خانه ملت - هدی ریسمانچی؛ امسال، سفره هفتسینِ ما نه در خلوت خانهها، که در آغوشِ پرمهر میادین شهر پهن شده است. سین اولمان «سربلندی» است که با قامتی استوار در برابر طوفانها ایستادهایم. سین دوم، «سرخیِ» خون پاک عزیزانی که پای این درخت تناور ریخته شد تا ریشههایمان نخشکد. سین سوم را «سفیدیِ» آرامشی میگذاریم که از میانه آشوبها بیرون کشیدیم، و سین چهارم «سبزیِ» امیدی است که در دل هر جوان وطنپرست جوانه زده است. سین پنجم، «سیمایِ» پٰر مهر مقتدایمان، سینِ ششم، «سدِ» محکم اراده ملت و سین هفتم، «ساعتی» است که به وقت پیروزی کوک شده است.
چه شکوهی دارد تماشای میادین در این شب ها؛ وقتی میانِ هلهله باد، پرچم سهرنگ ایران در دستان غیرتمند و مصمم این مردم به اهتزاز درمیآید. نگاه کن که چگونه «سبزیِ» این درفش، نویدبخش رویش دوباره غیرت است و «سفیدیاش» حکایت از پاکی نیتی دارد که جز خیر و صلاح برای این خاک نمیخواهد و آن «سرخیِ» مدام، یادآور عهدی است که تا آخرین قطره خون، پای ساحت وطن ایستادهایم.
امشب، در این لحظه مقدس دگرگونی، وقتی عقربههای ساعت به هم آغوش میگشایند، ما در میادین شهر، نه فقط یک سال، که یک تاریخ جدید را تحویل میگیریم. لحظهای که دعایِ «حول حالنا» از نایِ ملتی برمیخیزد که نوزده شب، خواب را بر چشمِ فتنهگران حرام کرد.
آری، امسال تحویل سال ما بویِ باروت و گلاب میدهد؛ بویِ ایستادگی و پیروزی. ما سال را در کنار هم، مقتدر و استوار نو میکنیم تا تمام دنیا بداند ایرانی، بهار خود را در پاسداری از حریم ولایت و آغوش پرچمِ سهرنگش پیدا میکند.
ایران من! امشب، فرزندانت در میادین، خورشید پیروزی را میانِ سبز و سفید و سرخِ پرچمت جستجو میکنند. ما بیداریم، ما ایستادهایم و سال جدید را با «احسنالحالی» از جنس اقتدار آغاز میکنیم.
تا پای جان، برای ایران/
پایان پیام


نظر شما