Icana.ir
PrintPageچاپPrintPageچاپ با عکس ToFriendارسال به دوستان Whatsapp google_plus Line twitter Telegram
آزادیخواه مطرح کرد:

زیر یک درصد بودجه کشور نیز به حوزه های علمیه اختصاص نیافته است/ تکثر نهادهای فرهنگی به جای فرصت به تهدید تبدیل شد

سرویس دیگر رسانه‌ها
سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: کار فرهنگی در ایران از جهت کمی و کیفی باید بیشتر از کشورهای دیگر باشد، چرا که اساساً انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بوده است و اساس کار انقلاب ما فرهنگی و اعتقادی بوده و طبیعتاً این پایه، سال به سال باید قوام و استحکام بیشتری داشته باشد.
سه‌شنبه 17 بهمن 1396 ساعت 18:44
زیر یک درصد بودجه کشور نیز به حوزه های علمیه اختصاص نیافته است/ تکثر نهادهای فرهنگی به جای فرصت به تهدید تبدیل شد سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: کار فرهنگی در ایران از جهت کمی و کیفی باید بیشتر از کشورهای دیگر باشد، چرا که اساساً انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بوده است و اساس کار انقلاب ما فرهنگی و اعتقادی بوده و طبیعتاً این پایه، سال به سال باید قوام و استحکام بیشتری داشته باشد. http://cdn.icana.ir/d/019/201606103011649593.jpg زیر,یک,درصد,بودجه,کشور,نیز,به,حوزه,های,علمیه,اختصاص,نیافته,است/,تکثر,نهادهای,فرهنگی,به,جای,فرصت,به,تهدید,تبدیل,شد Icana

به گزارش خبرگزاری خانه ملت به نقل از مهر؛ مجلس شورای اسلامی در این دوره هم مثل بسیاری از دوره های دیگر ترجیح داده کمتر به عرصه «فرهنگ» ورود کند و وقت خود را به حوزه های مهیج و پرطرفدار سیاسی و اقتصادی اختصاص دهد. آسیب شناسی مظلومیت عرصه فرهنگ و به طور کلی، آسیب ها و مشکلات این عرصه در کشور، موضوع گفتگوی خبرنگاران پارلمانی با احد آزادیخواه سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس بود.

وی در این گفتگو از جریانی یاد کرد که بدنبال دگرگونی فرهنگی از نوع منفی آن هستند و در دولت نفوذ کرده اند. وی البته به بررسی ساختاری و زیرساختی مدیریت فرهنگی کشور هم پرداخت و از نقش مجلس و دولت در این زمینه سخن گفت.

انتقاد از نحوه بررسی برخی مسائل مهم در کمیسیون تلفیق بودجه، مشکلات سازمان صدا و سیما و ترکیب سیاسی مجلس دهم و ماهیت آن، بخش دیگر گفتگوی مهر با آزادیخواه است. او در پایان این گفتگو، کنایه معناداری هم به نمایندگان شهر تهران زده است که قابل تامل است.

مشروح این گفتگو در ادامه می آید؛

رهبر انقلاب چندی پیش به این مسئله اشاره کردند که گاهی اوقات دستگاه های فرهنگی کشور به صورت منفعل و فَشل عمل می کنند و در اینجا جریان مومن و انقلابی باید به صورت «آتش به اختیار» عمل کند، به نظر شما چرا و در کدام بخش ها دستگاه های فرهنگی به صورت فشل عمل می کنند که کارشان بر دوش مردم می افتد؟

ابتدا باید به این نکته اشاره کنم که کار فرهنگی در کشور ما چه از جهت کمی و چه از جهت کیفی خیلی باید بیشتر از کشورهای دیگر باشد، چرا که اساساً انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بوده است و اساس کار انقلاب ما فرهنگی و اعتقادی بوده و طبیعتاً این پایه، سال به سال باید قوام و استحکام بیشتری داشته باشد. به همین دلیل پس از پیروزی و شکل گیری انقلاب اسلامی، نهادهایی که منبعث از بطن انقلاب بوده اند، با رویکرد فرهنگی شکل گرفته اند؛ مثلاً بسیج یک نهاد فرهنگی و مولود انقلاب اسلامی است و سازمان تبلیغات اسلامی و امثال آن نیز از جمله موالید انقلاب اسلامی هستند تا عقبه فرهنگی انقلاب را بهتر تبیین کرده و پایه های فرهنگی انقلاب را سال به سال مستحکم کنند.

