Icana.ir
fa

شیوه‌ فهرست نویسی نسخ خطی در کتابخانه مجلس

**"ابوالفضل حافظیان بابلی " فهرست نویس در گفتگویی صمیمانه با "احسان الله شکراللهی" و "مجید سائلی" در خصوص روش‌ها و شیوه‌های نوین فهرست‌نویسی نسخ خطی کتابخانه مجلس و طرح فهرست‌نویسی دست‌نوشته‌های کتابخانه مجلس مطالبی را بیان کرد که رویکرد وی را درحوزه فهرستنگاری نشان می‌دهد.6/29/2010 1:00:00 PM6/29/2010 1:00:00 PMIcana00 Icana
PrintPageچاپPrintPageچاپ با عکس ToFriendارسال به دوستان Whatsapp google_plus Line twitter Telegram
حافظیان تشریح کرد

شیوه‌ فهرست نویسی نسخ خطی در کتابخانه مجلس

سرویس فرهنگی
**"ابوالفضل حافظیان بابلی " فهرست نویس در گفتگویی صمیمانه با "احسان الله شکراللهی" و "مجید سائلی" در خصوص روش‌ها و شیوه‌های نوین فهرست‌نویسی نسخ خطی کتابخانه مجلس و طرح فهرست‌نویسی دست‌نوشته‌های کتابخانه مجلس مطالبی را بیان کرد که رویکرد وی را درحوزه فهرستنگاری نشان می‌دهد.
سه‌شنبه 8 تیر 1389 ساعت 13:00

با توجه به اینکه شما نزدیک به دو دهه از عمر خودتان را صرف فهرست‌نویسی نسخه‌های خطی کرده‌اید و به عنوان کسی که تجربه طولانی در انجام این کار دارد لطفاً نظرتان را در خصوص هدف اصلی و غایی فهرست‌نویسی بفرمایید.

فهرست‌نویسی دانشی است که ما را با میراث علمی علماء گذشته‌مان آشنا می‌کند. علمای اسلامی در رشته‌های مختلف علوم تألیفات مهمی از خودشان بجا گذاشته‌اند که اینها در قالب نسخه‌های خطی الآن به دست ما رسیده است.راه ورود و آشنایی با  این تألیفات، اولین قدمش فهرست‌نگاری است. باید یک فهرست‌نگار فاضل دانای آشنا به علوم بیاید و این کتاب‌ها و این نسخه‌های خطی را عالمانه و دقیق و صحیح معرفی بکند تا در کارهای دیگری که ما با این کتاب‌ها داریم بتوانیم موفق باشیم. مثلاً قدم بعدی تصحیح این متون است. تا یک نسخه‌ای درست معرفی نشود،  مصحح آشنا نمی‌شود با این کتاب و از محل نگهداری کتاب وقوف پیدا نمی‌کند تا بتواند به آن دست پیدا کند و آن را برای تصحیح انتخاب بکند. پس فهرست‌نگاری کلید دست‌یابی به میراث علمی علمای گذشته است. 

در واقع وقتی در اهمیت نسخه‌های خطی صحبت می‌شود، اگر کسی بخواهد برود به سراغ این اشیاء با اهمیت، طبیعتاً باید آدرسش را داشته باشیم. فهرست در حکم آدرس است، و از این رهگذر باید به آن برسد.

بله فهرست دقیقاً آدرس است، نه این که در حکم آدرس باشد. در عین حال مشخصاتی را غیر از آدرس هم به ما می‌دهد که در انتخاب نسخه یا ترجیح و عدم ترجیح آن نسبت به سایر نسخه‌ها کمک می‌کند.

شما فهرست‌نگاری را دانش خواندید، آیا این کار دانش است یا فن است؟ یا تلفیقی از این دو؟ و اینکه شما فرمودید که فهرست‌نگاری دانش است با چه ملاک و معیاری می‌فرمایید که دانش است؟

