هدر اصلی
1388/09/10 15:11:00
سرویس سیاسی

متن کامل سخنان علی لاریجانی در مراسم روز مجلس

**متن کامل سخنرانی رئیس مجلس شورای اسلامی در مراسم بزرگداشت روز مجلس به این شرح است:

«بسم الله الرحمن الرحیم»

«رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق»

امروز در ایام فرخنده ما بین دو عید بزرگ اسلامی، عید قربان و غدیر و در آستانه میلاد با سعادت امام هادی (ع) خانه ملت مزین است به قدوم فرهیختگان و صاحب نظران و مسئولین محترم کشوری و لشگری.

نمایندگان ملت حضور شما را قدر می‌نهند و این ایام فرخنده را به حضرات تهنیت می‌گویند.

از ریاست محترم قوه قضاییه، اعضای محترم شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام و خبرگان و دفاتر مراجع عظام و تقلید و علمای اعلام و فرماندهان نظامی و انتظامی و سایر اعزه که دعوت ما را پذیرفتند تشکر می‌کنم.

آقایان احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی هم تشریف نیاورده‌اند از خداوند سلامتی و صحت برای آنان می‌خواهیم و انشاالله خداوند امورات را اصلاح نماید.

بر روح بلند قهرمان آزادی و نماد درخشنده فرزانگی، ماه مجلس، آیت الله و شهید مدرس، درود می‌فرستیم.

صبر بسیار بباید، پدر پیر فلک را                  تا دگر، مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

ملک الشعرای بهار سخن رسایی دراین باب دارد:

"یکی از شخصیت‌های بزرگ ایران که از فتنه مغول به بعد نظیرش بدان کیفیت و استعداد و تمامی وجوه، از حیث صراحت لهجه و شجاعت و ویژگی‌های فنی در علم سیاست و خطابه و امور اجتماعی، دیده نشده، سیدحسن مدرس است. علاوه بر آنکه از جنبه علمی و تقدس و پاکدامنی و هوش و فکر، نیز دست کمی از هیچکس نداشت و سرآمد تمام این خصال، سادگی و بساطت و شهامت آن مرحوم بود و مهمتر از همه از خود گذشتگی و فداکاری او بود که در احدی دیده نشد.

مدرس به تمام معنی علمی «فقیر»، آن فقری که باعث فخر پیغمبر (ص) بود و فرمود: الفقر فخری، همان فقری که عین بی‌نیازی و توانگری و عظمت بود، ... مدرس پاک و راست و شجاع بود».

بی شک از نتایج مجاهدت‌های مدرس، نظام مردم سالاری دینی امروز ایران است که مجلس شورای اسلامی به عنوان خانه مدرس، به داشتن چنین نمادی به خود می‌بالد.

بررسی سرگذشت مجالس گذشته ایران از صدر مشروطه تا امروز مجال طولانی می‌طلبد، اما بیان اجمالی این ماجرا، در این محفل، پندآموز خواهد بود.

 در تاریخ دو قرن اخیر ایران، اولین باری که به لفظ قانون به معنای شایع آن برمی‌خوریم، در زمان امیرکبیر است که وی در پی تدوین قانون اساسی برای کشور بود. پس از او، گاه مجالس مشاوره‌ای مرکب از طبقات حاکمه یعنی درباریان، اشراف و صاحب نظران، برپا شد که البته نظم و وقت معین نداشتند و بیشتر به امیال حاکمان منوط بود.

بی کفایتی شاه و مظالم درباریان و به تاراج رفتن ثروت‌های کشور، خصوصا در زمان مظفرالدین شاه، باعث شد همگان اعم از علماء، روشنفکران و مردم، خواستار حکومت مشروطه و تشکیل مجلس شوند. بعد از فراز و فرود بسیار، مظفرالدین شاه، تسلیم نظر انقلابیون گردید و در تاریخ 1285 هجری شمسی،‌ فرمان تشکیل مجلس شورای ملی را صادر نمود؛ البته ابتدا نام این مجلس، مجلس شورای اسلامی بود و با تحریک غرب گرایان، پسوند اسلامی به ملی بدل شد.

