رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در بیان خاطرات کمتر شنیده شده از دیدارهایی که با رهبر شهید انقلاب داشتند، دیدارشان قبل از سفر تحصیلی به دانشگاه مک‌گیل کانادا و ماجرای نامه آیت‌الله بهجت که موجب آرامش مقام معظم رهبری شده بود را از جالب‌ترین خاطرات خود از رهبر شهید انقلاب عنوان کرد.

توصیه ویژه رهبر شهید انقلاب به طلبه‌های بورسیه که برای تحصیل عازم کانادا بودند/ ماجرای نامه‌ای از آیت الله العظمی بهجت که دل رهبر شهید را آرام کرد

به گزارش خبرنگار خانه ملت؛ حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی آقاتهرانی؛ رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی شاید از معدود نمایندگان این دوره از مجلس باشد که به اقتضای جایگاه و سن و تجربه حضور در چند دوره از مجلس دیدارهای بیشتری با رهبر شهید انقلاب داشته است و این دیدارها و تجارب خاطراتی را رقم زده است که کمتر جایی تعریف شده است.

در این گفت‌وگو با رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس،  سراغ آن دسته از خاطرات آقاتهرانی از دیدارها یا ارتباطات او با رهبر شهید انقلاب رفتیم که پیش از این جایی بازگو نشده است و زوایایی از منش و شخصیت و سلوک رهبر شهید ما را در خود جای داده است، که کمتر به آن توجه شده است.

- شما زمان انتخاب رهبر شهید از سوی مجلس خبرگان به رهبری را تجربه کرده‌اید؛ خاطره‌ای از آن زمان و نحوه پذیرش رهبری ایشان، دارید؟

آقاتهرانی: زمانی که حضرت آقا به رهبری رسیدند و مطرح شد که خبرگان به رهبری آن بزرگوار رأی دادند؛ هنوز در جامعه بحث ولایت فقیه و ولایت ایشان به شکل مردمی جا نیفتاده بود؛ تابستان همان سال ما با یک عده از دوستان در مشهد مقدس برنامه داشتیم و در حال نگارش پایان‌نامه فوق‌لیسانس بودیم و خاطرم هست که همه بزرگان ما یکی یکی خدمت حضرت آقا می‌آمدند و با ایشان بیعت می‌کردند، یا مردم دسته دسته و گروه گروه هر روز خدمت مقام معظم رهبری و امام شهید رضوان‌الله تعالی علیه می‌رسیدند و هرکس به‌گونه‌ای با زبان خودش، گاهی با نوشته و امضا  وگاهی از اوقات با حضور جدی مردم اعلان موجودیت و با حضرت ایشان بیعت می‌کردند.

ما ۱۲ طلبه‌  بودیم که آن تابستان با خانواده در اردوگاه ایرانگردی و جهانگردی یک اتاق یا سوئیت کوچک گرفته بودیم و مشغول کار علمی و نگارش پایان‌نامه بودیم. عصر یکی از همان روزها حضرت علامه آیت‌الله مصباح(ره) که از قم به تهران آمده بودند، در تهران توقف و دیداری با حضرت آقا  داشتند؛ به مشهد آمدند، که چون هنوز آقازاده‌ ایشان هنوز از درس و حرم به خانه نیامده بود؛ بنده در همان محوطه و کنار چمن‌ها فرشی برای ایشان پهن کردم و با ایشان به گفت‌وگو نشستیم که تعریف کردند تازه از تهران آمدم و در تهران برای اینکه یک بیعت مجدد و به‌اصطلاح خاص -یعنی غیر حضور در جمع مردمی و بیعت‌های عمومی- خدمت حضرت آقا آیت‌الله آقا سیدعلی حسینی خامنه‌ای رسیدم؛ در ضمن یک نوشته‌ و نامه‌ای هم از حضرت آیت‌الله بهجت برای ایشان آوردم؛ که برای خود بنده این بسیار جالب بود که حضرت آیت‌الله بهجت ولایت ایشان را پذیرفتند و همان اول به عنوان مقام ولایت فقیه از ایشان یاد کردند و خواستد این نامه را به ایشان برسانم. وقتی هم که حضرت آقا نامه آیت‌الله بهجت(ره) را دیدند، فرمودند بسیاری از مردم، بزرگان و علما تاکنون اعلان بیعت و همراهی کردند؛ اما هیچ‌کدام مانند این نوشته که از ایشان برای بنده آمد، دل من را آرام نکرد و به آیه «یا یَحیی خُذِ الکِتابَ بِقُوَّه» اشاره کردند که خدای متعال به حضرت یحیی می‌فرمایند کتاب رو محکم بگیر. البته حضرت آقا این عبارت را وقتی که خبرگان به ایشان رای دادند هم به کار بردند و فرمودند که من این جایگاه را نمی‌خواستم و دنبال آن هم نبودم؛ اما الان که اتفاق افتاده است با تمام قوا پای آن ایستادم.

