هدر موبایل
1396/03/04 12:17:19
سرویس دیگر رسانه‌ها_

انتخابات ایران ؛ آگاهی و گیج شدگی طبقاتی

طبقه متوسط در ایران در طی ۲۰ سال اخیر دچار فراز و فرودهای شدیدی شد لذا جامعه را وارد فازهای رشد و انسجام و در مقاطعی سکته و ایست های ساختاری به لحاظ اجتماعی ،اقتصادی و سیاسی کرد.
انتخابات ایران ؛ آگاهی و گیج شدگی طبقاتی طبقه متوسط در ایران در طی 20 سال اخیر دچار فراز و فرودهای شدیدی شد لذا جامعه را وارد فازهای رشد و انسجام و در مقاطعی سکته و ایست های ساختاری به لحاظ اجتماعی ،اقتصادی و سیاسی کرد. https://cdn.icana.ir/d/019/201705101480383945.jpg انتخابات,ایران,؛,آگاهی,و,گیج,شدگی,طبقاتی Icana
به گزارش خبرگزاری خانه ملت، به نقل از جمهوریت محمد مهدی زنجانی دانشجوی دکترای جامعه شناسی سیاسی در یادداشتی به بررسی انتخابات در ایران طی 20 سال اخیر پرداخته است که به شر ح زیر است:
 
براساس گزارش های رسانه ای ، آمار قربانیان عملیات تروریستی شامگاه جمعه در جنوب بغداد افزایش یافته، بطوری که گفته می شود بر اثر این عملیات 13 تن کشته و 15 نفر دیگر زخمی شده اند.به گزارش ایرنا، السومریه نیوز در یک خبر یک سطری فوری به نقل از فرماندهی عملیات بغداد اعلام کرد که تلفات انفجار همزمان دو خودرو بمب گذاری شده در منطقه ابودشیر در جنوب بغداد به 13 کشته و 15 زخمی رسیده است.(خبرساعت: 2:2بامداد روز شنبه 30اردیبهشت 96). (1)
همزمان با درج این خبر در خبرگزاری ایرنا
جهانگیری: همان رای ریخته شده به صندوقها، خوانده و اعلام می شود. به گزارش بامداد شنبه ایرنا، اسحاق جهانگیری در این پیام تصریح کرد: با اطمینان به مردم عزیز و شریف ایران می گویم همان رایی که آنها به صندوق ها ریخته اند خوانده و اعلام خواهد شد.
انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری، پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر روستا و نخستین میاندوره ای دهمین دوره مجلس شورای اسلامی از ساعت هشت صبح جمعه در حدود 63 هزار و 500 شعبه اخذ رای در سراسر کشور برگزار شد. 
براساس آمار اعلامی وزارت کشور، 56 میلیون و 410 هزارو 234 نفر واجد شرایط لازم رای دادند بودند. 
آمارهای غیر رسمی از مشارکت بالای 70 درصدی مردم در انتخابات حکایت دارد. (خبرساعت: 2:11 بامداد روز شنبه 30اردیبهشت 96).(2)
اخبار طرح شده از دوسرزمین متفاوت در دو سوی عالم یا از دو قاره  نیست دو کشور همسایه دو راه متفاوت برای سخن گفتن با یکدیگر یافته اند. همزمان درهنگامی که مردم ایران منتظر و امیدوار از یک روز به یاد ماندنی به اینده ای روشن قلم و کاغذ به دست گرفته و سرنوشت و حقوق ملی ومدنی خود را با ریختن ارا به صندوق ها جستجو می کنند در ان سوی مرز جمعیتی دل نگران، خسته ودلشکسته از ناملایمات هموطنان خود نمی دانند ایاشبانگاه را به صبحگاه پیوند خواهند داد یا خیر تا شاهد ان باشند گروهایی از ملت عراق اسلحه به دست گرفته تا احتمالا حقوق خود را دریابد .
اما انچه واقع شد را در شانس ، اقبال ،جغرافیا، نژاد ،دین و .... نمی توان دانست بلکه در این نوشته سعی شده به اختصار یکی از زوایای اشکار و نهان تفاوت میان این دو راه و رسم ملتها را بازگوکند که ان وجود جریانی مسلط ،قوی و اگاه به عنوان کنشگران طبقاتی می باشد. کنشگران طبقه متوسط در ایران همواره نقش افرینان عمده پازل قدرت متکثر در سپهر سیاست این سرزمین بوده اند . 
