شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
1386/08/28 11:38:00
سرویس بین الملل

حدادعادل: تکامل بشری حاصل تبدیل ایده ها به واقعیت ها است

غلامعلی حدادعادل رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس دوره ای مجمع مجالس آسیایی در سخنان امروز خود در این مجمع تکامل بشری را حاصل تبدیل ایده ها به واقعیت دانست.

به گزارش خبرنگار خانه ملت، متن کامل سخنان غلامعلی حداد عادل، رئیس مجلس شورای اسلامی به شرح زیر می باشد:

عالیجنابان

روسا و نمایندگان محترم مجالس آسیایی

میهمانان محترم

از برگزاری دومین اجلاس مجمع مجالس آسیایی در تهران خوشوقتم و خوشحالم که یک بار دیگر چهره های شاداب و مصمم همکاران خود در کشورهای عضو را از نزدیک مشاهده می کنم. مجمع مجالس آسیایی سال گذشته تصمیمات بسیار مهم سازنده ای اتخاذ نمود و دستاوردهای ارزشمندی داشت. تبدیل «انجمن مجالس آسیایی برای صلح» به «مجمع مجالس آسیایی» تنها یک حرکت رسمی و نمادین نبود، بلکه یک گامی استوار به سوی آینده ای روشن بود. امیدوارم مجموعه تلاش هایی که طی یک سال گذشته در جهت تثبیت دستاوردها و توسعه فعالیت های مجمع مجالس آسیایی صورت گرفته موجبات رضایت همه شما را فراهم آورده باشد.

 

عالیجنابان

میهمانان محترم

رشد و پویایی آدمی، همچون کژی و انحطاط او در عرصه فردی و ساحت اجتماعی، مرهون تفکر و ایده پردازی اوست. حرکت تکاملی تاریخ و تمدن بشری را نیز نمی توان چیزی جز نتیجه فرآیند تبدیل ایده های ذهنی به واقعیات عینی دانست. اندیشه بشر که رمز برتری انسان بر سایر موجودات محسوب می شود، برای پرورش و بالندگی باید در مدار عقل و فطرت آدمی و وحی الهی قرار گیرد تا بارور شود و از کژی ها و ناراستی ها پالوده گردد، در غیر این صورت یا عقیم می ماند و یا تباهی می زاید. اندیشه سالم، برای جهان خرمی و آبادانی به ارمغان می آورد و اندیشه تباه جهان را به تباهی می کشد. در چشم انداز تاریخی، هر گاه اندیشه بشری با ارزش های فطری و آرمان های معنوی پیوند یافته، صلح و صلاح و امنیت حاصل شده و هرگاه که در تعارض با آنها قرار گرفته، جنگ و فساد و ناامنی ببار آمده است.

در دورانی نه چندان دور، جهان ما با ساختاری صعب و سخت به دو قطب سیاسی - نظامی تقسیم شده بود و هرگونه تنوع فرهنگی و تمایز هویتی بیرون از این دو قطب، با اعمال سیاست های امنیتی سرکوب می گردید و یا نادیده انگاشته می شد. الگوهای هویت جمعی و همگرایی و وحدت فقط بر قدرت ایدوئولوژیک و یا ایدئولوژی قدرتمدار متکی بود. در جنگ قدرت دو اردوگاه کاپیتالیسم و کمونیسم و در فضای مضیق بین حرص و از سرمایه داری و انگاره های خشک طبقاتی، امکان رشد و بالندگی اندیشه های بشری بسیار محدود بود و انسانیت انسان ها که در اندیشه های آنان تجلی می یابد، کمتر مجال شکوفایی داشت.

این حصار تنگ و فضای عقیم اینک به پایان رسیده است. اما پایان جنگ سرد برخلاف آنچه که برخی سیاستمداران غربی القا می کنند ناشی از پیروزی و برتری سرمایه داری و لیبرالیسم نبود، بلکه حاصل فروپاشی انگاره های تحمیلی و شکست آرمان هایی بود که از درون دچار تضاد و از برون دستخوش ناسازگاری با محیط بود. این یک گزاره منطقی است که اختصاص به دوران جنگ سرد ندارد. اگر بپذیریم که عرصه عمل و حرکت تاریخی بشر ترجمان اندیشه ها و ایده های اوست، رمز پیروزی و پایداری اندیشه ها را باید به حکم عقل و فطرت و وحی در انسجام منطق درونی و سازگاری آنها با محیط بیرونی جستجو کنیم.

