هدر اصلی سایت
PrintPageچاپPrintPageچاپ با عکس ToFriendارسال به دوستان Whatsapp google_plus Line twitter
جلودارزاده :

اعتماد عمومی به دولت بازگشتنی است/ در هنگام بحران اقتصادی باید بیش از گذشته از کارگران و کشاورزان حمایت کرد

سرویس دیگر رسانه‌ها
واقعیت آن است که در هنگام بحران اقتصادی باید بیش از گذشته از کارگران و کشاورزان حمایت کرد تا آنها نیز بتوانند حمایت کافی را از زیردستان خود داشته باشند، اعتماد عمومی مردم به دولت بازگشتنی است دیگر از هم‌اکنون شروع به فعالیت صادقانه برای مردم کنیم.
یکشنبه 21 مرداد 1397 ساعت 14:50
اعتماد عمومی به دولت بازگشتنی است/ در هنگام بحران اقتصادی باید بیش از گذشته از کارگران و کشاورزان حمایت کرد واقعیت آن است که در هنگام بحران اقتصادی باید بیش از گذشته از کارگران و کشاورزان حمایت کرد تا آنها نیز بتوانند حمایت کافی را از زیردستان خود داشته باشند، اعتماد عمومی مردم به دولت بازگشتنی است دیگر از هم‌اکنون شروع به فعالیت صادقانه برای مردم کنیم. http://cdn.icana.ir/d/019/201807109849139878.jpg اعتماد,عمومی,به,دولت,بازگشتنی,است/,در,هنگام,بحران,اقتصادی,باید,بیش,از,گذشته,از,کارگران,و,کشاورزان,حمایت,کرد Icana

به گزارش خبرگزاری خانه ملت؛ بیشترین آسیب در هنگام نوسانات اقتصادی و مشکلات متعدد به قشر ضعیف جامعه وارد می‌شود. ساختارهای شکننده اقتصادی و همچنین آسیب‌های اجتماعی متعدد این قشر را از همیشه آسیب‌پذیرتر می‌کند و در این زمان‌ها کمک دولت نقش بیشتری از گذشته در بهبود شرایط آنها بازی می‌کند.

سهیلا جلودارزاده، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در گفت‌وگو با«آرمان» در ارتباط با وضعیت معیشت قشر آسیب‌پذیر جامعه می‌گوید: « واقعیت آن است که در هنگام بحران اقتصادی باید بیش از گذشته از کارگران و کشاورزان حمایت کرد تا آنها نیز بتوانند حمایت کافی را از زیردستان خود داشته باشند، اعتماد عمومی مردم به دولت بازگشتنی است دیگر از هم‌اکنون شروع به فعالیت صادقانه برای مردم کنیم.»

