حلول ماه ربیع الاول
1392/08/17 11:30:46
سرویس سیاسی
مصباحی مقدم: ائتلاف 3نفره اولین و پایداری دومین ضربه را به اجماع اصولگرایان زد

دو ضربه‌ای که در انتخابات به اجماع اصولگرایان وارد شد/ خیز اصلاحات برای مجلس آینده

سخنگوی جامعه روحانیت مبارز با بیان اینکه ائتلاف قالیباف، حداد و ولایتی اولین و پایداری دومین ضربه را در انتخابات۹۲ به اجماع اصولگرایان زد، گفت: برای رقابت آینده لزوم همگرایی گروه‌های اصولگرا ضروری است زیرا جبهه اصلاحات برای گرفتن مجلس آینده در حال تقویت شدن است.
دو ضربه‌ای که در انتخابات به اجماع اصولگرایان وارد شد/ خیز اصلاحات برای مجلس آینده سخنگوی جامعه روحانیت مبارز با بیان اینکه ائتلاف قالیباف، حداد و ولایتی اولین و پایداری دومین ضربه را در انتخابات92 به اجماع اصولگرایان زد، گفت: برای رقابت آینده لزوم همگرایی گروه‌های اصولگرا ضروری است زیرا جبهه اصلاحات برای گرفتن مجلس آینده در حال تقویت شدن است. https://cdn.icana.ir/d/019/43213.jpg دو,ضربه‌ای,که,در,انتخابات,به,اجماع,اصولگرایان,وارد,شد/,خیز,اصلاحات,برای,مجلس,آینده Icana

غلامرضا مصباحی مقدم در گفت‌وگو با خبرگزاری خانه ملت، در تحلیل شرایط اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری دهم، تشکیل و اعلام موجودیت زودهنگام ائتلاف حداد، قالیباف و ولایتی را اولین حرکت در عدم رسیدن به اجماع از سوی اصولگرایان در انتخابات 92 می‌داند زیرا باعث شدند عده دیگری نیز به دلیل رقابت با این ائتلاف، وارد میدان شوند. ضمن آنکه عدول ائتلاف 3نفره از عهدشان برای معرفی یک نامزد واحد، موجب سکوت جامعه روحانیت در انتخابات شد.

 سخنگوی جامعه روحانیت مبارز، همچنین به دلایل دیگری از جمله تصور جبهه پایداری مبنی بر موقعیت نداشتن اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری دهم اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد آنها همانند انتخابات مجلس نهم، معتقد بودند که رقابت، تنها در اردوگاه اصولگرایان است. به گفته این نماینده مجلس، جامعه روحانیت با پیش‌بینی حضور متشکل اصلاح‌طلبان در انتخابات 92، در مورد عدم موفقیت اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم هشدار داده بود.

مشروح این گفت‌وگو در ادامه می‌آید:

*  آیا جامعه روحانیت برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم برنامه داشت؟

حدود یک‌سال و بلکه بیشتر مانده به زمان انتخابات، در جامعه روحانیت مبارز درباره ضرورت همگرایی اصولگرایان در چارچوب اصول و مبانی مشترک و منشور اصولگرایی، گفتگو شد زیرا این همگرایی پس از انتخابات ریاست جمهوری 88 و انتخابات مجلس نهم دچار مشکل شده بود. نتیجه بحث این شد که با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز گفت‌وگویی داشته باشیم و کار مشترکی را آغاز کنیم. ضمن آنکه با تشکل‌های همسو با جامعتین نیز وارد موضوع انتخابات شویم و به نحوی فعالانه به همگرایی برسیم و برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم کاندیدای واحدی داشته باشیم.