اجمالا مجالس نظام مشروطیت را می‌توان به چهار دوره تقسیم کرد:

1- دوران نخست مجالس که پنج دوره بود تا انقراض قاجاریه و برپایی رژیم پهلوی که در این مرحله مسایل بیشتر در مورد قانون اساسی و متمم آن و مبارزه با دخالت‌های خارجی، دور می‌زد.

2- دوره دوم مجلس شورای ملی، مربوط به حکومت دیکتاتوری رضا شاه است.

3- دوره سوم مجلس از سال 1320 شمسی تا سقوط دولت مصدق است.

4- دوره چهارم مجلس، از سال 1332 (کودتای 28 مرداد) تا سقوط شاهنشاهی در ایران است که پس از آن شاهد هشت دوره مجلس شورای اسلامی هستیم.

از انقلاب مشروطه تا مجلس پنجم، دوره‌ای بسیار حساس و پرماجرا بود که شاید در طول تاریخ کشورمان بی سابقه است. در این مدت، جنگ جهانی اول، تجاوزات بیگانه و قیام‌های محلی باعث تضعیف شدید دولت مرکزی شد.

مجلس اول، با اینکه یکی از بهترین مجالس قانونگذاری ایران است و حضور روحانیت در آن چشمگیر بود، بخاطر مخالفت‌های محمدعلی شاه و ایجاد سستی در عناصر مشروطه و نیز افراطی‌گری برخی از نمایندگان که تمایل به غرب داشتند، گلوله باران و سرانجام تعطیل شد.

در مجلس اول که صنیع الدوله ریاست آن را داشت، پس از تدوین نظامنامه، به تهیه قانون اساسی اهتمام ورزیدند. اختلاف مهم در این امر واقع شد که صرفا از قوانین اساسی سایر دول اروپایی اقتباس نمایند یا بر پایه قرآن و سنت، قانون اساسی نوشته شود.

پس از تصویب قانون اساسی، برخی از احزاب و نمایندگان مجلس در فکر تدوین متمم قانون اساسی برآمدند. بنای فکری آنان، ظاهرا محدود کردن استبداد بود. اما در باطن در پی شکستن چارچوب‌های اسلامی برآمدند. شهید شیخ فضل الله نوری، معتقد بود که همه امور باید بر مبنای اسلام باشد نه در راستای فرهنگ غرب و به مخالفت با آنان پرداخت.

در نهایت متمم قانون اساسی تصویب شد و اصل دوم آن دلالت داشت بر حضور پنج مجتهد طراز اول که مصوبات مجلس شورا را با قوانین اسلام بسنجند. این اصل با پیگیری شیخ فضل الله نوری به تصویب رسید، اما در عمل تا سال 1357، هرگز اجرا نشد. تنها در دوره دوم مجلس بود که مرحوم مدرس به عنوان یکی از مجتهدان طراز اول از سوی فقها و مراجع تقلید انتخاب و به مجلس دوم راه یافت.

مجلس دوم یکسال پس از بسته شدن مجلس اول با قیام مردم و علماء نجف که منجر به خلع محمدعلی شاه شد، شروع بکار نمود.

موقعیت حساس ایران و بی‌کفایتی زمامداران و نفوذ کامل بیگانگان شرایطی را بر ایران تحمیل کرد که با استقامت و پایداری شهید مدرس و تعدادی از نمایندگان، برخی از این امور تحمیلی خنثی گردید. یکی از آنها اولتیماتوم ننگین دولت روس با همدستی انگلیس به دولت ایران بود که خواهان اخراج مستر شوستر شدند.

شهید محمد خیابانی و شهید مدرس به مخالفت با این اولتیماتوم پرداختند و با حمایت مردم، جلوی این امر گرفته شد. اما به دستور ناصرالمک، مجلس تعطیل و در غیاب مجلس، تعدیات دول بیگانه افزایش یافت.

در این مجلس،‌ اختلاف دو حزب اجتماعیون اعتدالیون و دمکرات عامیون به حدی بود که به قتل و ترور هواداران منجر شد و منجمله، ترور سیدعبدالله بهبهانی روحانی مبارز انقلاب مشروطه بود.