الان که در آستانه دهه چهارم حیات انقلاب اسلامی هستیم، احساس می شود که برخی ها به دنبال یک رنسانس فرهنگی انقلاب هستند و این از سوی برخی افراد در درون انقلاب و نظام دنبال می شود.

این رنسانس فرهنگی اساساً خوب است یا بد؟

این هم می تواند خوب باشد و هم در شرایطی می تواند بد باشد. ما می گوییم اگر رنسانس فرهنگی به معنای به روز شدن و نو شدن باشد، پدیده خوبی است و اصلاً یکی از پایه های فرهنگ اسلامی نیز همین مسئله است و در آموزه های دینی آمده است که وضعیت هر روز رنسانس باید متناسب با اقتضائات همان روز باشد. اما بعضاً این رنسانس فرهنگی را تفسیر به رای و مصادره به مطلوب می کنند و این خطرناک است.

رنسانسی که من از آن یاد می کنم و در لایه های مختلف فرهنگی باید به آن پرداخته شود، همان رنسانسی است که در زبان و آموزه های رهبر انقلاب مشاهده می شود. یعنی نوع نگاه فرهنگی متولیان انقلاب از ابتدای انقلاب اسلامی تا الان که رهبری انقلاب تفسیر می کنند، متفاوت است. به عنوان مثال نوع تفسیر از مقوله آزادی بیان، امروز با ابتدای انقلاب کاملاً متفاوت است. بحث توسعه سیاسی و ارتباط با کشورهای مختلف دنیا هم مقوله ای است که رهبر انقلاب به آقای رئیس جمهور در این رابطه توصیه هایی داشته اند و اینها نمونه هایی از همان رنسانس هایی است که در بستر انقلاب اسلامی و در این چهل سال شکل گرفته است.

از سوی دیگر، لایه دیگری از رنسانس فرهنگی را مشاهده می کنیم که آن خطرناک است و در واقع نوعی ولنگاری فرهنگی است. به عنوان مثال، نوع ایدئولوژی هایی که در عرصه فرهنگی برخی افراد مانند آقای سریع القلم در کتاب «عقلانیت و توسعه یافتگی ایران» مطرح می کنند و یا افرادی مانند آقای حسام الدین آشنا تئوریزه و واژه پردازی می کنند، در درازمدت غده های سرطانی برای فرهنگ ناب اسلامی خواهد بود.  

در حوزه سینما به عنوان یکی از عرصه های تاثیرگذار فرهنگی با پدیده هایی از رنسانس فرهنگی مواجهیم که می تواند اساس انقلاب اسلامی ما را به قهقرا ببرد. سینمای دفاع مقدس ما با الگوهای مخصوص به خودش که برگرفته از انقلاب اسلامی است، می تواند به لحاظ اقتصادی تنه به تنه هالیود بزند اما امروز در عرصه سینما چه کارهایی به مخاطب ارائه می شود!؟ و کار کم کم به جایی می رسد که تفاوت چندانی میان محتوای حوزه سینمایی ما با خیلی از کمپانی های سینمایی مشاهده نمی کنید.

اینکه رهبر معظم انقلاب در ابتدای فعالیت مجلس دهم نیز بر حوزه فرهنگ تاکید کردند، برای همین بود که در مسیر حرکتمان، حدود و ثغور فرهنگ خودمان را مشخص کنیم تا ترکش های طرف مقابل کمتر به فرهنگ ما بخورد؛ از سوی دیگر، باید اولویت های فرهنگی خودمان را به خوبی و به طور واقع بینانه احصاء بکنیم تا در شرایطی مانند امروز که با کمبود بودجه عمومی کشور مواجه می شویم، بدانیم که اولویت ها در کدام بخش است. آیا امروز باید اولویت ما عمدتاً در حوزه سینما باشد یا مطبوعات یا نشر و یا حوزه های علمیه و مجامع مرتبط؟ اینها باید به طور دقیق و واقع بینانه بحث و ارزیابی شود. وقتی این کار نمی شود، در اولویت بندی و ترتیب بندی نیازهای فرهنگی کاملاً به اشتباه می رویم. یعنی آنچه را که می تواند به عنوان فرهنگ ناب نجات بخش جامعه ما باشد، مورد غفلت واقع می شود و از طرف دیگر، مسائلی به عنوان فرهنگ و کار فرهنگی مورد توجه قرار می گیرد که معلوم نیست ضرورتش کجاست. مثلاً اعزام جوانان ما توسط برخی سازمان های دولتی به آنتالیا در پوشش سفر فرهنگی، به عنوان یک اقدام فرهنگی به خورد مردم داده می شود و معلوم است که انتهای آن چیست.

