شکست محاسباتی واشنگتن در مواجهه با اقتدار دریایی ایران، اکنون به جبهه اقتصاد سیاسی منتقل شده و ایالات متحده را در یک بن‌بست تاریخی گرفتار کرده است. حراج ذخایر استراتژیک نفت برای کنترل تورم سوخت از یک سو و لرزه بر اندام بازار بدهی وال‌استریت از سوی دیگر، نشان می‌دهد که مدیریت هوشمندانه شریان انرژی در هرمز، عملاً کارآمدی نظام مالی مبتنی بر دلار را در برابر دکترین تاب‌آوری ایران به چالش کشیده است.

از بن‌بست دکترین «فشار حداکثری» تا فرسایش منابع راهبردی آمریکا؛ هرمز چگونه به نقطه فشار بر هژمونی دلار تبدیل شد؟

به گزارش خانه ملت، با گذشت بیش از دو ماه از آغاز تقابل راهبردی در منطقه، اکنون میدان نبرد از رویارویی‌های نظامی در عرصه دریا به یک «جنگ تمام‌عیار پولی و انرژی» تغییر ماهیت داده است. گزارش‌های دریافتی از پایش بازارهای جهانی و تحرکات دیپلماتیک نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ دکترین «انسداد هوشمند»، نه تنها حاکمیت خود بر شریان اصلی انرژی جهان را تثبیت کرده، بلکه عملاً اقتصاد ایالات متحده را در یک بن‌بست ساختاری قرار داده است که خروج از آن بدون پذیرش شروط ایران غیرممکن به نظر می‌رسد.

 تثبیت حاکمیت ایران و شکست عملیات روانی سنتکام

از بن‌بست دکترین «فشار حداکثری» تا فرسایش منابع راهبردی آمریکا؛ هرمز چگونه به نقطه فشار بر هژمونی دلار تبدیل شد؟

در حالی که رسانه‌های غربی با مانور بر روی توانمندی‌های مین‌روبی سنتکام و حضور ناوگان بریتانیا و فرانسه تلاش داشتند اقتدار ایران بر تنگه هرمز را به چالش بکشند، عبور ۳۰ فروند کشتی حامل انرژی در مورخ ۲۴ اردیبهشت ماه تحت «نظام مدیریتی جدید ایران»، پایانی بر ادعاهای غرب بود.

ایران با باز کردن مسیر عبور LNG قطر به پاکستان و نفت عراق به چین، نشان داد که برخلاف ادعای دشمن، هدف انسداد مطلق نیست، بلکه «مدیریت هوشمند حاکمیتی» است. این اقدام دیپلماتیک که همزمان با سفر مقامات ارشد واشنگتن به پکن صورت گرفت، وزن راهبردی تهران را در معادلات چین و آمریکا به رخ کشید و عملاً پکن را به تضمین‌کننده تداوم این نظم جدید تبدیل کرد.

قمار انتحاری با ذخایر نفت؛ شمارش معکوس تا انفجار قیمتی

از بن‌بست دکترین «فشار حداکثری» تا فرسایش منابع راهبردی آمریکا؛ هرمز چگونه به نقطه فشار بر هژمونی دلار تبدیل شد؟

تحلیل داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) فاش می‌کند که کاخ سفید به شکلی بی‌سابقه در حال تاراج میراث استراتژیک این کشور است. فروش ۱۳۰ میلیون بشکه از ذخایر راهبردی و تزریق روزانه ۱.۵ میلیون بشکه به پالایشگاه‌ها، تنها یک «مُسکن موقتی» برای حبس قیمت نفت در محدوده ۱۰۰ دلار بوده است.

کارشناسان هشدار می‌دهند با کاهش ۱۲ میلیون بشکه‌ای ذخایر تنها در یک هفته، آمریکا تا اواسط ماه ژوئن (خرداد-تیر) به «کف فنی» ذخایر خود می‌رسد. در آن زمان، با تخلیه انبارها و همزمان با حملات اوکراین به زیرساخت‌های روسیه که ۴۵۰ هزار بشکه از تولید جهانی کاسته است، شوک قیمتی ۲۰ دلاری اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. طرح‌های استیصالی ترامپ برای کاهش مالیات بنزین، گواهی بر هراس هیئت حاکمه آمریکا از شورش‌های اجتماعی ناشی از تورم سوخت است.

 کودتای «شاهین‌ها» در فدرال‌رزرو و لرزه بر اندام وال‌استریت

از بن‌بست دکترین «فشار حداکثری» تا فرسایش منابع راهبردی آمریکا؛ هرمز چگونه به نقطه فشار بر هژمونی دلار تبدیل شد؟

بحران در بازار بدهی آمریکا به مرحله بحرانی رسیده است. عبور بازدهی اوراق ۲ ساله از مرز ۴ درصد، سیگنال خروج سرمایه از دلار را صادر کرده است. تغییر در ترکیب کمیته بازار باز فدرال‌رزرو (FOMC) و روی کار آمدن «کوین وارش» به جای ارکان میانه‌رو، نشان‌دهنده آمادگی واشنگتن برای یک جراحی دردناک پولی است.

ایالات متحده اکنون در تله نرخ بهره گرفتار است؛ اگر برای مهار تورم نفت، نرخ بهره را بالا ببرد، حباب بدهی غول‌های فناوری خواهد ترکید. شرکت گوگل با استقراض بی‌سابقه ۶۰ میلیارد دلاری (معادل نیمی از سود سالانه خود) و روی آوردن به اوراق مبتنی بر «ین ژاپن»، عملاً به گروگان سیاست‌های پولی تبدیل شده است. ریزش ۰.۵ درصدی شاخص S&P500 علیرغم سودآوری شرکت‌ها، نشان‌دهنده وحشت معامله‌گران از تداوم بحران انرژی است.

انشقاق در جبهه متحدین و پیشروی چراغ‌خاموش یوآن

نکته حائز اهمیت اما تغییر رفتار متحدان سنتی آمریکا است. فروش ۳۰ میلیارد دلار اوراق بدهی توسط نهادهای ژاپنی و پیش‌بینی افزایش نرخ بهره در اروپا، نشان می‌دهد که متحدان واشنگتن دیگر تمایلی به پرداخت هزینه تورم وارداتی آمریکا ندارند.

در این خلأ قدرت، چین با هوشمندی و از طریق بسط خطوط سواپ ارزی (با جهش ۲ میلیارد دلاری)، در حال جذب کشورهای متاثر از بحران انرژی به مدار پولی خود است. این روند به معنای آن است که هر روز تداوم بحران در تنگه هرمز، یک گام بزرگ به سمت دلارزدایی جهانی و انزوای مالی ایالات متحده است.

پیروزی در گرو مدیریت زمان

مجموعه این تحولات نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران با مدیریت دقیق میدان و دیپلماسی انرژی، توانسته است «هزینه تنش» را برای طرف مقابل به سطح غیرقابل تحملی برساند. دشمن که زمانی به دنبال فروپاشی اقتصاد ایران بود، اکنون خود در میانه طوفانی از تورم، بدهی و از دست رفتن ذخایر راهبردی گرفتار شده است. حفظ استقامت در این جبهه و تداوم تسلط بر شریان انرژی، در آینده‌ای نزدیک واشنگتن را وادار به عقب‌نشینی تاریخی و پذیرش واقعیت‌های نوین قدرت در منطقه خواهد کرد./

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین اخبار