نشست تخصصی «الگوی حکمرانی هوش مصنوعی در فضای ایران پساجنگ» با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران و صاحب‌نظران حوزه حکمرانی و فناوری، در مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی برگزار شد.

به همت مرکز تحقیقات اسلامی مجلس، نشست «الگوی حکمرانی هوش مصنوعی در فضای ایران پساجنگ» برگزار شد

به گزارش خانه ملت؛ نشست تخصصی «الگوی حکمرانی هوش مصنوعی در فضای ایران پساجنگ» با حضور استادان و پژوهشگران در مرکز تحقیقات اسلامی مجلس برگزار شد.

در این نشست بهروز مینایی، مدیر کارگروه هوش مصنوعی مرکز تحقیقات اسلامی مجلس، طی سخنانی الگوی حکمرانی هوش مصنوعی ایران را «تلاشی جسورانه اما پرتنش برای تلفیق رویکرد تمدنی و علمی با الزامات امنیتی و ایدئولوژیک» توصیف کرد و گفت: سرنوشت این الگو، نه صرفاً در گرو پیشرفت فنی، بلکه در گرو یافتن مسیری برای چندگانه بنیادینِ امید، خدمت‌رسانی به مردم و تبدیل فناوری قدرت به فناوری تمدن‌ساز نوین ایرانی ـ اسلامی است.

ترکیب دین و دانش محور اصلی هوش مصنوعی در ایران باشد

وی با اشاره به نقش ایران و تمدن نوین اسلامی، تهدیدها و فرصت‌های پیش‌روی کشور در عرصه هوش مصنوعی را مورد توجه قرار داد و اظهار داشت: ترکیب دین و دانش می‌تواند محور اصلی مدل حکمرانی ما در حوزه هوش مصنوعی باشد.

مینایی با تبیین نسبت تمدن نوین اسلامی با هوش مصنوعی، «هوش مصنوعی اخلاق‌مدار بر پایه ارزش‌های دینی»، «هوش مصنوعی مقاومتی و خوداتکا»، «هوش مصنوعی تمدن‌ساز» و «هوش مصنوعی گفتمان‌ساز» را از مهم‌ترین محورهای الگوی پیشنهادی حکمرانی ایران دانست و گفت: در حوزه هوش مصنوعی اخلاق‌مدار، تدوین چارچوب اخلاقی مبتنی بر فقه اسلامی و تهیه سند اخلاق هوش مصنوعی اهمیت دارد. همچنین در حوزه هوش مصنوعی مقاومتی و خود اتکا باید به توسعه فناوری‌های جایگزین در شرایط تحریم، پردازش‌های کم‌مصرف، پلتفرم‌های بومی پردازش زبان طبیعی و ایجاد شهرهای هوشمند با زیرساخت داخلی توجه شود.

 وی همچنین استفاده از هوش مصنوعی برای احیای میراث تمدنی، طراحی دستیارهای هوشمند برای فهم متون و نیز تولید محتوای هوشمند برای ترویج گفتمان مقاومت و مقابله با جنگ روایت‌ها را از دیگر الزامات الگوی تمدنی هوش مصنوعی برشمرد.

با تکیه بر هوش مصنوعی باید قدرتمندانه حاضر شویم 

مشاور مدیر حوزه‌های علمیه در امور هوش مصنوعی و فناوری اطلاعات، سناریوهای پیش‌روی ایران در افق ۱۴۱۰ را شامل «قطب منطقه‌ای هوش مصنوعی مقاومتی»، «شریک فرعی در جاده ابریشم دیجیتال»، «جزیره منزوی فناوری» و «پل ارتباطی جنوب جهانی» دانست و تصریح کرد: باید تلاش کنیم با تکیه بر دانش بومی در عرصه هوش مصنوعی قوی و قدرتمند ظاهر شویم.

 مینایی با طرح این پرسش که ایران در شرایط پیامدهای جنگ ترکیبی و تحریم‌های فلج‌کننده چگونه می‌تواند هم‌زمان با بهره‌گیری از پیشرفته‌ترین فناوری‌های هوش مصنوعی، تاب‌آوری کشور پساجنگ را افزایش داده و آن را به خاستگاه یک تمدن الهی تبدیل کند، گفت: اسناد بالادستی همچون الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت، ایران را به‌عنوان خاستگاه تمدنی جدید مبتنی بر ارزش‌های اسلامی ترسیم می‌کنند. وی افزود: مدل حکمرانی جمهوری اسلامی مدلی الهی مبتنی بر توحید و عدالت است و در این چارچوب، هوش مصنوعی ابزاری راهبردی برای تحقق حکمرانی هوشمند، ارتقای کیفیت تصمیم‌گیری‌ها و مدیریت منابع محسوب می‌شود. دکترین «جهاد دانش»، توسعه علمی و فناورانه را از سطح یک انتخاب سیاستی فراتر برده و آن را به یک تکلیف تمدنی و دینی تبدیل کرده است.

مهمترین ابزار هوش مصنوعی چیست؟

وی در بخش دیگری از سخنان خود با استناد به نظریه سوزان استرنج در اقتصاد سیاسی بین‌الملل، چهار وجه قدرت هوش مصنوعی را شامل ابعاد امنیتی، اقتصادی، ایدئولوژیک و فناورانه مورد تحلیل قرار داد و گفت: جنگ سایبری، سیستم‌های خودمختار مرگبار، انحصار داده، الگوریتم‌های اثرگذار فرهنگی و وابستگی زنجیره تأمین، مهم‌ترین ابعاد قدرت‌آفرین هوش مصنوعی در جهان امروز هستند.