مجموعه این اتفاقات را که ردیف می کنیم، متوجه فشل بودن دستگاه های سیاستگذار و مجری در عرصه فرهنگ می شویم و اینجاست که متوجه می شویم چرا رهبر انقلاب با این تعبیر از آنها یاد می کنند.

به نظر شما نگاه فرهنگی دولت یازدهم و دوازدهم برچه مبنایی استوار شده؟ آیا همان نگاه فرهنگی دولت اصلاحات است، یا روش متفاوتی در پیش گرفته شده است؟

این مسئله مطلق نیست؛ آنچه مطلوب انقلاب اسلامی است نوعی تقید فرهنگی است که از دل آن، نشاط و شادابی جوانان و ماندگاری نهاد خانواده، گسترش محبت میان اعضای خانواده و اجتماع و بسیاری جلوه های زیبای دیگر به دست می آید. متاسفانه چنین رویکرد فرهنگی الان در دستور کار بسیاری از متولیان عرصه فرهنگ وجود ندارد و نوعی فرهنگ خاص مدنظر آنها است که وقتی فرد به هر نقطه ای از دنیا می رود، متناسب با فرهنگ همان نقطه تغییر حال و هوا و ذائقه دهد. این همان تعارضات فرهنگی است که در بستر انقلاب اسلامی از سوی برخی ها ایجاد می شود و می تواند به شدت خطرناک باشد و نوعی آشفتگی ذهنی برای جوانان ایجاد کند.

مسئله اینجاست که چارچوب ها و محورهای فرهنگ ناب اسلامی مشخص است و آنهایی که دیگران را دچار آشفتگی ذهنی می کنند در واقع این چارچوب ها و حدود و ثغور را به هم زده اند. من اعتقادم این است که نگاه فرهنگی بسیاری از مدیران دولتی امروز منطبق بر آموزه های دینی نیست.

خوب مبنای فکری آنها چیست؟

وقتی ترجمان آزادی برای برخی از مسئولین کشور از نگاه و قرائت خودشان شکل می گیرد، طبیعی است که چنین مسیری را طی بکنند. به اعتقاد من شبکه نفوذی که رهبر انقلاب از آن یاد کردند و ممکن است در عرصه فرهنگ هم وجود داشته باشد، همین نمونه ها است و خیلی ها نمی خواهند نفوذ فرهنگی را باور کنند. نمونه آن مهدهای کودکی است که در زیر نظر برخی دستگاه های دولتی ما اداره می شوند؛ ببینید که در برخی از این مهدکودک ها چه فضایی وجود دارد و چه چیزهایی القاء می شود.

حتی برخی ها هنوز مسئله خودی و غیر خودی را نمی توانند هضم کنند. در حالی که در همین مملکت و همین نظام رئیس جمهور مملکت نفوذی از آب در آمد و گذاشت و رفت. پس چطور برخی ها مسئله نفوذ را نمی توانند بفهمند!؟ و یا در همین نظام آموزشی مسئله ای مانند سند ۲۰۳۰ مطرح شد که هرچند با ورود صریح و علنی رهبر انقلاب در حوزه بروکراسی اداری متوقف ماند، اما به هر حال همین حالا هم رگه هایی از سند ۲۰۳۰ به اشکال دیگر در حال دنبال شدن است و حداقل این است که افراد معتقد و مرید کم ندارد.

