فرشاد ابراهیمپور عضو هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی، در گفتوگو با خبرنگار خانه ملت با اشاره به جایگاه زبان و ادبیات فارسی در هویت و تمدن ایرانی، بر ضرورت بازنگری در سیاستهای بودجهای، آموزشی و اشتغال این حوزه تأکید کرد و گفت: زبان فارسی صرفاً یک موضوع آموزشی یا فرهنگی نیست، بلکه بخشی از سرمایه تمدنی و ظرفیت دیپلماسی فرهنگی کشور است و باید در سیاستگذاریهای ملی با همین نگاه مورد توجه قرار گیرد.
نماینده مردم ایذه، باغملک، صیدون و دزپارت در مجلس شورای اسلامی با انتقاد از سهم محدود ادبیات در بودجه فرهنگی کشور افزود: فصل «خدمات فرهنگی» در لایحه بودجه حدود ۰.۳۶ درصد مصارف بودجه عمومی را شامل میشود؛ رقمی که با وزن تمدنی زبان فارسی تناسب ندارد. حتی در همین سهم محدود نیز ادبیات، شعر، نشر فاخر و پژوهشهای زبانی سهم قابل توجهی ندارند و اعتبارات دستگاههایی مانند فرهنگستان زبان و ادب فارسی، بنیاد سعدی و نهاد کتابخانهها نیز از نظر پایداری و تناسب با مأموریتهایشان نیازمند بازنگری هستند.
ابراهیمپور در ادامه تصریح کرد: اگر ادبیات و زبان فارسی را سرمایه ملی میدانیم، نمیتوان حمایت از آن را به ردیفهای پراکنده و برنامههای مناسبتی محدود کرد. مجلس باید برای صیانت از زبان فارسی، توسعه نشر ادبی و تقویت دیپلماسی زبانی، ردیفهای مشخص، قابل پایش و چند ساله تعریف کند تا سیاستگذاری این حوزه از حالت مقطعی خارج شود.
دانشجویان خارجی؛ ظرفیتی برای گسترش زبان فارسی
عضو کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس، آموزش زبان فارسی به دانشجویان خارجی را یکی از ظرفیتهای مغفول دیپلماسی علمی و فرهنگی دانست و اظهار کرد: ایران از شبکه دانشگاهی و مراکز آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان برخوردار است و میتواند از حضور دانشجویان خارجی برای گسترش زبان و فرهنگ ایرانی در خارج از کشور استفاده کند. هر دانشجوی خارجی که زبان فارسی را به شکل حرفهای فرا میگیرد، میتواند در آینده به یکی از پیوندهای فرهنگی ایران با کشور خود تبدیل شود، اما تحقق این ظرفیت نیازمند برنامه مشخص و منابع پایدار است.
ابراهیمپور بر ضرورت خروج این ظرفیت از تمرکز تهران تأکید کرد و افزود: باید استاندارد ملی آموزش فارسی به غیرفارسیزبانان تدوین و اجرا شود، بورسیههای هدفمند رشته زبان و ادبیات فارسی برای دانشجویان خارجی توسعه پیدا کند و پذیرش این دانشجویان در قالب یک بسته منسجم دیپلماسی علمی تعریف گردد، دانشگاههای مراکز استان نیز باید به قطبهای آموزش زبان فارسی تبدیل شوند تا ظرفیت آموزش فارسی در کشور توزیع شود و دانشگاههای خارج از پایتخت نیز در این عرصه نقش جدی داشته باشند.