البته اطلاق کلمة فن به فهرست‌نگاری با مفهوم آن نزدیک‌تر است تا اینکه بگوییم یک دانش است. اما اگر بخواهد به صورت دقیق و صحیح فهرست‌نگاری انجام بشود نیاز به این دارد که فهرست‌نگار با دانش‌های مختلف سر و کار داشته باشد. فهرست‌نگاری به هر حال یک مبحث میان رشته‌ای است. یعنی وقتی من وارد کتابخانه‌ای می‌شوم و می‌خواهم نسخه‌های خطی آن کتابخانه را فهرست کنم، خوب بعضی از این نسخه‌ها  در رشته طب است، بعضی در رشته نجوم است، بعضی از آن‌ها در رشته ریاضیات است، بعضی از آن‌ها در رشته فقه است، بعضی‌ها در فلسفه است، و علوم مختلف دیگر. از نظر زبانی‌هم بعضی به زبان فارسی نوشته شده است، بعضی‌ها به زبان عربی است، بعضی‌ها به زبان ترکی است. یعنی زبان‌های مختلفی که در بین مسلمین رایج بوده است، ما به آن زبان‌ها نسخه داریم، پس یک فهرست‌نگار باید به زبان‌های مختلف هم آشنا باشد، و نیز باید اصطلاحاتی که در علوم مختلف بکار آشنا باشد، چرا که گاهی به نسخه‌هایی، برخورد کردیم که اول و آخر این نسخه افتاده است. اصلاً تشخیص اینکه موضوع این نسخه چه است این خودش کار مشکلی است. من در این نسخه‌های مجهول یا نسخه‌های اول و آخر افتاده، نخستین کاری که می‌کنم؛ با خودم این سئوال را مطرح می‌کنم که موضوع این کتاب چیست؟

ببینید یک سری اصطلاحات هست، یک سری مباحث علمی هست بین علم منطق و علم اصول و علم فلسفه و علم معانی بیان و بلاغت مشترک است.فهرست‌نگار باید آشنایی خیلی خوبی با این علوم داشته باشد که مرز دقیق بین این‌ها را شناسایی کند. بتواند مثلاً رساله‌ای که در عروض است با رساله‌ای که در قافیه است، این دو تا را بتواند تشخیص بدهد که فرق این‌ها چیست. توجه می‌فرمایید. این را که گفتم اگر تعبیر دانش کردم به این دلیل است که فهرست‌نگاری نیاز به دانش‌های مختلف دارد. 

پس شما دانش را به معنای اعم کلمه در نظر دارید نه به معنای آن تعریفی که در طبقه‌بندی علم بکار می‌برند. اما سئوال دیگری که قابل طرح است این که شما در فهرست‌نویسی نسخ خطی کتابخانه مجلس چه نکاتی  را در نظر می‌گیرید؟

حالا محدود کردن این سؤال به کتابخانه مجلس شاید ضرورت نداشته باشد، من فکر می‌کنم که کا فهرست‌نویسی در مجلس و غیر مجلس تقریباً می‌شود گفت که تفاوتی ندارد مگر اینکه نسخه‌های مجموعه‌ها با یکدیگر تفاوت داشته باشند، یا الزاماتی از قبیل سرعت یا دقت بخواهد مطح شود که طبیعتاً در نتیجة نهایی کار مؤثر خواهد بود.

بله، ولی آنطور که  شنیده‌ایم روش‌ها و شیوه‌های فهرست‌نویسی بعضاً بین فهرست‌نگاران متفاوت است. و یک استاندار ثابتی در این میان وجود ندارد. آیا شما در این کتابخانه شیوه خاصی را بکار می‌برید؟

برای پاسخ به این پرسش ترجیح می‌دهم اول اطلاعاتی کلی راجع به نسخه‌های خطی ارائه بدهم. ما برآوردی که کردیم در کل عالم چیزی در حدود 5پنج میلیون نسخه خطی اسلامی، یعنی نسخه‌هایی که در حوزة جغرافیایی و فرهنگی و تمدنی اسلام پدید آمده‌اند یا نسخه‌ها‌ی خطی‌ای که مربوط به علوم اسلامی می‌شود در حدود پنج میلیون نسخه خطی وجود دارد. از این پنج میلیون، به صورت قطعی می‌توان گفت که حدود پانصدهزار نسخه در ایران ما وجود دارد. البته برخی تخمین زده‌اند که ممکن است تا یک میلیون هم برسد.

ولی ما در حال حاضر آدرس حدود 400 هزار تا از آن‌ها را داریم که در کجاها موجود است. در صورتی که خیلی از نسخه‌ها هم در خانه‌ها و در کتابخانه‌های شخصی است که ما خبری از آن‌ها نداریم. بنابراین از این چهارصدهزارتایی که الان از مکان‌های آن‌ها اطلاع داریم، تخمین می‌زنیم که چیزی حدود یک میلیون نسخه خطی فارسی و عربی و احیاناً بعضاً ترکی در ایران ما وجود داشته باشد. چه در کتابخانه‌های عمومی و چه در کتابخانه‌های خصوصی.

