هدر موبایل
1397/03/01 12:36:33
سرویس دیگر رسانه‌ها_
سلیمی نمین:

غرب نگران از گسترش ابعاد خیزش ملت ایران در منطقه است/ دشمنی آمریکا با ایران به دلیل ترس از گسترش مبارزه با استعمار

مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران با اشاره به این که دشمنی آمریکا با ایران به دلیل ترس از گسترش مبارزه با استعمار است، گفت: اسناد لانه جاسوسی نشان می‌دهد آمریکایی‌ها از روز اول پیروزی ملت ایران دنبال کودتا بودند و تسخیر سفارت آنها توسط دانشجویان یک اقدام بازدارنده بود.
غرب نگران از گسترش ابعاد خیزش ملت ایران در منطقه است/ دشمنی آمریکا با ایران به دلیل ترس از گسترش مبارزه با استعمار مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران با اشاره به این که دشمنی آمریکا با ایران به دلیل ترس از گسترش مبارزه با استعمار است، گفت: اسناد لانه جاسوسی نشان می‌دهد آمریکایی‌ها از روز اول پیروزی ملت ایران دنبال کودتا بودند و تسخیر سفارت آنها توسط دانشجویان یک اقدام بازدارنده بود. https://cdn.icana.ir/d/019/201711103543646967.jpg غرب,نگران,از,گسترش,ابعاد,خیزش,ملت,ایران,در,منطقه,است/,دشمنی,آمریکا,با,ایران,به,دلیل,ترس,از,گسترش,مبارزه,با,استعمار Icana

به گزارش خبرگزاری خانه ملت به نقل از آنا؛ پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا بعد از حدود 2 سال کش و قوس فراوان خروج این کشور را از توافق هسته‌ای با ایران اعلام کرد، همه نگاه‌ها به سمت اروپا دوخته شده است. چه اینکه جمهوری اسلامی ایران بلافاصله از زبان حسن روحانی اعلام کرد چند هفته آینده فرصتی است تا اروپا از منظر دیپلماتیک اثبات کند توان ارائه تضمین‌های لازم برای جبران خسارت‌های ناشی از خروج آمریکا از برجام را دارد یا خیر؟

گرچه بعد از این اظهارات، موضوع بی‌اعتمادی به اروپا همچون گذشته نقل محافل عمومی و تیتر رسانه‌های خبری شد، اکنون سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا می‌توان با وجود اروپا به برجام ادامه داد یا اینکه به قاره سبز نیز نمی‌توان همچون ترامپ اعتماد کرد؟ روابط ایران و آمریکا بعد از این اقدام ترامپ چه حال و هوایی خواهد داشت.

عباس سلیمی نمین مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران به سوالات در این خصوص پاسخ گفته است.

*ریشه دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران را در کجا می‌بینید؟

- ایران قبل از کودتای 28 مرداد 1332 جزو کشورها و اقمار تحت تسلط انگلیس بود و زمانی که مردم ایران برای برداشته شدن استبداد مطلق رضاخانی و ملی شدن صنعت نفت خیزش کردند و این خیزش به زعم آنها تأثیر منفی در سایر ملت‌های منطقه می‌گذاشت و ممکن بود سایر کشورهایی که نفتشان توسط انگلیس و آمریکا چپاول می‌شد، به تبع ملت ایران خیزش کرده و در مسیری قرار بگیرند که بخواهند خودشان نفتشان را اداره کنند و این مسأله اصلا مطلوب آنان نبود، بنابراین خیزش مردم ایران در نهضت ملی شدن صنعت نفت با مقابله سخت آنها مواجه شد و کودتای 28 مرداد شکل گرفت.

سرکوب نهضت نفت در 28 مرداد باعث شد خیز بعدی ملت ایران علیه استبداد بسیار بسیار گسترده‌تر باشد. ملی شدن صنعت نفت یک نهضت بود و مردم بعد از آن به یک انقلاب سراسری دست زدند؛ یعنی ملت ایران حرکت ضد استبدادی خود را گسترش داد و انقلاب اسلامی شکل گرفت.