طبقات اجتماعی جوامع همواره نقش کنشگری خود را به صورت ایجابی ویا سلبی در تحولات امر سیاسی و اجتماعی ایفا می کنند و بهعنوان بازیگران مطرح له یا علیه جریانها وپدیده های جاری و ساری اجتماع انسانی برای خود حق اعمال رای ونظر قائل هستند و در این فرایند فعالان و صاحبنظران نیز برای انها نقش بی بدیلی را لحاظ میکنند .گروهی از ایشان که به نظریه های ساختار گرایانه معتقد وملتزم هستند طبقات اجتماعی را به عنوان کنشگران کم رقیب در جامعه فرض گرفته و برای انان نقش های هماهنگ کننده و همراه شونده وتاثیرگزار در تحولات جامعه قائل هستند . البته این تاثیر طبقات اجتماعی هیچگاه لزوما محدود به تحولات مکان مند یا زمانمند نمی باشند بلکه درتمام مواقع و هنگامه ها و بزنگاه های تاریخی قابلیت وقوع و ایجاد تغییر و تحولات را در ساخت قدرت چه در بستر های زیرین وچه در هرم بالای قدرت را داشته اند و صد البته خود نیز به تبع تاثیر گذاری ژرف امکان حتمی برای تاثیر پذیری از ترتیبات و ترکیبات ساخت قدرت را خواهند داشت .
مقاطع یا فصول انتخابات ها از عمده پدیده های سیاسی و اجتماعی هستند که این فرایند کاملا و به عینه قابل لمس و مشاهده است به میزانی که کمبود احزاب ،جمعیت ها، تشکل ها و گروهای سیاسی منسجم ومتشخص شناسنامه دار در سپهر سیاسی جامعه رخ می نماید و کارکردهای عیان ونهان خود را نتوانند در عمل و نظر دیکته نماید انکاه این طبقات اجتماعی قوی ومنسجم  و در عین حال اگاه خواهند بود که در ماهیت کارکردی خود ودر فرایند، شدن ،ساختارهای جامعه برای حفظ و صیانت از منافع فردی و ملی خود مستقیم وبلاواسطه وارد عمل شده و به عنوان کنشکران موثردست به اقدامات عملیاتی می زنند. در حقیقت دستی نامرئی از بیم یا امید جمعی انها را در یک فرایند منسجم در نقش های منفی یا مثبت وارد کارزار و منازعات ساخت قدرت در جوامع می نماید. 
در میان طبقات اصلی جامعه طبقه متوسط و ان هم از نوع متوسط نوین کارکردهای موثر وکارویژه های متین ، استوار و محکم خواهند داشت این طبقه در میان افکار ،اندیشه ها ، ادراکات و عملیاتی کردن انها معمولا قابلیت به حرکت در اوردن عقل جمعی جامعه را به سمت و سویی که صلاح بداند خواهد داشت. اما در صورتی که دچار خمودگی ،نسیان ،نادانی و پوچی سیاسی یا اجتماعی شوند تاثیرات مخرب و جبران ناپذیری بر ساخت قدرت و در نهایت منافع ملی خواهد گذاشت . 
