نائب رئیس کمیسیون انرژی مجلس تاکید کرد:با توجه به اهمیت میدان پارس جنوبی هرگونه تعلل یا تأخیر در مدیریت و توسعه این میدان، پیامدی فراتر از یک موضوع فنی دارد و مستقیماً به امنیت انرژی، ثبات اقتصادی و بودجه عمومی کشور گره می‌خورد.

فشارافزایی پارس جنوبی؛ضرورتی فنی برای صیانت از منافع ملی

به گزارش خانه ملت،فرهاد شهرکی نایب رئیس اول کمیسیون انرژی در یادداشتی با عنوان «تعلل در فشارافزایی پارس جنوبی؛ تهدید مستقیم امنیت گاز، بنزین و منافع ملی» به اهمیت موضوع  فشارافزایی پارس جنوبی باتوجه به ناترازی گاز در فصل زمستان، افزایش مصرف سوخت مایع در نیروگاه‌ها در سالهای اخیر کشور اشاره کرد.متن این یادداشت به شرح زیر است:

پارس جنوبی صرفاً یک میدان گازی نیست؛بلکه ستون فقرات امنیت انرژی جمهوری اسلامی ایران و زیربنای پایداری اقتصادی، صنعتی و معیشتی کشور به‌شمار می‌رود. امروز بیش از ۷۰ درصد گاز مصرفی کشور و حدود ۴۰ درصد بنزین تولیدی ایران به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به تولید این میدان مشترک وابسته است. از این منظر، هرگونه تصمیم، تعلل یا تأخیر در مدیریت و توسعه این میدان، پیامدی فراتر از یک موضوع فنی دارد و مستقیماً به امنیت انرژی، ثبات اقتصادی و بودجه عمومی کشور گره می‌خورد.

‌واقعیت فنی غیرقابل انکار آن است که پارس جنوبی وارد مرحله افت طبیعی فشار مخزن شده است. در این مرحله، بدون اجرای پروژه‌های فشارافزایی، کاهش تدریجی و سپس شتاب‌دار تولید گاز اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. این افت، صرفاً به کاهش حجم گاز تولیدی محدود نمی‌شود؛ بلکه با کاهش فشار مخزن، تولید میعانات گازی نیز به‌طور هم‌زمان افت می‌کند.

 از آنجا که میعانات گازی خوراک اصلی بخش قابل‌توجهی از پالایشگاه‌های تولید بنزین کشور است، هرگونه افت در تولید آن، مستقیماً به کاهش تولید بنزین و تشدید ناترازی در بازار سوخت منجر خواهد شد.

‌اهمیت موضوع زمانی دوچندان می‌شود که به تجربه سال‌های اخیر توجه کنیم. ناترازی گاز در فصل زمستان، افزایش مصرف سوخت مایع در نیروگاه‌ها، تشدید آلودگی هوا و فشار بر بودجه عمومی، همگی نشانه‌هایی از چالش های جدی ساختار انرژی کشور در صورت کاهش عرضه پایدار هستند. در چنین شرایطی، فشارافزایی پارس جنوبی نه یک پروژه توسعه‌ای اختیاری،بلکه پیش‌شرط حفظ تعادل انرژی کشور است.

نکته نگران‌کننده آن است که ایران از سال ۲۰۱۶ میلادی مطالعات مربوط به سناریوهای مختلف فشارافزایی را آغاز کرده، اما این مطالعات سال‌ها در چرخه تصمیم‌گیری، بازطراحی و تعویق باقی مانده است. در مقابل، کشور قطر از سال ۲۰۱۹ میلادی مطالعات را آغاز و بدون وقفه وارد فاز اجرایی شده است؛به‌گونه‌ای که براساس برنامه‌ریزی‌های اعلام‌شده،اولین هاب فشارافزایی قطر در بهار ۱۴۰۵ به بهره‌برداری خواهد رسید.در یک میدان مشترک، این فاصله زمانی صرفاً یک عقب‌ماندگی اجرایی نیست، بلکه به‌معنای ریسک از دست رفتن غیرقابل بازگشت بخشی از منافع مخزنی ایران است.

تعلل در اجرای فشارافزایی، پیامدهایی زنجیره‌ای و ساختاری به‌دنبال دارد: تشدید ناترازی گاز در فصول سرد، افزایش مصرف سوخت مایع و هزینه‌های زیست‌محیطی، تضعیف امنیت برق و تولید صنعتی، و در نهایت فشار مستقیم بر بودجه عمومی از محل واردات انرژی و فرآورده‌های نفتی. این پیامدها نه مقطعی، بلکه بلندمدت و انباشتی خواهند بود.

باید با صراحت گفت که هیچ اصلاحی در حکمرانی انرژی_ اعم از مدیریت مصرف، بهینه‌سازی یا اصلاحات قیمتی_بدون تثبیت تولید در پارس جنوبی پایدار نخواهد بود. فشارافزایی،پیش‌نیاز همه اصلاحات بعدی است.امروز فشارافزایی پارس جنوبی یک «انتخاب» یا «پروژه قابل تعویق» نیست؛بلکه ضرورتی فوری، فنی و راهبردی برای صیانت از منافع ملی، امنیت انرژی و امنیت سوخت کشور است. هر روز تأخیر، هزینه‌ای به‌مراتب سنگین‌تر از سرمایه‌گذاری امروز بر اقتصاد و آینده ایران تحمیل می‌کند./

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین اخبار