استعمارگران خوب می‌دانستند که اگر ملت ایران بعد از اخراج آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها و عواملشان، یعنی صهیونیست، بتواند روی پای خود ایستاده و کشور را اداره کنند، به الگویی برای سایر ملت‌ها تبدیل خواهند شد و ریشه چپاول منابع ملت‌ها توسط آنها خشکانده خواهد شد و ملت‌های دیگر منطقه مانند عربستان، امارات، کویت، مراکش و ... نیز در مسیری قرار می‌گیرند که ملت ایران قرار گرفت؛ بنابراین باید تلاش خود را برای ممانعت از پیشرفت ملت ایران و عقب نگه داشتن آنان می‌کردند و در این راه از هیچ سنگ اندازی، تهدید و تحریمی مضایقه نکردند.

اینها تلاش کردند با تحت فشار قرار دادن ایران، توان موشکی را از ملت بگیرند و آنان را وادار به پذیرش محدودیت کرده و پیشرفت در این زمینه را متوقف کنند و با همین رویکرد فعالیت‌های صلح آمیز هسته‌ای و غنی‌سازی را تحت فشار قرار دادند تا با اعمال زور، ایران را عقب نگه دارند و در واقع خواستند با هزینه کردن، نظام و انقلاب اسلامی را سرنگون کنند. همانطور که پیش از این نهضت ملت ایران در زمینه نفت را با یک کودتا سرکوب کردند.

غرب بسیار نگران از گسترش ابعاد خیزش ملت ایران در منطقه است. لذا دو راه پیش روی خود می‌بیند؛ اینکه با مکانیزم‌های سلطه کشورها را وادار به پذیرش محدودیت کند و یا با استفاده از ابزارهایی مانند سازمان‌های تروریستی و گروه‌های مسلح اهدافش را در مقابله با حکومت‌هایی که خواستار استقلال هستند و دخالت‌‌های غربی‌ها را برنمی‌تابند، پی‌گیری کند.

*تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و گروگان گیری‌ها چقدر در روابط ایران و آمریکا تاثیر منفی داشت؟

- تعارضات آمریکایی‌ها با ملت ایران از زمانی آغاز می‌شود که آنها در ایران پایشان را جای پای استعمار انگلیس گذاشتند. انگلیس زمانی که قدرتش در ایران رو به افول رفت، به تدریج جای خودش را به آمریکایی‌ها داد و به عنوان قدرت دوم در کنار آمریکا قرار گرفت. پیش از این جایگزینی، نظر ملت ایران به آمریکایی‌ها منفی نبود. چرا که آنها در معادلات جهانی یک نیروی نوظهور بودند و به تبع آن سابقه استعمارگری در ایران را هم نداشتند.

در دوران تسلط کامل انگلیس و روسیه تزاری، ملت ایران نمی‌خواستند فقط دو قدرت در کشور حضور داشته باشند و ایران را میان خودشان تقسیم کنند و تلاش کرد این تسلط را بر هم بزند؛ به همین دلیل از حضور یک نیروی سوم در کشور استقبال کرد. بعد از سرنگونی روسیه تزاری و تسلط حکومت مارکسیستی بر شوروی، باز هم ملت ایران به ظهور قدرت سوم در معادلات خودش اقبال نشان داد. منتهی وقتی آمریکایی‌ها وارد عرصه شدند، به گونه‌ای عمل کردند که همه کسانی که به آنان خوشبین بودند، نگاه مثبت خود به آمریکایی‌ها را از دست دادند و این بدبینی تا جایی پیش رفت که نیروهای ملی در ایران بعد از کودتای 28 مرداد دیگر از آمریکایی‌ها حمایت نکردند و آمریکایی‌ها را مشابه انگلیس یافتند.

آمریکایی‌ها وعده داده بودند که در کودتا با انگلیس مشارکت نخواهند کرد، اما این وعده را نقض کردند و در خفا کاملا با انگلیس همراه شدند. بنابراین بعد از کودتای 28 مرداد چهره آمریکا در ایران کاملا منفی شد. چرا که با مشت آهنین علیه استقلال و مطالبه به حق ملت ایران عمل کرد.