مثلاً جمله «اشهد ان علیا ولی الله» را از جزوه چاپ شده توسط خود آموزش و پرورش یک استان حذف می کنند و بعد از اینکه اعتراض می کنیم می گویند غفلت شده است! این چه غفلتی است و مگر ممکن است اینطور غفلت شود؟

مقصر این وضعیت کیست؟ انقلاب ما اساساً فرهنگی است و در این ۴۰ سال هم نهادسازی های فرهنگی کم انجام نشده، اما امروز همه از وضعیت فرهنگ ناراحتند و می نالند، مقصر این آشفتگی فرهنگی کیست؟

ما روایت داریم که مردم به امرا و حاکمانشان بیشتر شبیه هستند تا به پدرانشان؛ اگر به این روایت دقت کنیم، جواب سوال شما به دست می آید، یعنی می فهمیم که نباید بابت این آشفتگی فرهنگی مردم را مقصر بدانیم، هرچند در یک منطق مدیریتی باید مردم را هم مقصر بدانیم که مطالبه گری نکرده اند یا ضعیف مطالبه کرده اند، اما اصل مشکل به مسئولان برمی گردد.

در واقع همه دولت های ما تاکنون مقصر این وضعیت بوده اند و دولتی که اساسا بتواند کار فرهنگی را منطبق بر فرهنگ دینی جلو ببرد، نداشته ایم.

البته مجالس ما هم کم مقصر نبوده اند! وقتی که کمیسیون فرهنگی مجلس به زور باید عضوگیری و تکمیل شود، یعنی نمایندگان مجلس هم دغدغه فرهنگی ندارد.

قطعا همین طور است، اما به هر حال دولت ها تاثیرگذارند و باید در حوزه های موثر بر سلامت روح و جان مردم سرمایه گذاری و تلاش کنند وگرنه نه فقط کمیسیون فرهنگی مجلس، بلکه کل مجلس هم در این رابطه نقش و مسئولیت دارند.

در این حدود دو سال که از پارلمان های چند کشور در حوزه آسیا، اروپا و آفریقا بازدید کرده ایم، مشخص شده است که افراد نخبه و صاحبنظر آنها در کمیسیون فرهنگی مجالسشان حضور دارند و حتی حوزه آموزش نیز در زیرمجموعه کمیسیون فرهنگی تعریف می شود اما ما در اینجا باید برای پُر کردن کمیسیون فرهنگی گدایی کنیم.

از این گذشته، مسائلی هم که در حوزه فرهنگ باید در کمیسیون فرهنگی مجلس دنبال شود به خوبی دنبال نمی شود و ما حرف های ناگفته بسیاری در این زمینه داریم. یک بار به آقای لاریجانی در مجلس گفتم که از یک طرف می گوییم چرا از کمیسیون فرهنگی استقبال نمی شود و از طرف دیگر، برخی حوزه های تاثیرگذار مانند میراث فرهنگی و صنایع دستی را زیرمجموعه کمیسیون صنایع برده اید. در عرصه علمی و آموزشی، دانشگاه آزاد را با این گستره وسیع داریم اما سوال این است که کمیسیون فرهنگی مجلس چقدر امکان ورود به حوزه معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد و عملکرد آن را دارد؟ بنابراین ما هم مقصریم.

خب حالا این سوال پیش می آید که چرا دولت ها مقصرند؟ آیا برنامه ریزی ندارند یا پول اختصاص نمی دهند؟ یا خودشان سواد و دغدغه فرهنگی ندارند، یا فرمانده واحد ندارند؟ مشکل دولت ها از کجاست؟

ما هیچ زمانی کمبود اعتبار فرهنگی نداشته ایم؛ به طور کلی کمبود بودجه مانند امسال داشته ایم، اما منابعی که برای بخش فرهنگ می گذاریم همیشه کافی بوده است. چند نکته وجود دارد که آنها باعث مشکل شده اند؛ یکی تشتت در دستگاه های فرهنگی است، یعنی نهادهای متعدد فرهنگی هم می توانند یک فرصت باشند و هم یک تهدید، اما واقعا الان به یک تهدید تبدیل شده است.

