هدر موبایل
1389/05/11 07:36:00
سرویس فرهنگی
علی بنایی روایت کرد:

روحانیت؛ فراگیرترین تشکل انقلاب اسلامی

**"علی بنایی" نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی به انگیزه جلسه مشترک جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران، طی یادداشتی در نشریه ۱۹دی به رسالت روحانیت اشاراتی دارد که متن آن چنین است:

جلسه مشترک جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با جامعه روحانیت مبارز تهران و مسافرت آیت‌الله مهدوى کنى و همراهان به قم هرچند خبر آن به صورت کوتاه منعکس گردید ولى موجى از شادى و شعف در دلهاى علاقه‌مند به جریان اصیل روحانیت پدید آورد و حقیقت آن است که همدلى و همگرایى روحانیت در سراسر کشور به عنوان یک تشکل اصیل و بى‌بدیل براى کسانی که دل در گرو آینده انقلاب اسلامى دارند امیدبخش و حرکت‌آفرین است هر چند ممکن است عده‏اى از این‌گونه جلسات و همگرایى‏ها مکدر شوند و آینده خویش را در خطر ببینند ولى باید دانست تشکل روحانیت از گذشته دیر مورد توجه بوده است و شهید مطهرى و شهید بهشتى از پیشگامان این حرکت بودند. در این نوشته کوتاه، نگاه مختصرى داریم به دیدگاه شهید مطهرى در باب رسالت روحانیت و ضرورت تشکل این جریان فراگیر انقلاب اسلامى.

امیدواریم روحانیت شیعه با عقبه علمى و فقاهتى خود بتواند پاسخگوى نیازهاى امروز چشم انتظاران باشد.

رسالت روحانیت چیست؟

شاید در دوران پیشین پاسخ دادن به این سؤال دشوار بود اما اکنون دشوارتر از آن دوران می‌باشد زیرا رهبرى و قدرت و ابزارها و رسانه‏ها دراختیار روحانیت است و از طرفى دیگر دشمنان اسلام و روحانیت نه از ایران چشم دوخته‏اند و نه لحظه‏اى از توطئه و بدنام‌سازى حاکمیت فقیه و نهادهاى وابسته به آن آرام گرفته‏اند.

استاد مطهرى که هر دو دوران را درک کرده و به ویژه در دوران پیشین یکى از ستون‏هاى بزرگ روحانیت و دین‏شناسى بوده است، نسبت به رسالت امروز و فرداى روحانیت چنین مى‏گوید: وقتى که زمان چنین زمانى باشد، رهبرى دینى چه نقشى باید داشته باشد؟ این که عرض مى‏کنم وظیفه روحانیت در آینده خیلى دشوار است به این دلیل است. حالا صد برابر دوره مأمون، افکار متضاد و متناقض وجود دارد.

الان روحانیت صد برابر سال گذشته و ده سال گذشته احتیاج به تقویت و برنامه و کار دارد و مردم صد برابر گذشته احتیاج به ارشاد و هدایت و راهنمایى دارند، احتیاج به تعلیم اخلاقى و معنوى دارند بنابراین روحانیت باید بجنبد...

امیدواریم سازمان روحانیت پیشرفت کند و به همه ایران تشکیلات روحانیت سرایت کند و همه روحانیت به یکدیگر مرتبط و متصل شوند؛ تشکیلات پیدا کنند و بعد خودشان را تقویت کنند و نشریات زیاد داشته باشند.

نکاتى که در هشدارهاى دردمندانه استاد مطهرى نهفته است، عبارتند از:

1- آمادگى نهاد روحانیت به منظور پاسخگویى به پرسش‏ها و شبهات جدید که سال به سال به شمار و چند و چون آن افزوده مى‏شود و دین و حاملان فرهنگ دینى را به چالش‏هاى سخت مى‏گیرد. مقایسه دوران غیبت کبرى، به ویژه دوران ولایت فقیه و حاکمیت اسلام بر ایران - که انتظارهاى خاص خود را به همراه دارد- با دوران حضور معصومان(ع)، در واقع نمودار رشد جمعیت و تنوع مکتب‏ها و دیدگاه‏ها و افزایش سرگردانى‏ها و ظهور بن‌بست‏هاى فلسفى است.