برهمین اساس می توان گفت که روش ها و ایده هایی نظیر جنگ پیشگیرانه و اشغال نظامی، تحمیل دموکراسی برای نیل به آزادی و مبارزه با ترور بوسیله تروریسم نه تنها در دوران جنگ سرد که در جهان متحول امروزی نیز محکوم به شکست است. کیست که تناقض میان مبانی و روش های گسترش دموکراسی با اشغال نظامی و تخریب هویت یک ملت را تشخیص ندهد؟ چگونه می توان ناسازگاری میان اقدام یک جانبه به جنگ و ایجاد و تداوم ناامنی را با ادعای صلح جویی و مبارزه با تروریسم برای افکار عمومی جهان توجیه کرد؟ کدام انسان عاقل و هشیاری است که ادعای مبارزه با گسترش سلاح های کشتار جمعی را همزمان با تولید و انباشت انواع این سلاح ها با سابقه بکارگیری آنها علیه مردم بی دفاع مشاهده کند و بتواند آن ادعا را باور کند؟ این همان تضاد درونی و ناسازگاری بیرونی است که در اندیشه و عمل برخی قدرتمندان جهان سایه افکنده است آنچه با روش های تحمیلی اشغال و سرکوب به نام دموکراسی و آزادسازی در عراق و افغانستان و نظایر آن صورت می گیرد، در واقع تداوم اندیشه ها و انگاره های فرسوده دوران جنگ سرد است که یک بار دیگر صلح و امنیت جامعه بشری را به چالش کشیده است.

اما چرخه زاینده ایده و عمل پیوسته در کار تغییر و تحول جهان است. یکی از پدیده های شگرف زمان ما سرعت تبدیل ایده های ذهنی به واقعیات عینی است که با استفاده از فناوری نوین و گسترش ارتباطات امکان پذیر شده است. مردان و زنانی که دارای اندیشه سترگ و ایده های بزرگ برای پیشرفت و رفاه و سعادت جامعه بشری باشند امروزه می تواند بسیار سریع تر از گذشته به تحقق آرمان های خود امیدوار باشند. ایده همگرایی در آسیا یکی از این ایده های بزرگ و ارزشمند است. این ایده تاکنون مراحلی از پردازش ذهنی و فکری را پشت سر گذاشته و در عمل نیز به تشکل ها، سازمان ها و اتحادیه های حرفه ای در زمینه های مهم رسانه ای، دانشگاهی، اقتصادی، تجاری، پولی، گردشگری، ورزشی، هنری، در سطح آسیا و برخی همکاری های نهادینه در زمینه های کلان سیاسی، امنیتی، فرهنگی و تجاری در بخش هایی از آسیا منجر شده است.

مجموع این ایده پردازی ها و فعالیت های اجرایی موجب شده است که موقعیت و جایگاه آسیا در عرصه روابط بین الملل و مناسبات جهانی ارتقا یابد. نگاه استعماری غرب به آسیا و گفتمان مرکز - پیرامون که مدت های مدید یکی از الگوهای غالب فکری بر روابط بین الملل محسوب می شد، آسیا را در منطقه پیرامونی و حتی شبه پیرامونی جای داده بود. در این نگاه، هویت فرهنگی آسیا و میراث تمدن های آن مطرح نبود، بلکه این قاره جولانگاه رقابت های سیاسی و استعماری قدرت های مرکزی تلقی می شد. تحول در پارادایم دو قطبی جنگ سرد و ظهور منطقه گرایی کارآمد در دل پارادایم جهانی شدن، این فرصت را برای آسیا به ارمغان آورده است که از نو به هویت و میراث تمدنی خویش بنگرد و در مناسبات جدید جهانی نقش و جایگاه جدیدی برای خود رقم زند.

در این نگاه جدید می باید به بازشناسی و واکاوی عناصر تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی پرداخته شود و با تکیه بر وجوه مشترک میان مردم و دولت های این منطقه و تجربه های موفق همکاری در آن، افق های نوینی در عرصه های اندیشه و عمل برای همگرایی در آسیا گشوده شود. همگرایی در آسیا روند آگاهانه ای است که ضمن به رسمیت شناختن تفاوت ها و تمایزها، تلاش می کند با اتکا بر وجوه اشتراک، نیازهای متقابل و چالش های مشترک، اجرا را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک نموده و موانع همکاری را از میان بردارد.