موسسات، نهادها و دستگاه هایی که در عرصه فرهنگ کار می کنند باید ادغام شوندبه نظر من بسیاری از موسسات، نهادها و دستگاه هایی که در عرصه فرهنگ کار می کنند باید ادغام شوند و اولین بازخورد مثبت آن، این موضوع خواهد بود که نظارت بهتری بر عملکرد آنها می شود. همین کمیسیون فرهنگی مجلس که مورد انتقاد قرار دارد و این انتقاد هم درست است، اگر با دو دستگاه فرهنگی سر و کار داشته باشد، خیلی می تواند بهتر عمل کند تا دهها دستگاه فرهنگی.

مشکل دیگر، تشخیص اشتباه و یا سلیقه ای اولویت های فرهنگی کشور است؛ رهبر انقلاب چندین سال قبل موضوع مهندسی فرهنگی را مطرح کردند که باید انجام شود، مهندسی فرهنگی یعنی همین که اولویت های فرهنگی را احصاء کنیم و بتوانیم حوزه فرهنگ را سنجه گذاری کنیم اما این اتفاق نمی افتد و هر کسی در دستگاه فرهنگی خاصی به سلیقه و تشخیص خودش چند اولویت را مطرح می کند تا دوره مسئولیتش تمام شود.

از طرف دیگر، شکل رأی آوری برخی نامزدهای مجلس و ریاست جمهوری به گونه ای است که به حوزه فرهنگ و اولویت های آن ظلم می کنند تا رأی بخش خاصی از جامعه را برای موفقیت نهایی خودشان در انتخابات جلب کنند و این خطرناک است. یعنی لباس سیاسی پوشاندن به قامت لطیف و حساس فرهنگ یکی از دلایل آشفتگی امروز عرصه فرهنگ است.

معمولاً روسای جمهور در سالهای پایانی و یا به طور کلی در دوره دوم مسئولیتشان به حوزه های خاص فرهنگی وارد می شوند و با اظهار نظرهای خاص و حساسیت برانگیز از قبیل اینکه امام معصوم هم قابل نقد است، موج جدیدی در جامعه ایجاد می کنند؛ شما علت این رویکرد را چه چیزی می دانید و اساساً آیا کمیسیون فرهنگی مجلس، حساسیتی نسبت به این رویکردها داشته است؟

ببینید قرآن حکمی دارد که می گوید در هر حوزه ای وارد نشوید که اگر در جامعه پخش شد، باعث آزار و اذیت خودتان و دیگران شود. متأسفانه در اکثر دولت ها مخصوصاً در دولت دوم خرداد به این طرف، متأسفانه ورود در عرصه های غیرضروری که هم باعث تشویش ذهن مردم می شود و هم بازخورد مثبتی ندارد، زیاد شده است و انگار عادت شده است.

امروز هر کسی با ادبیات اولیه حکومت داری و دولت داری آشنا باشد، می فهمد که دغدغه اصلی مردم معیشت و اشتغال است. مردم کجا دنبال این هستند که آیا به پیغمبر می توان انتقاد کرد یا نمی توان!؟ آقای رئیس جمهور! ما و شما باید این را بدانیم که فرصت هایمان برای خودمان نیست و برای مردم است واگر اهلیت داشته باشیم باید سوالاتی را در ذهن مردم ایجاد کنیم که همان اولویت و درد و دغدغه امروز آنهاست.

قدری هم به موضوع بودجه و کمیسیون تلفیق بپردازیم؛ اخیرا کلیات لایحه بودجه در صحن مجلس رد شد و به کمیسیون تلفیق بازگشت، در اوج بررسی بودجه ۹۷ در کمیسیون تلفیق، هیات رئیسه کمیسیون با رئیس جمهور دیدار کردند، شما به عنوان عضو کمیسیون تلفیق از توافقات دوطرفه اطلاع دارید؟

صحبت های جدی در جلسه مشترک هیات رئیسه کمیسیون تلفیق با رئیس جمهور در مورد هدفمندی یارانه ها شده است؛ بنده به برگزاری چنین جلسه ای نقد دارم. احساس من این است که وقتی کمیسیونی قانونمند برای بررسی بودجه در مجلس وجود دارد باید جلسات با رئیس جمهور یا قبل از بررسی بودجه در کمیسیون تلفیق برگزار شود و یا در پایان بررسی لایحه بودجه در کمیسیون تلفیق برگزار شود. برگزاری چنین جلسه ای در اوج جلسات کمیسیون نگران کننده است.

