به گزارش خانه ملت، دفتر مطالعات بنیادین حکمرانی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارشی با عنوان «مقدمهای بر تصویر ایران بینالمللی و تمدنی» آورده که چهار دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران در نقطهای قرار گرفته که نیازمند بهرهبرداری هوشمندانه از سرمایههای خود برای ترسیم تصاویری راهبردی از آیندهای مطلوب است.
در ادامه عنوان شده که در این تصاویر، ایران نباید صرفاً در چارچوب مرزهای جغرافیایی فعلی بازتعریف شود، بلکه میبایست با تعریف جایگاهش، نقشآفرینی مؤثری در سطوح منطقهای و جهانی ایفا کند و مسیر توسعه خود را هموار کند. از این رو، با در نظر داشتن روندهای ساختاری آینده نظام بین الملل، ظرفیتهای جغرافیایی، تاریخی و تمدنی ایران، و اهمیت مسیر بینالمللیسازی در حوزههایی همچون ژئوپلیتیک، انرژی، فناوریهای نوین، فرهنگ و امنیت منطقهای این پرسش مطرح می شود؛ چه تصاویری از ایران در سایه رقابت قدرتهای بزرگ میبایست ترسیم شود تا بتوان نقش جمهوری اسلامی را به عنوان بازیگری اثرگذار و همکار در نظام جهانی به درستی بازنمایی کرد؟
در این گزارش بیان شده که از تجزیه و تحلیل متون مصاحبه، پنج تصویرِ مزدا، چهار راه جهانی، شیزان، مشعل جهان، میراث دار تمدن با هدف بازنمایی و بازتعریف نقش جمهوری اسلامی در نظام بینالملل برجسته شده است که در نهایت ترویج این تصاویر موجب تغییر نگرشها نسبت به ایران از دیدگاههای دوگانه و تهدیدآمیز به رویکردی مبتنی بر توسعه و همکاری میشود.
در بخش یافتههای کلیدی این گزارش هم بیان شده که در تصویر ایران آینده، باید به ایران بزرگ منطقهای و ایران بینالمللی تمدنی اندیشید و نباید ایران را در مرز جغرافیایی فعلی محدود کرد. هر تصمیم و اقدامی در ایران بینالمللی باید با در نظر گرفتن مختصات آینده جهان شکل گیرد و ایران از آینده نظم جهانی حذف ناپذیر باشد. با توجه به ظرفیتهای داخلی، تحولات منطقهای و جهانی و تجربیات بینالمللی، میبایست مسیری روشن برای تصویرسازی ایران بهعنوان بازیگری کلیدی ترسیم شود. در این راستا، پنج محور مهم شامل فناوری، ژئوپلیتیک، توان دفاعی، انرژی و فرهنگ بهعنوان پیشرانهای اصلی بینالمللیسازی ایران شناسایی شدهاند.
در ادامه این گزارش پیشنهاداتی هم عنوان شده و آمده که نهادسازی در حوزه توسعه تصویر ایران در جهان باید مدنظر باشد. در توضیح این محور بیان شده که یک سازمان زیر نظر نهادهای رسمی و حاکمیتی (مانند وزارت امور خارجه، دفتر رئیسجمهور) ایجاد شود و هیئتمدیره آن ترکیبی از نمایندگان رسمی و تخصصی باشد که از سوی نهادهای بالادستی انتخاب میشوند.
در این گزارش جذب استعدادهای جهانی ایرانیتبار هم به عنوان یک پیشنهاد دیگر ذکر شده و در توضیح آن آمده که ویزای طلایی فناورانه ۱۰ساله (با شرط اقامت یک ساله، انتقال فناوری و پرداخت مالیات) به متخصصان فناوری و کارت اقامت دائم فرهنگی همراه با بورسیه ۵ساله (شرط تولید اثر فرهنگی سالانه) به هنرمندان برجسته ایرانیتبار اعطا شود. افزون براین، شهرکهای نوآوری و فرهنگی در مناطق مرزی منتخب تحت تدابیر نظارتی ایجاد شود.
در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس به تصویب پیوست آینده هم اشاره و عنوان شده که یکی از بنیادیترین اقدامات در راستای توسعه زیستبوم حکمرانی آیندهنگر و ارتقای کیفیت سیاستگذاری، تدوین «پیوست آینده» است. این ابزار نوآورانه به سیاستگذاران امکان میدهد نقاط کور قانونگذاری را شناسایی کرده و قوانین را با نگاهی به تحولات آتی تدوین کند.
محور بعدی حلوفصل اختلافات با اولویت کشورهای همسایه است. در این محور ذکر شده که مدل کارای تنشزدایی با همسایگان، میتواند منجر به «انجماد تنش ها» شود. در این مدل، ایران میتواند بدون تلاش برای حلوفصل اختلافات، برخی از آنها را مسکوت نگه دارد و به جای آن بر روی اشتراکات فرهنگی مانند نوروز، زبان فارسی و زمینههای مذهبی مانند دین اسلام تمرکز کند.
در ادامه به طرح «همگرایی امنیتی - اقتصادی غرب آسیا» اشاره شده و آمده که تشکیل یک پیمان منطقهای امنیت انرژی که کشورهای همسایه در آن با یکدیگر همکاری کنند. هر یک از اعضا باید در توسعه فناوریهای دریایی سرمایهگذاری کنند و نیروی واکنش سریع «به صورت مشترک» برای مقابله با تهدیدات نوین با هدف تضمین ثبات انرژی تشکیل دهند.