دولت تا چه میزان وظیفه حمایت‌های مالی از نیازمندان را دارد؟

اگر جامعه را به لحاظ اعتماد آنها به حکومت به دو دسته تقسیم کنیم. یک دسته نسبت به مسائل‌سیاسی حساس بوده و عکس‌العمل نشان می‌دهند و دسته دیگر درگیر مسائل روزمره زندگی خود هستند، اما مسائل ایجاد‌شده از سوی دولت شامل حال آنها نیز می‌شود و صرفا دیرتر متوجه مشکلات می‌شوند. دولت به عنوان یک مخلوق و موجود به منظور ادامه حیات نیازمند شنا در اقیانوس اعتماد مردم است، زیرا در این صورت از مردم همکاری دیده و ادامه حیات می‌دهد. البته دولت‌های دیکتاتور که جای مدیریت امور مردم بر آنها حاکم هستند به ابزارهای دیگری مانند قدرت‌نظامی و کنترل‌اجتماعی نیازمندند تا اطلاعات مردم را داشته و با اعمال زور مناسب آنها را کنترل کنند. در کشور ما ابزار دولت‌های مردمی و جمهوری‌اسلامی زور، فریب و تطمیع نیست بلکه باید براساس قانون اساسی به منظور احیای اعتماد مردم حکومت کرد، زیرا دولت‌ها به رأی مردم احتیاج دارند. دولت در مقابل افرادی که تمرکز کمتری بر مسائل سیاسی داشته و با رأی خود همه قدرت را به دولت می‌بخشند بیشتر تکلیف و مسئولیت دارد و باید منافع آنها را در نظر بگیرد. منافع آنها منافع دولت است، زیرا آنها قدرت خود را تا حدود زیادی به دولت واگذار کردند و تعهد و وابستگی کمتری به دولت دارند. حال اگر این افراد مشاهده کنند سر تقسیم قدرت یا ثروت سرآنها کلاه رفته است به‌طور کلی از دولت دلسرد می‌شوند و هرگز مجددا اعتماد نمی‌کنند. البته به‌دلیل ساده‌دلی آنها خداوند اجازه مغمومیت زیاد آنها را نمی‌دهد. افرادی از منابع دولتی دلار و سکه خریده و آنها را به قیمت گران می‌فروشند اینها دزدهایی هستند که دستشان در جیب اقشار کم‌درآمد است. به عنوان مثال کارگری به مسئولان و دولت اعتماد می‌کند، اما ناعدالتی می‌بیند؛ یک ماه کار کرده و یک میلیون دستمزد می‌گیرد، اما قدرت خرید او 300 هزار تومان است. دزدان باید بی‌شرف باشند که از اموال عمومی می‌دزدند یا به کارگران ظلم می‌کنند؛ تکلیف دولت مراقبت و مدافعه از منافع افراد نیازمند و ضعیف است. همچنین باید نظارت کافی داشته تا اتفاقات مشابه رخ ندهد یا اگر رخ داد همراه با قوه‌قضائیه ورود کرده و نگذارد مبالغ هنگفت از جیب افراد زحمتکش خارج شود. در غیر این صورت قهر خداوند و عذاب شامل حال ما می‌شود، زیرا حتی اگر مردم متوجه دزدی نشوند خداوند می‌فهمد و اجازه ظلم بیش از حد را نمی‌دهد. این ظلم می‌تواند توسط یک کارمند، مسئول و تیم او در یک سایت فروش خودرو و... به مردم اعمال شود. افرادی که متوجه مسائل سیاسی دولت می‌شوند باید این فهم را به سایر مردم انتقال دهند. از سوی دیگر دولت‌ها باید با این افراد روراست و همکار باشند و از آنها در راستای افزایش آگاهی مردم استفاده کنند. به عنوان‌مثال دولت زمانی اقدامی را انجام می‌دهد که در ظاهر به ضرر مردم است، اما قشر آگاه و متمرکز بر فعالیت‌های حکومت به مردم اطمینان خاطر می‌دهند تا با دولت همراهی کنند و اعتماد عمومی از بین نرود. همچنین هنگام درخطر افتادن منافع عمومی مردم به مردم هشدار دهند. این ساختار «سیستم ایمنی اجتماعی» نام دارد که برای حیات یک حکومت باید وجود داشته باشد. در غیراین صورت سیستم اجتماعی ایدز می‌گیرد، در واقع هیچ احساس دردی ندارد اما بعد از مدت‌ها عفونت همه جا را می‌گیرد و بدن از دست می‌رود. عاقل‌ترین حکومت‌ها سیستم‌ایمنی خود را تیز و بز نگه می‌دارند، اعضای سیستم را تخریب نمی‌کنند یا به اعضای اصلی سیستم برای شیطنت‌ قدرت نمی‌دهند.

اگر بپذیریم بهبود وضعیت اشتغال و زندگی مردم بر تهیه بسته‌های حمایتی اولویت دارد بنابراین توجه ویژه به تدوین بسته‌های حمایتی از چه ناشی می‌شود؟