در کمیسیون تلفیق موضوعات چالش برانگیزی همانند هدفمندی یارانه ها، نرخ حامل های انرژی، عوارض خروج از کشور و اشتغال وجود داشته که اگر برنامه های دولت اجرا می شد نگران کننده بود. کمیسیون به حکم ضرورت به لایحه دولت اکتفا نکرد و پیشنهادات جدیدی را به تصویب رساند.

دولت باید از لایحه خود دفاع کند، آقای نوبخت هم هیچ گاه از لایحه دولت کوتاه نیامد. در جریان بررسی بودجه نمایندگان دولت در همه جلسات حضور داشتند در جلسه مشترک هیات رئیسه با دولت حتما در مورد مسائل چالش برانگیز صحبت شده و تدابیر و تصمیماتی اتخاذ شده است.

لازم بود برای حرمت به اعضای کمیسیون در صورت ضرورت برگزاری چنین جلسه ای، کل اعضای کمیسیون حضور می یافتند. اینکه تنها اعضای هیات رئیسه کمیسیون در اوج جلسات بررسی لایحه بودجه در کمیسیون تلفیق در جلسه مشترک با رئیس جمهور حضور یابند هیچ توجیحی ندارد و این امر مورد اعتراض نمایندگان در کمیسیون تلفیق نیز قرار گرفت. در مورد جزییات این جلسه، هیات رئیسه کمیسیون تلفیق هیچ گزارشی به اعضا نداد، فقط در مورد برداشت از صندوق توسعه ملی بعد از این جلسه آقای تاجگردون پیشنهاداتی ارائه داد که مورد تصویب اعضای کمیسیون قرار نگرفت زیرا دولت هیچ اذنی برای برداشت از صندوق توسعه ملی از مقام معظم رهبری نگرفته بود.

رئیس جمهور در یکی از سخنرانی های اخیرش اعلام کرد که بخش زیادی از اعتبارات بودجه  - حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان - در اختیار من نیست، نظر شما به عنوان عضو کمیسیون تلفیق چیست؟

به نظر من این اظهارات درست نیست، کل بودجه کشور صرفا در اختیار دولت است. سازمان برنامه و بودجه به عنوان سازمان تعریف شده متولی امر بودجه زیر نظر رئیس جمهور است و با مدیریت ایشان اداره می شود. بنابراین اظهارات رئیس جمهور واقعیت ندارد. رئیس جمهور اعلام کند این ۲۰۰ هزار میلیارد تومان در دست چه کسانی است؟

اعتبارات مربوط به حوزه های علمیه در قانون بودجه چه مقدار در نظر گرفته شده است؟

زیر یک درصد بودجه کشور هم به حوزه های علمیه اختصاص نیافته است، تنها ۶ دهم درصد از بودجه عمومی کشور به حوزه دین اختصاص یافته، نه اختصاصا به حوزه های علمیه.

نظر شما در مورد تبصره ۴ قانون هدفمندی برای برداشت از صندوق توسعه ملی برای بودجه جاری کشور چیست؟

دولت در بودجه سال ۹۷ قصد دارد به صورت مکرر از منابع صندوق توسعه ملی برداشت کند؛ این در حالی است که طبق قانون، صندوق توسعه ملی برای مواقع بحران و نیازهای ضروری دیده شده است تا در صورت ضرورت با اذن رهبری از این صندوق برداشت شود. بنابراین منابع این صندوق جزو بودجه کشور نیست. بودجه درآمدهایی است که قرار است در کشور خرج شود، اگر دولت تشخیص دهد در برخی مواردی نیاز است از صندوق برداشت شود می تواند با اذن رهبری برداشت کند. حتی صندوق توسعه ملی هم با اذن رهبری در اختیار دولت قرار می گیرد.

به نظر شما، عملکرد دولت در زمینه حل مشکلات اقتصادی مردم چقدر در شکل گیری برخی از اعتراضات اخیر نقش داشت؟

موج اغتشاشات اخیر که تحت نفوذ منافقین و شبکه ضدانقلاب مدیریت شد با اعتراضات به حق مردم مشهد و سایر شهرها آغاز شد. علت این اعتراضات خالی کردن دل مردم با برخی اظهارنظرهای زودهنگام در مورد لایحه بودجه بود. در حالی که هرکسی می داند، لایحه بودجه در ابتدای امر یک قانون نیست، باید در کمیسیون تلفیق و مجلس مورد بررسی قرار بگیرد.

