آغاز امامت امام زمان (عج)
PrintPageچاپPrintPageچاپ با عکس ToFriendارسال به دوستان Whatsapp google_plus Line twitter
عبدالرضا ترابی:

فرهنگ مالیات‌گریزی باید ریشه‌کن شود

سرویس اقتصادی
**در هفته‌های گذشته کشور شاهد دو اتفاق اقتصادی بود. از یک سو صنف پارچه فروشان بازار به بحث‌های مالیاتی اعتراضاتی داشتند که بالاخره با پادرمیانی متنفذان بازار حل و فصل شد و از سوی دیگر شاهد نوعی تعطیلات فی‌البداهه بودیم که بعد از این تعطیلات رسانه‌های کشور درباره سود و زیان‌های اقتصادی‌اش مقاله‌ها و گزارش‌ها نوشتند."عبدالرضا ترابی" نماینده مردم گرمسار و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس درباره حُسن و زیان‌های این دو اتفاق اقتصادی با هفته‌نامه کویر گفت‌گو کرده که متن آن در پی می‌آید:
یکشنبه 3 مرداد 1389 ساعت 14:46

اجازه دهید برای بررسی وضعیت تحصن‌های مالیاتی از مالیات در سیستم اقتصادی کشورها شروع کنیم. بحث مالیات در سال‌های اخیر خیلی پررنگ شده است. در حال حاضر کلاً مالیات در سیستم اقتصادی کشورمان چه جایگاهی دارد و مسئولان چه نقشی برای آن قائل هستند؟

بحث مالیات یکی از واجبات اقتصادی هر کشور است. ما تا پیش از این یک فرهنگ مالیات‌گریزی در کشور داشتیم و فرض بر این بود که هر کس مالیات ندهد برنده است و براساس همین ایده، بعضاً مشاهده می‌شد که در این بحث پرداخت مالیات، یک سری فسادهای مالی هم به وجود می‌آید که با تطمیع ممیزهای مالیاتی -درصد بسیار کمی بودند- در سطح کشور بخشی از مالیات را مودیان مالیاتی پرداخت نمی‌کردند.

با توجه به اینکه ایران کشوری تک محصولی و متکی به نفت است باید بر اخذ مالیات و اداره بخشی از کشور با مالیات تکیه کنیم تا کشور را از تک‌محصولی نجات دهیم. ما دو نوع مالیات را در حال حاضر در کشورمان داریم: یکی مالیات در عملکرد است، که می‌تواند معطوف بر عملکرد یک مغازه‌دار یا یک شرکت باشد و دیگری مالیات بر حقوق است که به صورت اتوماتیک قبل از پرداخت فیش حقوقی هر کارمندی مالیات از آن کسر می‌شود و تنها قشری که مالیاتشان را به موقع و صددرصد پرداخت می‌کنند کارمندان هستند.

نوع دیگری از مالیات، مالیاتی بود که لایحه‌اش در مجلس هفتم به صورت ماده 85 در کمیسیون اقتصادی تصویب شد و بحثش به مجلس هشتم هم کشید. این مالیات، مالیات بر ارزش افزوده بود. این نوع مالیات برای اجرا به دولت ابلاغ شد اما متأسفانه یک سری اصناف که این مالیات بر ارزش افزوده به نفعشان نبود اعتصاب کردند. از جمله صنف طلافروشان در اصفهان و تبریز اعتصاب کردند.

  این مالیات بر ارزش افزوده چه ویژگی‌ای داشت که باعث اعتصاب اصناف می‌شد؟

مالیات بر ارزش افزوده مالیات بر مصرف است. به این معنی که نهایتاً مصرف‌کننده مالیات را پرداخت می‌کند. مالیات بر ارزش افزوده برای همه اقشار است. کلاً برای تولید‌کننده‌ها، برای وارده‌کننده و صادر‌کننده این مالیات اخذ می‌شود. حتی مغازه‌دارها که جنس‌های خرد را می‌فروشند مالیات بر ارزش افزوده را پرداخت می‌کنند. منتها چون مالیات بر مصرف است، مالیات را نهایتاً مردم پرداخت می‌کنند.