البته، شمار زیادی از این نسخه‌های موجود در ایران در کتابخانه‌های بزرگ مشهور مثل کتابخانه مجلس، کتابخانه آیت الله مرعشی، کتابخانه آستان قدس، کتابخانه ملی و همین چند تا کتابخانهی که شهرت فراوانی دارند نگهداری می‌شود. از این 400، 500 هزار نسخه موجود در ایران تقریباً از چیزی در حدود 200 هزار یا 250 هزار نسخه خطی فهرست تفصیلی یا اجمالی برای این‌ها تهیه شده است. 

یعنی نیمی از نسخه‌های خطی که ما از آن‌ها خبر داریم که وجود دارد، هیچ فهرستی ولو در حد یک فهرست نام گوی از آن‌ها نداریم.

ببینید این همه رساله‌ها و کتاب‌هایی که در علوم مختلف در همین محدوده نسخه‌های فهرست شده تصحیح شده و مورد توجه قرار گرفته و معرفی شده، همین مقداری که معرفی شده به همین مقدار و یا خیلی بیشتر از این، ما نسخه‌هایی داریم که اصلاً هیچ حرفی از آن‌ها در بین نیست. و این خوب ضرورت تسریع امر فهرست‌نگاری را نشان می‌دهد، و متأسفانه یک بخش مهمی از این نسخه‌ها مربوط به کتابخانه‌های بزرگ ما است. کتابخانه‌هایی که بودجه دارند، امکانات دارند، منابع دارند باید فهرست‌نگاران را به کار بکشند که کتاب‌های خطی خود را زودتر فهرست کنند؛ ما می‌بینیم که متأسفانه بعضی از همین کتابخانه‌های مشهور مثلاً ده سال می‌گذرد و یک جلد فهرست بیرون نمی‌دهند. به کارهای دیگرشان اهمیت می‌دهند، بودجه را صرف مسائل تبلیغاتی و چیزهای دیگر می‌کنند ولی کار اصلی را زمین می‌گذارند. برایشان خیلی راحت‌تر است که به ساخت و ساز و عمران و بنا و این چیزها بپردازند ولی وقتی می‌خواهند در رابطه با فهرست‌نگاری هزینه‌‌ای کنند، هزار ان علت و اما پیش می‌آید. 

اما خوشبختانه گویا کتابخانه مجلس در دوره جدید فعالیت‌های خودش این کار را به عنوان یک اولویت در دستور کارش قرار داده است. لطفاَ راجع به این فرآیند هم در کتابخانه مجلس صحبت بفرمایید.

بله، این واقعاً مایه خوشحالی و خوشبختی است که در دوره جدید ریاست کتابخانه مجلس بیش از ده نفر از فهرست‌نگاران دعوت شده‌اند و در همین یک سال گذشته ده جلد فهرست نسخ خطی کتابخانه مجلس منتشر شده است و چندین جلد دیگر آماده انتشار است و جلدهایی هم در دست تألیف است. این اتفاق بی‌نظیری است در تاریخ کتابخانه‌های کشور ما. خیلی واقعاً کار عالی و قابل توجه‌ای است که به یکباره دوازده نفر فهرست‌نگار که پیش از این در کتابخانه‌های دیگر سابقه کار داشتند، آمدند و با تمهیداتی که مدیریت کتابخانه قائل شده برای آن‌ها کار را با سرعت به پیش بردند و با این سرعتی که کار دارد پیش می‌رود فکر می‌کنیم تا حداکثر تا دو سال دیگر نسخه‌های خطی موجود در کتابخانه مجلس  تماماً فهرست بشود.

البته خوب در کنار این فهرست‌نگاری همین طور نسخه جدید خریداری می‌شود و من چون در این دو سال اخیر در هیأت تقویم کتابخانه هم بوده‌ام شاهد بودم که چقدر نسخه خطی عرضه می‌شود و کتابخانه هم استقبال می‌کند، و خریداری می‌کند و طبیعتاً باید دید که فهرست‌نگاری با سرعت بیشتری پیش خواهد رفت یا خرید نسخه. به هر حال یک مسابقه برد برد است. هر دو طرف آن به نفع فرهنگ و علم ما است. 

در خلال این ده جلد منتشر شده، کلاً چند نسخه خطی معرفی شده است؟

بنابراین بود که در هر جلد 400 نسخه خطی معرفی بشود. معمولاً همین بنا مراعات شده است. فقط یکی دو تا از فهرست‌ها کمتر از 400 نسخه در آن‌ها معرفی شده است. ولی غالب فهرست‌هایی که در این دوره اخیر چاپ شده‌اند 400 نسخه را دارند. 