چرا داوطلبان کنکور از ادبیات فاصله گرفتهاند؟
عضو هیأت رئیسه مجلس درباره کاهش استقبال جوانان از رشته زبان و ادبیات فارسی نیز گفت: نباید این مسئله را به «کمذوقی نسل جدید» نسبت داد؛ بخشی از مسئله به نگاه خانوادهها به علوم انسانی، بخشی به نبود مسیر شغلی روشن و بخش دیگری به شیوه آموزش ادبیات در مدرسه و دانشگاه بازمیگردد. وقتی ادبیات در مدرسه و کنکور به تست و محفوظات تقلیل پیدا میکند، لذت خواندن و فهمیدن متن جای خود را به تست میدهد و طبیعی است که جذابیت رشته برای دانشآموز کاهش پیدا کند.
ابراهیمپور با تأکید بر اینکه اصلاح این وضعیت باید همزمان در سه سطح محتوای آموزشی مدارس، سرفصلهای دانشگاهی و چشمانداز شغلی رشته انجام شود، یادآور شد: تا زمانی که زبان و ادبیات فارسی صرفاً به عنوان رشتهای مبتنی بر علاقه معرفی شود و نه یک حرفه و سرمایه ملی، بخشی از استعدادهای برتر به سمت رشتههایی میروند که مسیر شغلی روشنتری دارند.
ادبیات نباید فقط به معلمی محدود شود
وی با بیان اینکه بازار کار فارغالتحصیلان ادبیات نباید فقط در آموزش و معلمی تعریف شود، گفت: ویراستاری، نشر، روزنامهنگاری و رسانه، تولید محتوا، نویسندگی خلاق، نقد ادبی، پژوهش فرهنگی، آموزش فارسی به غیرفارسی زبانان، گردشگری ادبی، صنایع خلاق، ترجمه معکوس و حتی فناوریهای زبانی، ظرفیتهایی هستند که میتوانند به بازار کار این رشته متصل شوند. مسئله این نیست که هیچ ظرفیت شغلی در این حوزه وجود ندارد؛ مشکل آن است که نظام آموزش عالی مهارتهای مورد نیاز این بازار را به اندازه کافی آموزش نمیدهد و مسیر ورود سازمانیافته فارغالتحصیلان به این بخشها نیز تعریف نشده است.
وی در ادامه تأکید کرد: کشور به یک برنامه مشخص ملی برای اشتغال فارغ التحصیلان ادبیات در حوزههای غیردرسی نیاز دارد؛ برنامهای که از سطح شعار فراتر برود و آموزش دانشگاهی را به نیازهای واقعی بازار فرهنگی و محتوایی کشور متصل کند.
حقالتألیف و درآمد پایدار؛ حلقه مفقوده اقتصاد ادبیات
ابراهیمپور با اشاره به وضعیت اقتصادی شاعران، نویسندگان و پژوهشگران اظهار کرد: درآمد پایدار برای پدیدآورندگان آثار ادبی هنوز سازوکار قدرتمندی ندارد و مشکلاتی مانند پایین بودن حق التألیف، کاهش تیراژ، حمایتهای مناسبتی و ضعف بازار ثانویه آثار، امکان تداوم فعالیت حرفهای را دشوار کرده؛ اگر قرار است ادبیات به عنوان یک سرمایه ملی حفظ شود، باید برای آن اقتصاد مشخصی تعریف کنیم؛ خرید سازمانی آثار، تقویت حمایت از حق مؤلف در فضای دیجیتال، بیمه و بازنشستگی پدیدآورندگان، گرنت ترجمه، اقامتهای تخصصی و پیوند نویسندگان با صنایع خلاق میتواند بخشی از این زنجیره را شکل دهد.
عضو هیأت رئیسه مجلس در ادامه افزود: سیاست فرهنگی بدون اقتصاد فرهنگ، در نهایت به برگزاری جشنواره و توزیع جایزه محدود میشود؛ در حالی که پدیدآورنده باید بتواند از خلق اثر خود زندگی حرفهای و پایدار داشته باشد.