یک مثال ساده از مالیات بر ارزش افزوده بزنیم تا بحث روشن شود. مثلاً کشاورز گندم را تولید می‌کند، این گندم تبدیل به آرد می‌شود، آرد تبدیل به نان می‌شود؛ خب این گندم یک ارزش داشته است، بعد که تبدیل به آرد شد، ارزش افزوده پیدا کرد و بعد که تبدیل به نان شد ارزش افزوده دیگری پیدا کرد. مالیات بر ارزش افزوده درکل 3 درصد تعیین شده است که یک و نیم درصد آن مربوط به عوارض است. در مثال گندم، بخشی از این 3 درصد در گندم بود، بخشی در تبدیل آن به آرد و بخشی در تبدیل آن به نان نمود پیدا می‌کند که نهایتاً همان 3 درصد تخمین زده می‌شود نه اینکه در هر بخش از این مراحل که ذکرش رفت، 3 درصد در نظر گرفته شود و مالیات بر نان 9 درصد حساب شود؛ نه اینگونه نیست. نهایتاً همان 3 درصد حساب می‌شود و الان پرداخت‌کننده مالیات بر ارزش افزوده در بحث گندم تا تبدیلش به نان که من و شما می‌خریم، همان مصرف‌کننده است.

 برای اینکه بحث روشن‌تر شود اجازه بدهید این سؤال را مطرح کنیم، شما می‌فرمایید مالیات بر ارزش افزوده را نهایتاً مصرف‌کننده پرداخت می‌کند، یعنی من که طلا می‌خرم باید مالیات بر ارزش افزوده را پرداخت کنم ولی چرا صنف طلا فروش به خاطر این نوع مالیات اعتصاب می‌کند؟

فرض کنید آنها شمش یا طلای ساخته شده از خارج از کشور وارد می‌کنند، مالیات بر ارزش افزوده -3 درصد- را باید بدهند. آن شمش تبدیل به طلا می‌شود و همان طلای ساخته شده را که ما می‌خریم این 3 درصد مالیات را پرداخت می‌کنیم. یعنی این 3 درصد مالیات بر ارزش افزوده را او قبلاً پرداخت کرده است ولی از مشتری می‌گیرد. یعنی در اصل صنف یا تولید‌کننده پرداخت نمی‌کند و مصرف‌کننده است که این مالیات را می‌دهد.

  پس می‌توانیم بگوییم اصناف از این نوع مالیات برداشت اشتباه داشتند؟

بله دقیقاً! برداشتشان اشتباه بود. دقیقاً هم خواهم گفت چرا مخالف هستند. ما صد و چهلمین کشوری هستیم که در دنیا مالیات بر ارزش افزوده را اجرا می‌کنیم. مالیاتی نوین است. در کشورهای دیگر هم این نوع مالیات معروف به local tax است. مثلاً یک کبریت در دهلی مالیاتش 3 ریال است، ولی در کلکته 5 ریال است.

