انتخابات ریاست جمهوری
1386/07/24 13:07:00
سرویس اقتصادی
نطق پیش از دستور

مصباحی‌مقدم : یکی از عوامل رشد نرخ تورم، افزایش جهشی قیمت مسکن و اجاره ‌بهاست

نماینده تهران گفت: یکی از عوامل رشد نرخ تورم، افزایش جهشی قیمت مسکن و اجاره ‌بهاست، بگونه‌ای که بخش قابل توجهی از بودجه خانوار را بخود اختصاص داده است. برای بی ‌خانه‌ها دست یافتن به مسکن آرزویی دوردست و غیرممکن است.

به گزارش خانه ملت، متن کامل سخنان غلامرضا مصباحی‌مقدم، دومین ناطق پیش از دستور جلسه علنی امروز سه شنبه به شرح زیر است:

ابتدا عید سعید فطر را که عید کرامت و شرافت امت اسلامی است به ملت شریف ایران و همه مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می‌کنم و از برنامه‌های معنوی و سازنده شبکه‌های مختلف صدا و سیما در ماه مبارک رمضان تشکر می‌کنم.

همچنین هفته نیروی انتظامی را به فرماندهان، کادرها و کارکنان خدمتگزار این نیرو تبریک عرض می‌کنم و از اجرای طرح بازدارنده امنیت اجتماعی و برخورد با اشرار که موجب ارتقاء امنیت فرهنگی و اجتماعی مردم است تقدیر و تشکر می‌کنم. امیدوارم دایره این طرحها گسترده‌تر شود و با قوت بیشتری دنبال گردد تا آثار و برکات آن افزایش یابد.

امروز مهمترین مسأله داخلی خانواده‌ها در کشور ما مسأله مسکن است. یکی از عوامل رشد نرخ تورم، افزایش جهشی قیمت مسکن و اجاره ‌بهاست. بگونه‌ای که بخش قابل توجهی از بودجه خانوار را بخود اختصاص داده است. برای بی ‌خانه‌ها دست یافتن به مسکن آرزویی دوردست و غیرممکن است و بسیاری از مردم نیز توانایی پرداخت پول پیش و اجاره مسکن را ندارند. در این راستا باید فکری اساسی و عاجل کرد. البته لایحه دولت محترم برای ساماندهی مسکن در اختیار مجلس است اما لایحه یادشده راه ‌حلی کوتاه مدت برای حل این معضل ارائه نمی‌کند. مطالب امروز من درصدد ارائه راه‌حلی فوری‌تر برای این مشکل است. امروز زمین‌هایی با کاربری مسکونی در شهرها و شهرکها که بدون بهره‌برداری رها شده‌اند فراوان است و قیمت زمین برای ساخت مسکن متأسفانه سرسام‌آور است. بخش قابل توجهی از ارزش مسکن را قیمت زمین تشکیل می‌دهد. اگر بتوانیم راهی برای کاهش قیمت زمین جهت ساخت مسکن جستجو کنیم کمک بزرگی به تولید مسکن و کاهش قیمت آن کرده‌ایم. برنامه دولت برای ارائه زمین بصورت استیجاری (99) ساله کمک خوبی به این منظور خواهد کرد اما بنظر می‌رسد هنوز ناکافی است و باید راه دیگری را نیز جستجو کرد. در مورد مالکیت زمین رها شده که بصورت موات و متروک درآمده است در میان فقهای بزرگ امامیه اختلاف‌نظر است.

 یک قول، بقاء و استمرار مالکیت مالک آن بطور مطلق است.

قول دول، زائل شدن مالکیت مالک با موات شدن زمین و یا با احیاء فرد دیگر است.

قول سوم، تفصیل بین احیاء زمین در عصر غیبت و حضور است. اگر احیاء زمین در عصر غیبت صورت گرفته باشد با تبدیل آن به موات حق احیاء کننده زائل می‌گردد و فرد دیگر می‌تواند آنرا احیاء کند و مالک شود.

