به گزارش خبرنگار خانه ملت، وزارت خزانهداری ایالات متحده در چند روز اخیر اعلام کرد، ۲۵ میلیارد دلار اوراق قرضه ۳۰ ساله را با نرخ سود ۵.۰۴۶ درصد به فروش رساند. این اولین بار از سال ۲۰۰۷ میلادی است که نرخ بهره این اوراق از مرز ۵ درصد عبور میکند. جهش بازدهی اوراق قرضه پس از انتشار گزارشهای تورمی اخیر و تحت تأثیر تنشهای ناشی از جنگ ایران و آمریکا رخ داده که فشار قیمتها را در بازارهای جهانی دوچندان کرده است. افزایش نرخ بهره اوراق قرضه به معنی افزایش انتظارات تورمی، بالا رفتن هزینهٔ وامها و در نهایت وارد آمدن فشار تامین مالی جنگ با ایران، به مردم آمریکاست. جنگی که با هدف تسلیم ایران آغاز شده بود و حالا اقتصاد آمریکا را تحت فشار قرار میدهد.
اما افزایش نرخ بهره اوراق قرضه در روزهای اخیر بار دیگر نگاه تحلیلگران اقتصادی جهان را به سمت بازار بدهی این کشور معطوف کرده است؛ بازاری که از آن بهعنوان یکی از مهمترین شاخصهای سنجش وضعیت اقتصاد جهانی یاد میشود. اما پرسش اصلی اینجاست که نرخ بهره اوراق قرضه دقیقا به چه معناست و چرا افزایش آن تا این اندازه اهمیت دارد؟ اوراق قرضه در واقع ابزاری برای استقراض دولتها و شرکتها از سرمایهگذاران است. به این معنا که دولت، برای تامین منابع مالی مورد نیاز خود، اوراقی منتشر میکند و در قبال دریافت پول از خریداران، متعهد میشود در بازه زمانی مشخص اصل پول را به همراه سود آن بازگرداند. سودی که به خریداران پرداخت میشود همان «نرخ بهره» یا «بازدهی اوراق» است. برای نمونه، زمانی که دولت آمریکا اوراق قرضه ۳۰ ساله با نرخ سود ۵ درصد منتشر میکند، به این معناست که سرمایهگذار در ازای خرید این اوراق، سالانه حدود ۵ درصد سود دریافت خواهد کرد و پس از پایان دوره ۳۰ ساله نیز اصل سرمایه به او بازگردانده میشود.

اقتصاددانان معتقدند نرخ بهره اوراق قرضه، تنها یک عدد ساده در بازار مالی نیست بلکه نشانهای مهم از وضعیت اقتصادی کشورها محسوب میشود. افزایش این نرخ معمولا بیانگر آن است که سرمایهگذاران نسبت به آینده اقتصاد، تورم یا وضعیت بدهیهای دولت نگرانی بیشتری پیدا کردهاند و برای در اختیار گذاشتن منابع مالی خود، سود بالاتری مطالبه میکنند. بسیاری از تحلیلگران این اتفاق را نشانهای از افزایش فشارهای تورمی، بالا رفتن هزینههای استقراض دولت آمریکا و تشدید نااطمینانی در بازارهای جهانی میدانند. افزایش نرخ بهره اوراق قرضه همچنین تاثیر مستقیمی بر سایر بخشهای اقتصادی دارد. زمانی که سود اوراق دولتی بالا میرود، بانکها نیز نرخ وام و تسهیلات را افزایش میدهند و در نتیجه هزینه تامین مالی برای خانوارها و بنگاههای اقتصادی بیشتر میشود.
