاه توانست به راحتی این عزل و نصب را صورت دهد.

جناب مردوخی شما از ابتدای کار خود چند دوره خبرنگار پارلمانی در کشور بودید؟

من چند دوره تا قبل از کودتای 28 مرداد خبرنگار پارلمانی بودم اما بعد از آن به خاطر طرفداری از دکتر مصدق کارت خبرنگاری ام باطل شد تا اینکه نزدیک انقلاب دوباره وارد پارلمان شدم. البته یک بار هم در دوره بیست و یکم مجلس کاندیدای نمایندگی مردم سنندج شدم اما درنهایت دو نفر ساواکی وارد مجلس شدند. من هم در روز قرائت اعتبارنامه ها، علیه اعتبارنامه دو نماینده جدید سنندج در مجلس صحبت کردم و فریاد زدم آرای این افراد ساختگی است و بر خلاف قانون بوده است. حراست پارلمان آمد من را بگیرد که من به لژ اصلی پریدم و گفتم این مجلس مورد نفرت مردم است.

بعد از اتمام جلسه، مهندس ریاضی رئیس مجلس من را خواست و گفت از آنجایی که حفظ انتظامات مجلس با رئیس مجلس است و تو هم جوان هستی اگر از ساحت مجلس عذرخواهی کنی تو را می بخشم در غیر این صورت اعلم دستور داده است ساواک تو را ببرد. من هم گفتم اگر اعتبارنامه من را بدهید از مجلس عذرخواهی می کنم که این کار صورت نگرفت و در نهایت من را تحویل ساواک دادند و بدون محاکمه به زندان قزل قلعه بردند که البته بعد از دو ماه و نیم آزاد شدم و بعد از آن مرا به مجلس راه ندادند.

خاطره دیگری که در ذهنم است مربوط به روز 25 مرداد سال 32 می شود که تمام اقشار ملت ایران اعم از طرفداران مصدق و توده ای ها همگی یک دمونستراسیون (اجتماع سیاسی) در میدان بهارستان تشکیل دادند تا جایی که آن روز حدود 1 میلیون نفر جمعیت از جلوی دکتر فاطمی رژه رفتند. در آن روز من و دکتر فاطمی و امیرمختار کریم پور شیرازی، مدیرمسئول روزنامه شورش، در بالکن روزنامه کشور میدان بهارستان بودیم. در فاصله ای که دکتر فاطمی مشغول سخنرانی بود خبر آمد که شاه فرار کرده است. دکتر فاطمی هم فریاد برآورد "ملت ایران مژده! ملت ایران مژده! شاه فراری شده". من که در آن زمان خبرنگار روزنامه شورش بودم با مدیرمسئول رفتیم روی ماشین های مردم سخنرانی کردیم.

آن شب دکتر فاطمی در کاخ های سلطنتی را لاک و مهر کرد و روز 27 مرداد سال 32 از آنجایی که سخنگوی دولت مصدق نیز بود در مصاحبه ای در وزارت امور خارجه شرکت کرد. تمام خبرنگاران داخلی و خارجی نیز حضور داشتند که یک دفعه کودتاچیان 28 مرداد که مورد حمایت آمریکا و انگلیس بودند وارد محل وزارتخانه شدند. دکتر فاطمی از خیابان قوام السلطنه سابق (30 تیر کنونی) خودشان را نجات دادند و من و آقای کفایی، روابط عمومی وزارت خارجه حدود 45 دقیقه در معرض تیراندازی شدید بودیم که در نهایت سرایدار وزارت خارجه ما را به سمت در خیابان 30 تیر راهنمایی کرد و فرار کردیم. پس از آن تا 5 روز بعد از کودتای ننگین 28 مرداد در مهمانخانه امیرکبیر واقع در خیابان چراغ برق مخفی شدم اما بالاخره مأموران مرا شبانه دستگیر کرده و به رکن 2 ستاد ارتش منتقل کردند و صبح هم مرا به بازداشتگاه فرمانداری نظامی بردند که دیدم همه اعضای کابینه دکتر مصدق نیز در آن محل زندانی هستند.