 

عالیجنابان

میهمانان محترم

من معتقدم که آسیا ظرفیت های بالفعل بسیاری برای همگرایی و همکاری دارد. قاره آسیا به لحاظ مساحت جغرافیایی وسیعترین، از نظر تاریخی قدیمی ترین، از حیث سرمایه انسانی و جمعیت پرترین، از منظر دینی و فرهنگی متنوع ترین و از نقطه نظر ذخایر انرژی و منابع طبیعی غنی ترین قاره جهان است. در ورای این جغرافیای گسترده و تاریخ کهن، در دل این جمعیت انبوه و مردمان متنوع، و در بستر ذخایر مادی و معنوی قاره آسیا، ظرفیت های بزرگی نهفته است که چشم انداز آینده جهان را رقم می زند. ما در جهانی زندگی می کنیم که اجزای آن بطور فزاینده ای در ارتباط و وابستگی متقابل با یکدیگر قرار دارند. گستره جهانشمول اقتصاد، سیاست، فرهنگ، امنیت، فناوری، محیط زیست، افکار عمومی و رسانه های ارتباطی و کارکردهای مستقل و ترکیبی آنها، دستور کار جهانی را به گونه ای شکل داده که پیشرفت در این عرصه ها بدون یک نگاه جهانی و تعامل فراگیر امکان پذیر نیست. اما از هر منظری که به جهان و روندهای جهانی بنگریم، جایگاه و موقعیت آسیا در آن ممتاز و برجسته است. در واقع، آسیا به مثابه یک قطب تاثیر گذار بر معادلات سیاسی، اقتصادی، تجاری و فرهنگی در سطح جهان، خود یکی از مولفه های بی بدیل روندهای جهانی است.

نقش مردم و نهادهای مدنی در بینش همگرایانه در آسیا بسیار اساسی و مهم است. به اعتقاد اینجانب نهادهای مردمی مانند مجمع مجالس آسیایی با تکیه بر دو خصیصه ممتاز خود یعنی «مردمی بودن و و تکیه بر آرا و انتخاب مردم» و «مرجعیت داشتن در امر قانون گذاری و قانون مداری» می توانند نقش بسیار موثری در توسعه روابط بنیادین در مبان ملت ها و دولت های آسیایی ایفاد نمایند.

برهمین اساس، دولت های آسیایی در حمایت از این چنین نهادهای موثر در همگرایی فرهنگی و مردمی در آسیا رسالت و مسئولیت سنگینی برعهده دارند.

مجمع مجالس آسیایی بعنوان یکی از مهمترین نهادهای مدنی در آسیا تاکنون توانسته است نقش پیشرویی در تقویت همگرایی آسیایی ایفا نماید. علاوه بر موضوعات متنوع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی که در نشست های سالانه مورد بحث و گفتگو قرار گرفته، ایده های شجاعانه و مبتکرانه ای مانند «معاهده دوستی در آسیا»، «بازار یکپارچه انرژی در آسیا» و «صندوق پول آسیایی» پروژه های مهمی هستند که تحقق هر یک از آنها گام بزرگی در مسیر تحقق همگرایی در آسیا محسوب می شود.

جمهوری اسلامی ایران و بویژه مجلس شورای اسلامی ایران به همگرایی در آسیا که در نظر مبتنی بر علم و عقل و منطق و در عمل متکی بر تلاش برای رشد و توسعه و صلاح و فلاح مردم این منطقه است با دید مثبت می نگرد. جمهوری اسلامی ایران در کنار دیگر کشورهای تاثیرگذار، با عضویت در بسیاری از نهادها و سازمان های آسیایی نقش فعالی در تقویت همگرایی در عرصه های مختلف فرهنگی، اقتصادی، تجاری، سیاسی و انرژی در آسیا بعهده دارد. هر قدر که این تلاش ها و همکاری ها در کمیت و کیفیت ارتقا یابد و به تحکیم روابط و تثبیت صلح و امنیت و رفاه بیشتر در آسیا منجر شود، از حمایت و مساعدت بیشتر ما برخوردار خواهد بود. مجلس شورای اسلامی ایران بعنوان یکی از اعضای موسس مجمع مجالس آسیایی همواره برای تقویت و توسعه فعالیت های این نهاد ممتاز بین المللی کوشیده است و می کوشد.

اینجانب بعنوان رئیس دوره ای مجمع مجالس آسیایی، از ایده تشکیل دبیرخانه ثابت و فعال برای مجمع مجالس آسیایی با هدف تثبیت فعالیت ها و کارآمدی بیشتر و پیگیری جدی تر تصمیمات آن استقبال می کنم. به اعتقاد من، این مجمع می باید با جدیت بیشتری تلاش نماید تا از طریق افزایش و تعمیق روابط با نهادهای دولتی در سطح آسیا، دایره اجرایی تصمیمات و رهنمودهای خود را توسعه بخشد. همچنین لازم است که برای احراز نقش موثرتری در عرصه بین المللی، با نهادهای مشابه خود در دیگر نقاط جهان وارد تعامل بیشتر شود و راهکارهای جدیدی برای توسعه همکاری با آنها اتخاذ نماید.

 

اخبار برگزیده
ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000

آخرین اخبار
Powerd By : Tasvirnet