روس و انگلیس در فقدان مجلس، طی توافقی محرمانه، ایران را بطور کامل بین خود تقسیم کردند، روس‌ها در شمال ایران و انگلیسی‌ها در جنوب اجازه یافتند که قوای نظامی مخصوص خود را مستقر کنند.

نظریه شهید مدرس در مراودات بین‌المللی بر موازنه منفی و حفظ منافع ملی کشور استوار بود و بدرستی می‌دانست بخاطر موقعیت استراتژیک ایران، دول بزرگ چه روس، چه انگلیس، چشم طمع به این سرزمین دارند، لذا معتقد بود مجلس باید مراقبت جدی در مقابل استعمارگران داشته باشد. می‌گوید:

«سیاست ما ایرانیان باید سیاست بز کوهی باشد، سیاست بز کوهی آنست که همیشه بین الطلوعین چرا می‌کند که هوا به قدری روشن باشد که علف را ببینید، اما به قدری روشن نباشد که صیاد او را صید کند. ما ایرانی‌ها هم باید سیاستمان طوری باشد که زندگی کنیم اما صیاد او را صید نکند».

مجلس سوم در سال 1333 قمری، در شرایطی که شعله‌های جنگ جهانی اول جهان را در برگرفته بود، افتتاح شد. اما در اندک زمانی بعد، بدلیل اوضاع بحرانی و شرکت تعدادی از نمایندگان در جنگ و درگیری با قوای اشغالگر روس که به سمت تهران روانه شده بودند، پس از یکسال و هفت روز تعطیل شد. تا زمان شروع مجلس چهارم در تیر ماه 1300 شمسی (یعنی 5 سال و هفت ماه و هشت روز) نوزده کابینه بر سر کار آمد. در تعطیلی مجلس، انواع قراردادهای استعماری به ملت تحمیل شد، منجمله قرارداد وثوق الدوله موسوم به قرارداد 1919 که ایران را رسما مستعمره انگلیس می‌ساخت.

انتخابات دوره چهارم مجلس، تحت نفوذ دولت وثوق الدوله به نحو ناصحیحی برگزار شد تا نمایندگان طرفدار قرارداد مذکور به مجلس رفته و سند مستعمره شدن ایران را تصویب کنند.

اما حضور نمایندگان شجاعی نظیر مدرس، توطئه فروش استقلال ایران را ناکام گذاشت. مرحوم مدرس که نایب رئیس این دوره بود، پس از افتتاح مجلس، با تمام قوا، با تصویب اعتبارنامه وکیلانی که با دسیسه ؟؟؟؟ صرفا برای تصویب قرارداد 1919 وثوق الدوله وارد مجلس شدند، به مخالفت برخاست. در مجلس صف آرایی سیاسی جدی ایجاد شد و مدرس رهبری اکثریت مجلس را برعهده داشت. سوسیالیست‌ها به رهبری سلیمان میرزا (حزب اقلیت)، اصلاح طلبان مرکب از دمکرات‌ها و اعتدالی‌ها و افراد بی‌طرف به رهبری مدرس و حزب دمکرات مستقل (حزب تجدد) طرفداران رضا شاه از جمله مهمترین جریان‌های سیاسی مجلس چهارم بودند.

 

مناسب است در اینجا نگاه مرحوم مدرس را به احزاب مورد توجه قرار دهیم. ایشان می‌گویند:

«دراین بیست سال مشروطیت، متاسفانه حزبی وجود پیدا نکرده، هر چه بوده است، اسم بلا رسم بوده، لذا زود از بین رفته است. این یک بدبختی است که دامنگیر جامعه شده است. بر هر ذی شعوری لازم است که بذل جهد کرده و حزبی از روی عقیده و اساسی به نام حزب وطنی تشکیل و در تقویت مبانی آن کوشش نماید و من هم حاضرم رسما عضویت چنین حزبی را قبول و بطور اجتماع و هماهنگی به وطن و مردم خدمت کنم».

عمر مجلس چهارم در سال 1302 به پایان رسید و انتخابات سراسر نیرنگ مجلس پنجم با کارگردانی عوامل کودتای 1299 آغاز شد.