منظورتان از نسخه‌ خطی معرفی شده چیست؟ یعنی عنوان نسخه خطی مد نظر است یا تعداد جلد را می‌گویید؟

نه نه، منظور چهار هزار شماره، یا چهار هزار جلد نسخه است در ده جلد فهرست. چون شما می‌دانید که در برخی نسخه‌ها ممکن است، دو تا یا چند رساله موجود باشد، مثلاً در جلد 30 که 400 نسخه را معرفی کرده‌ام حدود هزار عنوان کتاب و رساله داشت. 

شما به سه نوع یا سه روش فهرست‌نویسی اشاره کردید. فهرست اجمالی، فهرست تفصیلی و فهرست نام‌گوی. لطفاً بفرمایید در کتابخانه مجلس از کدام یک از این شیوه‌ها استفاده کرده‌اید.

فهرست نام‌گو، یک هندلیستی (hand list) است. یعنی فقط شماره کتاب در مخزن و اسم کتاب و اسم مؤلف را در بردارد. پیش می‌آید برای فهرست‌نگاران گاهی مثلاً وارد یک کتابخانه‌ای می‌شوند ده‌ها جلد یا صدها جلد کتاب خطی در آن کتابخانه است. یک فرصت اندکی دارند برای بررسی این نسخه‌ها. برای خودم پیش آمده است. رفتم وارد کتابخانه‌ای شده‌ام مثلاً صد جلد نسخه خطی داشت، دو سه ساعت وقت داشتم که این‌ها را ببینم،‌ دو سه ساعت به من اجازه دادند که ملاقات کنم با این نسخه‌ها. من در آنجا بهترین کاری که می‌توانستم بکنم این بود که به سرعت این نسخه‌ها را یک دور نگاه کنم و فقط شماره نسخه و اسم کتاب و اسم مؤلف را بنویسیم. بعد حالا وقتی که منابع در دسترسم قرار گرفت بعضی از اطلاعات را تکمیل کنم. به هر حال این را فهرست نام‌گوی می‌گویند. این حداقل کاری است که یک فهرست‌نگار در معرفی نسخ خطی می‌تواند انجام دهد. 

پس وجه تسمیه این نوع فهرست‌نویسی معلوم شد. یعنی تنها اسم کتاب را در بردارد و مشخصات کتابشناسی و نسخه‌شناسی در آن به صورت تفصیلی بیان نمی‌شود. حالا لطفاً در مورد فهرست تفصیلی و اجمالی هم بیشتر صحبت بفرمایید.

فهرست اجمالی آن است که مقداری اطلاعات آن بیشتر از فهرست نام‌گوی است. مثلاً تاریخ وفات مؤلف در آن است. زبانی که کتاب به آن نوشته شده است، فارسی، عربی، ترکی؛ و همچنین موضوع کتاب، مشخص می‌شود. احیاناً یک مقداری از آغاز و انجام کتاب نوشته می‌شود. و اسم کاتب و تاریخ کتابت و تعداد برگ‌ها. یعنی یک حداقلی از اطلاعات کتاب‌شناسی و نسخه‌شناسی در آن برگزار می‌شود. اما فهرست‌ تفصیلی آن است که فهرست‌نویس بیاید علاوه بر این مطلبی که گفتیم در کتاب‌شناسی یک معرفی مبسوطی راجع به ابواب و فصول کتاب، اینکه بنام چه کسی نوشته شده است. به چه کسی اهداء شده است.

منابعی که در آن‌ها این کتاب معرفی شده است. اگر این کتاب به چاپ رسیده است خصوصیات چاپ آن، احیاناً تطبیق آن با نسخه‌های دیگر؛ آیا این نسخه‌ای که مثلاً فرض بفرمایید یک نسخه از روضة الصفاء است. آیا این جلد کدام مجلد از کتاب است، آیا همان تحریر مشهور از کتاب است یا اینکه این یک تحریر جداگانه‌ای است. ممکن است بعضی از کتاب‌ها چند تا تحریر داشته باشد. در فهرست تفصیلی کتاب‌شناسی توصیفی باید بیان بشود. احیاناً اطلاعات و خصوصیات چاپ آن کتاب باید بیان بشود، و منابعی که این کتاب در آن‌ها معرفی شده است باید بیان بشود. در بخش نسخه‌شناسی هم به طور مفصل‌تر تزئینات نسخه، امتیازات نسخه؛ آیا تصحیح شده است، مقابله شده است، نسخه بدل‌ها در آن ذکر شده یا نه.