تعاریف متفاوتی از طبقه متوسط ارائه شده است دکتر حسین بشیریه در کتاب "جامعه‌شناسی سیاسی" به تفصیل ابعاد مفهومی و قلمرو مصداقی طبقات متوسط جدید را بیان می‌کند و آن را شامل بوروکراتهای تحصیل کرده، ارتش، گروههای مذهبی و روشنفکران می‌داند. وی در کنار دو طبقه سرمایه‌دارِ متوسط و طبقه پایینِ محروم به هشت گروه اجتماعی دیگر نیز اشاره می‌کند که شامل مدیران تکنوکرات، خرده بورژوازی، جنبشها و سازمانهای کارگری، زمینداران اشراف، روحانیون، روشنفکران و ارتشیان می‌شود .حقیقت آن است که طبقه متوسط اصطلاحی ساختاری است که با قدرت سیاسی ،اقتصادی ،مذهبی و فرهنگی گره خورده است. بشیریه معتقد است "وجود علایق مشترک مادی در بین یک گروه اجتماعی صرفا به پیدایش"طبقه در خود "می انجامد . اما اگر منافع مشترک مادی زمینه پیدایش همبستگی ،سازماندهی و اگاهی طبقاتی را فراهم نیاورد طبقه به مفهوم سیاسی این واژه یعنی "طبقه برای خود " به وجود نمی اید . ماهیت سیاسی یک طبقه تنها در منازعه با طبقه دیگر اشکار می گردد . بنابر این طبقات به معنی درست نه مقولات اقتصادی صرف بلکه نیروهای سیاسی هستند و از این رو کشمکش میان انها کشمکشی سیاسی است".(3)هویت مفهومی و کارکردی این طبقه در بودن و شدن کنارحداقل دو طبقه اجتماعی دیگرمعنا می یابد ؛ یکی طبقه حاکمه و دیگر طبقه پایین اجتماعی. طبقه متوسط با هر دو طبقه پیرامونی خود مناسبات ساختاری دارد به طوری که در فرآیند تاریخی و تعاملی خود به طور مداوم در حال تحول، جذب و تبادل نیروهای اجتماعی خود با طبقات پیرامونی است و نقشهای اساسی آن سبب شده است که به صورت خاص، امر سیاسی و اجتماعی را مورد تاثیر قرار دهد.
جیمز بیل در کتاب "سیاستهای ایران؛ گروهها، طبقات و نوگرایی" طبقه متوسط جدید را مرکب از افرادی می‌داند که قدرتشان به موفقیت شغلی متکی است و در جریان تحصیلات جدید مهارتهایی کسب کرده و به کار می‌برند. او خصایص اساسی این طبقه در ایران را چنین تبیین می‌کند: * اعضای بخش رو به رشد این طبقه از پذیرش مناسبات سنتی قدرت که جامعه ایرانی را زیرسلطه دارد روی گردانند * اعضای روشنفکر دارای تحصیلات عالی بوده و یا در مراحل کسب آن هستند *  قدرت اعضای این طبقه اصولا از مهارت و فنونی ناشی می‌شود که در نتیجه تحصیلات رسمی کسب کرده‌اند *  اعضای طبقه متوسط جدید در سطوح مختلف با افکار و فلسفه‌های غربی آشنا هستند *  اعضای این طبقه از هر نوع جزم دینی یا پرسش کورکورانه تاریخ گذشته آزادند.(4)
فارغ از تعاریفی که مطرح شد واینکه ویژگیهای یاد شده می تواند در برگیرنده خصایص ساختاری طبقه متوسط باشد یا خیر این گروه مشخص از جامعه تحقیقا در طول یکصد سال اخیر تاریخ کشور به عنوان قدرت عاقله و موتور پیش برنده تغییرات در ایران مطرح بوده.انها مرکز ثقل تحولات ،تمنیات،امال ، ارزوها و قیامها ونهضت های اصلاحی بوده اند. جنبش مشروطیت، ملی شدن صنعت نفت، تغییرات اصلاحی در دوره پهلوی اول و دوم ،قیام پانزدهم خرداد، انقلاب اسلامی ،تغییرات ساختاری و اجتماعی در جمهوری اسلامی و بسیاری از جریانات سیاسی همانند؛ فدائیان اسلام، هیاتهای موتلفه اسلامی، احزاب چپ ، ملی ، ملی- مذهبی و اصلاح طلبان همگی در حوزه طبقه متوسط قرار می‌گیرند. علاوه بر نگاه تاریخی، طبقه متوسط نقش سازنده، آگاهی بخش، متعادل کننده، انتقالی و کار ویژه‌های جامعه مدنی چه به لحاظ نرم افزاری و یا سخت افزاری را در جامعه ایفا کرده است .