قول چهارم، تفصیل بین اینکه از راه آبادکردن زمین موات مالک آن شده باشد یا از راه خریدن و ارث بردن و مانند آن.

در صورت اول با متروک ماندن زمین و موات شدن آن ملکیت مالک از بین می‌رود. همانطور که ملاحظه می‌فرمایید سه نظر از چهار دیدگاه فوق قائل به زوال مالکیت مالک با تبدیل شدن زمین به موات و متروکه است.

مرحوم شیخ طوسی، شیخ‌الطائفه فقهای امامیه ـ رضوان‌الله‌تعالی‌علیه ـ در کتاب النهایه الفقه والفتاوی می‌فرماید کسی که زمین مواتی را آباد کند مالک رقبه زمین نمی‌گردد بلکه فقط مالک تصرفات در آن زمین خواهد بود و نسبت به دیگران در این تصرفات اولی است. او نمی‌تواند رقبه زمین را بفروشد تنها مجاز است حق تصرف خود در زمین را بفروشد. مادامی که احیاء ‌کننده زمین را آباد نگهداشته و ادامه می‌دهد و حق استفاده از زمین را می‌پردازد امام حق ندارد زمین را از او بگیرد.

مرحوم شیخ ابوصلاح حلبی از فقهای نخستین پس از شیخ طوسی در کتاب الکافی فی الفقه می‌فرماید از جمله موارد انفال، زمینی است که مالک آن سه سال آنرا رها کند. مرحوم سید ابوالمکارم بن زهره از شاگردان شیخ طوسی و از فقهای نامی شیعه در کتاب قنیه النزوع می‌فرماید : کسی که با اذن مالک و مراد او امام است، زمینی را آباد کند اولویت تصرف در آن زمین را دارد و مالک نمی‌تواند زمین را از او بگیرد مگر قیام به آبادانی آن نکند یعنی اگر قیام به آبادانی نکرد می‌تواند پس بگیرد. مرحوم سید صاحب مدارک‌الاحکام فقیه معروف می‌فرماید زمینی که به احیاء تملک شده است اگر دوباره موات شود متعلق به امام است گرچه مالک آن معروف و شناخته شده باشد.

مرحوم محقق سبزواری در کفایه‌الاحکام می‌فرماید هر زمین مواتی از انفال است، چه پس از ملکیت موات شده باشد یا نه، نیز فرموده اگر با انجام احیاء زمینی را مالک شده سپس آنرا رها کرده تا دوباره موات شده است در مورد آن دو قول است. مرحوم علامه در تذکره قائل به این شده که فرد دیگری می‌تواند آنرا آباد کند و او نسبت به زمین اولویت خواهد داشت. این قول در نظر من برتر است. مرحوم ملااحمد نراقی در کتاب مستندالشیعه فرموده زمینی که مالک شناخته شده دارد در مورد آن سه قول است، قول نخست آن است که از انفال است،‌ مطلقاً‌، یعنی متعلق به امام و قویترین قول بر حسب دلیل همین است.

مرحوم محقق اصفهانی در حاشیه مکاسب شیخ می‌فرماید: اگر گفتیم که احیای زمین موات تنها موجب حق اولویت است و این حق اولویت با خودداری از قیام به ‌آبادانی زمین از بین می‌رود که این قول را اختیار کرده در اینصورت فرد دیگر می‌تواند آنرا آباد کند بدون نیاز به گرفتن اذن از مالک قبلی، زیرا موجب اذن که مالکیت یا حق اولویت باشد برای مالک قبلی وجود ندارد.

 دلایل این علما بر این فتوا نسبت به سلب مالکیت مالک قبلی این روایات است:‌ صحیحه معاویه ‌بن وهب از امام صادق ـ علیه‌السلام ـ اگر زمین متعلق به فردی قبلی است که از حضور برسر زمین غیبت کرده و آنرا رها ساخته و خراب کرده و اکنون پس از احیاء نفر دوم آمده زمین را مطالبه می‌کند ان ارض لله و لمن امرها، زمین از آن خدا و از آن کسی است که آنرا آباد کرده.

