به گزارش خانه ملت؛ فرهاد شهرکی نماینده مردم سیستان و تائب رئیس کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در یادداشتی با عنوان«یک خدا، یک رهبر، یک ملت، و یک راه؛ آن هم راه پیروزی ایران: دگردیسی تهدید ترامپ به مانور انسجام ملی در جمهوری اسلامی ایران» اقدام هماهنگ رئیس جمهور،رئیس قوه مقننه و رئیس قوه قضائیه در انتشار یک بیانیه واحد در پاسخ به تقلای رسانه ای دشمن خبیث آمریکایی _صهیونی برای ایجاد شکاف و تفرقه در بین نظام جمهوری اسلامی،را ازجهات مختلف بررسی کرد.
متن این یادداشت مهم به شرح زیر است:
در ادامه روند پرفرازونشیب تنشها میان تهران و واشنگتن، «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور ایالات متحده در تازه ترین اظهارات خود، راهبرد همیشگی «ایجاد شکاف در میان نخبگان حاکمیتی ایران» را با چاشنی تحقیرآمیز «آشفتگی در تهران» این بار نه صرفاً در قامت یک ادعای رسانهای، بلکه به عنوان بهانهای رسمی برای تمدید مشروط آتشبس مطرح کرد. این فرافکنی آشکار که در آن، بنبست مذاکرات به «تفرقه و آشفتگی» درونی در ایران نسبت داده میشد، به جای آنکه شکافی در سامانه سیاسی کشور ایجاد کند، به محملی برای نمایش یکی از نادرترین و راهبردیترین صحنههای «یکپارچگی فراجناحی» در تاریخ سیاسی معاصر ایران بدل شد.
در پاسخ به این جنگ روانی، اضلاع مثلث حاکمیت (سران سه قوه) با انتشار پیامی مشترک و فراجناحی، ضمن پاسداشت اصل «ید واحده» در سیاست خارجی، نشان دادند که پارادایم «وحدت ملی» در قاموس امنیت هستیشناختی جمهوری اسلامی، خط قرمز تغییرناپذیری است که فراتر از رقابتهای جناحی تعریف میشود.
۱. کالبدشکافی یک راهبرد: تفرقهافکنی به مثابه جنگ روانی ساختاریافته پروژه «شکافسازی در میان نخبگان ایرانی» راهبردی جدید و مختص به دوره ترامپ نیست. این سیاست ریشه در یک دکترین امنیتی دیرینه در محافل تصمیمسازی آمریکا دارد که بر اساس آن، «هزینه تحمیل اراده سیاسی» از طریق هدف قرار دادن «انسجام درونی» نظامهای سیاسی رقیب کاهش مییابد. نظریهپردازان جنگ نرم، ایجاد شکاف بین نخبگان سیاسی و فرهنگی یک کشور را هدف غایی تهدید نرم میدانند. در این چارچوب، ادعای ترامپ مبنی بر وجود «شکاف جدی» در دولت ایران و دستهبندی نخبگان ایرانی به دوگانههای برساخته «تندرو» و «میانهرو» را باید در ادامه سناریویی دید که پیشتر با ترور هدفمند مذاکرهکنندگان و القای چنددستگی در ساختار امنیتی کشور کلید خورده بود.
تحلیل کارشناسی:الف- فرار به جلو در بنبست مذاکراتی: ترامپ که با بنبست در مذاکرات به دلیل زیادهخواهیها و استانداردهای دوگانه خود مواجه شده، با گره زدن شکست دیپلماسی به «آشفتگی سیاست داخلی ایران»، در حال فرار به جلو و شانه خالی کردن از مسئولیت «جنگ اختیاری» خود است.
ب- ذینفعسازی داخلی در آمریکا: رسانههای جریان اصلی آمریکا (با وجود فقدان شواهد میدانی) عمدتاً با این روایت همسو شدهاند. این همراستایی به ترامپ کمک میکند تا افکار عمومی داخلی را برای تداوم محاصره دریایی ظالمانه و فرسایشیسازی تنش بدون پرداخت هزینه سیاسی داخلی اقناع کند.
۲. مهندسی پاسخ: از کنش نمادین تا بازدارندگی نهادی در برابر این موج روانی، پاسخ نظام جمهوری اسلامی ایران نه یک «تکذیبیه سیاسی» بلکه یک «مانور راهبردی ارتباطی» بود. اقدام هماهنگ «مسعود پزشکیان» (رئیس جمهور)، «محمدباقر قالیباف» (رئیس قوه مقننه) و «غلامحسین محسنی اژهای» (رئیس قوه قضائیه) در انتشار یک بیانیه واحد در پلتفرمهای اجتماعی، یک «کنش گفتمانی» در اوج بازدارندگی نرم محسوب میشود. تحلیل مضمون این بیانیه حاکی از یک «گفتمان واحد حول محور حاکمیت ملی» است که در سه لایه قابل بررسی است:
الف) لایه نشانهشناختی:جمله کلیدی «در ایران ما تندرو و میانهرو وجود ندارد» یک «دال مرکزی» در گفتمان پاسخ بود. این گزاره بهطور هوشمندانهای دالهای شناور غربی را «تهی از معنا» کرده و آنها را به مثابه «واژگانی مجعول و بیمایه در ادبیات سیاسی غرب» به قلمرو «گفتمان خصم» پرتاب میکند. نظام جمهوری اسلامی ایران به جای بازی در زمین پلاریزاسیون تحمیلی، زمین بازی را با تعریف دالهای جدید «ایرانی» و «انقلابی» تغییر داد.