پیشنهاد بعدی انسجام دستگاههای تصمیمساز در حوزه سیاست خارجی است. در توضیح این پیشنهاد گفته شده که عدم وجود صدای واحد در ساختار دستگاه سیاست خارجی ایران، منجر به فقدان برنامهریزی عمیق، بلندمدت و ساختاری شده است. وضعیتی که در نهایت به کاهش اعتماد به دستگاه دیپلماسی کشور انجامیده و جایگاه ایران در عرصه جهانی «بهجز در حوزه مسائل امنیتی» را تضعیف کرده است. این انسجام میبایست از طریق ایجاد اجماع ملی، وفاق سازمانی و هماهنگی میان نخبگان و نهادهای مختلف در سطح حاکمیت محقق شود.
در ادامه به بهرهمندی هوشمندانه از ظرفیت نهادهای بینالمللی اشاره و عنوان شده است که بهنظر میرسد عمده سازمانها و نهادهای بینالمللی در راستای منافع قدرتهای بزرگ شکل گرفتهاند، اما در ناعادلانهترین ساختار یعنی شورای امنیت سازمان ملل هم بازیگرانی مانند چین و روسیه حضور دارند که دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی باید آنها را به همسویی با منافع ملی ایران سوق دهد.
در همین راستا، توسعه همکاریهای راهبردی و دوجانبه ایران با چین و روسیه، همراه با بهرهگیری هدفمند از فرصتهای نشستهای بریکس و سازمان همکاری شانگهای میتواند از انفعال این دو کشور در روند تصویب قطعنامههای ضدایرانی جلوگیری کند و همسویی آنها با منافع ملی ایران را تقویت کند.
در این گزارش در توضیح لزوم دیپلماسی متوازن هم بیان شده که اولین ویژگی سیاست همسایگی، تعادل و توازن در دیپلماسی است، دیپلماسی سیاسی، فرهنگی، علمی، اقتصادی و دفاعی باید همگی متعادل باشند، دیپلماسی ایران تاکنون بیشتر تکساحتی بوده است. بنابراین پیشنهاد میشود که «دیپلماسی اقتصادی» و «دیپلماسی فرهنگی» در دستور کار وزارت امور خارجه قرار گیرد.
در این گزارش مرکز پژوهشهای مجلس همچنین به تعریف و تثبیت اَبَرپروژهها هم اشاره و تصریح شده است که این ابرپروژهها میبایست منطبق با ساختارهای ایران باشد، در عین فراگیر و عامهپسند بودن، توان رقابت با ابرپروژههای سایر کشورها در سطح بین المللی را داشته باشد. ساخت یک پرشیانِکست (شهر فناوریهای پیشرفته) در بُعد فناورانه، پروژه ایرانرود در بُعد ژئوپلیتیکی، پروژه نگین فرهنگ در بُعد فرهنگی میتواند گزینههایی مطلوبی برای یک ابرپروژه باشد.
در ادامه تغییر الگوی اقتصادی و یا فرمول مالی دولت از هزینهفایده به هزینهفرصت پیشنهاد شده و آمده که در هزینهفایده دولت یک ریال هزینه میکند تا ده ریال منفعت ببرد. نتیجه این امر این است که دولت در وهله اول، شریک بخش خصوصی و بعد رقیب این بخش مطرح میشود. در الگوی هزینهفرصت، دولت بهجای محاسبه سود مستقیم، به هزینههای فرصت از دست رفته توجه میکند. بهعبارتدیگر، دولت به جای اینکه صرفاً به عنوان یک بازیگر مستقیم در فعالیتهای اقتصادی باشد، نقش خود را به عنوان یک نهاد حاکمیتی و تسهیلگر ایفا میکند که در آن، تصمیمگیریها براساس مقایسه با بهترین گزینههای جایگزین انجام میشود، نه صرفاً سودآوری مستقیم پروژهها.
پیشنهاد بعدی توجه به توسعه زیرساختهای صادراتی است. توسعه زیرساختهای صادراتی از جمله مولفههای اساسی در ارتقاء رقابتپذیری در بازارهای جهانی به شمار میآید. از این رو نیاز به مجموعهای از مهمترین اقدامات و برنامههای زیرساختی در راستای گسترش صادرات از جمله؛ حملونقل و لجستیک (زیرساخت سخت)، امور گمرکی و مدیریت مرزی (تسهیل تجارت)، امور مالی و بانکی (زیرساخت نرم)، استاندارد و کیفیت (اعتماد بینالمللی)، زیرساختهای فناوری و شفافیت است.
مرکز پژوهشهای مجلس در این پژوهش به راهاندازی «نظام رتبهبندی استانداردهای ایرانی- اسلامی» هم اشاره کرده و گفته که راهاندازی این نظام رتبهبندی اقدامی راهبردی برای تبدیل ظرفیتهای بومی ایران به برتریهای رقابتی پایدار در عرصه جهانی است. در صدر این اولویتها، استاندارد حلال پیشرفته (شامل محصولات غذایی، و دارویی) برجسته است. با توجه به بازار عظیم ۱.۸ میلیارد نفری جهان اسلام، ایران میتواند با تدوین گواهیهای حلال رقابتی به مرکز منطقهای صدور این استانداردها تبدیل شود. این رویکرد نهتنها سهم صادراتی کشور را در زنجیرههای ارزش جهانی ارتقا میدهد، بلکه هویت تمدنی-اسلامی ایران را به مثابه یک برند معتبر جهانی متبلور میسازد.
محور نهایی این گزارش بهرهگیری از دیپلماسی فرهنگی است. در توضیح این محور عنوان شده که با معرفی تمدن غنی ایران، از طریق جشنوارهها «نوروز، موسیقی سنتی، سینما و فیلم»، نمایشگاهها «هنر و صنایع دستی، معماری ایرانی»، و برنامههای آموزشی با هدف ترویج زبان و ادبیات فارسی می توان تصویری مثبت و اثرگذار از ایران در منطقه ارائه کرد.
متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید. /
پایان پیام


نظر شما