- مطمئناً شما مواجهه شخصی هم با رهبر شهید انقلاب کم نداشتید؛ کدام دیدار و مواجهه برای شما از همه جالب‌تر بود؟

آقاتهرانی: ابتدا باید عرض کنم که حضرت آقا واقعا دومی نداشتند و امیدوارم که انتقام جدی برای ایشان گرفته شود؛ اما درباره خاطراتم از مواجهه شخصی با ایشان آنچه که از همه برای بنده جالب‌تر است، این است که ما ۱۲ نفر از دوستان بودیم که در حوزه قم درس می‌خواندیم و ضمناً در علوم انسانی هم کار می‌کردیم. تصمیم گرفته شد که ما بورسیه حوزه علمیه قم به خارج از کشور شویم و بنا شد به دانشگاه‌ «مک‌گیل» در مونترال کانادا برویم که یکی از دانشگاه‌های رده اول و قوی کانادا است و در کل آمریکا و اروپا هم رده بسیار بالایی دارد؛ لذا معلوم بود خیلی سخت‌گیری می‌کنند و طبیعتاً ما باید خیلی تلاش می‌کردیم و به درس و تحصیل اهمیت بیشتری می‌دادیم تا همان‌طور که آبرومندانه می‌رویم، آبرومندانه هم برگردیم.

وقتی این سفر قطعی شد، یک طرحی داده شد، آن هم اینکه همه ما به هر شکلی که می‌شود، به‌طور خاص خدمت بزرگترهای حوزه برسیم و از آن بزرگوران به اصطلاح ره‌توشه‌ای برای سفرمان بگیریم که در آن سفر به دردمان بخورد. از جمله کسانی که توفیق پیدا کردیم خدمتشان برسیم محضر مبارک حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه) بود تا نظر ایشان را درباره اینکه چه ره‌توشه‌ و دستورالعملی برای سفر خارج ما دارند؛ جویا شویم. جالب است که بنا شد که آن دیدار را با خانواده برویم. ما ۱۲ نفر طلبه و عیال‌وار بودیم و هر کدام‌مان زن و تقریباً سه یا ۴ بچه کوچک  هم همراه داشتیم؛ که به‌طور طبیعی زیاد این‌طرف و ان طرف می‌دویدند؛ ما ناراحت می‌شدیم که بچه‌ها وسط صحبت کردن آقا اینقدر این‌طرف و آن طرف می‌دوند یا حرف می‌زنند؛ اما  باور نمی‌کنید ایشان به ما فرمودند که با بچه‌ها کاری نداشته باشید و اجازه دهید بازی‌شان را ادامه دهند و احساس خوبشان را داشته باشند؛ ما هم با همدیگر گپ و گفت‌مان را ادامه می‌دهیم.