روایت دوم، صحیحه ابوخالد کابلی از امام باقر ـ علیه‌السلام ـ فرمود پس اگر صاحب زمین آنرا رها کرده به خرابه تبدیل ساخته، فرد دیگری از مسلمانان بعد از او زمین را عمران و آباد کرده، نفر دوم اولویت دارد از کسی که آنرا رها کرده.

سوم، صحیحه عمربن یزید می‌گوید: شنیدم مردی از اهالی کوهستان از امام صادق ـ علیه‌السلام ـ سؤال می‌کرد درباره مردی که زمین مواتی را تصرف کرده که اهل آن زمین را رها کرده‌اند وی آنرا آباد ساخته، ‌نهرهای آنرا لایروبی کرده، در آن اتاقهایی ساخته، درختان خرما و غیر آن کاشته، حضرت فرمود امیرمؤمنان علی ـ علیه‌السلام ـ می‌فرمود هرکس از مؤمنان زمینی را آباد کند متعلق به اوست و باید در شرایط صلح و آرامش مبلغی را بابت آن به امام مسلمین بدهد.

آخرین روایت،‌ یونس‌بن‌عبدالرحمن از امام موسی‌بن‌جعفر ـ علیه‌السلام ـ نقل می‌کند که زمین از آن خداست، ‌ وقف بر بندگان قرار داده پس هرکس سه سال پیاپی بدون علت زمینی را بلااستفاده گذارد از او گرفته می‌شود، به دیگری داده می‌شود.

مرحوم محقق حلی در کتاب شرایع و در کتاب مختصرالنافع، مرحوم علامه حلی در تذکره‌‌الفقهاء و تحریرالاحکام و قواعدالاحکام، مرحوم شهید در دروس‌الشرعیه، مرحوم محقق کرکی در جامع المقاصد یک جمله تکراری دارند: اگر امام غایب باشد،‌احیاء کننده زمین نسبت به آن حق اولویت دارد، مادامی که به آبادانی آن قیام می‌کند. پس اگر آنرا رها کند و آثار آبادانی از بین برود فرد دیگری آنرا آباد کند فرد دوم سزاوارتر است.

 همانطور که اشاره شد این قول در میان فقهای ما اجماعی نیست بلکه قول مشهور در میان فقهای امروز این است که مالکیت زمین با رها شدن از بین نمی‌رود،‌ اما آنچه اهمیت دارد این است که امروز زمین نوعی ثروت خدادادی است که خداوند براحتی در اختیار بشر گذاشته و نباید آنرا بلااستفاده گذاشت. عرض من این است که می‌توان با وضع قانون جلو راکد نگهداشتن زمین را گرفت.

همانطور که اشاره شد این قول در میان فقهای ما اجماعی نیست بلکه قول مشهور در میان فقهای امروز این است که مالکیت زمین با رها شدن از بین نمی‌رود،‌ اما آنچه اهمیت دارد این است که امروز زمین نوعی ثروت خدادادی است که خداوند براحتی در اختیار بشر گذاشته و نباید آنرا بلااستفاده گذاشت.

عرض من این است که می‌توان با وضع قانون جلو راکد نگهداشتن زمین را گرفت. می‌توان با وضع مالیات جلوی راکد‌ نگهداشتن زمین با کاربری مسکونی را گرفت. (رئیس ـ متشکر) و‌آنرا در اختیار کسانی قرار داد که می‌خواهند مسکن بسازند، در اینصورت قیمت آن بشدت کاهش پیدا می‌کند و به صفر نزدیک می‌شود.

 

اخبار برگزیده
ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000

آخرین اخبار
Powerd By : Tasvirnet