این روند میتواند بازار مسکن، سرمایهگذاری صنعتی و حتی بازار سهام را تحت فشار قرار دهد. از سوی دیگر، بالا رفتن بازدهی اوراق خزانه آمریکا معمولا موجب تقویت ارزش دلار و خروج سرمایه از بازارهای نوظهور میشود. در چنین شرایطی، کشورهای در حال توسعه با دشواری بیشتری برای جذب سرمایه خارجی و مدیریت بازار ارز مواجه خواهند شد. برخی کارشناسان اقتصادی نیز معتقدند تشدید تنشهای سیاسی و نظامی در جهان، از جمله جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران، بر افزایش نگرانیهای تورمی و رشد نرخ بهره اوراق آمریکا اثر گذار بوده است. رشد قیمت انرژی، افزایش هزینه حملونقل و نااطمینانی نسبت به آینده اقتصاد جهانی باعث شده سرمایهگذاران نسبت به ریسکهای پیشرو حساستر شوند. همچنین صعود بازدهی اوراق قرضه به بالای ۵ درصد، هزینه فرصت نگهداری داراییهای بدون بهره مانند بیت کوین و طلا را به شدت افزایش میدهد. وقتی سرمایهگذاران میتوانند سودی مطمئن و بالا از اوراق دولتی کسب کنند، تمایل کمتری به پذیرش ریسک در بازار ارز دیجیتال خواهند داشت.
اما همزمان با افزایش نرخ بهره اوراق قرضه خزانهداری آمریکا، نشانههایی از شکنندگی اقتصادی در این کشور بیش از گذشته نمایان شده است؛ دولت دونالد ترامپ همواره تلاش کرده است با بهرهگیری از فضاسازی رسانهای و روایتسازی سیاسی، ابعاد واقعی آسیبهای اقتصادی وارد شده به آمریکا و متحدانش در پی جنگ تحمیلی به ایران را کتمان کرده و بر «دستاوردها» و «فتوحات» ادعایی خود تاکید کند.در همین چارچوب، بسیاری از تحلیلگران سیاسی و رسانهای در آمریکا معتقدند که کاخ سفید برخلاف ادعاهای رسمی، در مواجهه با ایران با چالشهای پیچیدهای روبهرو شده است. در این میان، دیوید پاکمن، تحلیلگر سیاسی آمریکایی، با انتقاد از روایتهای تبلیغاتی ترامپ تاکید کرده است که رئیسجمهور آمریکا عملا در «باتلاق ایران» گرفتار شده و نشانههای آشکاری از نگرانی و سردرگمی در مواضع او دیده میشود.به گفته وی، ترامپ در سخنرانیها و مواضع رسانهای خود تلاش میکند اینگونه القا کند که در تقابل با ایران به موفقیتهای بزرگی دست یافته و در حال پیروزی است؛ اما واقعیتهای میدانی و حتی فضای رسانهای داخل آمریکا تصویر متفاوتی ارائه میدهد. پاکمن با کنایه به ادعاهای ترامپ اظهار میکند رسانههایی که رئیسجمهور آمریکا از آنها با عنوان «رسانههای وحشتناک و نفرتانگیز» یاد میکند، حاضر نیستند روایت اغراقآمیز او درباره نابودی توان نظامی ایران را تایید کنند؛ مسئلهای که به باور بسیاری از ناظران، شکاف میان تبلیغات سیاسی کاخ سفید و واقعیات موجود را بیش از پیش آشکار کرده است.

از سوی دیگر بلومبرگ با اشاره به باتلاق تنگه هرمز برای ترامپ اظهار کرد: تا زمانی که تنگه هرمز بسته باقی بماند نیروی دریایی ایالات متحده هر بار که یک ناو شکن را از این آبراه عبور میدهد با میلیونها دلار هزینه اضافی مواجه میشود.علاوه بر آن «ادواردو منسس» کارشناس اسپانیایی با اشاره به تحولات جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران تاکید کرد: آمریکا در جنگ علیه ایران بیشترین خسارات سیاسی اقتصادی و ژئوپلیتیکی را متحمل شده است. به گفته منسس هزینههای سنگین نظامی بدون دستاورد ملموس، افزایش قیمت نفت و فاصله گرفتن متحدان اروپایی، واشنگتن را به بزرگترین بازنده این جنگ تبدیل کرده است.بنابراین رژیم آمریکا با حمله نظامی علیه کشورمان نه تنها به اهداف اولیه خود در زمینه نظامی نرسید بلکه خود نیز گرفتار مسائل اقتصادی غیرقابل پیشبینی شد. بنابراین افزایش ۶۰ درصدی قیمت گازوئیل در آمریکا، شکست رکود ۱۷ ساله نرخ بهره اوراق قرضه، افزایش شدید قیمت کود و تداوم گرانی بنزین حالا رمق اقتصاد رژیم آمریکا را گرفته و پیش بینی میشود هرج و مرج و آشوب در زنجیره تامین احتمالاً تا مدتها ادامه خواهد داشت.