طبقه متوسط در ایران در طی 20 سال اخیر دچار فراز و فرودهای شدیدی شد لذا جامعه را وارد فازهای رشد و انسجام و در مقاطعی سکته و ایست های ساختاری به لحاظ اجتماعی ،اقتصادی و سیاسی کرد. این طبقه همواره خود را به عنوان منجی در تمام زمینه ها صاحب رای ونظر می دانسته و سعی داشته و دارد سوگیری و ریل گذاری سیاستگذاری های عمومی جامعه با توجه به علایق خواستها ،تمنیات و مطالبات وتعاملات داخلی و بین المللی در اختیار گیرد .اما در برخی فصول تاریخی به دلایلی که از حوصله بحث ما خارج است امکان هماهنگی و انسجام و یکدستی خود را از دست داده و با ضرباتی سخت دچار نقصان شد به همین دلیل در همین برهه نیز جامعه دچار پدیده ای گشت که ان را می توان "گیج شدگی" نامید. کوچک شدن ، محدود شدن و بی انگیزه شدن طبقه متوسط کلیت جامعه ایران را دچار تکانهای شدید خواهد کرد . 
پنج نمونه طی 20سال اخیر از فراز و فرود طبقه متوسط و تلاطم های ناشی از ان را شاهد مثال تحلیل خود قرار می دهیم همه این پدیده ها در انتخابات های حساس خود را نمایان کرده اند: 
1.    انتخابات دوم خرداد 76
2.    انتخابات سوم خرداد 84
3.    انتخابات بیست و دو خرداد 88
4.    انتخابات بیست و چهار خرداد 92
5.    انتخابات بیست و نه اردیبهشت 96
 
انتخابات دوم خرداد 76:
در انتخابات سال 76 گروه بزرگی از طبقه متوسط که از سیاست های تعدیل اقتصادی و همچنین روش های انقباض سیاسی دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی ناراضی و خواستار تغییرات در شرایط کشور متناسب با تحولات منطقه ای و جهانی بودند ، ایجاد مناسبات نوین در کشور را خواستار شدند،بسیاری از نیروهای موثر چپ که از بدنه اصلی و قوه فکری طبقه متوسط بودند رهبری این جریان فکری را در اختیار گرفتند . در مقابل پیامهای محکمی از سوی حاکمیت دریافت کردند یا حداقل با مدیریت روانی جامعه ان را القاء کردند که حاکمیت برای یکدست کردن امور در پی ان خواهد بود که نامزد مورد نظر خود یعنی حجت الاسلام ناطق نوری را در انتخابات برنده اعلام کند لذا همراه با موج روانی عمیقی که در جامعه ایجاد کردند بدنه طبقه متوسط و بخشی از طبقه بالا و بخشی از طبقه پایین را با اهداف خود همراه کرده و در سبد رای نامزد خود یعنی سید محمد خاتمی قراردادندوان را نهایتا به پیروزی رساندند . بعد از انتخابات گروه رقیب که او هم بخشی کوچکی از بدنه طبقه متوسط را در اختیار داشت بسیار تلاش کرد برنامه های دولت اصلاحات را تحت تاثیر قرار دهد .گروه های محافظه کار دو برنامه عمده را شکل دادند  تا منتهی شد به انتخابات 84 نخست حملات مداوم و پی درپی برای منفعل کردن رقیب انجام دادند و توانستند در بسیاری از فرایندها و تصمیمات ،انها را به عقب برانند و دیگری اینکهاز پاشنه اشیل طبقه متوسط و یقه سفیدانی که بعد از چند سال در اختیار داشتن دولت با خیالی راحت گرایش به سمت طبقه بالا پیدا کرده بودند نهایت بهره برداری را نمایند .پاشنه اشیل طبقه متوسط یقه سفید، دوری انها از جامعه زیرین بود انها به تدریج از گروهای فرو دست جامعه فاصله گرفتند و ان دایره بزرگی از احاد مردم در انتخابات 76 و 80 دورخود جمع کرده بودن و به لحاظ فکری رهبری انها را در اختیار داشتند غافل شدند با توجه به اینکه رشد اقتصادی بسیار متناسبی را کشور در این دوران تجربه کرده بود اما کشمکش های داخلی و درون گروهی و غفلت از حوزه عمومی جامعه و عدم توانایی در توضیع قدرت و فعالیتها و جذب فرودستان جامعه طبقه متوسط دچار گیج شدگی  مقطعی شد.