برای روشن شدن موضوع مثال دیگری می‌زنیم. مثلاً خودرو از کشور خارجی وارد می‌شود. وارد‌کننده خودرو مالیات بر ارزش افزوده را که 3 درصد است پرداخت می‌کند و من و شما که این خودرو را خریداری می‌کنیم مالیات بر ارزش افزوده‌اش را می‌پردازیم. یک خودروی خارجی را فرض کنیم قیمتش 50 میلیون است. وارد‌کننده 3 درصد این 50 میلیون را به عنوان مالیات بر ارزش افزوده می‌پردازد اما در نهایت من و شما که این خودرو را خریداری می‌کنیم این 3 درصد را در خرید خودرو می‌دهیم. در اصل فروشنده چیزی از جیبش نمی‌دهد. اما چرا اصناف مخالفت کردند؟ شما در فروشگاههای زنجیره‌ای یک خودکار که می‌خرید به شما یک صورتحساب می‌دهد، مالیات بر ارزش افزوده را هم روی آن فیش حساب می‌کند و شما براساس آن فیش قیمت پرداخت می‌کنید. این فیش‌هایی که در طول سال فروشنده به مشتریانش می‌دهد، فروش این فروشگاه را در طول سال شفاف‌سازی می‌کند و نشان می‌دهد که در طول سال چقدر فروخته است. مثلاً 100 میلیون جنس فروخته و 30 میلیون تومان هم تا پایان سال سود کرده است. پس 30 میلیون تومان عملکردش است. پس این فروشنده براساس عملکرد باید یک مالیات پرداخت کند. پول مالیات بر عملکرد را باید کسی که فروشگاه متعلق به اوست پرداخت کند وگرنه مالیات بر ارزش افزوده را مشتری و مصرف‌کننده نهایی پرداخت کرده است. بر اساس این نوع مالیات، مغازه‌داری که به شما یک کیلو ماست می‌فروشد باید آن فیش یا فاکتور را به مشتری بدهد. اصنافی مثل طلافروشان وقتی دیدند بخواهند به شما فاکتور بدهند، تمام فروش سالانه‌شان شفاف‌سازی می‌شود. باید ماشین‌های صدور فیش را همه مغازه‌دارها داشته باشند و به شما فیش خرید بدهند.

  این مصوب است. یعنی مغازه‌دارها باید طبق قانون این کار را بکنند؟

اصلاً باید این کار را بکنند. وقتی شما مالیات بر ارزش افزوده می‌دهید، باید آن فیش را هم دریافت کنید و وقتی به شما فیش می‌دهند این فیش نشان می‌دهد که شما 15 هزار تومان جنس خریداری کرده‌اید، 3 درصد هم مالیات بر ارزش افزوده از شما کسر شده است. پس براساس این فیش، 15 هزار تومان در صورتحساب آن مغازه ثبت می‌شود. طلافروشان هم دیدند وقتی بخواهند براین اساس عمل کنند، باید شفاف‌سازی بکنند که در سال چقدر طلا فروخته‌اند، اگر 10 کیلو طلا فروخته‌اند باید مالیات 10 کیلو طلا را براساس مالیات بر عملکرد بدهند. این مالیات بر ارزش افزوده که مصرف‌کننده می‌دهد، مالیات بر عملکرد که فروشنده باید بدهد را شفاف می‌کند. چون باید فاکتور بدهد.

موضوع اعتصاب صنف پارچه‌فروشان هم به خاطر همین مسئله بود؟

تمام اعتصاب‌ها به این خاطر بود که باید شفاف‌سازی می‌شد و می‌خواستند فروششان شفاف نشود.

 یعنی معتقدید اعتصابشان، برای فرار از قانون بود؟

به اعتقاد من فرهنگ گریز از مالیات در کشور وجود دارد و باید این فرهنگ ریشه‌کن شود. نباید مثل سابق باشد که به فرض طلافروشی که 500 میلیون طلا فروخته، حاضر نباشد 5 میلیون مالیات بدهد. تمام این اعتصاب‌ها فقط برای فرار از پرداخت از مالیات بر عملکرد است. دولت هم در این قضیه نباید کوتاه می‌آمد. قانونی که تصویب شد باید اجرا می‌شد. دولت هم کوتاه آمد گفت ما از تولیدکننده‌های عمده مثل ایران‌خودرو و سایپا شروع می‌کنیم تا به بقیه موارد برسیم  اما خوشبختانه این نوع مالیات الان در کل کشور تعمیم پیدا می‌کند. این مالیات بر ارزش افزوده باید در مملکت اجرا شود و اگر اعتصاب هم شد کسی نباید به این اعتصاب‌ها گوش بدهد. اقتصاد مملکت فقط دست صنف طلا‌فروش‌ها و پارچه‌فروش‌ها نیست.