بهره دیوانهکننده
دکتر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی که در جریان جنگ تحمیلی، در میدان دفاع مقتدرانه و مدیریت صحنه دیپلماسی نقشآفرینی مؤثری داشت، از همان روزهای ابتدایی جنگ نیز تلاش کرد با بهرهگیری از ظرفیت رسانه و افکار عمومی، روایت جمهوری اسلامی ایران را به شکلی فعال و اثرگذار تبیین کند. وی در کنار پیگیریهای میدانی و سیاسی، با انتشار توییتها و پیامهای هدفمند، تلاش داشت ضمن تقویت انسجام ملی، افکار عمومی داخلی و خارجی را نسبت به ابعاد تجاوز دشمن و ضرورت ایستادگی ملت ایران آگاه سازد. از این رو دکتر قالیباف در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ماه به رکوردشکنی و افزایش بیسابقه نرخ بهره اوراق قرضه آمریکا واکنش نشان داد و در مطلبی به زبان انگلیسی در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس، نوشت: «پس شما در حال تأمین مالی هگست، مجری تلویزیونی شکستخورده، با نرخهایی هستید که از سال ۲۰۰۷ بیسابقه بوده، تا او بتواند در حیاط خلوت ما در تنگه هرمز، نقش «وزیر جنگ» را بازی کند؟ میدانید چه چیزی دیوانهکنندهتر از بدهی ۳۹ تریلیون دلاری است؟ این که برای تأمین مالی این جنگبازی، نرخ بهرهای به اندازه دوران پیش از بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۸ بپردازید و در نهایت فقط یک بحران مالی جهانی جدید نصیبتان شود.»

اما پس از انتشار آماری که نشان داد نرخ تورم آمریکا در آوریل، بالاترین میزان از ماه مه ۲۰۲۳ بود، اکنون پیشبینیکنندگان ارشد اقتصادی این کشور میگویند افزایش اخیر تورم احتمالا در چند ماه آینده بدتر خواهد شد. طبق نظرسنجی از پیشبینیکنندگان حرفهای، گروهی از کارشناسان برجسته که هر سه ماه توسط بانک فدرال رزرو فیلادلفیا مورد نظرسنجی قرار میگیرند، پیشبینی میشود تورم قیمت مصرفکننده آمریکا در سه ماهه دوم به ۶ درصد برسد که افزایش چشمگیری نسبت به تخمین قبلی است. این کارشناسان سه ماه پیش، افزایش شاخص قیمت مصرفکننده (سی. پی. آی) را تنها ۲.۷ درصد پیشبینی کرده بودند. با این حال، این درست قبل از تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران بود. اقدامات تجاوزکارانه آمریکا، باعث افزایش شدید قیمت انرژی شده و دادههای تورم را از مرز ۲ درصد اهداف فدرال رزرو فراتر برده است. این گروه برای کل سال، نرخ تورم مصرفکننده را برای همه اقلام ۳.۵ درصد و برای شاخص پایه (Core) که شامل قیمتهای متغیر غذا و انرژی نمیشود، ۲.۹ درصد پیشبینی کرد. این رقم بالاتر از تخمینهای ۲.۶ درصد در هر دو در نظرسنجی قبلی است.
در جای دیگری از این نظرسنجی، پیشبینیکنندگان چشمانداز خود را برای رشد در فصول آینده کاهش دادند. آنها انتظار دارند تولید ناخالص داخلی در سه ماهه دوم با نرخ سالانه ۲.۱ درصد و برای کل سال ۲.۲ درصد افزایش یابد که دومی ۰.۳ درصد کمتر از تخمین قبلی است. پیشبینی میشود رشد اقتصادی در سال ۲۰۲۷، به ۱.۹ درصد کاهش یابد و سپس در سالهای بعد به بالای ۲ درصد بازگردد.