ائتلاف حداد،قالیباف و ولایتی دربرگیرنده همه سلایق اصولگرا نبود

البته این حرکت مقداری با کندی پیش رفت وبدون آنکه اقدام فعالی انجام گیرد،با اعلام کاندیداتوری ائتلاف 1+2 (حدادعادل، قالیباف، ولایتی) بدون رایزنی با جامعتین مواجه شدیم. هنگامی که از آنها سوال شد آیا جامعتین با این کار موافق است؟ پاسخ دادند: نظر جامعتین را هم جلب می‌کنیم. از آنجا که این ائتلاف، سلیقه احزاب و جمعیت‌های اصولگرا را پوشش نمی‌داد، موجب شد در برابر آنها کاندیداهای دیگری همچون آقایان متکی، باهنر و آل اسحاق نیز به میدان آمدند و آقایان پورمحمدی و ابوترابی‌فرد هم به آنان افزوده شدند و ائتلاف 5 نفره تشکیل دادند. در چنین شرایطی، جامعه روحانیت به این نتیجه رسید که رأساً اقدام به معرفی کاندیدا نکند و با توجه به اینکه این دو ائتلاف اعلام کرده‌ بودند به کاندیدای واحد خواهند رسید و یک نفر را معرفی می‌کنند، جامعه روحانیت تصمیم گرفت از کسی که در نظرسنجی‌ها آرای بالاتری به خود اختصاص می‌دهد، حمایت کند.

نظرسنجی تنها معیار انتخاب نامزد واحد اصولگرایان بود/شیخوخیت را ملاک قرار ندادیم

* پس در نظر جامعه روحانیت فقط مکانیزم نظرسنجی مطرح بود و ریش‌سفیدی و شیخوخیت وجود نداشت؟

در انتخابات باید کاری می‌کردیم که یک کاندیدا مطرح شود و آنهایی که از مقبولیت بیشتری برخوردار بودند، از نظر جامعه روحانیت شرایط شایستگی را داشتند. چون جامعه روحانیت کاندیدای خاصی در میان 8 نفری که تایید صلاحیت شده بودند، نداشت، از این‌رو نظرسنجی می‌توانست فرد دارای مقبولیت بالاتر را نشان بدهد.

* آیا ورود آقایان ابوترابی‌فرد و پورمحمدی به عرصه انتخابات، با کسب اجازه جامعه روحانیت بود؟

این دو نفر با اینکه از اعضای جامعه روحانیت مبارز هستند، به صورت مستقل وارد انتخابات شدند. البته آقای روحانی هم با اینکه از بنیانگذاران جامعه روحانیت هستند، به صورت مستقل وارد عرصه شدند ولی برخی از اعضای شورای مرکزی روحانیت مبارز به صورت فردی از ایشان حمایت می‌کردند.

* آیا جامعه روحانیت از این تعدد کاندیداهای اصولگرا نگران نبود؟

تحلیل ما این بود که پس از آنکه تعدادی از این کاندیداها وارد تبلیغات شدند، ماندگار خواهند شد و ائتلاف‌ها به کاندیدای واحد نمی‌رسند؛ زیرا هر کدام تصور می‌کند که رأی بیشتری دارد؛ به‌علاوه نتایج نظرسنجی‌ها در جریان تبلیغات، کم و زیاد می‌شود و مانع به وحدت رسیدن می‌شود. همچنین از حوزه اصولگرایان آقای محسن رضایی به صورت مستقل به میدان آمد و جبهه پایداری نیز ابتدا آقای لنکرانی و سپس آقای جلیلی را معرفی کرد. آقای غرضی نیز به صورت مستقل کاندیدا شد. همه قرائن حکایت از این می‌کرد که دست یافتن به همگرایی با دشواری جدی روبرو است.

ائتلاف 3نفره اولین و پایداری دومین ضربه را به اجماع اصولگرایان زد/پایداری فکر می‌کرد با حمایت هواداران احمدی‌نژاد پیروز انتخابات می‌شود