آیا انواع دیگری از فهرست‌نویسی را هم می‌توان تصور کرد؟

بله به هرحال باز هم ما انواع دیگری از فهرست‌نگاری داریم که یکی از آن‌ها فهرست به ترتیب شماره است. مثلاً می‌آییم شروع می‌کنیم از شماره یک تا شماره ده هزار؛ یک، دو، سه، چهار، به ترتیب این نسخه‌ها را معرفی می‌کنیم. این یک روش است. که در همین فهرست‌های جدید مجلس نسخه‌ها به ترتیب شماره معرفی شده است.یک نوع فهرست دیگری است که به ترتیب موضوع مثلاً نسخه‌های مربوط به یک موضوع واحد مثلاً هرچه نسخه فقهی است در یک جلد فهرست معرفی می‌شود. فهرست‌های آستان قدس اینطوری است. یعنی به ترتیب موضوع فهرست‌نویسی شده‌اند.یک فهرست‌ دیگر به ترتیب الفبایی است. نه ترتیب شماره‌ای دارد، نه ترتیب موضوعی. براساس الفبای عنوان کتاب مرتب شده است. این هم یک رقم فهرست است.منتها ما در این فهرست‌های جدید مجلس فقط ترتیب شماره‌ای را لحاظ کرده‌ایم و البته در این فهرست‌های جدید مجلس هم فهرست اجمالی داریم هم فهرست تفصیلی. بعضی فهرست تفصیلی نوشته‌اند و خیلی تفصیل داده‌اند در معرفی نسخه‌ها، و بعضی‌ها نه؛ به اطلاعات لازم و ضروری اکتفا کرده‌اند. 

یعنی همین ده نفری که در کتابخانه‌ مشغول فهرست‌نویسی هستند، شیوه‌های مختلفی داشته‌اند. شما خودتان کدام شیوه را دارید؟

من تقریباً به صورت اجمالی فهرست کرده‌ام. مگر در نسخه‌های منحصر به فرد، نسخه‌هایی که برای اولین بار در اینجا داشت معرفی می‌شد و نسخه دیگری از آن در جای دیگر دیده نشده، آن جاها از روش تفصیلی استفاده کرده‌ام. یعنی یک چیزی بین اجمالی و تفصیلی.آن نسخه‌هایی که قبلاً در جلدهای دیگر فهرست کتابخانه مجلس معرفی شده بود و نمونه‌های دیگری از آن‌ها در جلدهای قبل بود آدرس دادیم به آن‌ها. دیگر در کتاب‌شناسی آن‌ها، تفصیل ندادیم. آغاز و انجامش اگر قبلاً در فهرست‌های قدیمی آمده بود، دیگر اینجا تکرار نکردیم.

به نظر شما با توجه به این همه گوناگونی که در الگوی فهرست‌نویسی نسخ خطی وجود دارد، این تنوع روش‌ها باعث نمی‌شود که مراجعه کننده دچار نوعی گیجی و سردرگمی شود؟ 

البته مراجعه کننده‌های ما، مراجعه کننده‌های به فهرست‌ها، مراجعه کنندگان خاصی هستند. باید با زبان فهرست آشنا باشند. من که می‌خواهم مثلاً رمان بخوانم باید بفهمم که این رمان چه اسلوبی دارد، چه استخوان‌بندی دارد. چه جوری آغاز می‌شود، چه جوری به پایان می‌رسد. می‌خواهم کتاب شعر بخوانم، یک قاعده‌ای برای خودش دارد. می‌خواهم روزنامه بخوانم یک سبک خاص خودش را دارد. خواندن هر کتابی به لحاظ آن موضوعی که آن کتاب در بردارد برای خودش یک روش و شیوه خاص خودش را دارد. بنابراین فهرست هم یک چیز تخصصی است. همه کس نمی‌تواند از فهرست‌ها استفاده کند. هر فهرست‌نگار هم در مقدمه باید شیوه خودش را توضیح دهد. معمولاً این اصل در فهرست‌ها مراعات شده ، هر فهرست‌نگاری شیوه و روش خودش را توضیح می‌دهد که آقا من اول شماره نسخه را ذکر می‌کنم. بعد عنوان کتاب را می‌نویسم.