اشکال اصلی دولت این بود که عجولانه قبل از اینکه لایحه بودجه فرایند خود را در مجلس طی کند سرفصل هایش را برای مردم معرفی کرد و مردم آنچه را که قطعی نشده بود، قطعی فرض کردند. این باعث شد اعتراضاتی شکل بگیرد و متاسفانه در مسیر آن، مورد سوء استفاده هم قرار بگیرد.

وام ازدواج در لایحه بودجه چه مقدار در نظر گرفته شده بود؟ چرا رئیس جمهور افزایش وام ازدواج را به عنوان تصمیم دولت اعلام کرد؟

اشکال اصلی دولت این بود که عجولانه قبل از اینکه لایحه بودجه فرایند خود را در مجلس طی کند سرفصل هایش را برای مردم معرفی کرد و مردم آنچه را که قطعی نشده بود قطعی فرض کردند. این باعث شد اعتراضات شکل گیرد.

رئیس جمهور هم آنچه را که در کمیسیون تصویب شد به مردم وعده داد، این کار اشتباه است؛ در حوزه وام ازدواج پیشنهاد کمیسیون فرهنگی این بود که وام ازدواج از ۱۰ میلیون تومان به ۱۵ میلیون تومان افزایش یابد. این پیشنهاد در کمیسیون تلفیق تصویب شد اما مشخص نیست در صحن علنی مجلس نیز به تصویب برسد.

آقای رئیس جمهور این موضوع را در رسانه ملی اعلام کرد که این نوعی اعلام غیرقانونی و موج سواری بود. در مورد هدفمندی یارانه ها کمیسیون معتقد بود دولت از سال ۹۷ باید یارانه خانواده های پردرآمد را حذف کند اما شاخص هایی در مورد پردرآمد بودن خانواده ها ارائه نشد، یک ایده این بود که این موضوع را به دولت بسپاریم که به چه خانواده ای با چه میزان درآمدی پردرآمد یا کم درآمد گفته شود.

دولت انتقاد جدی داشت و می گفت از کجا بفهمیم خانواده ای پردرآمد یا کم درآمد است؟ مشخص شد دولت نمی خواهد مسئولیت این موضوع را بپذیرد گرچه این مسئولیت کاملا بر عهده دولت است. چطور رئیس جمهور افزایش وام ازدواج به ۱۵ میلیون تومان را به نام دولت می نویسد اما حذف یارانه را نمی خواهد به نام دولت بنویسد؟

در طرح مورد نظر مجلس برای حذف یارانه ها طرح راستی آزمایی نیز در دستور است که اگر کسی نمی خواست دولت حساب هایش را بررسی کند می تواند از دریافت یارانه انصراف دهد.

به عنوان عضو و سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس، جهت گیری فرهنگی سازمان صدا و سیما را به عنوان یک «دانشگاه عمومی» چطور ارزیابی می کنید؟

اعتقاد دارم سازمان صدا و سیما هرگز خالی از نقد نبوده است. بنده زمانی که در قم طلبه بودم، یک وقت آخر شب با خانواده با موتور رِکس برای زیارت به حرم رفته بودیم، آقای لاریجانی که آن زمان رئیس سازمان صدا و سیما بود، برای زیارت به حرم آمده بود. جلو رفتم و به آقای لاریجانی گفتم من به شما انتقاد دارم، گفتم موسیقی هایی که از صدا و سیما پخش می شود حرام است. آقای لاریجانی گفت خب شما گوش نده! گفتم مجتهد من آقای فلانی است، ایشان این نوع موسیقی ها را حرام می دانند. آقای لاریجانی گفت مجتهد شما حرام می داند، مجتهد بسیاری از مردم این نوع موسیقی را حرام نمی داند.

وقتی که فکر کردم به این نتیجه رسیدم حرف ایشان درست است؛ البته هم حرف های من به عنوان منتقد درست بود و هم پاسخ های ایشان.