 اگر بخواهیم یک واکاوی بکنیم معمولاً بر خلاف قشر کارمند وقتی صحبت از مالیات می‌شود یک نوع اعتراض جمعی را در قشر بازاری می‌بینیم. این نوع اعتراض‌ها را باید به حساب ریشه اجتماعی‌اش بگذاریم که در بالا به اسم فرهنگ مالیات گریزی اشاره کردید یا مسائل دیگری در این نوع اعتراض‌ها دخیل است؟

دقیقاًریشه اجتماعی دارد. وقتی این اعتراض‌ها صورت می‌گیرد فقط به جهت این است که عملکرد فروش شفاف‌سازی نشود و سود و زیان مشخص نشود. در واقع تاکنون هم مشخص نبوده است اما با اجرای مالیات بر ارزش افزوده، مالیات بر عملکرد هم شفاف می‌شود.

 ما در هفته‌های گذشته علاوه بر بحث مالیات و اعتصابات در کشور، شاهد تعطیلی‌های خارج از عرف بودیم که دلیلش هم گرمای هوا  اعلام شد. حتی مجلس هم تعطیل شد. در کل تأثیر این نوع تعطیلات غیرمنتظره را بر اقتصاد کشور چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اگر بحث بر این بود که دانش‌آموزان از این تعطیلی‌ها آسیب می‌بینند می‌توانست در سطح دبستان و مهدکودک که بچه‌های کوچک توانایی تحمل گرما را ندارند تعطیل شود. یا در شهرهای خیلی گرم مثل بندرعباس و زاهدان و شهرهای کویری مدارس می‌توانست تعطیل باشد، اما به اعتقاد من این نوع تعطیلات به ضرر اقتصاد کشور است و ضربات مهلکی از جهت اقتصادی به کشور می‌خورد. صد‌ها میلیارد تومان ضرر اقتصادی به کشور می‌خورد. به جهت اینکه در این وضعیت در حالی که تمام کارخانجات و ارگان‌ها و... در حال فعالیت هستند یک دفعه مملکت را تعطیل کنیم اقتصاد کشور می‌خوابد. حتی بخش خصوصی هم از این قضیه آسیب دید. مجلس هم در این قضیه قصور کرد و یک روز تعطیل اعلام کرد. به هر حال در سالی که به نام همت مضاعف و کار مضاعف نامگذاری شده است می‌توانستیم در یک روز، موادی از یک لایحه و طرح را تصویب کنیم.

 این تعطیلات با توجیه صرفه‌جویی در مصرف انرژی صورت گرفت. شما این توجیه را می‌پذیرید؟

افرادی که در ادارات حاضر نشدند خب این مصرف انرژی را در منازل داشتند.

چندان ضرورتی نداشت که این تعطیلات صورت بگیرد. ما فکر می‌کنیم که این نوع تعطیلات فی البداهه و بدون اطلاع قبلی ضرر کلی برای کشور دارد و کشور را دچار بحران اقتصادی می‌کند.

  ما الان کمبود برق در کشور داریم؟

این چیزی طبیعی است وقتی که هوا گرم می‌شود مصرف برق در پیک مصرف بالا می‌رود و در این صورت قطعاً به نیروگاههای ما فشار می‌آید و نیروگاهها را دچار بحران می‌کند. نیروگاههای ما به خصوص در فصل تابستان در معرض آسیب هستند. باید در این مواقع مردم را ترغیب به صرفه جویی در مصرف کرد. مثلاً اگر نیاز نیست لامپ‌هایی خاموش شود. کولرها را مداوم استفاده نکنند.

البته این نوع اتلاف انرژی به اشکالات اساسی در نوع ساختمان‌سازی نیز برمی گردد. در ساختمان‌های ما اگر یک مقدار در اصول مهندسی ساختمان در جهت کم کردن مصرف انرژی ساخته شود ،خیلی مصرف انرژی پایین می‌آید. در بحث ساختمان‌سازی در کشور باید به صورت جدی تجدید نظر شود تا در مصرف انرژی صرفه‌جویی شود

. آموزش در این قضیه به مردم در فصل گرما و فصل سرما می‌تواند در پایین آوردن مصرف انرژی خیلی تأثیر‌گذار باشد. در کل با 2 روزتعطیلی هیچ صرفه‌جویی در مصرف انرژی صورت نگرفت که هیچ؛ ضرر این تعطیلی‌ها بیشتر از منفعتش بود.

پیشنهاد سردبیر
اخبار برگزیده
ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000

آخرین اخبار