در مقابلش زبان و موضوع آن را می‌نویسم. در زیر آن نام مؤلف و تاریخ وفات مؤلف را می‌نویسم. بعدش توضیحات کتاب‌شناسی، بعد ذکر منابع، بعد آغاز و انجام، بعد می‌روم در نسخه‌شناسی، نوع خط، نام کاتب، تاریخ کتابت، تزئینات نسخه، تصحیحات و مقابله‌ها و تملک‌ها و مهرها و این جور چیزها، بعدش تعداد برگ‌ها، بعد تعداد سطرهای هرصفحه، بعد اندازه کتاب یعنی طول و عرض کتاب، بعد نوع جلد؛ هر فهرست‌نگاری در مقدمه کار خودش باید نوع و روش و شیوه فهرست‌نگاری خود را توضیح بدهد تا مراجعه کننده‌ها، دچار سردرگمی نشوند. 

پس در کتابخانه مجلس از فهرست‌نویسی اجمالی و تفصیلی استفاده می‌شود. آیا از نوع فهرست‌نویسی نام گوی هم استفاده می‌شود یا خیر؟

از نوع فهرست‌نویسی نام‌گوی یک جلد فهرست مختصر است که آقای سید محمد طباطبایی بهبهانی (منصور) چاپ کرده است، آن فهرست نام‌گو بود. 

آیا اصولاً شما اعتقاد دارید به اینکه یک استاندارد واحدی در کار فهرست‌نویسی وجود داشته باشد؟

این کار مشکلی است. باید یک روز به این جایگاه برسیم که استاندارد واحدی تبیین بشود، و همه جزئیات آن تعریف بشود، و بر آن اساس هم کاربرگه‌هایی درست بشود. الان چون معمولاً این فهرست‌ها که همزمان با انتشار آن‌ها به صورت کتاب چاپی، شکل دیجیتالی آن در سایت کتابخانه مجلس یا دیگر فضاهای اینترنتی هم قرار می‌گیرد، در موقع ورود این اطلاعات ‌گاهی در سایت ناهماهنگی در فهرست‌ها مشکلاتی را ایجاد می‌کند.

یعنی بعضی اطلاعات ممکن است که در بعضی از این فهرست‌ها اصلاً نیامده باشد و یا در بعضی از آن‌ها به اختصار آمده باشد و در بعضی‌ها به تفصیل آمده باشد.موقع ورود اطلاعات به کامپیوتر، این ناهماهنگی‌ها مشکلات خودش را بیشتر نشان می‌دهد و اگر  کاربرگه‌ای تعریف بشود که در آن کدهای اطلاعاتی دقیق مشخص بشود و همه فهرستنگاران ملزم بشوند که مطابق آن کاربرگه، اطلاعات خودشان را وارد کنند، هم برای مراجعه کننده راحت‌تر می‌شود و هم موقع ورودش به برنامه کامپیوتری آسان‌تر می‌شود. به هر حال کار یک‌دست می‌شود و طبیعتاً بهتر می‌شود. 

آیا شما و دیگر فهرست‌نویسان در حال حاضر در فهرست‌نویسی نسخه‌های خطی کتابخانه مجلس از این کاربرگه‌های استاندارد استفاده می‌کنید؟

کاربرگه‌هایی دست دوستان بوده است امّا همه ملزم نبودند که از آن‌ها استفاده کنند.

خوب است فهرستنویسان دیگری که با شما در کتابخانه مجلس همکاری دارند را هم نام ببرید.

آقایان محمود نظری، محمود طیار مراغی، سیدجعفر اشکوری، سید صادق اشکوری، سید محمد طباطبایی بهبهانی(منصور)، حسین متقی، محسن صادقی، جواد بشری، علی اکبر صفری، محمدحسین حکیم، یوسف بیگ‌باباپور، سید علی طباطبایی، احسان الله شکراللهی و خودم، و خانم‌ها سوسن اصیلی و سیمین صیدیه. 

بعضی‌ها معتقدند که وقتی کار تند انجام می‌شود الزاماً در آن ایراد زیاد خواهد بود و شاید بر همین اساس در دوره‌های قبلی فهرست زیادی در این کتابخانه یا با سرعت زیادی تألیف نشد. راجع به اختصار و تفصیل هم نقطه نظراتی وجود دارد. بعضی‌ها مثل استاد عبدالحسین حائری قائل هستند به این که الا و لابد باید ما اگر کار فهرست می‌کنیم به تفصیل حتماً کار را انجام بدهیم و بعضی‌ها هم مثل استاد سیداحمد اشکوری معتقدند که نه، آن مقاله‌نویسی است و باید حتی الامکان به صورت مختصر کار فهرست را سامان داد. نظر شما چیست؟