انتخابات سوم خرداد 84: 
سال 84 و انتخابات ان مقطع یک از بزنگاه های تاریخی بود که تمام گروهای مرجع سیاسی که همگی متعلق به طبقه متوسط جامعه بودند چه گروهای محافظه کار و چه گروهای تحول خواه جامعه دچار غفلت یا همان گیج شدگیگردیدند . در این برهه نیروهای طبقه متوسط از هر دو گروه مرجع سیاسی جامعه بازی خوردند و نتوانستند سبد رای خود را ازجمعیت فرو دست و فرا دست پر کنند بی برنامگی ،عدم تمرکز بر اهداف وتلاطم های درون گروهی موجب ان شد طبقه متوسط نتوانند برنامه های مشخصی برای جذب اراء داشته باشند در عین اینکه برخی از گروهای مرجع سیاسی خصوصا محافظه کاران به طمع کسب قدرت و باز پس گیری جایگاه گذشته امکان تشخیص سره از ناسره را پیدا نکنند لذا وارد بازی پوپولیستی طیف تند محافظه کاری شدند و با احمدی نژاد همراهی کردند لذا با کسب قدرت در انتخابات 84 مسرور و شادان از پیروزی فریادهای مستانه سر دادند غافل از اینکه گروه های تند رو محافظه کار در مقطعی حساس که خلاء قدرت طبقه متوسط موثر شکل گرفته بود بر شانه های طبقه زیرین با شعارهای پوپولیستی بر موج تحولات سوار شدند و در ادامه به تدریج گروهای اصیل محافظه کار را از قطار قدرت پیاده کردند  . دلایل متعددی بر این گیج شدگی قابل ذکر هست نخست فضای غبار الود سیاسی که امکان تشخیص را برای گروهای فکری سخت کرده بود دیگری شعارهای عوام فریبانه و پوپولیستی رقیب پیروز(همچون اوردن نفت بر سر سفره ها یا مبارزه با اشرافی گری)؛سوم غفلت و اطمینان گروهای مرجع سیاسی به پیروزی وعدم ارزش گذاری بر رقیب ؛چهارم رقابت های درون گروهی برای سهم خواهی بیشتر و در نهایت عدم توجه به نیازهای فرودستان جامعه. احمدی نژاد در ان مقطع حساس از تمام این عوامل و شرایط بهره برداری لازم برسوار شدن بر اریکه قدرت را انجام داد و موفق شد به سرعت هر دو گروه مرجع سیاسی محافظه کار و تحول خواه را به حاشیه براند که البته سهم گروه تحول خواه بسیار بیشتر بود . 
      انتخابات بیست و دو خرداد 88
در این مقطع رویکردهای متفاوتی از طرف گروهای مرجع سیاسی محافظه کار و تحول خواه برای تاثیر گذاری در سبد های رای و کسب و باز پس گیری قدرت انجام شد . طبقه متوسط گروهای محافظه کار به سه بخش غیر شفاف تقسیم شدند بخشی از ایشان که در دور اول از جام عسل قدرت نوش جان کرده بودند کاملا مستانه و پر توان از دولت وقت بدون چون وچرا حمایت و پیروی کردند ؛ بخشی دیگرهر چند از برنامه های دولت وقت راضی نبودند و نگران اینده و تحولات جهانی که وارد فاز تحریمهای وسیع شده بود بیم داشتند اما از ترس اینکه مبادا شیرینی قدرت از کف خارج شوده و در اختیار رقیب قرار گیرد منافع درون طبقه ای خود را برمنافع ملی ترجیح دادند و سکوت اختیار کرده ؛ در عیان با دولت همراهی کامل کردند اما انتقادهای سختی را در نهان مطرح کرده و هشدار های لازم را می دادند هر چند به دلایل بسیاری موثر واقع نشد. اما بخش سوم که قدرتمند ترین و موثر ترین ان نیز بودند و از بدنه اجتماعی بسیار قدرتمند و از توان فکری و تجربی ژرفی برخوردار بودند از بدنه طبقه متوسط محافظه کار خروج و در نهایت با بدنه طبقه متوسط تحول خواه ائتلاف استراتژیک قدرتنمدی را شکل دادند. رهبری و هدایت این گروه بر عهده ایت الله هاشمی رفسنجانی بود. 