مرحوم پرویز خطیبی مدیر مجله کاریکاتور حاج بابا، مهرداد بهار فرزند ملک الشعرای بهار و من در آن محل بازداشت بودیم تا اینکه فردای آن روز راهی زندان موقت (موزه عبرت کنونی) شدیم. البته خوش شانسی که آوردم این بود که مرا بعد از یک ماه بازداشت برای بازپرسی پیش سرهنگ صدرالاشرافی بردند که عضو سازمان نظامی حزب توده بود که اگر گیر یک افسر درباری می افتادم به خاطر فعالیت هایم علیه شاه و در حمایت از دکتر مصدق اعدام می شدم. اما او مرا تبرئه کرد. به هر حال دوباره با استناد به ماده 5 حکومت نظامی 7 ماه دیگر من را نگه داشتند.

در باب قسمت دیگری از خاطراتم نیز باید بگویم زمانی دکتر مصدق از شاه تقاضای اختیارات بیشتر کرد و خواست اختیار ارتش هم در دست وی باشد که شاه موافقت نکرده و او را از سمت خود عزل و به جای او قوام السلطنه را منصوب کرد. ملت نیز در پی این واقعه در روز 30 تیر سال 1331 قیام خونینی صورت دادند که در نتیجه این درگیری ها شاه مجبور شد دوباره مصدق را به سمت قبلی خود بازگرداند و فرماندهی کل قوای نظامی را نیز به او تفویض کند. در ادامه آن، دکتر مصدق از شاه خواست که باید مادرش، اشرف، شمس و تمام خانواده اش را از تهران خارج کند چرا که این افراد در امور مملکتی دخالت می کردند. آنها نیز به خارج از کشور رفتند و به کمک آمریکا و انگلستان موجبات برکناری دکتر مصدق را فراهم کردند.

در نهایت دکتر مصدق بعد از کودتای 28 مرداد به مدت سه سال زندانی شد و بعد از آن نیز اجازه ندادند به منزل خود در خیابان کاخ (فلسطین کنونی) بازگردد و وی را به قلعه احمد آباد در جایی بین مسیر کرج و قزوین تبعید کردند. مصدق حدود 9 سال حبس خانگی شد و مأموران ساواک در محل منزل وی حضور داشتند و جز فرزندانش کسی اجازه ملاقات با وی را نداشت. وقتی که همسر مصدق فوت کرد، من نامه تسلیتی برای او نوشتم که غلامحسین مصدق از پدرش جواب آورد و در آن نامه برایم نوشت متأسفانه جز فرزندانم کسی نمی تواند با من ملاقات داشته باشد و امیدوارم روزی به دیدار هم وطنانم نائل شوم.

 

اواخر تیرماه سال 32 به خوی رفتم و میتینگی علیه شاه ارائه دادم که رئیس کل شهربانی به وزیر کشور گزارشی در این زمینه ارائه کرد و در نتیجه همان گزارش نزدیک بود اعدام و کشته شوم.

 

آقای مردوخی بعد از انقلاب باز هم وارد پارلمان شدید؟

از زمان انقلاب تاکنون خبرنگار پارلمانی هستم و با روزنامه های مختلفی همکاری داشته و دارم. در حال حاضر نیز عضو شورای سردبیری روزنامه افکار و روزنامه اقتصادی آسیا هستم. حدود دو ماه هم هست که با گرفتن امتیاز، سایت طوفان نیوز را راه اندازی کرده ام و مدیریت آن را بر عهده دارم.

تفاوت محدودیت های خبرنگاری پارلمانی در دوران پیش از انقلاب را با حال حاضر در چه می بینید؟

زمان پیش از انقلاب تعداد روزنامه ها کم بود و افرادی را استخدام می کردند که دوره خبرنگاری دیده و یا کلاس رفته باشند. درباره ورود خبرنگاران پارلمانی به مجلس هم بسیار سخت گیری می شد و هر کسی را قبول نمی کردند اما اکنون شاهدیم هر نشریه دارای مجوزی که نامه به مجلس می نویسد و خبرنگار پارلمانی معرفی می کند فوری قبولش می کنند بدون اینکه هیچ امتحانی و آزمایشی در کار باشد. حالا هم یک سری از خبرنگاران حوزه پارلمانی حرفه ای هستند و آنها که تازه کار ترند مطالبی را با دستگاه ضبط کرده و می برند در دفتر و بعد از تأیید سردبیرشان منتشر می کنند.