* دلیل عدم اجماع اصولگرایان چه بود؟

شاید اولین حرکتی که زمینه را برای دست یافتن به اجماع بر هم زد، تشکیل ائتلاف سه نفره و اعلام زودهنگام آن بود که باعث شد کاندیداهای دیگر هم برای رقابت با آن وارد میدان شوند. از سوی دیگر، جبهه پایداری در انتخابات ریاست جمهوری دهم، همانند انتخابات مجلس نهم تصور می‌کرد که شرایط رقابت درون اصولگرایان است و اصلاح‌طلبان موقعیتی ندارند که به‌عنوان رقیب وارد انتخابات شوند. در انتخابات مجلس نهم، تمام همت جامعتین بر این بود که لیست‌های واحدی در تهران، مراکز استان‌ها، شهرهای بزرگ و حتی کل کشور ارائه شود ولی جبهه پایداری معتقد بود این دوره، رقابت درون اصولگرایان است. ما اعلام کردیم که سرانجام رقابت درون اصولگرایان به شکست می‌انجامد و نتیجه خوبی به بار نمی‌آورد. متاسفانه آنها زیر بار شکل‌گیری مکانیزم 7+8 در انتخابات مجلس نرفتند و برای همکاری اعلام آمادگی نکردند و خودشان به صورت مستقل در تهران و برخی شهرستان‌ها لیست دادند. نتیجه کار هم این شد که جبهه پایداری نتوانست اکثریت مورد انتظار خود را در مجلس به دست بیاورد.در انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز تصور جبهه پایداری این بود که همه یا اکثر هواداران آقای احمدی‌نژاد از جمله روستاییان را پشت‌سر خود دارد و با مطرح کردن کاندیدای اصلح (به گمان خود) پیروز انتخابات خواهد بود. اگر هم نتیجه نگرفتند، به تکلیف خود عمل کرده‌اند. حال آنکه تعدد کاندیداها در جبهه اصولگرایان و ماندگار باقی ماندن عده‌‌ای از آنها و تشتت آرا در این جبهه، موجب واگرایی مردم از این مجموعه کاندیداها شد. البته جامعه روحانیت پیش‌بینی کرده بود که اصلاح‌طلبان نیز به صورت متشکل وارد انتخابات خواهند شد و در دور اول به نتیجه نخواهیم رسید.

* پس جامعه روحانیت انتخابات را دومرحله‌ای پیش‌بینی کرده بود؟

کمتر کسی پیش‌بینی می‌کرد که انتخابات در دور اول به نتیجه برسد. اکثر تحلیل‌گران احتمال می‌دادند انتخابات به دور دوم می‌رسد؛ به ویژه آنکه آقای عارف کاندیدای خاص اصلاح‌طلبان بود و آقای روحانی کاندیدای اصلاح‌طلبان نبود و آقای عارف نیز تاکید داشت که کنار نخواهد رفت. از این‌رو پیش‌بینی می‌شد انتخابات به دور دوم می‌رسد و رقابت بین آقای قالیباف و آقای ولایتی یا آقای روحانی خواهد بود. ولی غرور تشکل‌های زیرمجموعه جریان اصولگرا نسبت به جایگاه و موقعیت خودشان و غفلت از امکان جابجایی نگاه مردم نسبت به دو مجموعه اصولگرا و اصلاح‌طلب، موجب شد انتخابات یازدهم ریاست جمهوری در مرحله اول تمام شود.البته اخیراً حضرت آیت‌الله مصباح‌یزدی فرموده‌اند ما باید در مورد جاهایی که اشتراک در اصول داریم ولی اختلاف در فروع است، به وحدت بپردازیم و آقای آقاتهرانی هم به‌عنوان دبیر جبهه پایداری اعلام کردند اینطور نیست که ما غافل از نتیجه باشیم زیرا غفلت از نتیجه، نشانه بی‌عقلی است ولی شرایطی پدید آمد که برای جبهه پایداری قابل پیش‌بینی نبود.این اظهارات نشان می‌دهد جبهه پایداری چنین نتیجه ای را برای انتخابات 92 پیش‌بینی نمی‌کرد در حالی که جامعه روحانیت آن را پیش‌بینی کرده بود.

* چرا نهایتاً جامعه روحانیت در انتخابات سکوت کرد و آشکارا از کسی حمایت نداشت؟

نکته اساسی این بود که ائتلاف سه‌نفره تا زمان تبلیغات در رقابت باقی ماندند و از عهد خود مبنی بر اینکه ائتلاف آنان به یک خروجی منتهی می‌شود، عدول کردند و شورای مرکزی روحانیت مبارز نیز نهایتاً نسبت به دو کاندیدای باقیمانده از این ائتلاف به نتیجه نرسید.