حمایت از استعدادها نباید با اهدای جایزه تمام شود
ابراهیمپور با تاکید بر ضرورت حفظ استعدادهای جوان اظهار کرد: شناسایی استعداد به تنهایی کافی نیست. اگر جوان مستعد پس از کشف، مسیر مشخصی برای رشد، انتشار و ورود به بازار نداشته باشد، بسیاری از این استعدادها به دلیل مشکلات معیشتی و نبود فرصت حرفهای از این حوزه فاصله میگیرند. بورسیه خلق اثر، ارتباط مستمر با استادان و نویسندگان معتبر، امکان انتشار نخستین اثر با استاندارد حرفهای، کارورزی در مؤسسات نشر و رسانه و حمایت تا مرحله ورود به بازار باید در یک زنجیره حمایتی قرار گیرد.
هوش مصنوعی؛ میدان جدید رقابت زبان فارسی
عضو کمیسیون آموزش مجلس همچنین نسبت به جایگاه زبان فارسی در فناوریهای نوین هشدار داد و گفت: آینده زبان فارسی تنها در کتاب و مدرسه رقم نمیخورد؛ این زبان باید در فضای فناوری، موتورهای جستوجو، مدلهای زبانی و ابزارهای هوش مصنوعی نیز حضور قدرتمند داشته باشد. برای تحقق این هدف به پیکرههای ملی و استاندارد زبان فارسی، دادههای باکیفیت، سرمایهگذاری دانشگاهی و مشارکت جدی نهادهای فرهنگی و علمی در طراحی ابزارهای زبانی نیاز داریم.
ابراهیمپور در ادامه تأکید کرد: دانشگاههای ادبیات نباید صرفاً به شرح و تحلیل متون کلاسیک محدود بمانند؛ زبانشناسی رایانشی، پیکرهسازی، ویرایش ماشینی و آموزش دیجیتال زبان فارسی باید به بخشی از آموزشهای جدید این حوزه تبدیل شود. اگر زبان فارسی در فناوریهای زبانی و هوش مصنوعی حضور ضعیفی داشته باشد، در آینده بخشی از تعامل نسل جدید با فناوری به زبانهای دیگر منتقل خواهد شد.
چرا ادبیات ایران سهم محدودی از بازار جهانی کتاب دارد؟
وی درباره حضور محدود آثار ایرانی در بازار جهانی کتاب نیز گفت: مسئله فقط کمبود آثار ارزشمند نیست؛ حلقه واسط میان تولید ادبی ایران و بازار جهانی هنوز به اندازه کافی شکل نگرفته است. برای حضور مؤثر در بازار بین المللی به مترجم حرفهای و مسلط به زبان مقصد، ناشر معتبر خارجی، عامل ادبی، انتخاب دقیق آثار و شناخت ذائقه بازار فراتر از مرزها نیاز داریم. ترجمه آثار فارسی به زبانهای دیگر نیز نباید صرفاً به پروژههای کوتاهمدت محدود شود.
وی در ادامه تصریح کرد: باید یک نهضت حرفهای ترجمه معکوس شکل بگیرد؛ آثار دارای ظرفیت جهانی شناسایی شوند، با مترجمان مسلط و بومی زبان مقصد ترجمه گردد، ناشران معتبر خارجی درگیر فرآیند انتشار شوند و حمایت از این آثار چندساله و زنجیرهای باشد.
گرانی نشر، تهدیدی برای تولید آثار ادبی
عضو هیأت رئیسه مجلس با اشاره به مشکلات صنعت نشر اظهار کرد: افزایش هزینه کاغذ، چاپ و تولید کتاب در کنار کاهش قدرت خرید خانوار، کتاب ادبی را بیش از گذشته از سبد مصرف خانوادهها خارج کرده است و کاهش تیراژ نیز ناشر را برای سرمایهگذاری روی آثار جدید محتاطتر میکند. مجلس میتواند با سیاستگذاری هدفمند در حوزه کاغذ، معافیتهای هوشمند، خرید پایدار کتاب برای کتابخانهها، حمایت از چاپ بر اساس تقاضا و توسعه کتابهای الکترونیکی و صوتی، بخشی از فشار موجود بر صنعت نشر را کاهش دهد. اگر این صنعت تقویت نشود، تولید شعر و داستان نیز محدودتر خواهد شد و آثار جدی ادبی به جای آنکه وارد چرخه گسترده توزیع و مصرف فرهنگی شوند، در محافل محدود باقی میمانند.
