هدر موبایل
1392/04/10 15:38:27
سرویس دیگر رسانه‌ها_
تحلیل "عبدالباری عطوان" در "القدس العربی":

"پرسشی که تمامی مصری ها از آن فرار می کنند"

هر کسی که برای رهبری مصر در مرحله کنونی داوطلب شود، هر چه قدر قدرت رهبری و هوش و تجربه نیز داشته باشد، باز دست به یک ماجراجویی زده که پیامدهای خوبی ندارد، چرا که تمامی ۹۰ میلیون جمعیت این کشور سیاستمدار هستند.
"پرسشی که تمامی مصری ها از آن فرار می کنند" هر کسی که برای رهبری مصر در مرحله کنونی داوطلب شود، هر چه قدر قدرت رهبری و هوش و تجربه نیز داشته باشد، باز دست به یک ماجراجویی زده که پیامدهای خوبی ندارد، چرا که تمامی 90 میلیون جمعیت این کشور سیاستمدار هستند. https://cdn.icana.ir/d/019/2344.jpg "پرسشی,که,تمامی,مصری,ها,از,آن,فرار,می,کنند" Icana

به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری خانه ملت؛ عبدالباری عطوان، نویسنده، روزنامه نگار و تحلیلگر فلسطینی و رئیس و سردبیر روزنامه "القدس العربی" چاپ "لندن" در مقاله ای تحلیلی که در شماره روز دوشنبه این روزنامه تحت عنوان "پرسشی که تمامی مصری ها از آن فرار می کنند" منتشر شده، تحولات اخیر مصر از جمله تظاهرات و تحصن های گسترده مخالفان و موافقان "محمد مرسی"، رئیس جمهوری این کشور در شهرهای مختلف و احتمال دخالت نیروهای مسلح جهت در دست گرفتن قدرت را مورد بررسی قرار داده که در آن آمده است:
«پس از حضور صدها هزار تن از مخالفان "محمد مرسی"، رئیس جمهوری مصر در خیابان های شهرهای مختلف این کشور و به ویژه در میدان "التحریر" و در برابر کاخ ریاست جمهوری در شهر "القاهره"، پرسشی که حالا خود را به صورتی گسترده مطرح می کند این است که "گام بعدی چه خواهد بود؟ امروز، فردا و ماه های آینده چه اتفاقی خواهد افتاد؟"
در اینجا بگذارید به واقعیت و حقیقتی اعتراف کنیم که همگی آن را می دانند، این که مصر در تنگنایی به سر می برد که در موازات شکاف در حال افزایش در تمامی سطوح، بحرانی تر و پیچیده تر می شود.

"ورود احتمالی ارتش به صحنه سیاسی"
در واقع همانند تمامی کشورهای دموکرات و دیکتاتور جهان سوم، در مصر نیز تنها نهادی که همچنان منسجم باقی مانده، همان نهاد نظامی است و روشن است که این نهاد نیز از نزدیک نظاره گر وضعیت است و گزینه های پیش روی خود را که همگی آنها نگران کننده و تضمین نشده هستند، مورد بررسی قرار می دهد.

این در حالی است که نهاد نظامی مصر تحت رهبری سرلشکر "عبدالفتاح السیسی"، وزیر دفاع و فرمانده نیروهای مسلح این کشور برای حل و فصل بحران کنونی مصر به نخبگان سیاسی این کشور چه آنهایی که بر سر قدرت قدرت هستند و چه آنهایی که در زمره مخالفان قرار دارند، مهلتی پنج روزه داده بود که در صورت تحقق نیافتن این مهم، به سوی ملت گرایش پیدا کرده و جهت ممانعت از فروپاشی کشور و نهادهای آن، وراد عمل خواهد شد.
مهلت پنج روزه نهاد نظامی مصر امروز در حالی به پایان رسید که بحران این کشور همچنان ادامه دارد و وخیم تر نیز شده است، حال باید پرسید که "گام بعدی نهاد نظامی چه خواهد بود؟ آیا تهدیدهای خود را اجرایی کرده، قدرت را در دست گرفته، وضعیت فوق العاده اعلام کرده و و پس از آن احکام عرفی صادر می کند؟"

"از بین رفتن احتمال دستیابی به راه حل میانه"
در واقع احتمالات دستیابی به راه حل های میانه به صورت کلی از بین رفته است، چرا که هر کدام از طرف های بحران مصر بر موضع خود تاکید می کنند و یک میلی متر عقب نشینی را نمی پذیرند، جایی که مخالفان "محمد مرسی" با سر دادن شعارهایی، خواهان کناره گیری وی هستند نه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری زودهنگام که پیش از برگزاری تظاهرات دیروز خواهان آن بودند، در حالی که طرفداران رئیس جمهوری مصر نیز بر این مسئله تاکید می کنند که وی از مشروعیت برخوردار بوده و منتخب ملت است، بنابراین باید دوران ریاست جمهوری خود را برای سه سال دیگر ادامه دهد و به پایان برساند.
"محمد مرسی" در پاسخ به تظاهرات خواهان کناره گیری وی کنار نمی رود حتی اگر میلیون ها تن نیز به خیابان ها بیایند، اما اگر ارتش مصر همانند آنچه طی انقلاب مردمی "25 ژانویه" روی داد، دخالت کند و قدرت را در دست بگیرد، قطعا وی مجبور خواهد شد کناره گیری کند، با این حال میان "محمد مرسی" منتخب و مورد حمایت بخش زیادی از ملت و "حسنی مبارک" منفور اکثریت ملت، تفاوت زیادی وجود دارد.