تمام این دادهها در حالی منتشر میشوند که کوین وارش قرار است ریاست فدرال رزرو را بر عهده بگیرد. اگرچه وارش اعلام کرده است که مایل به کاهش نرخ بهره است، اما با توجه به دادههای تورم بسیار بالا و تمایل عمومی در میان سیاستگذاران دستیابی به این هدف دشوار خواهد بود. از سویی دیگر چنین اتفاقی برخلاف خواست ترامپ است. رئیسجمهور آمریکا ماهها از فدرال رزرو میخواست نرخ بهره را کاهش دهد و گفته بود که انتخاب جانشین جروم پاول که دوره ریاستش بر بانک مرکزی در ماه مه ۲۰۲۶ به پایان میرسد، بزرگترین فرصت را به او برای تغییر این نهاد میدهد.
تورم و بلعیدن دستمزدها
از سویی دیگر طبق گزارش نیمسالانه فدرال رزرو که جمعه گذشته منتشر شد، جنگ جاری با ایران و شوک آن به قیمتها و عرضه نفت به صدر فهرست نگرانیها برای ثبات مالی رسیده است. به طور خاص، این گزارش هشدار داد که یک درگیری طولانی مدت در خاورمیانه، به ویژه اگر با کمبود کالاها و اختلال در زنجیرههای تامین همراه باشد، میتواند تورم را افزایش داده و رشد اقتصادی را در آمریکا و کشورهای دیگر آهسته کند. هدر لانگ، اقتصاددان ارشد اتحادیه اعتباری فدرال نیروی دریایی، گفت: «تورم اکنون عامل اصلی فشار بر اقتصاد آمریکا است. این به آمریکاییها آسیب میرساند. یک فشار مالی واقعی در جریان است. برای اولین بار در سه سال گذشته، تورم تمام افزایش دستمزدها را از بین میبرد. این یک عقبگرد برای خانوارهای طبقه متوسط و کمدرآمد است و آنها این را میدانند.»
این در حالی است که محسن زنگنه، عضو کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس ۱۵ اردیبهشت ماه در مطلبی در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس، افزایش نرخ بهره اوراق قرضه آمریکا را پیش بینی کرده بود. وی نوشت: «تورم ماهیانه آمریکا از ۰.۳٪ به ۰.۹٪ رسید. در صورت تداوم صعود تورم؛ ۱. اگر نرخ بهره را تغییر ندهد، موج فروش اوراق قرضه افزایش یافته و در نتیجه ارزش دلار سقوط کرده، تورم شدید میشود. ۲.اگر نرخ بهره را افزایش دهد، موجب رکود شدید و ریزش بورس می شود. بنابراین آمریکا در بن بست فروپاشی است!»
بیم ریسک
با همه این تفاسیر و به اذعان بسیاری از تحلیلگران جهانی، هم اکنون تجاوز آمریکایی صهیونی به ایران، باعث ایجاد هرج و مرج در بازارهای مالی شده و برخی از سرمایهگذاران و فعالان بازار را از ریسک کردن منصرف کرده و معاملات را دشوارتر و پرهزینهتر کرده است. سرمایهگذاران و معاملهگران میگویند هیچ یک از بزرگترین بازارهای جهان، از اوراق خزانهداری آمریکا گرفته تا طلا و ارز، از این امر در امان نماندهاند. از سوی دیگر، همزمانی افزایش نرخ بهره اوراق قرضه آمریکا با تداوم تنشهای ژئوپلیتیکی، این نگرانی را در میان اقتصاددانان ایجاد کرده که اقتصاد آمریکا وارد مرحلهای از فرسایش تدریجی شده است؛ شرایطی که میتواند هزینه تامین مالی دولت واشنگتن را افزایش داده و فشار مضاعفی بر بازارهای مالی و شرکای اقتصادی این کشور وارد کند. در چنین فضایی، برخی تحلیلگران معتقدند تلاش دولت ترامپ برای نمایش پیروزیهای سیاسی و نظامی، بیش از آنکه ناشی از برتری واقعی باشد، تلاشی برای مدیریت افکار عمومی و پنهان کردن چالشهای فزاینده داخلی و خارجی آمریکاست./
پایان پیام


نظر شما