این نکته مهمی است. به هر حال ما اینجا بین یک پاردوکسی گیرمی‌کنیم که چه کار کنیم. آیا سبک استاد حائری را به کار ببریم که لازمه‌اش این است که مثلاً برای شناختن یک نسخه دیریاب بشینیم و دو سه ماه با این نسخه سرو کله بزنیم، از اول تا آخرش را بخوانیم، به منابع متعدد رجوع کنیم، آخرش هم آیا این بدست بیاید یا نیاید. آیا این سبک را به کار ببریم که خوب نتیجه‌اش این می‌شود که سال‌ها می‌گذرد و فهرستی چاپ نمی‌شود. یا سبک فهرست‌نگاران دیگری که حالا شما نام بردید به کار بگیریم که به هرحال یک معرفی مختصر یصح السکوت علیها به قول ما طلبه‌ها از هر نسخه‌ای ارائه بدهیم. در نسخه‌های مجهول هم خیلی جان نکنیم و خیلی زحمت نکشیم. حداکثر به قول خود یکی از این آقایان که می‌فرمود یک نسخه خیلی مشکل حداکثر دو ساعت برایش وقت بگذار. دیگر رهایش کن. اگر بعد از دو ساعت می‌خواست پیدا بشود خوب پیدا می‌شد. اگر پیدا نمی‌شود که دیگر رهایش کن. اگر اسمش را پیدا نکردی بر اساس موضوع آن یک اسمی انتزاعی از داخل آن کتاب و موضوع کتاب انتخاب کن و آن اسم را بگذار برای کتاب. خوب، در این صورت ما فرآورده‌های فهرستی بیشتری خواهیم داشت. در هر سال ممکن است از یک فهرست‌نگار دو سه جلد فهرست به این صورت منتشر شود.

چطور است اول بیاییم به شیوه‌ مختصر نسخه‌های خطی را فهرست‌نویسی کنیم. نیازهای مبرم و ضروری و فوری مراجعین را برآورده کنیم و بعد سر فرصت به شیوه‌ مبسوط و مشروح فهرست‌ بنویسیم.

بله اگر این شیوه دوم را به کار ببریم آن‌ وقت خیلی از افراد دقیق‌النظر، و آن‌هایی که دنبال مثلاً تحقیق و تصحیح متون هستند می‌آیند، برخورد می‌کنند و اشتباهات زیادی به چشمشان می‌آید و گاهی بر اساس آنچه که در فهرست معرفی شده است، درخواست می‌دهند، نسخه را می‌گیرند مثلاً در فهرست نوشته شده است فرضاً تاریخ سبکتین، پیش آمده است این‌ها؛ نسخه را گرفتند و یک هزینه‌ای هم بابت عکسش پرداخت کرده‌اند؛ آمدند که کار کنند روی آن، دیدند که آن نسخه تاریخ وصاف است. مثلاً این فهرست‌نگار تاریخ وصاف را نتوانسته است بشناسد. این جور موارد خوب پیش می‌آید.

ما بین این دو طریق به نظر من باید یک طریق معتدل و حد وسطی را بیابیم که نه آن جور که معطل بشویم،سال‌ها بگذرد و فهرستی چاپ نشود. نه به این صورت که با شتاب و ‌ سرسری عبور کنیم. عجله حداقل در مورد نسخه‌های مجهول و دیریاب  جایز نیست و باید زحمت بیشتری کشید، و باید به منابع بیشتری مراجعه کرد تا اینکه حقّ هر نسخه‌ای اداء بشود. 

یعنی شما خودتان الان در کتابخانه‌ مجلس این شیوه‌ سوم که شیوه معتدل و میانه‌رو است شما اتخاذ کرده‌اید؟

بله من تلاش می‌کنم که در کارهای خودم این طور عمل کنم.لطفاً در مورد ملاک و معیار اینکه نسخ خطی اسلامی کدام است توضیحاتی بفرمایید. به چه نسخه‌هایی ما نسخه خطی اسلامی می‌گوییم و به کدام نسخه خطی می‌گوییم غیر اسلامی؟از دو جهت می‌توانیم این آثار را مشخص بکنیم. یکی اینکه مؤلف نسخه خطی مسلمان باشد. دوم این است که موضوع آثار به علوم اسلامی و مباحث مربوط به تاریخ اسلام و هنر و ادبیات تمدن اسلامی برگردد.