رضا خان که در اسفند 1299 شمسی، در زمان غیبت مجلس، با کمک سیدضیاء حرکت خود را برای تصرف کامل حکومت آغاز کرد، توانست با زور، مجلسی بوجود آورد که اکثر نمایندگان آن، هوادار رضاخان باشند. در همین دوره بود که شهید مدرس رویاروی سرطان سلطه رضاخان قرار گرفت.

رضا خان وزیر جنگ بود، اما در تمام امور لشگری و کشوری و مالی، بی‌پروا دخالت می‌کرد و مانع لغو حکومت نظامی تهران بود.

مدرس در نطق شجاعانه خود، سردار سپه را به باد انتقاد گرفت:

«اما امنیت، امنیت در مملکت هست، منتهی بدست کسی است که اغلب ماها از او خوشوقت نیستیم. چرا در پس پرده حرف می‌زنید؟ مگر می‌ترسید؟ ما که از رضا خان ترسی نداریم ... ما که قدرت داریم سلطنت را تغییر دهیم، قدرت داریم رئیس الوزراء را عزل کنیم، رضا خان را هم تغییر می‌دهیم».

این نطق، رضا خان را به مجلس کشاند و خود را مطیع نشان داد و متعهد شد حکومت نظامی را لغو کند و در امور مالی دخالت نکند.

این سیمای مدرس است که امام (قدس سره) درباره ایشان فرمود:

«شهید بزرگ ما، مرحوم مدرس که القاب برای او کوتاه و کوچک است، ستاره درخشانی بود بر تارک کشور که از ظلم وجود رضا شاه تاریک می‌نمود، تا کسی آن زمان را درک نکرده باشد، ارزش این شخصیت عالی مقام را نمی‌توان درک کند».

مجلس ششم نیز که در دوره سلطنت رضا خان شکل گرفت، همین روند قلابی ادامه و تشدید شد. در مجلس ششم کور سویی از آزادی، آن هم در اظهارات مدرس و چند نماینده دیگر علیه دیکتاتوری نمایان بود که آن هم در انتخابات دوره هفتم خاموش شد.

نکته مهم در مجلس پنجم، تلاش انگلستان و سردار سپه برای تغییر نظام سلطنتی و تشکیل نظام جمهوری بود که طرفداران روس هم بدان‌ها پیوستند. مدرس که بدرستی می‌دانست هدف انگلیس ایجاد دولت دست نشانده کامل است نه نظام جمهوری بلکه نوعی بلوای جمهوری است، می‌گوید:

«من با جمهوری واقعی مخالف نیستم و حکومت صدراسلام هم جمهوری بوده است ولی این جمهوری که می‌خواهند به ما تحمیل کنند، بنابر اراده ملت ایران نیست بلکه انگلیسی‌ها می‌خواهند به ملت تحمیل کنند تا حکومت، صد درصد دست نشانده و تحت اراده آنان باشد. اگر واقعا نامزد جمهوری، فرد آزادیخواهی بود، حتما با او موافقت می‌کردم و از هیچ نوع کمک دریغ نمی‌نمودم».

کشمکش نفس گیری در مجلس پنجم بین مدرس و طرفداران رضا شاه بود که نهایتا تغییر سلطنت با دسائس رضا خان رخ داد و از این تاریخ باتلاق استبداد با نقشه استعمار انگلیس شکل جدید یافت.

انتخابات هفتمین دوره مجلس شورا به پایان رسید و یک رای هم از صندوق به نام مدرس بیرون نیامد و مدرس آن جمله معروف را بیان کرد که اگر هیچ کس از مردم تهران به من رای نداده باشد، خودم که یک رای به خودم دادم، این رای چه شد و چرا خوانده نشد.

دو روز پس از افتتاح مجلس هفتم، مامورین نظمیه وحشیانه به منزل مدرس هجوم بردند و او را شبانه به خواف منتقل نمودند.

9 سال مدرس در حبس بود اما ترس و اضطراب رضا شاه از مدرس در بند کاهش نمی‌یافت چرا که مدرس محبوب محبوس بود.

