نماینده سیستان در مجلس،گفت:در شرایطی که بیش از ۳۲ روز از آغاز یک تقابل ترکیبی و چندلایه علیه کشور می‌گذرد، نشانه‌های روشنی از پایداری ساختاری، انسجام اجتماعی و کارآمدی راهبردی جمهوری اسلامی قابل مشاهده است.

۱۲ فروردین ۱۴۰۵؛ تجلی عینی «جمهوریت» و «اسلامیت» در آزمون جنگ ترکیبی ۳۲ روزه

 به گزارش خانه ملت؛فرهاد شهرکی نماینده مردم سیستان و نائب رئیس کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در یادداشتی با عنوان «۱۲ فروردین ۱۴۰۵؛ تجلی عینی «جمهوریت» و «اسلامیت» در آزمون جنگ ترکیبی ۳۲ روزه» با اشاره به سالروز ۱۲ فروردین ماه و روز جمهوری اسلامی در تقویم کشور، به بلوغ جمهوری اسلامی ایران در شرایط جنگ ترکیبی دشمن اشاره و ۱۲ فروردین امسال را به عنوان «نقطه بازتأیید» مشروعیت و کارآمدی نظام معرفی کرد. متن این یادداشت به شرح زیر است:

در آستانه ۱۲ فروردین، سالروز تثبیت نظام جمهوری اسلامی بر پایه رأی قاطع ملت ایران در همه‌پرسی سال ۱۳۵۸، و در شرایطی که بیش از ۳۲ روز از آغاز یک تقابل ترکیبی و چندلایه علیه کشور می‌گذرد، نشانه‌های روشنی از پایداری ساختاری، انسجام اجتماعی و کارآمدی راهبردی جمهوری اسلامی قابل مشاهده است. این مقطع، صرفاً یک رویداد تقویمی نیست، بلکه بازتابی عینی از تلاقی «اراده ملی» و «ظرفیت نهادی» در مواجهه با فشارهای پیچیده امنیتی است.

 ۱۲ فروردین؛ بازتولید مستمر «قرارداد اجتماعی» در بستر بحران:

۱۲ فروردین ۱۳۵۸ را می‌توان نقطه عزیمت شکل‌گیری نوعی «قرارداد اجتماعی بومی» دانست که در آن، دو مؤلفه «اسلامیت» و «جمهوریت» در هم‌تنیدگی ساختاری قرار گرفته‌اند. این الگو، برخلاف بسیاری از نظام‌های سیاسی منطقه، مشروعیت خود را نه صرفاً از سازوکارهای قدرت، بلکه از پیوند ارگانیک با جامعه اخذ می‌کند. در چارچوب نظریه‌های نوین «قدرت نرم» و «تاب‌آوری نهادی»، چنین مشروعیتی به منزله یک سرمایه اجتماعی انباشته عمل می‌کند که در شرایط بحران، نقش سپر راهبردی را ایفا می‌نماید. تجربه اخیر نشان داد که ساختار سیاسی کشور، در برابر تکانه‌های شدید خارجی، نه‌تنها دچار فروپاشی نمی‌شود، بلکه با بازآرایی درونی و تداوم کارکردها، سطحی بالاتر از انسجام را بازتولید می‌کند. این ویژگی، مصداقی از «پایداری نهادی» در نظام‌های دارای پشتوانه مردمی است.

جامعه در میدان: از همبستگی اجتماعی تا کنش راهبردی

حضور مستمر و گسترده اقشار مختلف مردم در عرصه عمومی طی هفته‌های اخیر، صرفاً یک واکنش احساسی به تهدیدات خارجی تلقی نمی‌شود، بلکه در چارچوب «جامعه‌شناسی بحران» می‌توان آن را نوعی کنش آگاهانه و سازمان‌یافته دانست. در چنین شرایطی، «هویت جمعی» تقویت شده و به شکل‌گیری نوعی همبستگی فعال منجر می‌شود که کارکردهایی فراتر از حمایت نمادین دارد:

- در بُعد شناختی–روانی: حضور اجتماعی و بازنمایی وحدت ملی، موجب خنثی‌سازی عملیات ادراکی و جنگ روایت‌ها می‌شود. این امر، توازن روانی میدان را به نفع بازیگر مدافع تغییر می‌دهد.

- در بُعد اطلاعاتی و امنیتی: مشارکت عمومی در رصد و گزارش تحرکات مشکوک، به افزایش کارآمدی شبکه‌های اطلاعاتی رسمی منجر شده و نوعی «هوش جمعی» را در خدمت امنیت ملی قرار می‌دهد.

- در بُعد پشتیبانی لجستیکی: بسیج منابع مردمی در قالب کمک‌های داوطلبانه، تاب‌آوری اجتماعی و ظرفیت پشتیبانی را به‌طور معناداری افزایش می‌دهد.

این سطح از مشارکت، مصداقی از «مردم‌سالاری دفاعی» است که در آن، جامعه نه در حاشیه، بلکه در متن معادلات امنیتی ایفای نقش می‌کند.

میدان نبرد و منطق برتری نامتقارن:

در سطح نظامی، آنچه در این دوره قابل تحلیل است، کارآمدی دکترین «دفاع نامتقارن» و «پاسخ متوازن» است. این رویکرد، بر پایه افزایش هزینه‌های طرف مقابل و اجتناب از درگیری‌های پرهزینه کلاسیک بنا شده است. مؤلفه‌های کلیدی این برتری عبارت‌اند از:

- توانمندی‌های موشکی و پهپادی: ارتقاء دقت، برد و تنوع سامانه‌ها، امکان اعمال فشار هدفمند بر نقاط حساس را فراهم کرده است.

- تاب‌آوری زیرساختی: استمرار عملکرد زیرساخت‌های حیاتی علی‌رغم فشارهای خارجی، نشان‌دهنده عمق راهبردی در طراحی و بومی‌سازی است.

- مدیریت میدان در چارچوب جنگ فرسایشی: اتخاذ راهبردهایی که به افزایش تدریجی هزینه‌های دشمن منجر می‌شود، تعادل را به نفع بازیگر مقاوم تغییر می‌دهد.

در ادبیات نظریه بازی‌ها، چنین رفتاری را می‌توان در قالب الگوی «پاسخ متقابل تنظیم‌شده» تحلیل کرد که هدف آن، کنترل تنش و در عین حال حفظ بازدارندگی مؤثر است.

جمع‌بندی: ۱۲ فروردین ۱۴۰۵؛ نماد پویایی یک نظام پیچیده

در چارچوب «نظریه سیستم‌های پیچیده»، جمهوری اسلامی ایران را می‌توان یک «سیستم تطبیق‌پذیر» دانست که قادر است در مواجهه با شوک‌های خارجی، خود را بازتنظیم کرده و حتی به سطحی بالاتر از انسجام دست یابد. بر این اساس، ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ را می‌توان «نقطه بازتأیید» مشروعیت و کارآمدی این نظام تلقی کرد؛ روزی که در آن، پیوند میان مردم، حاکمیت و ساختارهای دفاعی، به‌صورت عینی در میدان عمل بازنمایی شد. این تجربه نشان می‌دهد که در معادلات نوین قدرت، صرف برخورداری از ابزارهای سخت تعیین‌کننده نیست، بلکه ترکیب هوشمندانه «سرمایه اجتماعی»، «ظرفیت نهادی» و «توان راهبردی» است که می‌تواند موازنه‌ها را بازتعریف کند./

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین اخبار