سه مدل جهانی هوش مصنوعی چه قدرتی دارند

مدیر کارگروه هوش مصنوعی مرکز تحقیقات اسلامی مجلس با اشاره به الگوهای جهانی حکمرانی هوش مصنوعی، سه مدل اصلی را شامل مدل آمریکایی مبتنی بر بازار و نوآوری خصوصی، مدل چینی مبتنی بر حاکمیت سایبری و امنیت ملی و مدل اروپایی مبتنی بر حقوق بنیادین و تنظیم‌گری معرفی کرد و گفت: این مدل‌ها از نظر منطق حکمرانی، نقش دولت، سوگیری ارزشی، نقش نظامی و رهبری فناوری تفاوت‌های اساسی با یکدیگر دارند.

 وی همچنین کشورهایی مانند روسیه، عربستان، امارات و هند را از بازیگران فرعی اما تأثیرگذار این عرصه دانست و گفت: قطبی‌شدن فناورانه و چند قطبی پیچیده، ظهور هژمون جدید و حکمرانی جمعی از سناریوهای محتمل آینده جهان است؛ مسابقه تسلیحاتی هوش مصنوعی، امپریالیسم داده، شکاف هوش مصنوعی و تهدید دموکراسی از مهم‌ترین پیامدهای امنیتی و انسانی این تحولات خواهد بود.

در ادامه این نشست، محمدرضا کریمی قهرودی به‌عنوان ناقد نشست، ضمن تأکید بر ضرورت توجه به هوش مصنوعی در عرصه حکمرانی و نکات مثبت ارائه مینایی مدیر کارگروه هوش مصنوعی مرکز تحقیقات اسلامی مجلس به بیان برخی از کاستی‌ها در این ارائه اشاره داشته و بیان کرد: باید مشخص شود مسئله اصلی چیست که راهکار آن حکمرانی تلقی می‌شود و اساساً مدل حکمرانی قرار است چه مسئله‌ای را حل کند.  

تمایز میان حکمرانی، حاکمیت و مدیریت هوش مصنوعی باید متمایز باشد

وی با اشاره به ماهیت میان‌رشته‌ای هوش مصنوعی اظهار داشت: تمایز میان حکمرانی، حاکمیت و مدیریت باید به‌صورت دقیق روشن شود و مشخص گردد حکمرانی در حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی و امنیتی هوش مصنوعی چه تفاوت‌هایی دارد.  اگر الگوی مردم‌پایه مورد نظر ارائه‌دهنده صحیح باشد، باید روشن شود نقش مردم و نحوه مشارکت اجتماعی در حکمرانی هوش مصنوعی چگونه تعریف می‌شود.  

وی همچنین با تأکید بر اینکه در فضای سایبری همواره نوعی درگیری دائمی وجود دارد، تصریح کرد: در فضای سایبر، آستانه جنگ همواره برقرار است و نمی‌توان صرفاً از وضعیت «پساجنگ» سخن گفت.

 این استاد دانشگاه در ادامه به موضوع معماری نهادی حکمرانی اشاره کرد و گفت: در عصر هوش مصنوعی صرف ایجاد سازمان، تدوین سند و طراحی نهاد کافی نیست؛ چرا که فناوری‌های نوین سایبری قواعد بازی را تغییر داده‌اند و گاه ایجاد نهادهای جدید موجب افزایش پیچیدگی می‌شود. ما هوش مصنوعی را برای خودِ هوش مصنوعی نمی‌خواهیم، بلکه باید روشن شود اهداف ما از توسعه این فناوری چیست و تا چه اندازه در مسیر تحقق آن اهداف حرکت کرده‌ایم.

همچنین حجت‌الاسلام ابوالحسن حسنی، پژوهشگر حوزه سایبر، طی سخنانی با تأکید بر اینکه حکمرانی مفهومی بلندمدت و پایدار است، گفت: وضعیت جنگی و پساجنگ اقتضایی و موقت است، اما حکمرانی برای مدیریت پایدار موقعیت‌های مختلف طراحی می‌شود.

حکمرانی در سه عنصر قدرت، سیاست و نظم معنا پیدا می‌کند

 وی در ادامه افزود: حکمرانی در نسبت با سه عنصر قدرت، سیاست و نظم معنا پیدا می‌کند و هر اندازه این سه‌گانه در اختیار یک جامعه باشد، به همان میزان از حکمرانی برخوردار است.

وی با نقد مدل اروپایی حکمرانی هوش مصنوعی اظهار داشت: اروپایی‌ها عنصر قدرت را به تنظیم‌گری حقوقی تقلیل داده‌اند، در حالی که صرف استانداردسازی به معنای برخورداری از قدرت نیست.  

وی با اشاره به ضرورت نگاه موسع به مفهوم قدرت، خاطرنشان کرد: اگر ایران می‌خواهد در میان ۱۰ کشور برتر جهان در حوزه هوش مصنوعی قرار گیرد، باید نگاه محدود و مضیق به این فناوری را کنار بگذارد.  

این پژوهشگر حوزه سایبر همچنین با بیان اینکه هوش مصنوعی صرفاً یک زیرساخت نیست بلکه «شبه‌عامل» است، گفت: هوش مصنوعی دارای کنش، شناخت و نوعی شبه‌عاملیت است و به همین دلیل باید با نگاهی متفاوت نسبت به سایر فناوری‌ها مورد توجه قرار گیرد.  

وی در پایان، عدم تناسب میان شعارها و طرح‌های عملیاتی را از نقدهای اصلی ارائه مطرح کرد و افزود: وقتی از «هوش مصنوعی تمدن‌ساز» سخن می‌گوییم، باید برای آن برنامه و طرح عملیاتی مشخص نیز ارائه شود.

در این نشست، اساتید و محققان حاضر ضمن طرح سوالات و ارائه پیشنهاداتی، در مباحث شرکت کردند. /

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین اخبار