به گزارش خانه ملت؛ فرهاد شهرکی نایبرئیس اول کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در یادداشتی اولویتهای راهبردی سرمایهگذاری در زنجیره نفت، گاز و پتروشیمی را تشریح کرد. متن این یادداشت به شرح زیر است:
سرمایهگذاری در زنجیره نفت، گاز و پتروشیمی ایران امروز صرفاً یک انتخاب اقتصادی نیست؛ تصمیمی راهبردی برای امنیت انرژی، پایداری بودجه عمومی، پایداری تولید ملی و افزایش تابآوری ژئواقتصادی کشور است. ترکیب همزمانِ محدودیت منابع مالی دولت، فرسودگی داراییهای تولید و انتقال، افت طبیعی مخازن، فشار تحریم و ناترازی انرژی، نشان میدهد که رویکرد «پروژهمحور و پراکنده» دیگر پاسخگو نیست.
در چنین شرایطی، اولویتبندی سرمایهگذاری باید بر پایه یک منطق علمی انجام شود:حداکثرسازی ارزش ملی به ازای هر واحد سرمایه و کاهش ریسکهای سیستمی (خاموشی، توقف صنعت، افت صادرات، کسری بودجه و آلودگی). به بیان دقیقتر، باید سرمایه را به پروژههایی تخصیص داد که یا ریسک سقوط تولید را کنترل میکنند، یا شدت مصرف انرژی و اتلاف را کاهش میدهند، یا ارزش افزوده صادراتی و بازار نهایی ایجاد میکنند؛ و ترجیحاً هر سه.
۱) گاز طبیعی؛ اولویت مطلق و غیرقابل تعویق (Backbone امنیت انرژی)
گاز طبیعی ستون فقرات انرژی ایران است: برق، گرمایش، خوراک پتروشیمی و سوخت صنعت. بنابراین هر اختلال در زنجیره گاز، بهصورت زنجیرهای به برق، تولید صنعتی، صادرات و بودجه منتقل میشود. در منطق سرمایهگذاری امروز ایران، «بقای تولید گاز» بالاتر از هر پروژه توسعهای دیگر قرار میگیرد.
الف) فشارافزایی و نگهداشت تولید مخازن گازی (تبدیل پروژه توسعهای به پروژه بقا)
افت فشار مخازن گازی یک واقعیت فیزیکی است، نه موضوع مدیریتی. پیامد مستقیم افت فشار عبارت است از: کاهش دبی تولید، افزایش ناترازی زمستانی، افزایش مصرف سوخت مایع نیروگاهها، افت تولید صنعتی و نهایتاً خاموشی و تعطیلی واحدهای تولیدی.
سرمایهگذاری در فشارافزایی و نگهداشت تولید، از منظر اقتصادی و امنیتی، دارای بالاترین اولویت است؛ زیرا «عدماقدام» هزینههایی بهمراتب بالاتر از «اقدام» ایجاد میکند.
چرایی اولویت مطلق فشارافزایی (منطق فنی–اقتصادی) :
• اثر اهرمی بالا بر تراز انرژی کشور: هر واحد حفظ/افزایش تولید گاز، چند واحد اثر اقتصادی دارد (کاهش سوخت مایع، جلوگیری از خاموشی، حفظ خوراک پتروشیمی و…).
• جلوگیری از قفلشدن داراییهای پاییندست: افت گاز، زنجیرهای از کماستفاده شدن ظرفیت نیروگاهها، پتروشیمیها و صنایع را ایجاد میکند.
• کاهش هزینههای جبران بحران: واردات فرآورده، سوخترسانی، آلودگی و هزینههای سلامت، همگی هزینههای تحمیلی تأخیر هستند.
• حفظ صادرات و تعهدات منطقهای: هر کاهش تولید گاز، عملاً دست کشور را در بازارهای منطقهای کوتاه میکند.