استعدادهای شهرستانی نباید برای دیدهشدن راهی تهران شوند
وی با اشاره به تمرکز امکانات ادبی در پایتخت گفت: بخش مهمی از امکانات حرفهای، ناشران، جشنوارهها و شبکههای تخصصی ادبی در تهران متمرکز شده است؛ در حالی که استعداد ادبی در شهرستانها کم نیست و مسئله اصلی، دسترسی نابرابر به فرصت رشد و دیده شدن است. برنامه ملی استعدادیابی باید بر کتابخانههای عمومی، انجمنهای ادبی شهرستانها، دانشگاههای مراکز استان و آموزش و راهنمایی از راه دور استوار شود تا استعدادهای جوان برای ادامه مسیر حرفهای الزاماً مجبور به مهاجرت به تهران نباشند.
دانشگاه باید با بازار جدید ادبیات ارتباط بگیرد
ابراهیمپور با تاکید بر ضرورت بازنگری در سرفصلهای دانشگاهی گفت: حفظ میراث ادبی و متون کلاسیک یک ضرورت است، اما آموزش دانشگاهی باید همزمان با تحولات بازار کار نیز حرکت کند. دانشجوی ادبیات باید در کنار متون کهن، مهارتهایی مانند ویرایش، نویسندگی، نقد رسانهای، آموزش زبان فارسی به عنوان زبان دوم، سواد دیجیتال و تجربه عملی در نهادهای فرهنگی و رسانهای را نیز فرا بگیرد.
گسست نسل جوان از شعر را نباید بیعلاقگی دانست
عضو هیأت رئیسه مجلس درباره کاهش ارتباط بخشی از نسل جوان با شعر نیز اظهار کرد: ذائقه نسل جدید تغییر کرده است، اما مسئله فقط تغییر ذائقه نیست؛ شیوه عرضه شعر نیز باید متناسب با این تغییرات باز طراحی شود. اگر اشعار در قالبهای زنده، اجرایی، چندرسانهای و متناسب با زیست روزمره نسل جدید عرضه شود، امکان برقراری ارتباط بیشتری با مخاطب جوان خواهد داشت. حافظ و مولانا همچنان ظرفیت ارتباط با نسل جدید را دارند، اما شیوه انتقال این میراث باید متناسب با زبان و ابزارهای ارتباطی امروز باشد.
ادبیات میتواند بخشی از اقتصاد فرهنگ کشور باشد
ابراهیمپور در پایان با تأکید بر اینکه زبان و ادبیات فارسی میتواند از یک موضوع صرفاً فرهنگی به یک ظرفیت اقتصادی و تمدنی تبدیل شود، گفت: آموزش فارسی به خارجیان، گردشگری ادبی در شهرهایی مانند شیراز، نیشابور، توس و تبریز، نشر و ترجمه، صنایع خلاق و تولید محتوای دیجیتال، همگی ظرفیتهای اقتصادی قابل توجهی دارند. شرط استفاده از این ظرفیتها، داشتن سیاست یکپارچه است. باید زبان فارسی را فقط یک درس مدرسه یا موضوعی مناسبتی نبینیم؛ زبان فارسی میتواند در دیپلماسی فرهنگی، آموزش بینالمللی، فناوری، گردشگری، نشر و صنایع خلاق نقشآفرینی کند و در این صورت علوم انسانی از یک حوزه صرفاً آموزشی به یکی از مؤلفههای قدرت فرهنگی و ملی کشور تبدیل خواهد شد./
پایان پیام

نظر شما