اگر تنها زبان یا خط نسخه عربی باشد چطور؟ 

خیر؛ ممکن است خطش عربی باشد، ولی کتابی در مورد مسیحیت باشد. مثلاً انجیل را به زبان عربی نوشته باشند. مگر اینکه از باب استطرداد به قول ما طلبه‌ها باشد. معمولاً نسخه‌های خطی که در کتابخانه‌های اسلامی و در ممالک اسلامی وجود دارد، این‌ها نسخه‌های خطی اسلامی هستند. مخصوصاً اگر موضوع مربوط به علومی باشد که در آن علوم، مؤلفین اسلامی کتاب نوشته‌اند. البته علوم اسلامی؛ صرفاً علوم مذهبی نیست. ما طب را هم جزو علومی می‌دانیم که علماء مسلمان در آن قلم زدند و به گسترش و انتشار آن کمک کردند. نجوم را هم همینطور. ریاضیات را هم همینطور، هندسه هم همینطور، با یان تعریف علوم اسلامی به مباحثی گفته می‌شود که به هر حال بین مسلمانان رایج و متداول بوده باشد. 

پس منظورتان آن علومی است که در حوزه تمدن و فرهنگ اسلامی در موردش مطلب نوشته شده باشد؟

بله؛ اما کتاب‌هایی که مثلاً مربوط به آیین بودا است، مربوط به آیین هندو است، به زبان خودشان هم نوشته شده است، به زبان سانسکریت مثلاً نوشته شده است، آن‌ها را ما جزو مخطوطات اسلامی حساب نکردیم. 

یعنی اگر یک مسیحی آمده باشد و به خط عربی یک نسخه خطی نوشته باشد، آیا شما آن را یک نسخه خطی اسلامی به حساب می‌آورید؟

اگر موضوعش اسلامی باشد مثلاً یک مسیحی آمده باشد و تفسیر قرآنی به خط عربی نوشته باشد، بله.ما معمولاً نسخه‌های خطی‌ای که به چهار زبان عمده تمدن اسلامی یعنی زبان‌های عربی، فارسی، اردو، و ترکی است را در این دایره می‌بینیم؛ این‌ها زبان‌هایی است که عمده نسخه‌های خطی اسلامی به این زبان‌ها نوشته شده است. 

یعنی شما نسخه خطی اسلامی را نسخه‌ای می‌دانید که در کشورهای اسلامی نوشته شده باشد؟

خیر، ممکن است در کشورهای غیر اسلامی هم نوشته شده باشد، اما از جهت موضوع، و زبان و خط جزو آثار تمودن اسلامی محسوب شود. مثلاً یک مسلمان رفته است در کشوری مثل هند که غیراسلامی بوده در مجموع، اما یک کتابی نوشته در حوزه مباحث اسلامی. یا کشورهایی که الان مسلمان نیستند، اما قبلاً تحت سیطره اسلام بوده‌اند، مانند اسپانیا. این‌ها کشورهایی بودند که قبلاً تحت سیطره اسلام بوده‌اند. یا فلسطین خودمان. خوب الان در اشغال صهیونیست‌ها قرار دارد. چقدر نسخه‌های خطی اسلامی در همین فلسطین نوشته شده است. هنوز هم در کتابخانه بیت‌المقدس نسخه‌های خطی اسلامی وجود دارد.

آن نسخه‌ها فهرست‌نویسی هم شده است؟

بله، فهرست‌های آن‌ها چاپ شده است. ممکن است تعدادی فهرست نشده هم وجود داشته باشد، اما فهرست‌های چاپ شده هم از آن‌ها موجود است. 

به عنوان کسی که شاید بیشترین دغدغه امروز شما معرفی کردن نسخه‌های فهرست نشده است، اگر یک توصیه‌ای به مسئولین کتابخانه‌ها دارید، ارائه بفرمایید.

من البته نمی‌توانم توصیه‌ای داشته باشم، ولی دلم می‌خواهد که کتابخانه‌های بزرگ ما  بخصوص کتابخانه ملی، هرچه زودتر فهرست‌ همه نسخه‌های خطی خودشان را منتشر کنند تا مؤسسات تحقیقاتی و پژوهشی که مشغول به کار در حوزه متون هستند بتوانند به وسیله این فهرست‌ها راه بیابند به کتاب‌های ارزشمند، تا اینکه این کتاب‌ها از غربت در بیایند و هرچه زودتر به چاپ برسند و به دست محققین برسد.

ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000

استفاده از این مطالب فقط با ذکر منبع "خانه ملت" مجاز است

Powerd By : Tasvirnet
PC