نکته کلیدی سیاستی:
هر سال تأخیر در فشارافزایی، صرفاً به «تعویق پروژه» ختم نمیشود؛ به معنی کاهش ظرفیت قابل بازگشت و افزایش هزینه سرمایهای و عملیاتی جبران در سالهای بعد است.
ب) توسعه ذخیرهسازی زیرزمینی گاز (مدیریت پیک و افزایش تابآوری)
ذخیرهسازی زیرزمینی گاز از نظر نسبت «اثرگذاری/هزینه»، یکی از هوشمندانهترین سرمایهگذاریها برای مدیریت پیک زمستانی است. در کشورهایی که مصرف فصلی شدید دارند، ذخیرهسازی ابزار استاندارد امنیت انرژی است.
مزیتهای فنی–اقتصادی ذخیرهسازی:
• افزایش تابآوری شبکه گاز در پیک زمستان و شرایط بحرانی
• کاهش نیاز به سرمایهگذاریهای پرهزینه تولیدی کوتاهمدت صرفاً برای چند هفته پیک
• کاهش سوخت مایع نیروگاهها و پیامدهای زیستمحیطی/لجستیکی
• تثبیت خوراک پتروشیمی و صنعت و کاهش ریسک توقف تولید
۲) نفت؛ سرمایهگذاری «هدفمند و بهرهور» بهجای توسعه کمّی
در بخش نفت، اولویت باید از «افزایش ظرفیت اسمی» به سمت «افزایش تولید اقتصادی از داراییهای موجود» حرکت کند؛ یعنی حداکثرسازی تولید پایدار با کمترین سرمایه جدید.
الف) افزایش ضریب بازیافت (IOR/EOR)؛ راهبردیترین سرمایهگذاری در نفت
در شرایط محدودیت سرمایه و ریسکهای صادراتی، افزایش ضریب بازیافت نسبت به توسعه میدان جدید معمولاً کمهزینهتر، سریعتر و کمریسکتر است، زیرا از زیرساخت موجود استفاده میکند و روی داراییهای اثباتشده انجام میشود.
منطق اقتصادی و فنی:
• کاهش CAPEX به ازای هر بشکه افزایشی نسبت به توسعه میادین جدید
• بهرهگیری از زیرساختهای موجود (تاسیسات، خطوط لوله، تفکیکگرها)
• افزایش عمر اقتصادی داراییهای ملی و کاهش ریسک افت تولید
• ارتقای دانش مخزن و مدیریت هوشمند تولید بهعنوان دارایی فناورانه
ب) جمعآوری و بهرهبرداری از گازهای همراه (Flare Gas Recovery)؛ پروژه «برد-برد-برد»
فلرینگ، هم اتلاف انرژی است، هم آلودگی و هم فرصت از دسترفته خوراک و درآمد. پروژههای جمعآوری گازهای همراه، از معدود پروژههایی هستند که همزمان:
• سود اقتصادی قابل تعریف دارند (گاز/میعانات/خوراک)،
• منافع محیطزیستی و اجتماعی روشن دارند،
• و به کاهش ناترازی گاز و تقویت خوراک پاییندست کمک میکنند.
ویژگی ممتاز این حوزه:
قابلیت طراحی مدلهای جذاب برای بخش خصوصی (خرید تضمینی گاز/خوراک، تهاتر، قراردادهای خدماتی) و امکان اجرای مرحلهای با ریسک کنترلشده.
۳) پتروشیمی؛ عبور از «مواد پایه» به سمت «بازار نهایی و ارزش افزوده»
توسعه پتروشیمی زمانی به معنای خلق ثروت پایدار است که کشور را از صادرات مواد پایه به سمت محصولات میانی/نهایی، شیمیاییهای خاص و زنجیرههای پاییندستی بازارمحور هدایت کند. در غیر این صورت، حتی با افزایش ظرفیت، «خامفروشی پنهان» تثبیت میشود.