در دوره سلطنت پهلوی‌ها، مجلس و سایر نهادها، بصورت ابزاری نمایشی از سیاست تجدد طلبی دولت خودکامه درآمدند و مجلس در این دوره طغیان تباهی، تبدیل به یک مجلس فرمایشی و مکانی برای نمایش خیمه شب بازی دربار پهلوی شد. شرط پذیرفته شدن افراد به نمایندگی مجلس، جلب رضایت دربار با پرداخت رشوه به تیمور تاش وزیر دربار و رای دادن بی‌چون و چرا به لوایح دولت بود.

عباسعلی گلشاییان از کارگزاران حکومت پهلوی می‌نویسد:

«از دوره هفتم و هشتم به بعد تا دوره سیزدهم، طرز انتخابات به این صورت بود که از طرف وزارت کشور به استانداران و فرمانداران دستور محرمانه داده می‌شد تا کمیسیونی تشکیل شود و دو سه نفر ملاک یا تاجر را با توجه به سوابق آنها در نظر گیرند و اسامی آنها را به تهران بفرستند تا مطابق نظر مرکز، در دادن رای به آنها اقدام شود».

با سقوط دیکتاتوری رضاخانی، فضای کشور هم عوض شد و بعضی از نمایندگان توانستند لب به سخن بگشایند و در امورات کشور، که در تسخیر قوای متفقین قرار داشت،‌ اظهارنظر کنند.

انتخابات دوره شانزدهم مجلس و اولین دوره مجلس سنا در سال 1328 آغاز شد. مداخلات زیاد دولت و دربار به این جهت بود که افرادی به مجلس بروند که قرارداد الحاقی «گس - گلشاییان» تصویب شود.

عبدالحسین هژیر در راس دربار با همراهی منوچهر اقبال، خسرو هدایت و ابوالحسن ابتهاج که از حمایت اشراف برخوردار بودند، جریان انتخابات را اداره می‌کردند.

درتهران اعتراضات گسترده مردمی منجر به تجمع مردم در مقابل دربار شد و خواسته مردم عدم دخالت در انتخابات بود. در خلال انتخابات هژیر ترور شد. این اقدام اندکی از مداخلات ناروا کاست و باعث شد تعدادی از افراد مخالف دولت از سوی مردم به مجلس راه یابند. آیت الله کاشانی، مصدق، حسین مکی و چند نفر دیگر، در صدر لیست منتخبین تهران قرار گرفتند. دربار که خود را بازنده انتخابات تهران می‌دید، انتخابات تهران را باطل اعلام کرد. اما مردم در 19 بهمن همان سال با انتخاب مجدد این افراد، نقشه دربار و انگلستان را برای فتح کامل مجلس ناکام گذاشتند.

در مجلس شانزدهم که با فترت شش ماهه افتتاح شد، با فعالیت همان معدود نمایندگان و با حمایت آیت الله کاشانی، طرح ملی شدن نفت را به تصویب رساندند و ضربه سختی بر پیکر دولت انگلیس وارد شد.

مجلس هفدهم در دوران نخست وزیری مصدق برگزار شد. در این دوره اختلاف بین طرفداران و مخالفان دولت اوج گرفت و با توجه به دور شدن تدریجی مصدق از آیت الله کاشانی، عملا نهضت ملی شدن نفت دچار روند فرسایشی شد.

در همین شرایط مصدق تصمیم به انحلال مجلس از طریق برگزاری رفراندوم گرفت؛ این در حالی بود که آیت‌الله کاشانی شدیدا با انحلال مجلس مخالف بود. این اشتباه استراتژیک مصدق راه را برای کودتا فراهم نمود و درست 21 روز بعد، کودتای 28 مرداد 1332 رخ داد. شاه در غیاب مجلس توانست مصدق را عزل و زاهدی را جانشین او کند. فقدان مجلس بهترین فرصت را در اختیار شاه گذاشت.

از این دوره به بعد تا وقوع انقلاب اسلامی، ایران مجلس مستقلی به خود ندید و بیشترین امتیازات به بیگانگان داده شد.

مجلس بیست و چهارم، آخرین مجلس دوران نظام مشروطه سلطنتی در ایران است که شاهد رفتن هویدا، آموزگار، شریف امامی،‌ ازهاری و بختیار به عنوان نخست وزیر و در نهایت شاه و فروپاشی کامل نظام مشروطه سلطنتی بود.