ب) لایه هویتی:بیانیه، هویت سیاسی را از دوگانه جناحی به هویت ملی-انقلابی منتقل میکند. «همه ما ایرانی و انقلابی هستیم» یک هویت ترکیبی و غیرقابل نفوذ خلق میکند که در آن، راههای ورود پروژه «تفرقه بینداز و حکومت کن» مسدود میشود. این گزاره نشان داد که اختلافات داخلی از جنس رقابتهای طبیعی سیاسی است، اما در مواجهه با تهدید خارجی و امر «امنیت ملی»، اختلافات به حالت تعلیق درآمده و یک «بلوک تاریخی متحد» شکل میگیرد.
ج) لایه راهبردی:شعار پایانی: «یک خدا، یک رهبر، یک ملت، و یک راه؛ آن هم راه پیروزی ایران» یک «مانیفست بازدارندگی» است. این مفهوم که مقام معظم رهبری (حضرت آیتالله خامنهای) بهکرّات در دیدارهای عمومی تحت عنوان «ید واحده» از آن یاد کردهاند، نه یک ابزار تاکتیکی، بلکه یک «دکترین امنیت ملی» است. بیانیه با تمهید «تبعیت کامل از رهبر معظم انقلاب»، نشان داد که مکانیسم فرماندهی و کنترل در سپهر سیاسی ایران کاملاً منسجم، سلسلهمراتبی و مصون از تفرقهافکنی بیرونی است
۳. «ید واحده» در پرتو نظریههای جامعهشناسی سیاسی برای فهم علمی علت کارآمدی این «یکپارچگی فراجناحی» در پاسخ به تهدید، میتوان به نظریه «صلح دموکراتیک در برابر تهدید خارجی» توسل جست. بر اساس این نظریه، جوامعی که دارای ساختارهای نهادی مستحکم و هویت ملی برجسته هستند، در مواجهه با تهدید خارجی، دچار فرایند «انسجام پیشبینانه» میشوند. تجربه تاریخی ایران نیز مؤید این گزاره است؛ همانگونه که در دوران دفاع مقدس نیز با وجود همه تنوع سلیقههای سیاسی، «همگان در دفاع از میهن متحد بودند». این «انسجام واکنشی»، یک سرمایه اجتماعی منحصربهفرد است که در هنگامه بحران، ضریب تابآوری ملی را به طور تصاعدی افزایش میدهد.علاوه بر این، پاسخ سران قوا، پاسخی عملی به هشدار تحلیلگرانی بود که تأکید میکردند «هیچ تهدید خارجی بهاندازه شکاف داخلی خطرناک نیست» و بالعکس، هیچ قدرتی بهاندازه انسجام ملی نمیتواند هزینه تجاوز را برای دشمن افزایش دهد. عرصه میدان و دیپلماسی نیز دقیقاً با همین منطق هماهنگ شدهاند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه نیز در تکمیل این پازل وحدتبنیان تأکید کرد که «عرصه میدان و دیپلماسی دو جبهه کاملاً هماهنگ در یک نبرد واحد هستند». این گزاره بهروشنی بیانگر اتصال استراتژیک قدرت سخت و نرم در منظومه دفاعی کشور است.
۴. نتیجهگیری: شکست پروژه برساختن «دیگریِ نامنسجم»دونالد ترامپ و تیم امنیتی وی در یک پروژه جنگ روانی تمامعیار، به دنبال برساختن تصویر یک «نظام سیاسی از هم گسیخته و آشفته» بودند. این تصویر قرار بود هم به عنوان اهرم فشار بر تیم مذاکرهکننده ایرانی عمل کند و هم به مثابه خوراک تبلیغاتی برای توجیه تداوم محاصره ظالمانه و جلوگیری از فروپاشی روحیه در جبهه داخلی آمریکا مصرف شود. با این حال، پاسخ فوری، هماهنگ، قاطع و چندلایه سران قوا و نخبگان سیاسی ایران، نقشه راه دشمن را نقش بر آب کرد.این واقعه نشان داد که:۱. معماری حقوقی و سیاسی در جمهوری اسلامی ایران به درجهای از بلوغ نهادی رسیده که «امنیت ملی» را به محملی برای رقابتهای جناحی تقلیل نمیدهد.۲. راهبرد «ید واحده» نه یک تاکتیک مقطعی، که یک فرهنگ راهبردی نهادینه شده در میان کنشگران اصلی قدرت است و هرگونه سیگنال اشتباه دشمن، بلافاصله واکنش «انسجام حداکثری» را فعال میکند.۳. وحدت ملی، بیمه امنیتی کشور در برابر تهدیدات خارجی است.
دشمنِ خطاکار باید بداند که ترسیم دوگانههای «تندرو-میانهرو»، نه تنها گسل فعالی در ایران ایجاد نمیکند، بلکه خود به نقطه جوش وحدت ملی بدل میشود. همانگونه که در پیام سران قوا طنینانداز شد، مسیر ملت ایران، «راه پیروزی» است و در این راه، همه «ید واحده»ای خواهند بود در مشت، تا متجاوز جنایتکار، سخت پشیمان شود./
پایان پیام


نظر شما