بعد از کودتای 28 مرداد و تسلط کامل آمریکا بر ایران هر اقدام از طرف آنها خشم و نفرت ملت را بیشتر برانگیخت، تشکیل ساواک، نادیده گرفتن کمترین حقوق برای مردم، دفاع تمام عیارشان از استبداد در ایران و مسائل متعددی که بعد از کودتای 28 مرداد شاهد بودیم، همه و همه یک تقابل جدی میان ملت ایران و آمریکایی‌ها شکل داد و همین رفتارها هم عاملی شد تا ملت ایران دست به یک قیام سراسری علیه آمریکایی‌ها بزند و آنها را از ایران بیرون کند و این کار را هم کرد.

جالب اینجاست که آمریکایی‌ها خودشان همواره از چپاول نفت ایران توسط انگلیس انتقاد داشتند؛ اما بعد از اینکه به ایران مسلط شدند همین شیوه را در قالب کنسرسیوم دنبال کردند و با رشوه دادن به علی امینی، کنسرسیومی را به ایران تحمیل کردند که همان چپاول‌ها، به شیوه قبل از خیزش ملت ایران در جریان نهضت ملی شدند صنعت نفت بود.

بعد از انقلاب اسلامی، ایرانیان سعی کردند فصل نوینی را در مناسبات با آمریکا رقم بزنند و همه چپاول‌گری‌های آنان را فراموش کنند. اما اسناد و عدله فراوانی پیش روی ماست که آمریکایی‌ها از روز اول پیروزی ملت ایران، در پی این بودند که کودتایی را در ایران رقم بزنند و مجددا نیروهای وابسته خودش را روی کار بیاورند و اگر دانشجویان انقلابی کانون این کودتا -لانه جاسوسی- را خنثی نمی‌کردند، یک بار دیگر این امکان برای آمریکایی‌ها فراهم می‌شد که خیزش ملت ایران را سرکوب کنند.

این ادعاها قابل اثبات و اسناد به دست آمده موید آن است که همه توطئه‌ها توسط آمریکایی‌ها سازمان داده می‌شده است؛ حتی ترورهای روزهای اول انقلاب و فعالیت‌های گروه ترویستی فرقان به گونه‌ای با آمریکایی‌ها مرتبط بود و بعد مشخص شد سازمان مجاهدین خلق هم با آمریکایی‌ها در ارتباط بودند و زمان خروج مسعود رجوی از کشور و قبل از آغاز حرکت مسلحانه آنان، ارتباطاتی میان منافقین با آمریکایی‌ها شکل گرفته بود؛ بنابراین آمریکایی‌ها تمام همت خود را بر این گذاشته بودند که به هر طریقی انقلاب ملت ایران را سرنگون کنند.

خاطرات شفاهی بسیاری از وابستگان به آمریکا و استبداد هم موید این مطلب است که آمریکایی‌ها تمامی حرکت‌های تجزیه طلبانه بعد از پیروزی انقلاب که یک روز بعد از پیروزی انقلاب کلید خورد، را هدایت می‌کردند. یعنی زمانی که هنوز هیچ حرکت و اقدامی که مشخص کند این انقلاب چه خواهد کرد و مسیرش چیست، صورت نگرفته بود که اینها بحث تجزیه طلبی را در مناطق مختلف کشور دنبال کردند. هنوز زمان زیادی از پیروزی انقلاب نگذشته بود که مطهری را شهید کردند و ترورها را در داخل کشور و مناطق مختلف آن آغاز کردند؛ که دلایل متقن نشان می‌دهد آمریکایی‌ها این تحرکات را دنبال می‌کردند؛ بنابراین اگر لانه جاسوسی که کانون این تحرکات بود، متوقف نمی‌شد، می‌توانست یک بار دیگر یک ضربه جدی بر ملت ایران وارد کند و زمینه تسلط مجدد بیگانگان بر کشور رقم بخورد.