در آن زمان که ابزار خبرنگاری نبود چگونه کار می کردید؟

آن موقع هیچ گونه تجهیزات خبرنگاری نبود و ما فقط از کاغذ و قلم استفاده می کردیم و وقتی می خواستیم خبر را برای چند نفر بفرستیم کاربن می گذاشتیم تا از یک خبر یا مقاله چند نسخه داشته باشیم. آن زمان هم مثل حالا نبود که دائما از خبرنگاران یا مدیران مسئول شکایتی از سوی مسئولین صورت بگیرد.

فرزندانتان علاقه ای به خبر دارند و آیا به این حوزه ورود پیدا کرده اند؟

من به واسطه فعالیت های سیاسی، روی هم رفته 4 سال در زندان های قزل قلعه، شهربانی و اوین بوده ام. حتی در یک نوبت در مرداد 54 در سلول انفرادی اوین شپش به تن من زد و نزدیک بود مرض تیفوس بگیرم، از این رو شدائد بسیاری بر من رفت. در نهایت به خاطر مشغولیت به مبارزات سیاسی شرایط ازدواج برایم فراهم نشد تا اینکه در سال 1363 ازدواج کردم و اکنون ماحصل زندگی من دو دختر به نام های سارا و زهراسحر است که هر دو آنها امسال در رشته مهندسی معماری فارغ التحصیل شده، مشغول تحصیل در مقطع فوق لیسانس هستند و متأهل هم هستند و البته هنوز نوه ای ندارم. دختر بزرگم در مقطعی در دوره اصلاحات به کار خبر می پرداخت که به واسطه مشغولیت های دیگر آن را رها کرد.

جناب مردوخی سوالی که برای برخی خبرنگاران پیش می آید این است که شما در نشست های خبری مربوط به حوزه های مختلف حضور دارید. آیا حوزه خاصی ندارید؟ جالب است شما حتی کاغذ و قلم هم همراه ندارید.

من در همه حوزه های خبری شرکت می کنم. در رابطه با نداشتن کاغذ و قلم هم من سوالات خودم در ذهنم هست و جوابی که مسئولین می دهند هم در ذهنم می ماند بعدا می روم و یادداشت می کنم گاهی هم محور بحث ها و پاسخ ها را یادداشت می کنم و بعد جزئیات را اضافه می کنم.

پس حافظه خوبی دارید.

درست است. من زمانی که سال 54 در زندان اوین بودم تقریبا 60 بیت شعر سرودم. شرایطی که در زندان اوین داشتم بسیار سخت بود. شپش به تنم زده بود و در انفرادی بودم. یک دستشویی حلبی به دیوار بود و یک توالت فرنگی نیز داشت. به ما حتی یک چوپ کبریت نمی دادند. از یکی از سربازان خواهش کردم یک مداد شکسته و مقداری کاغذ به من بدهد.او نیز یک مداد به من داد و برای نوشتن هم زرورق سیگار سایر زندانیان را برایم آورد. من شعرم را نوشتم بعد حفظش کردم و زرورق ها را به دستشویی انداختم تا برود و زندانبان ها نفهمند. زمانی که خارج شدم شعرم را در آستانه انقلاب در روزنامه نبرد ملت چاپ کردم.

در پایان اگر مطلبی دارید بفرمایید.

خبرنگار در درجه اول باید معلومات خبرنگاری داشته باشد. در درجه بعدی باید در تنظیم خبر صادق بوده و شجاعت و شهامت داشته باشد. خبرنگار نباید با یک مویز گرمی و با یک غوره سردی کند. خوشبختانه خبرنگاران ما امروز واقعا جهادگر هستند. چند خبرنگار ما در راه انجام وظیفه شهید شدند. بنده برای روز خبرنگار هم شعری سروده ام که در قسمتی از آن آورده ام:

در حقیقت مرگ اصحاب رسانه مرگ هر مخبر بود

چون که فقدان خبرها با خبرداران بمیرد

آن شهیدان رسانه پر گشودند از جهان

در گلستان رسانه، سوسن و ریحان بمیرد

در حقیقت مرگ ارباب هنر، مرگ هنر نبود

چون که آثار هنر کی با هنرمندان بمیرد./

پیشنهاد سردبیر
اخبار برگزیده
ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000

آخرین اخبار

استفاده از این مطالب فقط با ذکر منبع "خانه ملت" مجاز است

Powerd By : Tasvirnet
PC