"واکنش ها به گزینه های پیش رو"
بگذارید فرض کنیم که ارتش مصر در راستای اجرایی کردن تهدیدهای خود، دخالت کرده و قدرت را در دست گرفت و این اقدام مورد استقبال مردم قرار بگیرد، آیا نخبگان سیاسی این کشور نیز چه آنهایی که بر سر قدرت قدرت هستند و چه آنهایی که در زمره مخالفان قرار دارند، از این اقدام استقبال خواهند کرد؟ نخبگان سیاسی که پیشتر شعار "حکومت نظامیان سرنگون شود" را از آنها شنیده ایم، اگر با این اقدام موافقت نکنند چه واکنشی نشان خواهند داد، آیا آنها نیز به خیابان می آیند؟
در این جا یک پرسش ضروری دیگر را مطرح می کنیم، اگر "محمد مرسی" به خواسته های مخالفان پاسخ دهد و با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری زودهنگام موافقت کند، در صورت پیروزی وی در این انتخابات، آیا مخالفان نتایج آن را خواهند پذیرفت و به رای مردم و حاکمیت صندوق های اخذ رای احترام خواهند گذاشت، یا اینکه بار دیگر به خیابان ها روی می آورند؟
هر کسی که بگوید برای این پرسش ها و یا دست کم برخی از آنها پاسخی دارد، دروغ می گوید، چرا که نفرت در مصر حکمفرما گشته، تحریک علیه دیگری به عنوان اصلی بحران این کشور تبدیل شده و طرح راه حل های میانه نوآورانه ممنوع است، اگر چه ارائه دهندگان این طرح ها نیتی پاک و ملی گرایانه داشته باشند و منفعت مصر را بالاتر از هر چیز دیگری قرار دهند.

"نخبگان شکست خورده و ملت معترض"
در واقع "محمد مرسی" اشتباهات بزرگی مرتکب شد و خود وی شخصا اعتراف کرد که از صدور اعلامیه قانون اساسی پشیمان است، نتیجه نهایی زمامداری یک ساله وی ایده آل نبود، جایی که بسیاری از مشاورهای انتخاب شده از سوی خودش، وی را ترک کردند و مهمتر از آن، نتوانست رئیس جمهوری تمامی شهروندان مصر باشد، با این حال برخی ها بر این باورند که به "محمد مرسی" فرصت کافی جهت اصلاح اشتباهاتش داده نشده، چرا که یک سال برای حکم دادن در مورد وی کافی نیست، اما برخی های دیگر با این دیدگاه مخالف هستند.
روشن است که قسمت ملت مصر و یا دست کم بخش زیادی از آن، این است که به تحریک نخبگان سیاسی دو طرف که در زمینه همزیستی و ارائه راه حل های مناسب برای بحران های رو به افزایش کشور شکست خورده اند، همچنان در میدان های عمومی دست به تظاهرات اعتراض آمیز بزنند.

"شرایط بحرانی پیش روی حاکم مصر"
در واقع مصر دیگر از حکمرانی و حاکمان سرپیچی می کند و هر کسی که برای رهبری آن در مرحله کنونی داوطلب شود، هر چه قدر قدرت رهبری و هوش و تجربه نیز داشته باشد، باز دست به یک ماجراجویی و یا قماربازی و شرط بندی زده که پیامدهای خوبی ندارد، چرا که تمامی 90 میلیون جمعیت این کشور سیاستمدار هستند و بیش از نیمی از آنها نیز در مورد سیاست و چگونگی اداره امور کشور فتوا صادر می کنند!
این در حالی است که بدهی های مصر رو به افزایش نهاده، کسری بودجه آن به 25 میلیارد دلار رسیده، آب های آن (رود نیل) از سوی کشورهای دیگر (اتیوپی) مورد دستبرد قرار گرفته، درصد بیکاری در این کشور به رکوردهای بی سابقه ای رسیده، گردشگران از آنجا فرار کرده، کشورهای ثروتمند عربی از آن روی برگردانده و برخی از آنها با خوشحالی و لبخندزنان، توهین نیز می کنند و صندوق بین المللی پول نیز همانند "شایلاک"، شخصیت یهودی نمایش "تاجر ونیزی" رفتار می کند و در برابر هر دلاری که به مصر می دهد، خواهان گرسنگی بیشتر مردم این کشور است.
در اینجا ضروری است که ملت بزرگ مصر را که دست کم تا وقت نوشته شدن این مقاله، چه در میدان "التحریر" (مخالفان مرسی) و چه در میدان "رابعه عدویه" (طرفداران مرسی) مسالمت آمیز بودن تظاهرات خود را حفظ کرد، مورد ستایش قرار دهیم، چرا که ریخته شدن یک قطره خون و یا سر دادن شعاری زشت و ناپسند را ندیدیم و نشنیدیم که این مسئله به باور ما، نشان دهنده اوج رفتار متمدنانه است.
هر چند که در این مقاله پرسش های زیادی مطرح کردیم، اما پرسش دیگری نیز وجود دارد که باید آن مطرح کرد: "عقلای مصر کجا هستند؟ چرا از صحنه به دور بودند؟ اهالی رسانه و رسانه های مسئوولیت پذیر کجا هستند؟ چرا در وهله نخست به منفعت کشور فکر نکردند؟ چرا با دوربینی ملی گرایانه بیشر به سوی جلو نگاه نکردند؟"
به گزارش سرویس ترجمه "شفقنا"، در واقع نخبگان سیاسی مصر ثابت کردند که نخبه نیستند و لیاقت این نامگذاری را ندارند، چرا که شکست خوردند و تمامی آرزوهای ملت مصر در زمینه دموکراسی، همزیستی و آینده روشن را نیز ناکام کردند، مسئله دردناک نیز این است که جایگزین نخبگان، ارتش است.»
پایان پیام

اخبار برگزیده
ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000

آخرین اخبار
Powerd By : Tasvirnet