اما در جبهه مخالف طبقه متوسط نو گرای جامعه که احساس ترس و واهمه شدیدی ناشی از سیاست گذاریهای ناقص و پر هزینه داشت و عرصه را برای فعالیت های اجتماعی اقتصادی و سیاسی جامعه تنگ می دید به تدریج از گیج شدگی مضاعف خارج و شروع به سازماندهی بدنه طبقه متوسط و کسب و جذب بدنه طبقات فرو دست و فرا دست جامعه کرد و با ائتلافی قدرتمند با گروهای پیش گفته به سازمان دهی و باز پروری خود پرداخت . انتخابات 88 در چنین فضای ملتهب و غبار الودی که منافع و زیان های ان شفاف نبود و به اصطلاح هیچ گروهی تکلیف خود را بطور کامل نمی دانست و همگرایی های قدرتمندی شکل نگرفته بود رخ داد ؛ البته وقایع و تحولاتی عمیق شکل گرفته ان مقطع در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی بی سابقه بود که در این گفتار جایگاه طرح ان نیست . انتخابات 88 و تحولات پس از ان نقطه اتصال تمام گروهای طبقه متوسط از هر دو طرف بود.
انتخابات بیست و چهار خرداد 92
اشتباه استراتژیک و محاسباتی احمدی نژاد و طیف وابسته در جریان خانه نشینی 11 روزه ؛هم افزایی ،همگرایی و گستره دربرگیری، طبقه متوسط وبدنه ان را با منافع متفاوت،حول محور مبارزه با محافظه کاران تند روافزایش داد و طیف وسیعی از نیروهای دو طرف را مجاب کرد برای از بین بردن خطر بزرگتر که اصالت و موجودیت همه انها و کلیت نظام و کشور را در خطر قرار می داد با یکدیگر پیوند راهبردی برقرار نمایند .خودسری های زاید الوصف رییس دولت دهم ،سیاستهای فاجعه بار اقتصادی ،کاهش ارزش پول ملی ،سیاست خارجی شکست خورد ،تحریم های فلج کننده ،کاهش اعتبار و ارزش همبستگی ملی در سطح منطقه وجهان و ترس و واهمه شدید بدنه طبقه متوسط اعم از اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی و فرهنگی _مذهبی از منافع ملی و جمعی ؛کوچک شدن سفره های مردم (علارغم شعارهای فریبنده اوردن نفت بر سر سفره ها که برای طبقه زیرین جامعه مطرح شد و بخشی از طبقه متوسط جامعه را نیز با خود همراه کرده ومورد اقبال قرار گرفته بود که در نهایت نه تنها ان نشد بلکه نان هم از سفره برچیده شد ) ؛ بیم شکل گیری همگراییهای بزرگ جهانی و منطقه ای برای به انزوا کشیدن کشور و.... موجب شد بدنه عمده سه طبقه جامعه به رهبری و هدایت طبقه متوسط قدرتمند پویش های وسیع و همگراییهای متناسبی را با شرایط موجود شکل دهد تا به زعم انها کشور را از ورطه نابودی نجات دهد . طبقه متوسط قدرتمند پس از تحولات 84 و خصوصا 88 توانست با یک اجماع قدرتمند هدایت و راهبری عمده دو طبقه فرودستان و فرا دستان را در اختیار بگیرد و قدرت را در یک نقطه متمرکز نمایید در این مقطع تمام منافع طبقات مختلف جامعه در یک هدف تجمیع شد و ان باز پس گیری قدرت از گروهای تند رو محافظه کار و به حاشیه راندن انها بود . سال 92 یکی نقاط عطف و درخشان تاریخ سیاسی همگرایی و مدیریت فکری و اجتماعی طبقه متوسط نوین در ایران بود.