این تجربه گذشته مجالس کشور بود که خبرگان ملت را در ظهور آفتاب انقلاب اسلامی بر آن داشت که پایه‌های مجلس و انتخابات آن را به نحوی قوی در قانون اساسی ترسیم نمایند که امکان خللی در اراده ملت ایجاد نشود. به تعبیر امام، «مجلس در راس امور قرار گیرد» و هیچ مقامی حق انحلال مجلس را نداشته باشد و تمامی عهدنامه‌ها و مقاوله نامه‌ها و قراردادها و موافقت‌نامه‌های بین‌المللی جز با تصویب مجلس ممکن نگردد و گرفتن و دادن وام یا کمک بلاعوض داخلی و خارجی از طرف دولت جز با تصویب مجلس عملی نشود و مجلس حق تحقیق و تفحص در تمام امور کشور را پیدا کند و رئیس جمهور و وزراء در مقابل مجلس مسئول گردند، بودجه و برنامه کشور در مجلس به تصویب برسد و بسیاری از امور دیگر.

با این مکانت، مجلس شورای اسلامی، پس از انقلاب در هشت دوره گام‌های اساسی در تثبیت مردم سالاری دینی و باز نمودن راه توسعه کشور برداشت.

اینک ماییم و این دستاورد ملی. از زمانی که شهید مدرس با تیزبینی تئوری «دیانت ما عین سیاست ماست» را بیان داشت اما نتوانست در آن شرایط حساس، آن را در کشور مستقر نماید تا عصر جمهوری اسلامی که امام (قدس سره)، پایه‌های جمهوریت نظام را از درون تفکر دینی اخذ نمود و در شکل مردم سالاری دینی با رهبری ولایت فقیه مستقر کرد، مسیری بس ارزشمند را در تاریخ ایران طی نموده‌ایم.

امروز همه نهادهای حکومتی اعم از رهبری، ریاست جمهوری، دولت و مجلس با رای مردم مستقر شده‌‌اند و برای صیانت رای مردم و قانون اساسی و نظارت اسلامی بر قوانین، شورای نگهبان نظارت جدی بر امور دارد و مهمتر از همه، برای هدایت کلان امور در جهت خواست مردم و حفظ منافع ملی و جلوگیری از دخالت بیگانگان و مبارزه با دیکتاتوری، در راس همه قوا، فقیه عادل و آشنا به زمان، در نظر گرفته شده است تا تداوم اراده ملت بر کشور تضمین شود و حوادث تلخ گذشته تکرار نگردد.

این نعمت بزرگی است که انقلاب اسلامی نصیب ملت ایران نمود.

امام علی (ع) در عید غدیری که مصادف با روز جمعه بود، خطبه مهمی ایراد فرمودند در فرازی از آن بیان داشتند:

«اکنون بدانید که اعتقاد به توحید پذیرفته نیست مگر با اعتراف به نبوت محمد (ص) و هیچ اعتقادی و عملی قبول نیست مگر با قبول ولایت و سرپرستی آن کس که خداوند خود او را ولی و سرپرست قرار داده است».

و در تفسیر استکبار در آیه «و اذ یتحاجون فی النار فیقول الضعفاء للذین استکبروا انا کنا لکم تبعا، فهل انتم مغنون عنا من عذاب الله من شیی، قالوا لوهدانا الله لهدیناکم» فرمود: آیا می‌دانید که این استکبار چیست؟ استکبار ترک اطاعت آن کس است که خداوند امر به اطاعت او کرده است و گردن فرازی است در برابر آن کس که خداوند پیروزی او را خواسته است.

و امام رضا (ع) فرمود: «رهبری و امامت شیرازه دین و مایه نظم مسلمین است».

این سیمای تفکر سیاسی در مدینه غدیر است. در فلسفه سیاسی اسلام، ولایت، امر رکنی در مدینه می‌باشد و سیمای نازل ولایت معصوم در تئوری ولایت فقیه متبلور است.