حرکت دانشجویان در سال 58 در واقع اقدامی بازدارنده بود نه تهاجمی! دانشجویان با ارزیابی از تحرکات آمریکایی‌ها و یک سری مستنداتی که داشتند و نشان می‌داد آنان حرکت‌هایی انجام می‌دهند. -اوج این تحرکات هم پذیرش شاه مخلوع بود در آمریکا بود؛ چون آن زمان سلطنت‌طلب‌ها سردرگم و متوهم بودند که شاید آمریکا از شاه حمایت نکند و برای اینکه بتوانند همه سلطنت طلبان و نیروهای وابسته به آمریکا را متحد کنند، شاه را به آمریکا بردند- اینها برای دانشجویان نشانه بارزی از فعالیت‌های پشت پرده آمریکایی‌ها بود.

از سوی دیگر آمریکایی‌ها نیروهایی را برای سرکوب انقلاب مردم جمع کرده بودند و همزمان پالیزبان بیش از دو هزار نیرو در منطقه کردستان عراق متمرکز کرده بود. همین مقدار نیرو هم در مرز مشترک ترکیه با ایران مستقر کرده بودند. در منطقه بلوچستان هم نیروهای سلطنت طلب آماده بودند؛ یعنی در اقصی نقاط کشور نیرو مستقر کرده بودند و کافی بود کودتایی در داخل کشور صورت بگیرد تا این نیروها به مرکز کشور حمله‌ور شوند و یک طراحی گسترده برای اینها وجود داشت که می‌توان در خاطرات چاپ شده پالیزبان مشاهده کرد.

پالیزبان در کتابش اذعان می‌کند که ما تمام ساواکی‌ها و امرای ارتش را جمع کرده بودیم. خاطرات سروان جعفری هم چاپ شده و به صورت گویایی ارتباطات آریاها را با صهیونیست‌ها توضیح می‌دهد و به این ارتباط اعتراف می‌کند و می‌گوید که پیام آریاها را برای تل‌آویو و پیام آنها را برای آریاها منتقل می‌کردیم؛ بنابراین اینها نشان می‌داد آمریکا با تمام توان پشتیبان شاه است و از او حمایت می‌کند.

اینها مسائلی بودند که تحلیل درست دانشجویان انقلابی مبنی بر اینکه آمریکایی‌ها به دنبال کودتای گسترده در ایران هستند، را شکل داد و اسناد به دست آمده از لانه جاسوسی هم این تحلیل‌ها را تایید کرد که ترورها و حرکت‌های تجزیه طلبانه در آذربایجان و جاهای مختلف کشور با تحریک آمریکایی‌ها صورت می‌گیرد و با اینکه بعدها سفارت آمریکا تسخیر شد، آنها حرکت‌هایی مانند نوژه را پی گرفتند و بعد مشخص شد کودتای نوژه مورد حمایت آمریکایی‌ها بود. یعنی اگر کودتا در زمان فعال بودن سفارت آمریکا صورت می‌گرفت، میزان موفقیت آن به مراتب بیشتر بود. اما موقعی این کودتا صورت گرفت که سفارت آمریکا به عنوان کانون هماهنگی، از میان برداشته شده و برنامه‌هایش خنثی شده بود. بنابراین حرکت دانشجویان نه تنها تهاجمی نبود که دفاعی در برابر حرکت‌های ضد ملت ایران بود.

کسانی که این گروگانگیری را آغاز تخاصم ملت ایران با آمریکا می‌دانند، عامددنه و آگاهانه تاریخ را جعل کرده و به انبوهی از مستندات بی‌توجهی می‌کنند یا آنها را از نظرها دور می‌دارند تا اینگونه عنوان کنند که قبل از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، هیچ اراده‌ای در آمریکا برای ضربه زدن به ملت ایران وجود نداشته است و دانشجویان اقدام کوری را ترتیب دادند و موجبات تخاصم آمریکا علیه ملت ایران را سبب شدند. این نه واقعیت دارد و نه پشتوانه اسنادی! و عدله و براهین خلاف چنین سخنانی را نشان می‌دهد./

پایان پیام

اخبار برگزیده
ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000

آخرین اخبار
Powerd By : Tasvirnet