انتخابات بیست و نه اردیبهشت 96
رهبران طبقه متوسط با کسب قدرت بلافاصله و به سرعت دست به کار شدند تا اعتماد از دست رفته بدنه جامعه را کسب نمایند و تهدیدهای بالفعل و بالقوه را به فرصت تبدیل کنند حجم اواربرداری از خرابیها بسیار بیشتر از فرصت های اندک بود اولین و مهمترین اولویت های دولت یازدهم بازگرداندن ارامش به جامعه ائتلافی هدف بود راس طبقه متوسط که اینک ابرو و حیثیت خود را گرو گذاشته بود، در برابر دیدگان نگران و حیرت زده انبوه بدنه اجتماعی طبقه متوسط ؛ تمام تلاش خود را کرد برای اینکه از یک سو در داخل نه احمدی نژاد (که او به پایان خود رسیده بود )بلکه موتورتفکر و منش احمدی نژادیسم را که کاملا سر زنده و پر توان بود را از تاب و توان بیندازد و در خارج با معضل بزرگتر به نام تحریم های شدید ،سیاست خارجی ورشکسته و ائتلاف بین المللی مصمم مبارزه کند.به نظر نویسنده تاریخ عمومی جمهوری اسلامی هرگز چنین بازی شطرنج چند وجهی را تجربه نکرده بود.
خطر احمدی نژادیسم همچنان جدی ترین تهدید بالقوه و بالفعل برای طبقه متوسط و همراه کردن بدنه جامعه بود انها موجودیت خود ،کشور و طبقات اجتماعی را  در خطر می دیدند این موءلفه همه گروه ها را حول محور مبارزه با ان در یک صف کنار هم قرار داد.مناظره های انتخاباتی نشان از بازگشت تفکر ،مرام ومنش احمدی نژادیسم بود و بدنه اجتماعی طبقه متوسط را دچار وحشت مضاعف کرد ،کوته نظری مخالفان دولت ان بود که با یک نقشه راه لو رفته و بازی پایان یافته را تکرار کردند ان هم در بی سابقه ترین شکل فشل ان . دوباره با همان ادبیات تجربه شده وارد معرکه انتخابات شدند انها تصور می کردند و به طرفداران خود نیز القاءکرده بودند که با ایجاد فضای مسموم و غبار الود و پر تنش و تند کردن فضا قادرخواهند بود جامعه را دچار همان گیج شدگی نمایند و مجددا قدرت را در اختیار بگیرند .اما ترس و واهمه از بازگشت به دوران گذشته گروهای اجتماعی را مجاب کرد حول محور راس بدنه طبقه متوسط ، با تمام قدرت وتمام نیروهای مرجع بدنه اجتماعی و سرمایه های اجتماعی ،سیاسی،اقتصادی ،فرهنگی ،و مذهبی خود وارد کارزار انتخابات 96 شوند و راهی را که از چهار سال پیش با هم با بیم وامید پیموده بودند به قرن جدید پیوند دهند . 
ائتلاف منسجم،همه جانبه ،متکثر، متراکم همراه با برنامه ریزی و هدایت طبقه متوسط توانست منافع عمده تمام گروهای تحول  خواه را در یک نقطه مرکزی متمرکز و کلید تدبیر ، دوباره قفل تحریم انتخابات را شکسته و همه را وارد صحنه بازی دموکراسی نمایید. بازی دموکراسی سخت ،طاقت فرسا و بسیار پر هزینه است اما قطعا و بلاشک هزینه ها و فرصتهای ان قابل مقایسه با انچه در سرزمین همسایه دیوار به دیوار ما و کل منطقه خاورمیانه در حال وقوع است کمتر است . یکی از عواملی عمده ای که جنگ و منازعه در منطقه از افغانستان تا عراق و ازبحرین تا لیبی را در برگرفته ضعف طبقه متوسط قدرتمند همراه با اگاهی طبقاتی است . آگاهی طبقاتیکه در تقابل با گیج شدگی طبقاتی قرار دارد  عبارت است از"واکنش عقلانی مناسبی که با وضعیت شاخص معینی در فرایند تولید مناسبات اجتماعی تناسب دارد" به عبارت دیگر آگاهی طبقاتی که مغایر با آگاهی موجود است عقلانی ترین و مناسب ترین و کاربردی ترین فهمی است که بر روی یک طبقه خاص گشوده می شود. طبقه ای که آماده گی لازم برای در اختیار گرفتن هژمونی  و هدایت دیگر طبقات فرو دست و فرادست جامعه  را داشته باشد تا بتواند جامعه را مطابق با خواسته هایش سازماندهی و راهبری نماید. /
پایان پیام
 
اخبار برگزیده
ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000

آخرین اخبار
Powerd By : Tasvirnet