یک مسئول، وزیر و مدیر خوب باید صادقانه به مردم خدمت کند، زیرا هیچ چیزی جز صداقت یاری خداوند را به همراه نمی‌آورد. حکومت مذهبی حضرت یوسف نمونه‌ای از حکومت‌های مذهبی قابل‌قبول است، زیرا عدالت، خدمتگذاری، کار و تلاش و تکیه بر شعور مردم سرلوحه کار یوسف(ع) بود. در مقابل مردم به او وفادار باقی ‌ماندند، زیرا خداوند به دل‌های آنها همراهی را وحی کرد و در نهایت از هفت سال سخت عبور کردند. نمونه این کار را مردم و مسئولان در زمان دفاع مقدس انجام دادند که خدمت به مردم خالصانه، صادقانه و عادلانه بود و در مقابل آنها خاضعانه برای حفظ این خاک خون دادند. امروز افرادی فساد‌مالی می‌کنند، اما اسم شهید ورد زبانشان است. فهم آنها از فلسفه وجودی شهید اشتباه است و درک و عملکرد آنها ضد فلسفه وجودی شهیدان است. اعتماد عمومی از دست رفته مردم باید به دولت برگرداند و راهکار نزول یوسف زمانه است تا از خود بگذرد و به مردم خدمت کند. درصورت تخصیص منابع اصولی با بیشترین دستاورد از بدترین شرایط عبور می‌کنیم و حتی به اهداف سال 1404 می‌رسیم. در حال‌حاضر جمعیت قابل‌توجهی از مهاجران افغانستانی از کشور خارج شدند و تعداد زیادی نیروهای بیکار وطنی وجود دارد که باید جای آنها فعالیت کنند. اگر این نوسانات اقتصادی وجود نداشت با کدام قانون قادر به بازگرداندن آنها به کشورشان بودیم؟! علاوه براین هزینه‌های اقامتی آنها نیز از بودجه کشور کسر شد. همچنین این موقعیت به افزایش انگیزه‌های ملی نیز کمک می‌کند، مردمی که ببینند یک هموطن جای یک کارگر افغانستانی بیل می‌زند قادرند کوه را جابه‌جا کنند. درحال‌حاضر دست مردم بر جیبشان نمی‌رود. بازنشستگان امکان انداختن سفره معمول خود را ندارند و قادر به خرید نان خالی نیستند. اگر دولت و حکومت صادقانه دست به‌کار شود و از حرف بپرهیزد مردم به میدان می‌آیند، زیرا آنها امتحان خود را پس داده‌اند. هر چه بیشتر با آنها صادق باشیم و خدمت صادقانه ارائه دهیم و بیشتر مشورت کنیم افراد جامعه حاضر به فداکاری بیشتر هستند. در مقابل اگر آنها را نبینیم و ادعا کنیم هیچ مشکلی وجود ندارد باور عمومی را از دست می‌دهیم.

آیا بسته‌های حمایتی نیازمندان با‌توجه به شرایط اقتصادی کنونی جوابگوی نیازهای آنان است؟

قطعا جوابگو نیست و هرچه بیشتر شود شرایط مردم بهتر می‌شود. حداقل اقدام تثبیت کالاهای اساسی مردم و در دسترس بودن آنهاست تا دغدغه سفره‌های غذای خود را نداشته باشند. افرادی که نان ندارند جان ندارند و اگر جان نداشته باشند کار نمی‌کنند. باید میزان بسته‌های حمایتی را بیشتر و قیمت کالاهای اساسی را تثبیت کرد. مواد اولیه در زمینه پوشاک و... تا حدامکان برای تولید وارد شود تا تغییری در قیمت نباشد. امروز هزینه دارو و غذای مردم برخلاف دولت نهم و دهم باید صرف دارو و غذا و نه ورود خودرو شود. علاوه براین نظارت بر ارائه کالاو خدمات کامل باشد تا کالاها به قیمت ارزان در اختیار مردم باشد تا حداقل آنها زنده بمانند. البته این موارد جزو سیاست‌هاست، اما باید بر حسن اجرای آنها نظارت داشت. دولت باید یک برنامه حمایتی خاص از کارآفرین، کارفرما، تولیدکننده و کارگر داشته باشد و فشارهای خود را از گرده آنها بردارد. زمانی چند میلیون کار می‌کردند، اما پول نفت را دا‌شتیم تا باقی مصرف ‌کنند. امروز اگر نفت نفروشیم یا کم بفروشیم صرفا چند میلیون کار می‌کنند که مورد انواع و اقسام فشارها از سوی دولت هستند و این وضعیت بسیار سخت است. در نهایت باید گفت با تمام سختی‌ها اگر قصد بهبود شرایط رفاه‌اجتماعی داشته باشیم همچنان می‌توانیم./

پیشنهاد سردبیر
اخبار برگزیده
ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000

خبر مرتبط