دستورالعملی هم که بنده در آن جلسه به‌عنوان یک هدیه واقعاً خوب از ایشان گرفتم که هنوز برایم جالب است؛ این بود که وقتی که گزارش داده شد که ما طلبه هستیم و در علوم انسانی هم هر کدام در رشته‌های مختلف تربیتی و روانشناسی درس خوانده و کار کرده‌ایم و قرار است برای تحصیل به خارج از کشور برویم؛ به سرعت فرمودند حالا که قرار است بروید خارج؛ در نظر داشته باشید یک‌سری دستورات، دستورات الهی است که واجب است که در همه شرایط باید انجام دهید؛ یک سری دستورات هم محرمات یا کارهای حرام است که باید حتماً از آن‌ها پرهیز کنید و حتما می‌کنید؛ اما توصیه من به شما این است که در این سفر خارجی، هر اندازه مستحبات در اینجا انجام می‌دادید، را  آنجا ۲ برابر کنید؛ مثلا اگر زیارت عاشورا می‌خواندید، آنجا زیارت جامعه کبیره هم بخوانید یا مثلاً شب‌های جمعه دعای کمیل می‌خواندید، صبح جمعه دعای ندبه هم برگزار کنید یا اگر اینجا نمازتان را به‌صورت فرادا می‌خواندید، آنجا به جماعت بخوانید؛ یعنی هر عمل خوبی را ۲ برابر کنید، تا وقتی که برمی‌گردید، حداقل مانند وقتی باشید که از ایران رفتید؛ زیرا وقتی آدم در بلاد کفر زندگی می‌کند، مردمش به این مسائل توجه ندارند، یا کم توجه دارند؛ که واقعاً هم همین‌طور بود زیرا وقتی آنجا بودیم نه هیچ فریاد الله اکبر و اذان و نمازی داشتیم و نه روز ماه رمضان و غیر ماه رمضانش با هم فرقی داشت و این توصیه هم برای خود ما و هم برای بچه‌ها و خانوادمان بسیار موثر بود که وقتی از خارج برمی‌گشتیم، حداقل مثل روزی باشیم که از ایران رفتیم، به دلیل همین توصیه حضرت ایشان ریزش در بین ما بسیار کم بود.

-در دوره نمایندگی هم از این دیدارها و توصیه‌ها داشتید؟

آقا تهرانی: بله؛ خاطرم هست در دوره نهم ریاست جمهوری که آقای لاریجانی رئیس مجلس بودند؛ یک روز صبح زود، یعنی تقریباً بعد از نیمه شب پیامکی از طرف آقای لاریجانی به ما ارسال شد که رأس ساعت ۶ در ساختمان مشروطه حضور پیدا کنیم و جلسه‌ای با حضور آقای لاریجانی و برخی از نمایندگان محترم برقرار است. آن موقع ماه رمضان و زمانی بود که باید به وزرای معرفی شده از جانب ریاست جمهوری، رای اعتماد داده می‌شد و قرار بود بعدازظهر آن روز رای‌گیری شود.

بنده راس ساعت ۶ در ساختمان اعلام شده، حاضر شدم و علاوه بر آقای لاریجانی، بسیاری از نماینده‌هایی که به‌اصطلاح سر یک مجلس بودند یا هر کدام تعدادی رای داشتند مثل مثلاً آقای حداد عادل، آقای بادامچیان، مرحوم احمد آقای توکلی، آقای زاکانی،  آقای فدایی همه حضور داشتند. شهید لاریجانی گفتند من این جلسه را به این دلیل تشکیل دادم که نظر مبارک حضرت آقا بر این است همه وزرا رای اعتماد بگیرند و نسبت به ۳ خانمی هم که برای وزارت معرفی شده بودند، نظری نداشتند. خاطرم هست آن موقع در صحبت‌هایی که بین نماینده‌های مجلس مانند آقای باهنر و برخی دیگر شده بود؛ قرار بر این بود که مثلاً به هفت نفر از وزرا رای ندهند و بقیه را قبول کنند.