الف) تکمیل زنجیره ارزش؛ اولویت با محصولات میانی و نهایی
اولویتهای راهبردی:
• پلیمرهای مهندسی و گریدهای تخصصی (افزایش ارزش افزوده و تنوع بازار)
• مواد شیمیایی خاص با مزیت صادراتی و وابستگی کمتر به قیمتهای سیکلی کامودیتی
• توسعه صنایع پاییندستی داخلی برای تبدیل خوراک به محصول نهایی و اشتغال پایدار
خطای راهبردی رایج:
احداث مجتمعهای بزرگ کامودیتیمحور با خوراک یارانهای، بدون تضمین بازار و بدون توسعه پاییندست؛ نتیجه: قفل سرمایه، رقابت منفی قیمتی، آسیب به زنجیره داخلی و تشدید خامفروشی پنهان.
ب) پتروپالایشگاهها؛ «مشروط» به اصلاح حکمرانی و مدل اقتصادی
پتروپالایشگاهها تنها زمانی توجیهپذیرند که سه شرط همزمان برقرار باشد:
• فناوری بهروز و بهرهوری انرژی بالا (در غیر این صورت هزینه تولید غیررقابتی میشود)
• تعریف بازار صادراتی پایدار و مدیریت ریسک فروش
• اصلاح نظام قیمتگذاری خوراک و محصول و شفافیت قواعد اقتصادی
در غیر این صورت، پتروپالایشگاهها بهجای تبدیل شدن به دارایی ملی، خطر تبدیل شدن به ابربدهکاران بانکی و مصرفکنندگان یارانه پنهان را دارند.
۴) زیرساختهای پشتیبان؛ حلقه مغفول اما تعیینکننده
بخش مهمی از بحران انرژی، ناشی از «کمبود تولید» نیست؛ ناشی از اتلاف، محدودیت انتقال، عدم انعطافپذیری شبکه و ضعف هوشمندسازی است. بنابراین سرمایهگذاری در زیرساختهای پشتیبان، بازدهی غیرمستقیم اما بسیار بالا دارد.
الف) انتقال و تقویت شبکهها و هوشمندسازی (کاهش تلفات، افزایش قابلیت اطمینان)
• تقویت خطوط و ایستگاههای انتقال گاز و برق برای کاهش گلوگاهها
• ارتقای سیستمهای پایش و کنترل (SCADA، اندازهگیری دقیق، مدیریت پیک)
• کاهش تلفات فنی و غیرفنی از مسیر هوشمندسازی و حکمرانی داده
• افزایش قابلیت اطمینان شبکه و کاهش خاموشی و افت کیفیت برق/گاز
جمعبندی اولویتها (نقشه راه سرمایهگذاری مبتنی بر منافع ملی)
۱) اولویت مطلق (پروژههای بقای تولید و امنیت انرژی)
• فشارافزایی و نگهداشت تولید گاز
• توسعه ذخیرهسازی زیرزمینی گاز
۲) اولویت بالا (پروژههای بهرهوری دارایی و کاهش اتلاف)
• افزایش ضریب بازیافت نفت (IOR/EOR)
• جمعآوری گازهای همراه و کاهش فلرینگ
۳) اولویت مشروط و هوشمند (پروژههای ارزش افزوده و بازار نهایی)
• پتروشیمیهای زنجیرهمحور و تخصصی
• پتروپالایشگاهها صرفاً با اصلاح حکمرانی، فناوری و بازار
جمعبندی نهایی
سرمایهگذاری در انرژی، اگر امروز با نگاه علمی، اولویتمحور و مبتنی بر «ریسک سیستمی» انجام نشود، فردا با هزینههای چندبرابری و بحرانهای سختتر به کشور تحمیل خواهد شد.
امروز باید سرمایه کشور به سمت پروژههایی هدایت شود که همزمان تولید را حفظ میکنند، اتلاف را کم میکنند و ارزش افزوده پایدار میسازند؛ و این یعنی حرکت از منطق «ساخت بیشتر» به منطق «حکمرانی بهتر بر داراییهای انرژی»./
پایان پیام


نظر شما