بى‌گمان هر کدام به دشوارى کار پاسخگویى مذهبى روحانیت اشارت دارد. اگر امروز روحانیت نتواند جواب مسائل روز و مرتبط با ایدئولوژى و حقوق بشر و حقوق زنان و حقوق مدنى را بدهد، در فردا چگونه خواهد توانست از عهده پاسخگویى به مسائل جدید برآید؟ ناگفته پیداست که رسالت روحانیت در دوران رسمیت آئین تشیع و زیر سلطه طاغوت، محدود بود و از طرفى چندان انتظارى از روحانیون نبود.آثار پژوهشى در زمینه کلام و حقوق تا حدى متقاعدکننده بود اما این که روحانیت رهبرى جامعه را به عهده گرفته است، افزون بر شبهات عقیدتى، خود را رویاروى مطالباتى مى‏نگرد که حاکمیت سیاسى و اجتماعى اقتضا دارد. بدیهى است عدم آمادگى در هر یک از این میدان‏ها، سبب عقب‌نشینى از میدان دیگر خواهد بود و در نهایت انزواى کامل این نهاد را فراهم مى‏سازد. این که شهید مطهرى اظهار مى‏دارد باید روحانیت بجنبد، بدین دلیل است که دیر جنبیدن روحانیون سبب مى‏شود که رقباى دیرینه روحانیت از فرصت‏ها بهره‏گیرى کرده و جایگزین این سازمان شوند. در آن صورت چه تضمینى براى سلامت داده‏هاى فکرى و عقیدتى و حقوقى به جامعه دینى خواهیم داشت؟

2- تنوع نیازمندى‏هاى مردم در ارتباط با روحانیت، مسئله‏اى محورى بوده و رسالت کلى روحانیون را سنگین‏تر خواهد ساخت.از یک سو مردم آموزه‏هاى اخلاقى و معنوى متناسب با گروه‏هاى اجتماعى و نیز سن و سال و روحیات موجود مى‏طلبند؛ آموزه‏هایى که راهبردى بوده و بتواند روند اخلاق و معاشرت سالم را فراهم آورد.از دیگر سو مردم آموزه‏هاى اعتقادى مى‏طلبند که بتوانند از اصول و معارف محورى دین خود دفاع معقول کنند، افزون بر اینها آموزه‏هاى مرتبط با اقدام‏هاى اجتماعى و خانوادگى و شغلى و صنفى است.

3- مسئله دیگر این است که روحانیت مى‏باید به اصل تشکل و تحزب پاى‌بندى تمام داشته باشد.در زمان و جهان حاضر مانند گذشته‏ نمى‏توان حرکت‏هاى تک‌روانه داشت و هر کس در کنج خانه و کتابخانه‏اش به تحقیق و تألیف کتابى که مى‏پسندد، بپردازد. امروز فرهنگ شکل جهانى گرفته و پژوهش‏هاى گروهى و هدایت شده- چه کتابخانه‏اى و چه میدانى- جایگزین تحقیقات و تألیفات شخصى گذشته است. شناخت نیازهاى فرهنگى جامعه و نیز ضرورت‏هاى فردا براى یک جامعه در حال رشد و توسعه و تعالى اخلاقى ایجاب مى‏کند که روحانیون به گونه سازمانى دست به کار نشر علم و ابلاغ حقایق اسلامى شوند، تا به آسانى از عهده مسئولیت‌شان برآیند.

تخصص‌گرایى و تخصص‏شناسى و هدایت هر طلبه و عالم دینى به یک سمت مشخص و ضرورى، رسالت یک تشکیلات مرکزى است که روحانیت باید در درون خود آن را پدید آورد، افزون بر این همه، تشکل‏هاى صنفى روحانیت در منطقه‏ها و حتى در شهرهاى کوچک و بزرگ مى‏باید با تشکیلات هسته‏اى و هدایت گر مرکز ارتباط تنگاتنگ داشته باشند.

این گونه تشکل سبب انسجام و تداوم آن در نهاد روحانیت گشته و نیروهاى کارآمد در یک نقطه به هدر نرفته و هر کدام به محل خدمت مورد نیاز اعزام خواهند شد. از طرفى تبادل خدمات فرهنگى در استان‏ها و مرکزها سبب نیازشناسى و مسئله‏شناسى در فرهنگ دینى مى‏شود و روحانیت در برنامه‌ریزى براى آینده خود کامیاب‏تر خواهد شد.تاریخ 31ساله انقلاب اسلامى به ما مى‏آموزد همگرایى و انسجام روحانیت چه در دوره امام راحل و چه در دوره رهبرى حضرت آیت‌الله‌العظمى خامنه‏اى باعث یأس و نومیدى دشمنان انقلاب اسلامى شده و آنها را در اجراى نقشه‏هاى پلید خویش ناکام و یا مردد ساخته است.

برگزارى اجلاس‏هاى استانى روحانیت و حضور تأثیرگذار شخصیت‏هاى حوزوى در این جلسات دلسوزان انقلاب را به حفظ این سرمایه عظیم معنوى امیدوارتر ساخته است. وظیفه اصلى و قطعى امروز ما حفظ وحدت و اتحاد ملى است و این مهم ممکن نمى‏شود مگر به محوریت روحانیت که از استوانه‏هاى اصلى این بنیان مرصوص به‌شمار مى‏آید و اتحاد مردم به محوریت روحانیت اصیل ممکن نیست مگر آنکه روحانیت انسجام و ارتباط درونى خود را در عرصه‏هاى دینى، سیاسى و اجتماعى به نمایش بگذارد.

اخبار برگزیده
ارسال نظر
 
نام کامل :
ایمیل :
متن :
تعداد کاراکتر 0 از 4000

آخرین اخبار
Powerd By : Tasvirnet