- قبل از این جلسه نظر نمایندگان این چنین بود!؟

آقاتهرانی: بله؛ البته نظر ما متفاوت از این دوستان بود؛ ولی این هم نبود که به همه رای اعتماد بدهیم. احساس بنده بر این بود که انگار رای اکثریت نمایندگان به این سمت می‌رود که تقریبا ۶ یا هفت نفر از وزرا رای اعتماد نمی‌گیرند.  وقتی این موضوع راآقای لاریجانی گفتند، یکی از آقایان نماینده گفت باید ببینیم بیان این نظری که از آقا نقل شد، ارشادی است یا مولوی؟ که بنده هم پاسخ دادم ارشادی یا مولوی بودن از اصول فقهی است و ما در اصول فقه این بحث‌ها را داریم؛ این چه ربطی به ما نمایندگان دارد! وقتی مقام ولی چیزی میخواد باید بریم دنبالش و نباید اما و اگری باشد که آقای لاریجانی هم محکم پشت همین حرف را گرفتند و به این صورت آن جلسه تمام شد و آمدیم جلسه صحن را برگزار کردیم.

حوالی ساعت ۹ یا ۱۰ بود که خانواده‌ با بنده تماس گرفت و احوال بنده را جویا شد و وقتی متوجه گرفتی احوال من شد؛ دلیل آن را جویا شد که گفتم واقعیت امر در جلسه صبح آقای لاریجانی چنین چیزی گفتند و بنده نمی‌دانم نظر صریح حضرت آقا این است یا تحلیل و برداشت آقای لاریجانی از صحبت‌های حضرت آقا است که اگر دومی باشد، تکلیف ما متفاوت می‌شود؛ لذا یک مقدار سر این موضوع نگرانم. که ایشان پیشنهاد دادند ظهر برو از خود حضرت آقا بپرس. یادم آمد که ظهر ماه رمضان است و آقا هم نماز جماعت  می‌خوانند؛ می‌توانم بروم هم پشت سر ایشان نماز بخوانم و هم سوالم را از خود ایشان بپرسم؛ لذا همین که جلسه صحن مجلس تمام شد، رفتم نماز آقا و اتفاقا چون بچه‌های دفتر آقا معمولاً ملاحظه ریش سفید و لباس طلبگی ما را می‌کردند و ما را به صف‌های جلو راهنمایی می‌کردند، قسمت شد که دقیقاً روی سجاده پشت سر سجاده آقا نماز بخوانم.

آقا هم که فوق‌العاده حواسشون به همه جا بود و جامعیت ایشان در ضمن هوش بسیار بالا و نبوغ بسیار عالی که داشتند؛ بعد از نماز وقتی به پشت سر برگشتند و چشم‌شان به من افتاد؛ فرمودند اینجایی!؟ به این معنا که نماینده مجلس در این موقع حساس که بحث رای‌گیری وزرا است و باید در مجلس باشد، چرا اینجاست؟ بنده  هم پاسخ دادم: بله آقا! به همان علتی که جنابعالی حساسید که چرا اینجا هستم، آمدم خدمتتان؛ فرمودند چطور مگر؟ پاسخ دادم واقعیت امر علی آقای لاریجانی صبح جلسه‌ای گذاشتند و گفتند نظر مبارک شما بر این است که آقایان وزرا رای بیاورند و نسبت به خانم‌ها هم نظری ندارید و به اجتهاد خودمان عمل کنیم. فرمودند بله، همین طور است که بنده هم گفتم چشم آقا.

- یعنی درمورد خانم‌ها توصیه نکرده بودند!؟

آقاتهرانی: واقعیت ماجرا این بود که آن زمان مرحوم آیت‌الله صافی گلپایگانی (رحمت‌الله علیه) نظر داده بودند که خانم‌ها را نباید در جایگاه وزارت و صدارت قرار داد، چراکه فقط مرد می‌تواند ولایت داشته باشد، نه زن. اما نظر مبارک حضرت آقا بر این بود که ولایت برای ولی فقیه است و وزیر ولایت ندارد؛ بلکه دستورالعملی دارد که باید طبق آن عمل کند. آن کسی که حتی بر شخص رئیس جمهور که وزیر را معین می‌کند، ولایت دارد،  مقام ولایت فقیه است؛ منتهی قسمت جالب ماجرا اینجا است که حضرت آقا همان زمانی که مثلاً می‌فرمودند همه وزرا رای بیاورند، توجه داشتند که یکی از مراجع بزرگوار هم چنین نظر خاصی دارد، لذا برای حفظ حرمت و نظر ایشان با توجه به اینکه نظر خود ایشان چیز دیگری است، برای اینکه به مقام مرجعیت احترام گذاشته شود؛ نسبت به خانم‌ها ساکت بودند و درواقع به نماینده‌ها واگذار کرده بودند که هر کسی به اجتهاد خودش عمل کند. این دقت‌ها، دقت‌های بسیار خاصی است که زیبنده شخص ایشان بود.