* پس از انتخاب روحانی، جامعه روحانیت چه برداشتی داشت؟

دیدگاه جامعه روحانیت مثبت بود. اولا با این انتخاب، حماسه سیاسی روی داده بود؛ ثانیاً نتیجه انتخابات برگزیده شدن فردی بود که از اعضای جامعه روحانیت و از بنیانگذاران آن بوده و اقبال عمومی در انتخابات به یک فرد روحانی نیز قابل تقدیر بود؛ ضمن آنکه کسی انتخاب شده بود که از سوی مقام معظم رهبری به‌عنوان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و سال‌ها به‌عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی  یا نماینده منصوب و مورد اعتماد مقام معظم رهبری در شورای یادشده بود. به علاوه او 5 دوره نماینده مردم در مجلس و غالباً در سطح نایب‌رئیس مجلس بوده است و این سوابق، اطمینان خاطر را به وجود آورد که آقای روحانی شایستگی خوبی برای ریاست جمهوری دارد، از این‌رو با استقبال جامعه روحانیت روبرو شد و حضرت آیت‌الله مهدوی‌کنی شخصاً بیانیه دادند و به ایشان تبریک گفتند و به عضویت ایشان در جامعه روحانیت اشاره کردند و هیاتی از جامعه روحانیت هم به منظور اعلام تبریک با ایشان دیدار کردند.

جامعه روحانیت هیچ تحلیلی از موقعیت برتر روحانی در انتخابات نداشت

* ولی تمام این نکات در جریان انتخابات هم وجود داشت، پس چرا جامعه روحانیت از او حمایت نکرد؟

آقای روحانی به صورت منفرد و مستقل وارد انتخابات شدند و در طول مدت کاندیداتوری تا تبلیغات انتخابات، نشان روشنی از مقبولیت و رأی‌آوری ایشان وجود نداشت. هیچ تحلیلی مبنی بر موقعیت برتر ایشان هم وجود نداشت، از این‌رو در شورای مرکزی روحانیت مطرح نشدند.

فرضیه پایداری درباره منحصرشدن رقابت میان اصولگرایان باطل شد

* با تجربه انتخابات 92 و ورود چند دسته‌ای اصولگرایان، به نظر شما راهکار وحدت اصولگرایان بعد از این چیست؟

تجربه انتخابات مجلس نهم و ریاست جمهوری یازدهم نشان می‌دهد که جریانات اصولگرا مجدداً باید روی اصول و مشترکات خود تاکید کنند و ائتلاف بزرگی را تشکیل دهند. باید از الان تا انتخابات مجلس دهم، همگرایی خودمان را تقویت کنیم. همواره گفته‌ایم با ائتلاف بهتر به اهداف می‌رسیم. سران احزاب و تشکل‌های اصولگرا باید همگرایی داشته باشند، با هم گفت‌وگو کنند و برای انتخابات آینده سازوکاری شبیه انتخابات مجلس هفتم و هشتم تعریف کنند. البته از جبهه پایداری هم می‌خواهیم به این ائتلاف بپیوندند، چرا که فرضیه رقابت درون اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری 92 نیز ابطال شد.

جبهه اصلاحات برای گرفتن مجلس آینده در حال تقویت شدن است

* با توجه به اینکه جبهه پایداری ابراز کرده که قائل به شیخوخیت و پدرسالاری نیست، چطور می‌شود نگاه‌های مختلف اصولگرایان را زیر یک پرچم جمع کرد؟

ظاهراً خود دوستان پایداری، چند فقیه را به‌عنوان مرجع پایداری تعیین کرده‌اند و این کار، نشان قبول شیخوخیت است. اکنون اگر شیوخ اصولگرا از جمله جامعتین و سران تشکل‌های اصولگرا و جبهه پایداری در چارچوب اصول و مبانی مشترک و منشور اصولگرایی با هم اجتماع کنند و اختلاف سلیقه‌های فرعی و جزئی را کنار بگذارند، نتیجه خوبی خواهیم داشت. باید بپذیریم که جبهه اصلاحات در حال تقویت است و درصدد گرفتن مجلس بعدی هستند؛ لذا ایجاد همگرایی قوی میان اصولگرایان در این دوره ضرورت دارد.

گفت‌وگو از هانیه خاکپور

اخبار برگزیده
ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000

آخرین اخبار
Powerd By : Tasvirnet