انتقاد بر رسانه ملی همیشه بوده و هست، اما امروز نیازمند سدی بزرگ در مقابل شبکه های ماهواره ای و فارسی زبان هستیم. هیچ رسانه ای مثل صدا و سیما نمی تواند با این شبکه ها مقابله کند، وقتی شبکه های ماهواره ای دائما در حال شبهه افکنی هستند باید رسانه ملی برای مقابله وارد شود. رسانه ملی به عنوان یک نهاد حاکمیتی توانسته در مقابل همه هجمه ها بایستد. یک معاونت برون مرزی سازمان صدا و سیما تقریبا همه دنیا را پوشش می دهد. در حوزه سیاسی و بین الملل صدا و سیما عملکرد خوبی داشته اما اعتقاد دارم صدا و سیما برای دستیابی به برخی اهداف فرهنگی توفیقی نداشته است. همه می گویند صدا و سیما چرا موفق نشده است، هیچ کس نمی گوید بودجه صدا و سیما چقدر است. یکی از مشکلات صدا و سیما برای تحقق اهدافش بودجه و اعتبارات است.

بررسی طرح اداره صدا و سیما در کمیسیون فرهنگی، در چه مرحله ای قرار دارد؟

بررسی این طرح در کمیسیون فرهنگی به پایان رسیده است. پیشنهاداتی که آقای لاریجانی در این قانون داشت انصافا خوب بود. در این قانون آمده بود که هیات امنای صدا و سیما می تواند پیشنهاد عزل رئیس سازمان صدا و سیما را بدهد آقای لاریجانی به کمیسیون اعلام کردند که این کار اشتباه بوده و وهن رئیس سازمان است، کمیسیون نیز طرح را اصلاح کرد.

وضعیت اختصاص بودجه از سوی دولت به سازمان صدا وسیما چگونه است؟

طبق قانون دولت موظف است سالانه ۷ دهم درصد بودجه عمومی را به صدا و سیما اختصاص دهد؛ در سال ۹۶ و ۹۷ چنین بودجه ای به سازمان صدا و سیما اختصاص نیافته است که این اقدام دولت خلاف برنامه ششم توسعه است. منبعی برای بودجه صدا و سیما دیده نشده، در بودجه ۹۷ نیز بودجه صدا و سیما منوط به برداشت از صندوق توسعه ملی شده است.

آقای آزادیخواه! ترکیب سیاسی مجلس دهم را چطور می بینید؟ شاید این مجلس، تنها مجلسی باشد که اینقدر از جهت نوع تصمیم گیری ها غیرقابل پیش بینی است، این به ترکیب مجلس و نوع آرایش آن برنمی گردد؟

تضارب آرا در این مجلس کاملا مشهود است، جریانات دوگانه سیاسی شامل جریان اصلاحات و اصولگرا کاملا فعال هستند. در رای گیری های اخیر لیست امید به صورت فعال وارد می شود اما بالاخره نمایندگان مجلس مجبور هستند با دولت تعامل داشته باشند حتی اگر نظرشان مخالف دولت باشد زیرا مشکلاتی در حوزه انتخابیه دارند این مساله موجب شده ما نتوانیم معدل گذاری کنیم.

با اینکه اعضای فراکسیون نمایندگان ولایی زیاد هستند اما بعضا افراد به خاطر امتیازگیری از دولت ناچار به سکوت هستند. هیاهو، جنجال و فریاد مجلس همیشه از نمایندگان پایتخت بلند می شده و موتور متحرکه مجلس همیشه نمایندگان پایتخت بوده اند. فریادمحور بودن مجلس در مقابل مشکلات دولت، ربطی به اقلیت و اکثریت ندارد. مشکل ما در مجلس دهم این است که نمایندگان پایتخت، حامیان دولت هستند. لذا فریاد در مجلس فعلی، فریاد خاموش است.

بسیاری از نمایندگان تهران اصلاح طلب هستند، یکی از لیدرهای نمایندگان تهران دو سه هفته پیش به دولت انتقاد کرد، این امر نشان می دهد این افراد مدافع جریانی هستند که آن جریان آنها را به مجلس فرستاده است؛ آن جریان اصلاحات است و در دولت نیز رگه های اصلاح طلبی به وضوح دیده می شود./

پایان پیام

پیشنهاد سردبیر
اخبار برگزیده
ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000