- گفت‌وگوی آن روز شما با رهبر همین اندازه کوتاه بود، و با تایید صحبت‌های شهید لاریجانی به اتمام رسید یا صحبت دیگری هم رد و بدل شد؟

آقاتهرانی: بله؛ چون بنده صرفاً برای پرسیدن نظر ایشان خدمتشان رسیده بودم و باید خودم را جلسه بعدازظهر صحن می‌رساندم، با ایشان خداحافظی کردم و برگشتم مجلس. وقتی رسیدم مجلس یکی از آقایان نماینده که حضرت آقا را قبول نداشت و خیلی از اوقات در مجلس با صحبت‌های آقا مخالفت می‌کرد؛ از بنده پرسید: چه خبر؟ چون اعتقاد دارم هر خبری را نباید به هر کسی داد؛ چیزی نگفتم و رد شدم؛ اما وقتی آقای بادمچیان پرسید؛ گفتم الان آقا رو دیدم؛ گفت پس خبر صبح قطعی است؛ گفتم بله، باید همه‌مان پای آن بایستیم. بعد که آن نماینده از طریق آقای بادامچیان متوجه شد بنده پیش حضرت آقا بودم، آمد سراغ بنده که مگر شما نگفتی خبری نداری! گفتم مگر شما حضرت آقا رو قبول دارید؟ گفت بله من مقلد آقا هستم که بنده تعجب کردم و گفتم من فکر میکردم که قبول ندارید و توضیح دادم که برای نماز ظهر خدمت آقا بودم و ایشان هم همچین چیزی گفتند که آن بنده خدا هم به نظر آقا عمل کرد و آن روز اکثر وزرا از مجلس رای اعتماد گرفتند.

- به عنوان سوال پایانی، اگر بخواهید در یک جمله کوتاه بفرمایید که ما با شهادت رهبر شهید چه چیزی از دست دادیم؛ پاسخ شما چیست؟

آقاتهرانی: خیلی چیزها از دست دادیم؛ ما رهبری را از دست دادیم که ۳۷ سال کشور ما را رهبری کرده است و تک تک هر کدام از ماها را به‌گونه‌ای ساخته است که جامعه امروز ما اصلاً قابل مقایسه با سابق نیست. اصلاً مردم ما با مردم دیگر متفاوتند و تمام اینها ساخته و پرداخته زحمات این مربی بزرگ بود. یعنی  اینطور نبود که فقط یک رهبر باشند که چهار تا ابلاغیه به مجلس بدهند که فلان کار را انجام دهند و تمام؛ بلکه گام به گام جامعه را بالا می‌کشیدند و دنیا هم نظاره‌گر بودند. من حتی در سفرهایی که به خارج از کشور و ارتباطی که با بعضی از خارجی‌ها داشتیم که اصلا مسلمان هم نبودند و شاید آشنایی هم با اسلام نداشتند؛ اما وقتی صحبت درباره حضرت آقا می‌شد، از نبوغ و فهم و درک و شجاعت و شهامت این مرد بزرگ می‌گفتند. اگر توجه کنید، جامعه الان ایرانی نسبت به کل جوامع دنیا استثناست و این استثنا بودن به طور عمده از نوع تدبیر و تربیت این بزرگوار حاصل شده است که انشالله در حضرت آیت‌الله آقا مجتبی حسینی خامنه‌ای هم همین‌ها بروز خواهد کرد و به حد کامل‌تر خواهد رسید. /

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین اخبار