همین جایگاه بود که در دوران امام (قدس سره) انقلاب اسلامی را به پیروزی رساند و دفاع مقدس را با سرفرازی به نفع ملت پیروز نمود و همین ولایت فقیه بود که در فتنه بنی صدر و منافقین، کشور را از آسیب تروریسم و دیکتاتوری نجات بخشید و در دوران خلف صالح ایشان، حضرت آیت الله خامنه‌ای دامت برکاته، عامل صلابت جمهوری و بالا بردن تراز قدرت ایران در منطقه گردید و منافع ملی کشور را در عرصه منطقه‌ای و بین المللی نظیر بحث هسته‌ای حفظ نمود.

هر چند در روزهای اخیر با رفتار غیر معقول و دوگانه کشورهای 1+5 مواجه شده‌ایم که از یکسو خود را مشتاق نظامات بین المللی و راه حل‌های دیپلماتیک جلوه می‌دهند و از دیگران، با رفتار زورگویانه، نهادهای بین المللی را بی‌حیثیت می‌کنند؛ حقیقت مطلب اینست که شکوه، عصبانیت آنان از شکوه اراده ملی ایرانیان است که با استقامت و تدبیر رهبر معظم، از این سرمایه ملی صیانت نمودند و در دام سناریوی مبتذل آنان قرار نگرفتند.

شکر نعمت مردم سالاری دینی و ابتناء ارکان کشور بر اراده ملت و پیگیری آرمان شهید مدرس که سیاست را عین دیانت می‌دانست، به این است که مسئولان کشور در همه قلمروها اعم از اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و در همه حالات بر اجرای دقیق قانون اساسی و رعایت ضوابط قانونی کشور، تحت رهبری اندیشمندانه ولایت امر همصدا و همراستا، عمل نمایند و فرصت خدمتگذاری به ملت را یکسره صرف حل مسایل کشور، در فضای اخوت و برادری کنند. قطعا این صراط مستقیم سیاسی، مورد رضای الهی و ملت عزیز و ارواح مطهر شهدای عظیم الشان انقلاب خواهد بود.

از مقام صراط الله و سبیل الله، آنگونه که حضرتشان در تفسیر آیه "ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله و صفا کانهم بنیان مرصوص"، بیان داشتند، استمداد می‌طلبیم که در سالروز شهید بزرگوار مدرس و روز مجلس، دیدگان جامعه ما را به رویت جمال مولایمان ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) روشن فرماید.

سخن خود را با این دست نوشت مرحوم مدرس در لیله چهارشنبه 17 اسفند به پایان می‌برم که برای همگان بخصوص اهالی وادی سیاست بسیار درس آموز است:

«نظر به این که سال‌ها بود در بعضی اوقات که به خود می‌آمدم، بد حال که بودم، از خدا مسئلت می‌نمودم فراغتی به من رحمت فرما که چند امر را به توفیق خودت انجام دهم:

اولا: محاسبه عمر خود را که این سرمایه عمر و قوای جوانی را در چه صرف نمودم. به عبارت اخری امتثال امر «حاسبوا قبل ان تحاسبوا» را بنمایم.

ثانیا: درباره معلومات و حقایقی که در فطرت من گذاشته، تفکر کرده اجتهاد نمایم.

ثالثا: آنچه از من فوت شده از اعمال را ذکار تدارک کنم به مثل عبادت، توبه، استغاثه و تضرع، عفو و بخشش، دعا و در این پیش آمد قهری به آن فراغت و موفقیتی که سال‌ها از خداوند تبارک و تعالی مسئلت می‌نمودم تقریبا نائل گردیدم. به جد بزرگوار خود مولای متقیان امیرمومنان (ع) تاسی کرده «فزت برب الکعبه» را مکررا به زبان آوردم (ولی ابن ملجم معذور نیست)، امور مذکوره مطلوبه را از وقت استقرار در مجلس مشغول شده و به توفیق خداوند امیدوارم موفقیت کامله حاصل شود. آمین یا رب العالمین»

از تصدیع بیش از حد عذرخواهم و شما سروران عزیز را به خدای بزرگ می‌سپارم.

والسلام علیکم و رحمه الله.

اخبار برگزیده
ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000

آخرین اخبار
Powerd By : Tasvirnet